14 - 10 - 2007

بخش چهارم
خليل زاد کيست؟

در خارج از آمريكا محافظان او با عينكهای دودی ، بیسيم و اسلحههای
خودكار بر كمر همراهی اش میكنند. هرجا كه او و محافظانش ظاهر میشوند
حاضران فوری پی میبرند كه اين مرد دستی در قدرت دارد. چهره تيره و شيك
پوشی او در نگاه اول يكی از روسای مافيا را در ذهن تداعی می كند.
زلمی خليل زاد كه ٥١ سالگی را پشت سرگذاشته كسی است كه در واشنگتن از
او به عنوان حلال مشكلات ياد می شود.
با آشنايی اش به زبانهای منطقه و با شناختی كه از آن ناحيه دارد و نيز
با درك سياسی يی كه با آموزشهای مبتنی بر انديشههای نظامی و
استراتژيك پرورش يافته خليل زاد اينك به شخصيت مورد اتكای واشنگتن در
غرب آسيا بدل شده است. با اين همه ، بارها پيش آمده كه وی در اجرای
ماموريتها نظر خود را عوض كرده وسياستهای متفاوتی در پيش گرفته است.
وصدالبته در اين ماموريتها چه به عنوان فرستاده ويژه و چه به عنوان
مشاور يا ديپلمات هميشه هم كارنامه موفقيت آميزی نداشته است ، ولی با
اين وجود نفوذ و تاثير او به جای كاهش پيوسته رو به فزونی داشته است. و
بعد از آن كه مقدمات كار را در افغانستان فراهم آورد وآينده عراق است
كه به تصميمات او گره خورده است.
با راه يافتن جورج دبليو بوش به كاخ سفيد در ٢٠٠١ خليل زاد ماموريت
يافت كه در وزارت دفاع سازماندهی انتقال امور به وزير جديد (دونالد
رامزفلد) و همكاران وی را سازماندهی كند. او بعدتراز سوی بوش به رياست
بخش آسيای مركزی و خليج فارس در شورای امنيت ملی آمريكا گمادره شد.
رياست اين شورا را كونداليزا رايس به عهده داشت كه وی نيز از ديگر
چهرههای شاخص محافل نومحافظه كار آمريكاست. در پی ترورهای ١١ سپتامبر
خليل زاد به پرنفوذترين شخصيت مسلمان و غيرآمريكايی نسب در دستگاه
رهبری آمريكا بدل گشت. با سقوط طالبان شكل دهی به ساختار سياسی موقت
افغانستان مطابق با طرحهای آمريكا به اولين آزمون بزرگ بدل شد. شيوه
برخورد وی در جريان لويه جرگه كه تعيين رييسی برای دولت انتقالی از
وظايف اصلی آن بود اما نشان داد كه هميشه هم از ظرافت و شم سياسی لازم
در تشخيص به موقع چالشها و ايجاد پل ميان مواضع و منافع متفاوت
برخوردار نيست و در پيشبرد سياستهای مورد نظر آمريكا گه گاه از تحكم و
بیاعتنايی علنی و زننده به مصالح و انتظارات ديگران نيز ابايی ندارد.
خليل زاد از جمله دير متوجه شد كه ظاهرشاه نيز درصدد است خود را برای
رياست دولت موقت نامزد كند. اين امر میتوانست شانس كرزی كه گزينه اول
واشنگتن برای اين مقام بود را تنزل دهد. از اين رو خليل زاد برای منصرف
كردن ظاهرشاه از اين نامزدی حتی يك روز برگزاری لويه جرگه را به تاخير
انداخت و پيش از آن كه شاه سابق خود انصراف خويش را اعلام كند اين خليل
زاد بود كه خبر از شركت آتی وی در يك مصاحبه مطبوعاتی و اعلام انصراف
از اين نامزدی داد. در جريان لويه جرگه نيز،خليل زاد گهگاه آشكارا به
دخالت در روند بحثها و تصميم گيریها میپرداخت و آنها را به مسير
مورد نظر خود هدايت میكرد.
