19 april 2007 19:58:22

 

 

 

 

 

                                                                    

در 15 آپریل تظاهراتی در مسکو و سن پترزبورگ بر علیه «پوتین» برپا شد. گروهی که این تظاهرات را براه انداخته بود، به نام "روسیه ای دیگر" به رهبری «گاری گاسپاروف»، قهرمان سابق شطرنج جهان است. تظاهرات ضد «پوتین» در هنگامی برپا می شود که بنا به گفته خبرگزاری های جهان، «ولادیمیر پوتین» محبوبترین رهبر «کرملین» در سالهای اخیر محسوب می شود، زیرا که در زمان او رشد اقتصادی روسیه افزایش چشمگیری یافته و ثبات سیاسی به کشور بازگشته است. در عین حال روسیه در عرصه جهانی نیز دارای وزنه قوی شده است. این وضعیت که اصلا باب میل آمریکا و شرکای غربی او نیست، باعث می شود که آنها در فکر دخالت هایی در امور سیاسی روسیه شوند.

آمريكا براي به راه انداختن انقلاب در روسيه دست به كار شده است

در پشت حوادث آخر در مسكو، تلاشهاي جدي و برنامه ريزي شده اي نهفته است تا اوضاع سياسي در روسيه بي ثبات جلوه داده شده و جامعه روسيه دچار شكاف گردد.

 برگزاري رژه «ناموافقان» در 14 آپريل در مسكو، بيشتر يك اقدام تحريك آميز سياسي بر ضد حكومت روسيه تلقي مي‌شود. البته مسائل بسياري در پشت اين اقدام وجود دارد. بي‌خود نبود كه چند روز قبل از برپايي تظاهرات خياباني در مسكو، بوريس بريزفسكي (بازرگان روسي پناهنده شده به انگلستان) در مصاحبه اي با روزنامه گاردين، به روسيه در خصوص راه اندازي انقلاب هشدار داده بود.

در گزارش اخير حقوق بشر و دموكراسي وزارت امور خارجه نيز به مسئله تامين مالي سازمانهاي مخالف دولت در روسيه تاكيد بسيار شده بود  .  به نظر مي‌رسد كه ايالات متحده بطور جدي و با برنامه ريزي پيگيرانه اي خود را براي تاثير گذاري بر حيات سياسي روسيه آماده كرده است.

در شرايط فعلي روسيه تحت فشار مضاعفي قرار گرفته و تلاش مي‌شود تا جامعه اين كشور دچار شكاف شود. در اين راه از هر امكان و هر نيروي سياسي براي بي ثبات كردن وضعيت سياست داخلي روسيه استفاده مي‌شود. چرا كه در واقع به وجود روسيه اي قدرتمند نيازي نيست، همانطور كه به وجود يك اوكراين طرفدار روسيه و يا گرجستاني با اقتصادي توسعه يافته يا قرقيزستان باثبات احتياجي نيست.  

اين در حالي‌ است كه ايالات متحده برا ي توسعه دموكراسي منطقه  بودجه اي معادل يك ميليارد و 200 ميليون دالر اختصاص داده كه مبلغ بسيار زيادي است. مسلما اين پول صرف ايجاد يك حزب سياسي جديد كه از خارج از روسيه كنترول شود، نخواهد شد، چرا كه با توجه به ساختار اجتماعي روسيه، چنين نيروهاي سياسي شانس پيروزي در انتخابات را ندارند  . بنابراين بهترين راه براي رسيده به مقصود، بي ثبات كردن اوضاع سياسي در روسيه است تا از اين طريق شرايط براي به راه اندازي يك انقلاب در اين كشور بوجود آيد.

ازجانب ديگر كارشناسان علت صرف نظر كردن واشنگتن از لغو قانون جكسون- ونيك در روابط تجاري با روسيه راضعف مواضع كاخ سفيد در سياست داخلي، و نيز تمايل براي حفظ آخرين اهرم فشار بر مسكو براي ديكته كردن نقطه نظرات خود مي‌دانند.

 سوزان شواب، نماينده رئيس جمهور آمريكا اظهار داشته بود كه روسيه هنوز نمي‌تواند به عضويت سازمان تجارت جهاني در آيد. به همين ترتيب مسكو هنوز نمي‌تواند از قانون تبعيض آميز جكسون- ونيك كه شرايط نامساعدي را در بازار آمريكا براي اين كشور بوجود آورده است، رهايي پيدا كند.  بدين ترتيب اصلي‌ترين طرف مذاكره كننده آمريكايي تغيير و شدت عمل پيدا كردن برخوردهاي واشنگتن در مسائل تجاري را نشان داده و علت موضعگيريهاي خاص طرف آمريكايي را در مذاكرات كارلوس گوتيه رس، وزير بازرگاني ايالات متحده در مسكو را برملاء مي‌كند.  

