14 / 05 / 2007

(حقايق که بايد گفته ميشد: در حاشيه عفو جنايتکاران جنگي توسط ولسي جرگه )
تدوين کننده و پژوهشگر : ) دوشي چي)
چالشهای حكومت كرزی
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
حالیا نقش دل ماست در ایینه ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی
دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی
تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی
تشنه ی خون زمین است فلک ، وین مه نو
کهنه داسی ست که بس کشته درود ای ساقی
منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی
بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی
این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی
در فروبند که چون سایه در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی)
.سايه(
بيش ازپنج سال از عمر دولت جديد ( پس از طالبان) مي گذرد. طي اين مدت مشكلات پيش روي دولت پيوسته بزرگتر شده و موجوديت آن را با خطرات جدي مواجه ساخته است. موارد ذيل بخشي از مهمترين چالش هاي پيش روي دولت حامد كرزي است. طي پنج سال گذشته نه تنها وضع امنيتي افغانستان بهبود نيافته بلكه بر اثر حملات طالبان، القاعده و حكمتيار بدتر گرديده است.
گزارش هاي واصله از تكميل تر شدن سازماندهي مجدد طالبان توسط پاكستان حكايت دارد و به نظر مي رسد حملات اين گروه تا پيش از آغاز فصل سرما ادامه يابد. دولت افغانستان و نيروهاي ائتلاف بين المللي تاكنون قادر به توقف اين حملات نشده اند. تداوم حملات به نيروهاي آمريكا در عراق و ضعف آنها دربرقراري امنيت در آن كشور، مخالفين دولت را در تشديد حملات خود عليه دولت ثابت قدم تر كرده است.
در همين راستا به قدرت رسيدن احزاب اسلام گرا در ايالات سرحد و بلوچستان پاكستان نيز نقش موثري در حمايت از طالبان، القاعده و حكمتيار و تجديد سازمان آنها داشته است. تجربه سال هاي گذشته نشان داده كه نيروهاي بين المللي توان كافي براي برقراري امنيت سراسري را ندارند. استقرار نيروهاي ايساف محدود به كابل است و در صورتي كه بخواهد حوزه كاري خود را به مناطق بيشتري توسعه دهد حداقل به 12000 نفر نيرو احتياج دارد در حالي جمع آوري اين تعداد نيرو و تامين هزينه آن كار مشكلي است. بهترين نيرو براي حفظ امنيت بلند مدت افغانستان ارتش ملي و پوليس جديد آن كشور است ولي از ارتش 70 هزار نفري كه براي افغانستان در نظر گرفته شده تنها 30000 نفر آن آموزش ديده اند و تا رسيدن به سقف 70 هزار نفر فاصله زماني زيادي وجود دارد. يكي از مهمترين مشكلات سرراه ارتش ملي وجود بيش از يكصد هزار نيروي مسلح است. آنها از مجاهدين سابق هستند و خواستار الحاق به ارتش ملي مي باشند.
اين شبه نظاميان از يكسو فاقد آموزشها و شرايط لازم براي پيوستن به يك ارتش منظم هستند و از سوي ديگر گرايشات و وابستگي هاي شديد قومي، حزبي و گروهي دارند. البته آمريكا، فرانسه و انگليس براي بازسازي ارتش، و آلمان براي بازسازي پوليس قول هايي جهت آموزش و سازماندهي داده اند. آمريكا حدود 20000هزار نيرو به افغانستان اعزام كرده است. بخش اعظم اين نيروها در مرز با پاكستان مستقر شده و حملات پيوسته اي را عليه طالبان و القاعده انجام داده اند.
پاكستان عامل بي ثباتي در افغانستان به شمار مي رود. بين دو كشور از گذشته تنش هاي پيوسته اي بر سر خط مرزي ديورند و سالهاي اخير به دليل حمايت گسترده پاكستان از طالبان و القاعده وجود داشته است. اختلافات مرزي از يكسو و ناكاميهاي پاكستان در افغانستان در پي سقوط طالبان از سوي ديگر سبب شده كه پاكستان همه توان و تلاش خود را براي ايجاد بحران در افغانستان و بازگرداندن طالبان بكار گيرد. اين تلاشها در آينده هم ادامه خواهد يافت و دولت افغانستان را با مشكلات مختلفي مواجه مي سازد.
بخش اعظم سلاح هاي افغانستان پراكنده است و در اختيار مردم ( بيشتر سلاح هاي سبك) و بويژه احزاب و گروه ها قرار دارد. آنها تاكنون حاضر به تحويل سلاح هاي خود نيستند و در آن به عنوان اهرمي جهت پيشبرد اهداف خود استفاده مي كنند. تلاش نيروهاي ائتلاف بين المللي هم بيشتر صرف كشف و جمع آوري سلاح هاي طالبان و القاعده شده و احزاب، گروه ها و فرماندهان محلي جهت نگهداري سلاح هاي خود با محدوديت زيادي مواجه نبوده اند. طبق مفاد كنفرانس بن يكي از وظايف اصلي دولت خلع سلاح عمومي بوده و با آن كه جاپان اخيراً 35 ميليون دالر براي خلع سلاح اختصاص داده ولي اين امر تاكنون تحقق نيافته و در نتيجه افراد و گروه هاي مختلف با تكيه بر همين سلاح ها در مقابل دولت ايستادگي كرده يا حداقل از آن اطاعت نكرده اند.