خليل زاد مردی است كه ماموريت دارد طرحهای سياسی واشنگتن در منطقه
ميان پامير و مديترانه رابه اجرا درآورد.او چند ي
پيش در صلاح الدين (كردستان عراق) به عنوان تعيين كننده وضعيت سياسی
عراق پس از صدام ،به نيروهای اپوزيسيون اعلام كرد كه جايگاه شان در
دولت آينده عراق كجاست: محروميت از مصادر مهم حكومتی ، اما احراز
صندلیهای لژ در ميان تماشاگران يا به عبارت ديپلماتيك : نقش مشورتی
برای زمامداران موقت آمريكايي.
نقش واسطه ميان اين مشاوران و زمامداران جديد را هم خود خليل زاد بازی
كرد. او برای اين انجام اين وظيفه از بهترين شرايط برخوردار است.
خليل زاد گرچه اصل و نسب پشتون دارد ولی خود در مزارشريف يعنی در بخش
ازبك نشين افغانستان زاده شده است. پشتونها در اين منطقه همچون
نمايندگان پادشاه افغانستان به شمار میرفتند. خليل زاد كودكی و جوانی
را در كابل به سرآورد و در همين جا هم با زبان انگليسی آشنا شد. در
سالهای دهه هفتادوقتی كه او در دانشگاه آمريكايی بيروت تحصيل میكرد
به هواداری از آرمان فلسطينيان روی آورد. بعدتر او برای ادامه تحصيل به
شيكاگو (آمريكا) رفت. دانشگاه شيكاگو سنتا زير نفود محافل راست آمريكا
بوده است و خليل زاد نيز به هنگام تحصيل در اين دانشگاه به سوی اولين
محافل نئوكنزرواتيو آمريكا گرويد كه اينك قدرت را در واشنگتن را در دست
دارند.
خليل زاد درآمريكا با نويسنده پرخواننده و فمينيست اتريشی تبار يعنی
شريل بنارد آشنا شد و با او پبوند زناشويی بست.
سال ١٩٧٩، زمانی كه وی تحصيل دكترای خود را به پايان برد افغانستان به
لشکرکشي شوروی مواجه شد. خليل زاد در آمريكا باقی ماند و به تدريس در
دانشگاه كلمبيا (نيويارك) مشغول شد و همزمان به صف هواداران زبگنيو
برژنيسكی پيوست. برژينسكی به عنوان مشاور امنيت ملی آمريكا در زمان
جيمی كارتر استراتژیهايی برای مهار كمونيسم بين المللی طراحی كرد و
نهايتا اين تئوری را پيش نهاد كه ايالات متحده در چهارچوب تحكيم موقعيت
بين المللی خود و نيز به سبب نيازهای نفتی اش بايد كنترول آسيای مركزی
را در دست بگيرد. خليل زاد كه اوايل دهه ١٩٨٠ به تابعيت آمريكا درآمد
به سبب آگاهی و آشنايی اش با امور افغانستان برای هر دولتی در واشنگتن
فردی باارزش تلقی میشد.
اما بويژه اين تعلق فكری خليل زاد به محافظه كاران بود كه راه او را برای ورود به درون دولت ريگن هموارنمود. در سال ١٩٨٤ يعنی در دورانی كه جرج شولتز وزارت خارجه آمريكا را به عهده داشت خليل زادبرای مدت يكسال به عضويت شورای طرح پلان اين وزارت خانه درآمد. رياست اين شورا را پاول ولفويتز به عهده داشت كه معاون رامز فلد ، وزير دفاع بود.
خليل زاد در آن زمان با سلسله مقالات و متنهايی كه در باره افغانستان منتشر كرده بود ديگر كم و بيش در ميان محافل رسمی آمريكا چهره شناخته شدهای به شمار میآمد.او هوادار كمكهای شديدآمريكا به مجاهدين در رويارويی با نيروهای شوروی بود و كوشيد تا از طريق سازمان امنيت پاكستان اسامه بن لادن را نيز در اين راه ، يعنی جنگ عليه نيروهای شوروی در افغانستان ياری دهد.
