دوشنبه، ۱۹ نومبر ۲۰۰۷

بخش هشتم
ناتو در افغانستان
اوضاع افغانستان و افزايش تلفات انساني و خسارتهاي مالي آن، آمريكا و متحدانش از جمله ايتاليا و آلمان را نگران كرده است. با وجود اينكه توجه وسايل اطلاعرساني غرب به ناكاميهاي دخالت آمريكا در عراق جلب شده است، اما افزايش تلفات جاني و مالي نيروهاي غربي مستقر در افغانستان نيز حاكي از اين است كه اگر چه شكست نيروهاي آمريكايي در عراق تقريبا غير قابل ترديد است، اما امكان كسب موفقيت و يا پيروزي در افغانستان نيز براي غرب بعيد به نظر ميرسد.اين در حالي است كه آمريكا از احتمال خروج نيروهاي ايتاليايي و آلماني كه شمار تلفات آنان در افغانستان افزايش يافته است، نگران است.
علاوه بر اين، افزايش تعداد تلفات غير نظاميان درکشور ناشي از بمباران وحشيانه توسط نيروهاي آمريكايي است. اكنون بيشتر مردم آلمان دولت خود را براي خروج نيروهاي اين كشور از افغانستان كه تعدادشان سه هزار نفر است، تحت فشار قرار دادهاند، زيرا آنان بر اين باورند كه مشاركت نيروهاي آلماني در اين جنگ نه تنها ارزشي ندارد، بلكه نتايج كاملا برعكسي داشته است.
زيرا يك گروگان آلماني به دست طالبان كشته شد و يك گروگان ديگر نيز در معرض سرنوشت مشابهي قرار دارد.علاوه بر ناامني مناطق مخلتف افغانستان موضوع مهم ديگر افزايش چند برابري ميزان توليد مواد مخدر در سالهاي اخير است. بنابر گزارشهاي آمريكاييها طالبان بر اين پديده كه ميليونها دالر براي آن گروه درآمد دارد، تسلط دارد. طالبان از درآمدهاي ناشي از فروش مواد مخدر براي خريد اسلحه و تامين مالي جنگ بر ضد نيروهاي غربي استفاده ميكند. در اين شرايط، آمريكا با دو شكست واقعي رو به رو است كه عبارتند از: شكست در عراق و ديگري در افغانستان. اما اوضاع آمريكا در عراق و افغانستان يك تفاوت اساسي دارد.
به اين معني كه اگر واشنگتن در اقدامي احمقانه دست به توسعه جنگ در جبهه ديگر يعني عراق نميزد، پيروزي آن كشور در افغانستان تقريبا حتمي بود.
به دنبال حملات 11 سپتامبر سال 2001 در نيويارك، آمريكا به منظور سركوبي عاملان اين حمله، تهاجمي را عليه افغانستان با هدف سركوبي اعضاي القاعده و طالبان به انجام رساند كه سرانجام اين حمله سقوط رسمي دولت طالبان بود اما اين سقوط به منزلهي پايان كار طالبان در افغانستان نبود؛ چرا كه از آن زمان تاكنون نيروهاي ائتلافي به رهبري آمريكا به مبارزه براي ريشهكني طالبان و القاعده در افغانستان مشغولند كه گويا با توجه به گزارشهاي اخير از اوضاع امنيتي در اين كشور جنگ زده نه تنها هيچ نشاني از پيشرفت در ريشهكني طالبان وجود ندارد، بلكه علائمي از قوت گرفتن اين گروه در اين كشور بحرانزده نيز وجود دارد. در اين ميان با وجود مشاركت ائتلاف ناتو دراين عرصه و كمك به نيروهاي ائتلافي در انجام يك تعداد ماموريتها با هدف برقراري امنيت و بازسازي اين كشور جنگ زده و مبارزه با كشت مواد مخدر كه از ديرباز مشكل عمدهي اين كشور بوده است، پيشرفتهايي كه از اين نيروهاي خارجي در افغانستان انتظار ميرفت، حاصل نشده و هماكنون اكثريت مردم اين كشور همچنان با بحرانهاي ناشي از عدم امنيت و اوضاع وخيم اقتصادي دست به گريبانند و اين درحالي است كه آمريكا و متحدان غربياش سعي در متقاعد كردن افكار عمومي در جهت مشروعيت بخشيدن به اقداماتشان در اين كشور دارند؛ اقداماتي كه اغلب به قيمت از دست رفتن جان بسياري از زنان، كودكان و غيرنظاميان بيگناه اين كشور تمام ميشود و در عين حال سكوت جامعهي بينالمللي درخصوص اين اقدامات نيز زخم ديگري را بر پيكرهي مردم رنج كشيدهي اين كشور وارد ميآورد . همزمان با چهارمين سال احراز فرماندهي نيروي همكاري امنيت بينالمللي (ايساف) از سوي ناتو در افغانستان اوضاع اين كشور همچنان ناآرام است و مشكلات امنيتي اين كشور در كنار ديگر مشكلات موجود، آيندهي روشني را براي ملت زجر ديدهي افغانستان و بزرگترين ماموريت ناتو مجسم نميكند.