تام لانتوس، رئيس كميته امور بين‌الملل مجلس نمايندگان آمريكا در سفر ماه فوريه خود به مسكو، قول داده بود كه تمام تلاش خود را خواهد كرد تا اين قانون محدود كننده روابط تجاري روسيه و آمريكا را لغو نمايد و به عقيده وي، در حال حاضر شرايط براي اين اقدام فراهم شده است. كارشناسان تغيير خط مشي كاخ سفيد در روابط تجاري خود با روسيه را در انگيزه هاي سياست داخلي دانسته اند. به عقيده آنان، به خاطر عدم محبوبيت مواضع رئيس جمهور آمريكا در خصوص جنگ عراق كه در مغايرت با كنگره اين كشور، موضعي ضعيفتر دارد، جورج بوش حاضر شده است تا به خاطر دفاع از منافع اقتصادي خود حتي از وعده هايي كه پيش از اين به شركاي خارجي خود داده، صرف نظر كند.

نيكولاي زلوبين، مدير برنامه روسيه و آسياي مركزي موسسه امنيت جهاني واشنگتن معتقد است ايالات متحده به چند دليل، عجله اي در لغو قانون جكسون-ونيك ندارد: كاخ سفيد مي‌داند كه پس از لغو قانون جكسون-ونيك، ايالات متحده يكي از آخرين اهرمهاي فشار خود بر روسيه را از دست خواهد داد و بدين ترتيب واشنگتن امكان ديكته كردن شرايط خود را بر مسكو در برخي عرصه ها و مهمتر از همه در زمينه حفظ «مالكيت فكري» از دست خواهد داد.  عليرغم اينكه در اواخر سال گذشته بين ايالات متحده و روسيه پروتوكلي در خصوص موافقت طرف آمريكايي با عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني به امضاء رسيده، ولي ظاهرا واشنگتن اكنون تازه به اين نتيجه رسيده كه اين توافقات نهايي نبوده است.

 به عقيده كارشناسان، بدون ترديد آمريكا در واقع سعي دارد از مسئله عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني حداكثر بهره برداري سياسي را انجام دهد و در اين راه حاضر است تا لحظه آخر به معامله بپردازد.