به نوشته روزنامه واشنگتن پست خليل زاد به گروهی تعلق داشت كه ريگن را
برای تحويل راکتهاي استينگر به مجاهدين زير فشار گذاشت. بعدتر دولت
آمريكا از بيم آنكه اين راکتها به دست نيروها يا كشورهای مخالفش
بيفتدبه بازخريد و جمع آوری آنها دست زد.
همچنان شركت نفتي
Unocal درسال
١٩٩٧ به مذاكرهای با طالبان وارد شد كه هدف آن ايجاد خط لولهای بود
كه میبايست گاز تركمنستان را از طريق افغانستان به سواحل پاكستان
برساند. اين پروژه مورد حمايت خليل زاد بود و وی خود در اين رابطه با
مقامات ارشد طالبان نيز به گفتگو نشست. خليل زاد به طالبان به عنوان
نيرويی نگاه میكرد كه بينادگرايی اش از ايران كم خطرتر است و قادر است
صلح و ثبات را به افغانستان بازگرداند. او در مقالهای كه در توصيف
طالبان انتشار داد از جمله نوشت: آنها در صدد متحقق كردن يك
بنيادگرايی آمريكاستيز بسان ايران نيستند. آمريكا بايد آمادگی آن را
داشته باشد كه رژيم آنها را به رسميت بشناسد وكمكهای انسانی به آن
ها اعطا كند.
يك سال بعد با حمله راکتي آمريكا به مقرهای بن لادن در افغانستان كه در پی انفجار سفارت خانههای ايالات متحده در كنيا و تانزانيا صورت گرفت خليل زاد نيز موضع دفاع از طالبان و همكاری با رژيم آنها را رها كرد. خليل زاد در همين ايام از چهرههای اصلی گروه نومحافظه كار تازه تاسيسی به نام - پروژه قرن آمريكای جديد Project for the New American Century بود كه از جمله در سال ١٩٩٨ در نامهای به بيل كلينتون خواهان آن شد كه آمريكا بدون توجه به رای و آراء سازمان ملل و با توسل به نيروی نظامی حكومت صدام حسين را براندازد.
اين نامه كه اينك مضمون آن در حال به اجرا درآمدن است علاوه بر خليل زاد كسانی همچون ولفوويتس ، دونالد رامز فلد ، و مشاور ارشد وی يعنی ريچارد پرل نيز آن را امضاء كرده بودند.
روزنامه آمريكايي نيويارك تايمز، در گزارشي نوشته است كه برخي سفراي كشورهاي عضو سازمان ملل ميگويند، زلمي خليل زاد، همان -دم هواي تازه اي- بود كه آمريكا به آن نياز داشت. در اين گزارش با تمجيد غير معمولي از خليل زاد، به نقل از يكي از ديپلماتها نوشته است كه در يك سفر به شوراي امنيت، به گونهاي با خليل زاد، رابطه نزديك برقرار كردم كه يك كودك در يك اردوگاه تابستاني با كودكي ديگر دوست ميشود. به نوشته اين روزنامه، سفير ديگري مي گويد، در حالي كه هيچكس تا آخر با سياستهاي آمريكا مخالف نيست، ولي از اينكه هماكنون اين سياستها به صورتي حساس مطرح ميشوند، بسيار خرسندم.
خليل زاد كه پيش از اين سفير آمريكا در افغانستان و عراق بود، از چند ي پيش كه به سمت سفير آمريكا در سازمان ملل منصوب شد، بشدت مورد استقبال قرار گرفته است و دليل آن نيز اين است كه نحوه برخورد او با ديگران با جان بولتون سفير سابق آمريكا در سازمان ملل بسيار متفاوت است. ادوارد لاك استاد امور بينالملل در دانشگاه كلمبيا كه بيش از سه دهه مسايل سازمان ملل را دنبال كرده است، با اشاره به اينكه در سطح بينالمللي اظهارات بسيار خوبي را از سفراي مختلف در مورد خليل زاد شنيده است، اظهار داشت:
ما نميتوانستيم اين اندازه روش متضاد داشته باشيم. همه آنها همچنين به بولتون اشاره ميكنند و ميگويند خليل زاد تسكيني بر روش قديمي است كه بسيار موعظهگرانه بود.