گسترش فعاليتهاي ناتو بعد از حملات يازده سپتامبر افزايش يافت. پس از اين حملات بود كه اصلي در منشور ناتو مقرر شد كه بر اساس آن حمله به هر كشوري از اعضاي ناتو حمله به تمام كشورهاي عضو ناتو محسوب شد. علاوه بر افزايش مشاركت ناتو در عرصههاي بينالمللي اين ائتلاف در 16 اپريل سال 2003 توافق كرد تا فرماندهي نيروي همكاري امنيت بينالمللي (ايساف) را در افغانستان بر عهده بگيرد.
اين تصميم به درخواست آلمان و هالند، دو كشوري كه ايساف را در زمان حصول اين توافقنامه در افغانستان فرماندهي ميكردند، اتخاذ شد و نوزده نمايندهي ناتو به اتفاق آراء با آن موافقت كردند . واگذاري ادارهي ايساف به ناتو در سال 2003 به انجام رسيد و بدين ترتيب براي اولين بار در تاريخ ناتو ماموريتي خارج از محدودهي كشورهاي عضو ناتو رقم خورد .ناتو در سال 2004 حكمت ستين، وزير ناتو در تركيه را به عنوان نمايندهي عاليرتبه غير نظامي در افغانستان برگزيد. ستين در ابتدا مسوول پيشبرد جنبههاي نظامي – سياسي تعهدات اين ائتلاف در افغانستان بود.
نيروي به رهبري ناتو در سال 2006 اكثريت سربازانش را از كانادا، انگليس، تركيه و هالند تشكيل داد كه مسووليت عملياتهاي نظامي در جنوب افغانستان را از نيروي ائتلافي ضد تروريسم به رهبري آمريكا گرفت . ايساف در راستاي بخشي از عمليات آزادي پايدار در سال 2006 نيروهاي خود را جايگزين سربازان آمريكايي در جنوب افغانستان كرد . قطعه شانزدهم حملهي هوايي انگليس كه بعدا با پشتيباني تفنگداران سلطنتي انگليس تقويت شدند، هستهي مركزي اين نيروها در اين منطقه را به همراه سربازان و هلي كوپترهاي استراليا، كانادا و هالند تشكيل داد . فعاليتهاي ناتو در سال 2006 در جنوب افغانستان بر تشكيل تيمهاي بازسازي ولايتي به رهبري انگليس در هلمند متمركز بود و هالند و كانادا نيز اين ماموريت مشابه را در ارزگان و قندهار به انجام رساندند . شخصيتهاي محلي طالبان مخالفتشان را با اين نيروها اعلام كردند و متعهد شدند تا مقاومت كنند . همزمان با آغازعملياتهاي گستردهي ناتو براي سركوبي شبهنظاميان طالبان در سال 2006، جنوب افغانستان به صحنهي شديدترين خشونتها در اين كشور از زمان سقوط نيروهاي طالبان در سال 2001 بدل شد . در اين مدت فرماندهان هالندي، كانادايي و انگليسي عملياتهاي ناتو را رهبري كردند . فرماندهان ناتو چندين عمليات را با نامهاي عمليات ضربه كوهستاني، عمليات مدوسا و عمليات خشم كوهستان و اوج فالكون با هدف ريشهكني طالبان رهبري كردند . مبارزات نيروهاي ناتو در نيمه دوم سال 2006 قوت بيشترگرفت .