روسيه در حياط خلوت آمريكا

در سال هاى اخير روسيه توانسته با كنار زدن آمريكا از بازارهاى فروش سلاح و شكستن انحصار طولانى واشنگتن بر اين بازارها به يكى از مهم ترين تأمين كنندگان اسلحه براى آمريكاى لاتين تبديل شود.
بررسى ها نشان مى دهند روابط امنيتى دو جانبه و روبه رشد مسكو با كشورهاى آمريكاى لاتين، سبب نگرانى آمريكا شده است. اين بررسى ها شامل گزارش هاى رسمى و همچنين افشاى اخبارى پيرامون ارتباط تسليحاتى روسيه با كشورهاى آرژانتين، پرو، كوبا، كلمبيا و مكزيك در زمينه تحويل هواپيماهاى جنگنده و ترانسپورتي، هلى كوپتر، راکت ، سيستم هاى دفاعى، تانك، زيردريايى و حتى اسلحه هاى سبك روسى است.
براساس اين بررسى ها، نمى توان انكار كرد كه در يك مرحله معين فروش سلاح هاى نظامى روسيه به تدريج چشم انداز ژئو-امنيتى اين كشورها را تغيير مى دهد. همچنين احتمال نمى رود كه اين نتايج سبب خشنودى سياست گذاران آمريكايى شود. اين گزارش با استناد به اعداد و ارقام به دست آمده گوياى آن است كه روسيه ميان سال هاى ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ سلاح هايى به ارزش ۳۰۰ ميليون دالر و در سال هاى ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ تسليحاتى به ارزش ۶۰۰ ميليون دالر در اختيار كشورهاى آمريكاى لاتين گذاشته است.
 كنگره آمريكا پيش بينى چنين رشدى را در واگذارى سلاح هاى روسى به منطقه آمريكاى لاتين در چند سال آينده كرده بود . حال اين پرسش مطرح مى شود كه چرا اين اتفاق ها تنها در حياط خلوت آمريكا رخ مى دهد، در حالى كه واشنگتن هميشه از اين كشورها به عنوان كشورهاى زير مدار ۳۰ درجه عرض جغرافيايى جنوبى ياد كرده است؟
پاسخ اين پرسش در وهله نخست چندان روشن نيست. مى توان گفت نه تنها برخى از كشورهاى آمريكاى لاتين در سال اخير گرايش به چپ داشته اند ـ بويژه كشورهاى برزيل، بوليوى، ونزوئلا و نيكاراگوئه ـ بلكه سران اين كشورها معتقدند آمريكا سياستى خودخواهانه در منطقه دارد و حاضر نيست براى حفظ روابط برابر و همكارى سودمند با همسايگان جنوبى اش كارى انجام دهد. به علاوه، كنترول سرسختانه اى كه ايالات متحده همواره بر دولت هاى آمريكاى لاتين و سياست خارجى و توسعه اقتصادى اعمال كرده، اخيراً تا اندازه اى كاهش يافته است.
واشنگتن در حال حاضر با مشكلات فراوانى در خاورميانه روبه رو است و نزاع عراق و افغانستان نشان مى دهند هنوز از شدت جنگ كاسته نشده است. ايران نيز با عدم پذيرش قطعنامه سازمان ملل مخالفت خود را با آمريكا آشكار كرده است. به نظر مى رسد آمريكا نه تنها روابط خوبى با هم پيمانان استراتژيك خود يا اعضاى ناتو ندارد، بلكه با فرانسه و آلمان نيز بر سر عراق اختلاف دارد؟ همه اين مسائل نشان دهنده فروپاشى الگوى جهان تك قطبى است.
علاوه بر اين، روش هاى معمول واشنگتن در اعمال فشار بر حكومت هاى آمريكاى جنوبى، يعنى استفاده از تحريم هاى اقتصادى كارايى چندانى ندارند. آمريكا ديگر نه در ونزوئلا و نه در كلمبيا احساس خوش گذشته را ندارد.

خوددارى آمريكا از تأمين قطعات جنگنده هاى اف۱۶ ونزوئلا، هوگو چاوز را مجبور كرد تا به خريد جديدترين جنگنده هاى SU30MK چندمنظوره از روس ها مبادرت كند. مطمئناً مسكو نمى توانست به درخواست ونزوئلا پاسخ منفى دهد چون صادرات اسلحه منافع سرشارى را در بخش دفاعى عايد اين كشور مى كند لذا علاقه و اشتياق به كسب درآمد به منظور توسعه اقتصادى و ارتقا توان بخش دفاعى روسيه محور اصلى مذاكرات كرملين با شركاى سابق آمريكا خواهد بود.
كمپنى روزوبورون اكسپورت كه تنها فروشنده سلاح هاى روسى در زمينه صادرات و واردات تجهيزات نظامى است مى گويد ما سلاح هاى روسى را با هدف خارج كردن آمريكا از بازار جهانى به كشورهاى آمريكاى لاتين نمى دهيم. با وجود تسلط آمريكا در منطقه حضور روسيه تأثير كم رنگى دارد و با مراجعه به كتاب هاى مرجع مى توان به راحتى از جزئيات تجهيزات نظامى و اسلحه هاى كمك شده به هر ارتش منطقه اى، نيروى هوايى يا دريايى آگاه شد.
علاوه بر اين، صادركنندگان اسلحه مى گويند كه در اين كار هيچ چيز مشخصى وجود ندارد و اين صرفاً يك تجارت است. هر كشور ديگرى هم مى تواند به جاى روسيه اين كار را انجام دهد، خصوصاً آمريكا كه سلاح هايش جايگزين سلاح هاى روسى در كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى از جمله لهستان، جمهورى چك، اسلواكى، رومانى و بلغاريا شده است. سلاح هاى قد
يمى و از رده خارج آمريكايى با قيمت هاى بالايى به اين كشورها فروخته مى شوند. واشنگتن درصدد است تا اين سياست را در گرجستان و قزاقستان نيز دنبال كند. براى مثال شركت آمريكايى رى تن سعى دارد به منظور ارتقاى نيروى هوايى قزاقستان معامله نظامى با اين كشور را قطعى كند. بر اين اساس ناوهاى جنگى آمريكايى تحت نظارت قزاقستان در آب هاى درياى كاسپين رفت وآمد مى كنند. همانطور كه ايالات متحده در چالش با منافع تجارى روسيه، در نظام جماهير شوروى موفق به شكست آن شد روسيه امروز تكليف خود مى بيند تا تجارت خود ـ بى پرده بگوييم منافع خود ـ را در آمريكاى مركزى و جنوبى گسترش دهد.