از نظر غربي ها يكي از علل عدم خلع سلاح، حاكميت اعضاي جبهه متحد بر وزارت دفاع بوده و از آنجا كه بيشتر سلاح ها در اختيار اعضاي سابق اين جبهه است، وزارت دفاع جديت كافي براي خلع سلاح عمومي به خرج نداده است. قرار بود خلع سلاح تحت نظارت سازمان ملل آغاز شود ولي به مدت نامعلومي به تاخير افتاده و علت آن به طول انجاميدن تغييرات در وزارت دفاع ذكر شده است لازمه خلع سلح انجام تغييرات وسيع در سطح وزارت دفاع است. دوازده ولايت مهم كه داراي درآمدهاي گمركي هستند از دولت تبعيت كافي ندارند. آنها با استفاده از درآمدهاي گمركي، نيروهاي نظامي و سلاح هاي موجود براي خود تشكيلاتي بوجود آورده و مانع حاكميت دولت بر حوزه تحت كنترول خود مي شوند.
مرز با پاكستان براثر تحريكات و مداخلات پيوسته اين كشور وضع آشفته تري داشته و دولت حضور ضعيفي در آن دارد. اغلب ، فرماندهان به دلخواه عمل كرده و موجبات نارضايتي مردم را فراهم مي آورند. اين نارضايتي ها دولت را بيش از پيش تضعيف مي نمايد. علاوه بروجود درگيري بين دولت و مخالفين آن نظير طالبان، القاعده، حكمتيارو... ، بين عده اي از فرماندهان وابسته به دولت نيز منازعات سابقه داري وجود دارد از جمله جنگهاي متوالي بين نيروهاي دابسته به عطا( جمعيت اسلامي) و ( جنبش ملي اسلامي)، بين اسماعيل خان با امان الله و برخي ديگر از فرماندهان ، بين برخي فرماندهان در مناطق مركزي و...
درگيريهاي فوق براثر ضعف حضور دولت است و ادامه آن سبب تشويق طالبان، القاعده و حكمتيار جهت تشديد حملات خود بر ضد دولت مي گردد. طي سه دهه گذشته بيش از 6 ميليون نفر از جمعيت افغانستان به خارج از اين كشور مهاجرت كرده و عده كثيري هم به دليل خشكسالي، فقر، نبود كار و درآمد در داخل كشور آواره شده و در اطراف شهرهاي بزرگ در اردوگاه هاي ويژه آوارگان سكني گزيده اند.
روند مهاجرت در داخل و خارج كشور اگرچه كند شده ولي همچنان ادامه دارد. با سقوط طالبان و تشكيل دولت جديد فشار كشورهاي ديگر به ويژه پاكستان و سپس ايران براي بازگرداندن آوارگان افغاني افزايش يافته و تاكنون بيش از دو ميليون مهاجر افغاني به كشور خود عودت كرده اند.( بيش از 5/1 ميليون نفر از پاكستان و حدود 500 هزار نفر از ايران و تعداد كمي هم از كشورهاي ديگر). بازگشت آوارگان در شرايطي صورت مي گيرد كه براي آنها مسكن، كار و درآمد، امكانات آموزشي و بهداشتي و .... وجود ندارد و طبعاً حضور فزاينده آنها بر ميزان مشكلات دولت مي افزايد.
علاوه بر مشكلات بالا دولت افغانستان با چند چالش ديگر هم روبروست: تداوم تلاشهاي برخي همسايگان افغانستان بويژه پاكستان براي مداخله در امور اين كشور، امتناع فرماندهان و مسئولان محلي براي عدم ارسال درآمدهاي گمركي و مالياتي به كابل، ظهور تدريجي تعدادي فرماندهان و مسئولان محلي ثروتمند و قدرتمند ( اين عده قدرت و ثروت خود را اغلب بر اثر كشت ترياك و قاچاق مواد مخدر بدست مي آورند)، تخليه نشدن شهرها از حضور نيروهاي نظامي، اتخاذ تصميمات خودسرانه، سليقه اي و مستقل توسط فرماندهان محلي و ولايات، عدم پاكسازي افغانستان از ميادين وسيع مين( درافغانستان بيش از ده ميليون مين منفجر نشده وجود دارد دراثرانفجار تدريجي اين مينها يا بذرهاي مرگ، ماهانه بين 150 تا 300 نفر كشته و زخمي مي شوند)، كمبود بودجه و وابستگي شديد دولت به كمكهاي خارجي، ناهمگون بودن تركيب كابينه و عدم هماهنگي كافي درآن. اما مناسب ترين راه براي برقراري ثبات و امنيت بلند مدت در افغانستان، توسعه بازسازي است با اين حال روند بازسازي به دلايلي كند بوده است. با توجه به وسعت زياد خرابيها، ميزان كمكهاي بين المللي اختصاص يافته براي بازسازي كافي نيست.