ناتو در اين زمان در حصول پيروزيهايي تاكتيكي بر طالبان موفق عمل كرد، اما نتوانست طالبان را به طور كامل شكست دهد و هم اكنون نيز عملياتهاي ناتو در اين كشور جنگ زده ادامه دارد . ماموريت اصلي ناتو به عنوان يك مولفهي كليدي در فعاليتهاي جامعه بينالمللي در افغانستان، كمك به مقامات اين كشور جنگ زده در تامين امنيت و ثبات و هموار كردن مسير براي بازسازي و ادارهي موثر امور تعيين شد.
ياپ دوهوپ شفر، سکرترجنرال ناتو دربارهي ماموريت اين ائتلاف در افغانستان گفت: اين ماموريت يكي از چالش برانگيزترين ماموريتهايي است كه ناتو بر عهده گرفته، اما اين ماموريتي است كه براي برقراري امنيت بينالمللي بسيار حايز اهميت است . شفر ماموريت ناتو در افغانستان را اينطور عنوان كرد: هدف اين ائتلاف كمك به ايجاد شرايطي است كه در آن افغانستان ميتواند پس از چندين سال خشونت و تخريب و فقر، از داشتن دولتي پاسخگو و صلح و امنيت برخوردار شود.
ناتو با داشتن بيش ازهزار نيرو در افغانستان به مقامات اين كشور كمك ميكند تا اقتدار و نفوذشان را در سراسر اين كشور گسترش دهند و شرايطي را براي برقراري ثبات و بازسازي اين كشور فراهم كنند.
نماينده غير نظامي برجستهي ناتو مسوول پيشبرد جنبههاي تعهدات نظامي سياسي اين ائتلاف به افغانستان است و از نزديك با ايساف و دولت افغانستان و سازمانهاي بينالمللي ديگر همكاري و با كشورهاي همسايهي افغانستان نيز تماس برقرار ميكند . ماموريت سوم ناتو تمركز بر اصلاحات دفاعي ساخت تاسيسات دفاعي و جنبههاي نظامي برنامهي اصلاح بخش امنيتي كشور است.
اما با وجود تمام اهداف تعيين شده براي ناتو و نيروهاي خارجي ديگر در افغانستان از آنجاييكه اهداءكنندگان غربي ابتدا تمركزشان را بر دستيابي به اهداف نظامي معطوف كردهاند، كارشناسان در اين كشور شانس كمي را براي خروج مردم از بحرانهاي اقتصادي كه با آن دست به گريبانند، پيشبيني ميكنند . اين نگرش اهداءكنندههاي غربي، تغييراتي را در تمركز بر رشد اقتصادي و بازسازي اين كشوربه وجود آورده است.
كرزي اغلب شكايت كرده كه كشورهاي غربي به وعدههايشان براي بازسازي افغانستان عمل نكردهاند. اما بعيد به نظر ميرسد اين اظهارات كشورهاي غربي را متوجه بياعتنايي آنها به بازسازي افغانستان كند.
امنيت در حومههاي شهرهاي بزرگ افغانستان رو به وخامت است و هم اكنون اين اوضاع در مناطق شهري اصلي نيز حكم فرما شده است . گزارشهاي اخير از اوضاع امنيتي افغانستان از گسترش خشونتها در جنوب اين كشور و سرايت آن به شمال و غرب ودرپايتخت حكايت دارد .
كارشناسان هم چنين به افزايش عملياتهاي انتحاري در كابل اشاره دارند. عملياتهاي نظامي ادامهدار نيروهاي ائتلافي عليه طالبان در جنوب اين كشور تنها به موفقيتهاي محدودي رسيده است و اين در حالي است كه طالبان هم از لحاظ قوا و هم از لحاظ تعداد به رشد قابل توجهي رسيده است . نيروهاي ناتو و ائتلافي هم چنين در حملات اخيرشان عليه طالبان با انتقاد شديد دولت اين كشور در خصوص افزايش تلفات غير نظاميان نيز روبرو شدند و كرزي اخيرا نيروهاي خارجي را به انجام حملات بيملاحظه متهم كرده كه در آن بسياري از غير نظاميان قرباني شدهاند.