بده بستان و تجارت در دنياى ديپلماسى هنوز منع نشده است. از سويى ديگر، اين مسكو نيست كه سلاح هاى خود را به كشورهاى آمريكاى لاتين تحميل مى كند، بلكه خود اين كشورها خواهان اين سلاح ها هستند.

شايد به خاطر اين است كه اين سلاح ها به خوبى و يا حتى بهتر از سلاح هاى آمريكايى هستند. كارايى اين سلاح ها در ميدان جنگ كمتر از سلاح هاى آمريكايى نيست كه از آنها ارزانتر هم هستند. نكته اصلى اينجاست كه مسكو برخلاف واشنگتن تجارت اسلحه را به عقايد سياسى دولت گره نمى زند. روسيه جديد درس هاى فراوانى از اشتباه هاى جماهير شوروى آموخته است.

نشست دوجانبه

همچنان بتاريخ 18 آپریل در اسلو نشست شورای روسیه- ناتو برگزار خواهد شد و قرار است طی آن ضرورت استقرار سپر ضد موشکی آمریکا در کشورهای اروپای شرقی مورد بررسی قرار گیرد، مباحث پیرامون این مسئله در مطبوعات اروپا و آنسوی اقیانوس در مشاجرات لفظی و غیر حضوری چهره های رسمی روسیه، آمریکا و سایر کشورها داغ تر می شود.

روزنامه انگلیسی The Financial Times چندی پیش دومین مقاله "سرگی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه طی یک و نیم ماه اخیر در مطبوعات غربی با عنوان "دفاع ضد موشکی اروپا: پروژه ای جمعی؟" را منتشر نمود. وزیر خارجه روسیه خوانندگان را متقاعد می کند که اجرای طرح یکسویه در زمینه دفاع ضد موشکی، بطور چشمگیری نمای جغرافیایی-استراتژیک اروپا را تغییر داده و منافع امنیتی قاره پیر را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد است که استدلالات آمریکا درباره اینکه موشک های ایران تهدیدی برای اروپا و آمریکا هستند، بی اساس می باشند. تهران در چشم اندازی قابل دیدرس امکان تهدید کشورهای اروپایی و آمریکا با موشک را نخواهد داشت.

"ویتالی چورکین" نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد نیز چنین عقیده ای را ابراز داشت. وی در نشست کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل متحد گفت: "استقرار تجهیزات استراتژیک نظامی آمریکا در کشورهای نزدیک به مرز روسیه، نمی تواند سبب نگرانی نشده و این اقدام تدابیری متعادل را مطالبه می کند". وی تاکید نمود که روسیه، به اجرای برنامه استقرار سپر ضد موشکی آمریکا بعنوان تدبیری مطلقاً دفاعی نگاه نمی کند و افزود که این برنامه موازنه استراتژیک در جهان را بر هم زده و منجر به ایجاد پتانسیل اولین ضربه خلع سلاح کننده می شود.

"دمیتری پسکوف" معاون دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری فدراسیون روسیه نیز نظر مشابهی را در مصاحبه با روزنامه انگلیسی The Guardian  اعلام نمود. وی از طرح های آمریکا اظهار یاس نموده و نگرانی کرملین را اعلام داشت. وی گفت: "هیچگاه پیش از این درباره چنین طرح هایی به ما چیزی نگفته بودند. ما خود را فریب خورده احساس می کنیم. ما بالقوه مجبور به ساخت جایگزینی برای آن اما با هزینه کمتر و تاثیر بیشتر می شویم". "کنستانتین کاساچف" رئیس کمیته مجلس دومای روسیه در امور بین الملل و سردار سرتیپ "ولادیمیر بلائوس" کارشناس برجسته روسیه در زمینه ضد موشکی و سایر کارشناسان نظامی نیز طرح آمریکا برای "دفاع از خاک خود توسط سپر اروپایی" را به باد انتقاد گرفتند.

در همین روزها نیز روزنامه The Guardian مقاله ای را منتشر نمود که تایید می کند "روسیه در پاسخ به سیستم ضد موشکی تهدید به جنگ سرد می کند" و روزنامه آمریکایی The Christian Science Monitor اعلام کرد که در امر استقرار سپر ضدموشکی آمریکا در لهستان و چک، "روسیه بین کشورهای اروپایی تفرقه ایجاد می کند". "یاپ دی هوپ شیفر" دبیر کل ناتو نیز از تصمیم واشنگتن حمایت می کند. وی اعلام داشت که ده ضد موشکی آمریکایی هیچ خطری روسیه را که دارای صدها موشک استراتژیک و هزاران کلاهک هسته ایست، تهدید نمی کند و نمی تواند تهدید کند...