خليل زاد كه تقريبا با همان مسايلي مواجه است كه بولتون با آنها مواجه بود، (دارفور، ايران، لبنان، خاورميانه و مديريت در سازمان ملل متحد)، بيشتر بر اعتماد خود بر قدرت ديپلماسي شخصي تاكيد مي كند و معتقد است كه ميتوان از طريق آن به نتايج بهتري دست يافت.
به گفته خليل زاد، ما بايد سختتر تلاش كنيم تا مواضع خود را تشريح كنيم، زيرا هماكنون بياعتماديهاي زيادي وجود دارد و هماكنون وضعيتي وجود دارد كه پس از آنكه آمريكا چيزي بخواهد، تعداد زيادي از كشورها بلافاصله مظنون ميشوند و انگيزههاي ما را مورد سئوال قرار ميدهند. خليل زاد ۵۶ساله، دوست دارد كه خود را به عنوان يك معاملهكننده و يك ميانجي توصيف كند كه علاقهمند است به ديگران گوش دهد و به ديدگاههاي كشورهاي كوچك احترام بگذارد.
او در نخستين روز آغاز ماموريت خود در سازمان ملل، اظهارداشت: من يك حلكننده مشكلات هستم، و در روز بعد به همراه ديگر سفراي شوراي امنيت، در يك ماموريت سه روزه به كوزوو و صربستان سفر كرد.
هفته پس از آن نيز به هنگام پذيرفتن سمت رياست شوراي امنيت براي ماه مه، در اقدامي غير معمول، تمامي فرستادگان و همسران آنها را براي يك مراسم مهماني دعوت كرد.
خليل زاد با اشاره به اينكه سعي كرده است، رابطه دوستانهاي با همكاران خود ايجاد كند، اظهارداشت من سعي كردهام نوعي حس اطمينان بوجود آورم. من خود را هم سطح آنها قرار ميدهم و آنها را تحقير نميكنم، حتي اگر ما اختلاف نظر هم داشته باشيم، ما اين كار را بايد به صورتي انجام دهيم كه ناپسند نباشد.
خليل زاد كه يك افغاني الاصل است و در لبنان تحصيل كرده است، به پنج زبان آسياي ميانه تسلط دارد و معتقد است كه ظاهر و زبان انگليسي او كه داراي لهجه بخصوصي است به وي اين امتياز را مي دهد كه بخصوص در ارتباط با فرستادگان كشورهاي در حال توسعه كه سياستهاي آمريكا را با ترديد مينگرند، رابطه بهتري برقرار كند. وي در سخنراني خود در مراسم شامي كه با حضور سفراي سازمان ملل برگزار شد، به نقل شعري از مولاناي روم شاعر قرن ۱۳ دريزبان پرداخت و به دوستي خود با لخدار براهيمي وزير امور خارجه سابق الجزاير كه در سازمان ملل متحد مورد احترام است و از منتقدان شديد جنگ عراق است اشاره كرد.
شرايط در دفتر نمايندگي آمريكا در سازمان ملل متحد نيز كاملا تغيير كرده است. يكي از مقامات آمريكايي كه هم با بولتون و هم با خليل زاد از نزديك همكاري كرده، مي گويد:
خليل زاد داراي سبكي كاملا متفاوت با بولتون است. وي كه خواست نامش فاش نشود اظهار داشت، خليل زاد بيتشريفات و فراگير است و برخلاف بولتون اصلا مرموز و سلسله مراتبي نيست. يكي ديگر از مقامات دفتر نمايندگي آمريكا كه او نيز خواست نامش فاش نشود، گفت: براي خليل زاد فرقي نميكند كه افسراني كه با او مذاكره ميكنند ، تنها داراي سه سال سابقه كاري هستند يا ۱۸سال تجربه، او تنها به دنبال ارتباط مستقيم با كارشناسان خود است و به دنبال مطالعه خلاصه ديدگاه كارشناسان نيست.