در حالي كه روند بازسازي افغانستان هم چنان از انتظارات فاصلهي زيادي گرفته، بعيد به نظر ميرسد اوضاع و شرايط عادي زندگي به اين زوديها در افغانستان حاكم شود . در گزارش اخير بانك توسعهي آسيايي آمده است كه ميزان پول پرداختي قدرتهاي غربي براي هرافغان بسيار كمتر از ميزان مبلغ پرداختي آنها در كشورهاي جنگ زدهي ديگر است . اغلب بودجههاي خارجي صرف ساخت مدارس و سيستمهاي آموزشي شده كه آن هم تنها به كابل و ولايات كليدي معطوف شده است و بسياري از دانش آموزان هم چنان در فضاي بازودرخيمه به درس خواندن مبادرت ميكنند . كارشناسان امداد رساني بينالمللي در بازسازي افغانستان اعلام كردند، اوضاع امنيتي همچنان اصليترين مانع در بازسازي اين كشور است.
آمريكا به عنوان بزرگترين كمك كنندهي مالي به افغانستان 1.37 ميلياد دالر در سال مالي جاري به اين كشور اختصاص داده كه اين پول نيز صرف مساعدتهاي نظامي به منظور اجراي اهداف نظامي ميشود . اختصاص بودجه براي بازسازي و توسعهي جوامع تنها پس از صرف هزينه براي حصول اهداف نظامي در افغانستان صورت ميپذيرد . كارشناسان ميگويند، كمي پس از سقوط طالبان تنها برخي عملياتهاي محدود بازسازي آغاز شد و در همان سطح باقي ماند.
اوضاع امنيتي در افغانستان به گونهاي است كه مجلهي نيوزويك در گزارشي به تجديد قواي طالبان در اين كشور پس از گذشت شش سال از سقوط آنها اشاره كرده و در اينباره مينويسد: با گذشت چند سال از اعلام سقوط طالبان و عملياتهاي فراوان نيروهاي ائتلافي و ناتو و اردوي ملي براي ريشهكني كامل آنها اكنون براي مشاهدهي اعضاي طالبان لازم نيست حتي از كابل خيلي فاصله بگيريد.
اكنون به راحتي ميتوان اعضاي طالبان را از نوجوان گرفته تا مرد پنجاه پنج ساله در حومهي تمامي شهرهاي بزرگ افغانستان مشاهده كرد . يكي از فرماندهان محلي طالبان ميگويد، اعضايش به انواع سلاحهاي كلاشنيكف و راکتهاي دستي مجهزند . مقامات ناتو نيز ميگويند، به نظر ميرسد طالبان با مساعدت قاچاقچيان مواد مخدر و كمكهاي مالي آنها از نظر مالي هيچ مشكلي ندارند . نظاميان طالبان در هر روز پنج دالر دريافت ميكنند كه اين رقم دو برابر مبلغي است كه نيروهاي اردوي ملي دريافت ميكنند.
به دليل عدم نيروي كافي پوليس در افغانستان كرزي مجبور شده طرحي را تصويب كند كه بر اساس آن به جنگ سالارهاي محلي كه اغلب قاچاقچي هستند، اجازهي بازسازي مليشه هاي خصوصيشان داده شده است و اين اقدام در حالي صورت ميگيرد كه مقامات سازمان ملل سه سال تلاش كردهاند تا شبه نظاميان غير قانوني موجود در اين كشور جنگ زده را برچينند . فرمانده برجستهي ناتو اخيرا اعلام كرد: متاسفانه افغانستان هم اكنون در مسير تبديل شدن به يك كشور مواد مخدر است.
مقامات آمريكايي نيز اخيرا در گزارشي اعلام كردند كه افغانستان با ثبت ركورد ديگري در برداشت خشخاش در سال جاري جايگاه خود را به عنوان تنها منبع يكهتاز تامين ترياك در جهان تثبيت كرده است . تام شويچ، از مقامات عالي رتبهي وزارت خارجهي آمريكا درامور مبارزه با توليد قاچاق مواد مخدر اظهار داشت: افغانستان در حال حاضر نزديك به 95 درصد تمام مواد مخدر جهان را تامين ميكند.