همانطور که می بینیم، دورنمای استقرار سیستم ضد موشکی آمریکا در اروپا در حال حاضر جنگ روانی-اطلاعاتی را با حملات و ضدحمله های خود برانگیخته است و مانورهای آن بسیار شبیه به رویارویی نطامی ارتش ها در جنگ است. این جنگ تا زمان برگزاری نشست روسیه-ناتو، تهدیدی برای ایجاد شکاف در اروپای پیر است. و نه تنها خندقی عمیقی بین روسیه و اتحادیه اروپا می سازد، بلکه نیروهای سیاسی در داخل خود اروپا را نیز دچار اختلاف می کند. همه کشورها تصمیم واشنگتن را مورد پشتیبانی قرار نمی دهند و در سایر کشورهای اروپایی نیز مقاماتی رسمی که در یک دولت کار می کنند در ارزیابی از پیامدهای پدیدار شدن عناصر ضد موشکی کشوری دیگر برای آینده اتحادیه اروپا اختلاف نظر دارند.

و این نیز به چشم می خورد که چگونه تمایل به حمایت از خواسته های متفق خود در آنسوی اقیانوس و موی دماغ روسیه شدن، برخی از نشریات اروپایی را به تغییر مفاهیم و استفاده از اصول استاندارد دوگانه سوق می دهد. بعنوان مثال تیتری که The Guardian استفاده نمود: "روسیه به جنگ سرد جدید تهدید می کند"، بازتاب موضع کرملین نیست. این یک تهدید نیست، مسکو موظف به هشدار پیامدهایی است که استقرار سیستم استراتژیک ضد موشکی آمریکا در اروپا می تواند داشته باشد و اینکه مسئولیت وخیم شدن شدید روابط بین مسکو و بروکسل پس از آن، نه بر دوش کرملین و بلکه بر دوش اتحادیه اروپا و ناتو خواهد بود.

استدلالات لاوروف، چورکین، پسکوف، کاساچف و پیش از آنها، اظهارات  "یوری بالویفسکی" رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه و "نیکلای سولوفتسوف" فرمانده نیروهای موشکی استراتژیک روسیه و سایر کارشناسان، تاییدات نمایندگان دولت آمریکا و ناتو درباره اینکه استقرار این سیستم ها در لهستان و چک برای دفاع از موشک های ایران و کره شمالی است را در هم می شکند. در مسکو یقین دارند که این حقیقت نیست. و باری دیگر این را در نشست روسیه-ناتو در اسلو اثبات خواهند کرد.

مسلم است که در مسکو متوجه این هستند که هیچ دلیل متقاعد کننده و آشکاری نمی تواند "ماشین صنایع نظامی آمریکا" را متوقف کند که امیدوارست حق السهم بسیار چشمگیری را از استقرار دفاع ضد موشکی در اروپا و نیز در سایر قاره ها و حتی در فضا بدست آورد. اما در پایتخت های قاره اروپا باید مشخصاً این را درک کنند که چه کسی مسئول گسیختن ثبات و آرامش در کشورهای آنان است.

روسیه، بر خلاف امیدها و انتظارات واشنگتن و بروکسل، به رقابت تسلیحاتی کشیده نمی شود. روسیه موجودی لازم را دارد که با حداقل مخارج بطور متعادل و نامتقارن به مبارزه طلبی سیستم ضد موشکی آمریکا پاسخ دهد.  اگر اروپاییان می خواهند زیر هدف موشک های هسته ای روسیه زندگی کنند که پایگاه های دفاع ضد موشکی آمریکا را هدف قرار خواهند داد، این انتخاب خودشان است. مسکو تهدید نمی کند، بلکه فقط هشدار می دهد که مجبور به استفاده از ضد حمله خواهد شد. هیچ جایگزین دیگری برای مسکو باقی نمی گذارند.

پوتين و روسيه

ولاديمير پوتين، رييس جمهور روسيه سفربه خاورميانه داشت. اين سفر كه نوعي قدرت‌نمايي در منطقه در برابر آمريكا به نظر مي‌رسيد، فرصت خوبي بود تا از اين طريق نقش و نفوذ مسكو در منطقه ارزيابي شود.