اين در حالي است كه دولت آمريكا و دونالد رامسفلد، وزير دفاع سابق و ديگر مقامات عاليرتبهي آمريكا در سخنرانيهايي اعلام كرده بودند كه طالبان و القاعده ريشهكن شدهاند. انتخابات پارلماني و رياست جمهوري دموكراتيك برگزار شده و بيش از سه ميليون آواره به كشورشان بازگشتهاند و 1.75 ميليون دختر در مدارس به تحصيل علم پرداختهاند . اما حقيقت اين است كه پس از گذشت شش سال از حملهي آمريكا به افغانستان، اكثر خبرهاي خوب تنها به كابل معطوف ميشود و اكثر بخشهاي افغانستان هم چنان مناطق مغموم به حساب ميآيند . همچنين اوضاع امنيتي در افغانستان اكنون از بحران ديگري حكايت دارد كه به مسالهي روز در اين كشور بدل شده و هر روز در اخبار و رسانهها گزارشهايي از آن شنيده ميشود؛ اين موضوع چيزي نيست به غير از گروگانگيري اتباع داخلي و خارجي . طالبان اكنون در افغانستان به شكلي قدرت گرفته كه سعي دارد با گروگان گرفتن اتباع خارجي دولتهاي خارجي مشاركت كننده در افغانستان را ملزم به خروج از اين كشور كند. اين نظاميان با استفاده از اين روش بر دولت افغانستان فشار آوردهاند تا به درخواستهايشان عمل شود.
همچنان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو ) از استراتژی مبارزه با طالبان به مذاکره روی آورده است . کلاودیه فاس ، سخنگوی ناتو در افغانستان از آمادگی این سازمان برای گفتگو با طالبان خبرداد.
وی افزود که اگر دولت افغانستان گفتگو با طالبان را به عنوان راهی برای کاهش خشونت ها تشخیص دهد ، ناتو از این اقدام استقبال خواهد کرد . سخنگوی دولت کرزی نیز اعلام کرد که از بازگشت طالبان پشیمان استقبال می کند. وی با اشاره به موضع رسمی دولت افغانستان تاکيد کرد که راه برای بازگشت نیروهایی از طالبان که قانون اساسی را بپذیرند ، باز است.
درماه می گذشته مجلس سنای افغانستان طرحي را تصویب کرد که مطابق آن باید طالبان افغان از طالبان غیرافغان تفکیک شوند و با طالبان افغانی مذاکره صورت گیرد . سخنان سخنگوی ناتو در افغانستان نشان دهنده تغییر استراتژی غرب درخصوص طالبان است. آمریکا و ناتو در طول نزدیک به شش سال گذشته برمبارزه جدی با طالبان تاکید داشتند ، اما مواضع جدید ناتو حاکی تمایل آنان به مذاکره با طالبان است.
اجرایی شدن طرح مذاکره با طالبان یکی از بنیادی ترین استراتژی های آمریکا در سیاست خارجی را مورد تدید قرار خواهد داد . به عبارت دیگر چنانچه رویکرد آمریکا و ناتو در قبال طالبان از مبارزه به مذاکره تبدیل شود ، شکست کامل دولت بوش در مبارزه با تروريسم و ائتلاف ضد تروریسم شکل خواهد گرفت.
درچنین شرایطی این سوال مطرح است که اگر قرار بود با طالبان مذاکره شود ، چرا از سال 2001 افغانستان به جهنمی از خشونت ها تبدیل شد ؟ . حضور آمریکا و ناتو در افغانستان در طول نزدیک به شش سال گذشته تنها به گسترش تروريسم،خشونت ،ویرانی ، فقر و قاچاق مواد مخدر منجر شده است.به اعتقاد کارشناسان با توجه به برتري نظامي آمريکا و ناتو در قبال طالبان امکان نابودي تروريست ها در افغانستان وجود داشت .از سوی دیگر باید توجه داشت که کارنامه سیاه طالبان در کشتار وحشیانه مردم افغانستان هیچگاه از ذهن ملت افغان پاک نمی شود. لذا به نظر میرسد بازگشت طالبان به قدرت بدون محاکمه رهبران خشونت طلب آنان با موافقت مردم همراه نخواهد بود. ازنظر کارشناسان نیز این سوال مطرح است که آیا مذاکره با نیروهای ميانه رو طالبان )به عقيده دولت وآمريکا )به برقراری صلح و آرامش در افغانستان منتهی می شود ؟ . با توجه به این که رهبران طالبان درتعیین استراتژی ها و تصمیمات نقش اصلي را به عهده دارند، مذاکره با نیروهای ميانه روطالبان در کاهش خشونت ها موثر نخواهد بود .
از سوي ديگر پذيرش مذاکره