اكنون دو سال است كه روسيه با تهديد استفاده از وتوي خود در شوراي امنيت فهرست تحريم‌هاي پيشنهادي غرب عليه برنامه هسته‌اي ايران را معطل نگه‌داشته است. نتيجه چنين موضع‌گيري اين شد كه اكنون تحريم‌هايي كه شوراي امنيت عليه ايران تصويب كرد بسيار كم اثر و كم رنگ بود.

روسيه از رابطه خود با ايران به عنوان ابزاري براي اعمال نفوذ در ديپلماسي خاورميانه استفاده مي‌كند. اين ديپلماسي همان حوزه‌اي است كه واشنگتن سال‌ها و از بعد از پايان جنگ سرد تلاش مي‌كند روسيه را از آن دور نگه‌دارد. دليل ديگر تلاش روسيه و مقاومت او در برابر تحريم هسته‌اي ايران حفاظت از منافع خودش است . روسيه مشغول ساخت نيروگاه بوشهر است و محدود شدن فعاليت ايران در اين حوزه به زيان روسيه است. از سوي ديگر روسيه با تحريم مالي ايران مخالفت مي‌كند، زيرا اين تحريم، زيان زيادي براي مسكو به دنبال خواهد داشت. پوتين بارها گفته است كه ايران برخلاف كورياي شمالي بازرسان آژانس انرژي هسته‌اي را اخراج نكرده و از پيمان منع تكثير هسته‌اي يا همان ان. پي. تي خارج نشده و سلاح هسته‌اي آزمايش نكرده است .بنابراين بايد با ايران با احترام و به گونه‌اي ديگر رفتار شود. روابط تجاري روسيه با ايران بسيار نيرومند است. آمريكا اخيراً به بانك‌هاي خارجي فشار آورده تا معاملات خود را با ايران محدود كنند.

دولت بوش پنج شركت از جمله چهار شركت چيني را به فهرست مغضوبين خود به دليل كمك به ايران و معامله با اين كشور اضافه كرداين شركت‌هاي مغضوب شده از هر گونه معامله با آمريكا منع مي‌شوند. اكنون اين نگراني در مسكو به وجود آمده كه دولت بوش بعد از شركت‌هاي چيني به سراغ شركت‌هاي روسي برود و آنها را به خاطر رابطه با ايران تحريم كند سياست روسيه در برابر ايران با محدوديت‌هاي زيادي روبه‌روست. وجود يك ايران قدرتمند در نزديكي روسيه‌اي كه 20 ميليون مسلمان دارد، براي اين كشور گمانه‌زني‌هاي ناخوشايندي به همراه مي‌آورد. ايران از حاميان جدايي‌طلبان چچن بوده‌ و هست و اين موضوع كه همواره براي روسيه حياتي بوده براي سياستمداران مسكو قابل چشم‌پوشي نيست.

اما روسيه اكنون در موقعيتي است كه براي دستيابي به پرستيژ قدرت حاضر است منافع بلندمدت امنيتي خود را در منطقه فداي دستاوردهاي آني ديپلماتيك كند. اين سياست جديد روسيه فقط به ايران اختصاص ندارد.

در تركمنستان اكنون اين پرسش به طور جدي وجود دارد كه آيا خلأ ايجاد شده بعد از مرگ صفر‌مراد‌نيازاف باعث فعال شدن اسلامگرايان اين كشور و وارد شدن آنها به عرصه قدرت مي‌شود يا نه. اما براي روسيه موضوعي كه بيشتر از اين اهميت دارد اين است كه آيا رژيم بعدي تركمنستان و جانشين او در برابر كرملين مطيع خواهد بود يا نه روسيه همواره در تركمنستان قدرت برتر بوده است. سهم عمده‌اي از گاز تركمنستان از طريق سيستم خط لوله روسيه صادر مي‌شود. گازپروم، غول انرژي دولتي روسيه گاز را با قيمت ارزان از تركمنستان خريداري مي‌كند و آن را در روسيه توزيع مي‌كند و يا به اروپا مي‌فروشد.

اسراييل هم مانند تركيه و آمريكا بايد اميدوار باشد و دعا كند كه حاكمان جديد تركمنستان و جانشين نيازاف درصدد تغيير اين وضعيت و نظام توزيع گاز برآيد و به دنبال ساخت خط لوله گاز در زير بستر درياي خزر باشد. غرب همچنين اميدوار است همين تغيير در نظام سياسي تركمنستان هم ايجاد شود.

روسيه امسال