برخي كشورها به تعهدات خود عمل نكرده و برخي نيز اجراي پروژه ها را منوط به برقرار شدن ثبات و امنيت كرده اند. سرعت پروژه هاي در حال اجرا حتي جاده كابل- قندهار- هرات خيلي كند است. بخش زيادي از كمكهاي اختصاص يافته هر كشور صرف كمكهاي انساندوستانه و تامين هزينه هاي تردد و اقامت سازمان هاي غيردولتي و گروه هاي امدادي مي شود. كمكهاي اختصاص يافته كمتر در اختيار دولت قرار مي گيرد و عمدتاً توسط كشورهاي كمك دهنده و در قالب خدمات عمومي و انساندوستانه هزينه مي گردد. علاوه بر اينها در بسياري مواقع كمكها بيشتر جنبه شعاري و تبليغاتي دارد تا كمكهاي واقعي.
با توجه به مشكلات امنيتي افغانستان و امتناع برخي كشورها از حضور در افغانستان، يكي از مناسب ترين راه ها افزايش نقش كشورهاي همسايه در بازسازي افغانستان است. به دليل حمايتهاي پيدا و پنهان پاكستان از طالبان و حكمتيار، افغانها و جامعه بين المللي نگرش مثبتي نسبت به عملكرد پاكستان ندارند. ضروري است به كشورهاي كمك دهنده توصيه شود كمكهاي خود را بيش از آن كه صرف خدمات انساندوستانه مي نمايند صرف پروژه هاي زيربنايي سازند.
طي سالهاي گذشته به نسبت ضعيف تر شدن دولت، كشت ترياك و قاچاق مواد مخدر افزايش يافته است. باندهاي مواد مخدر و افراد و عناصري كه طرفدار كشت ترياك بوده منافع خود را در ناامني و ضعف دولت مي دانسته اند. ضعف دولت مركزي و عدم حاكميت آن بر سراسر افغانستان سبب شده كه كشت كاران ترياك و قاچاقچيان مواد مخدر به دستورات دولت مبني بر ممنوعيت كشت ترياك توجه نكرده و با خاطر آسوده به كشت و تجارت مواد مخدر بپردازند. نشانه هايي از كشت سراسري ترياك در افغانستان به چشم مي خورد. كشت ترياك اگرچه درآمد عده اي از كشاورزان را افزايش مي دهد ولي از يكسو سبب كاهش توليد مواد غذايي و در نتيجه كمبود و گراني آن مي گردد و از سوي ديگر مخالفت جامعه بين المللي را عليه دولت افغانستان برمي انگيزد بعضي كشورها هم ممكن است كمكهاي خود را موكول به توقف كشت ترياك كنند.
دولت توان كافي براي مقابله با كشت ترياك را ندارد در اين شرايط اگر با كشت ترياك مقابله كند با مخالفت عمومي مواجه مي شود و چنانچه سكوت نمايد اعتراض جامعه بين المللي را به دنبال مي آورد. حتي نيروهاي آمريكايي و ائتلاف بين المللي از ترس اعتراض عمومي عليه خود اقدامي جدي براي مقابله با كشت ترياك به عمل نياورده اند. زيانهاي ناشي از ادامه كشت ترياك در درجه اول متوجه همسايگان افغانستان است كه در مسير ترانزيت مواد مخدر به اروپا هم قرار دارد. برآوردهاي اوليه حاكي از برداشت بيش از 500 5 تن ترياك در سال جاري مي باشد. در صورت ادامه روند فعلي، كشت ترياك در سال آينده افزايش مي يابد.
سياست هاي ناکام

آسمان بی ماه بود آن شب
بغض باران در گلویش بود
ناودان با خویش نجوا داشت
کوچه گرم از گفتگویش بود
باد در شهر تهی می ریخت
بوی شب های بیابان را
تک چراغی خال می کوبید
گونه ی خیس خیابان را
من تهی بودم ، تهی از خویش
من پر از اندوه او بودم
با خیال دور و نزدیکش
همچنان در گفتگو بودم
دیدم از حسرت فرولغزید
اشک بر سیمای غمنکش
روزهای رفته را دیدم
در فضای چشم نمنکش
کوچه ی میعاد ما ، هر شب
چون رگی از خون ما پر بود
خنده ها طعمی گوارا داشت
بوسه ها گرم و نفس بر بود
بوی باران خورده ی دیوار
پلک سنگین مرا می بست
عطر زلفش در هوا می گشت
تا به بوی خک می پیوست
ناگه از فرورفتن فرو می ماند
تن چو پیچک بر تنم می دوخت
تا از آن مستی به هوش ایم
بوسه لب های مرا می سوخت
راستی ای مونس دیرین
یاد از آن شب ها که می دانی
کوچه های پیج پیج شهر
روزهای سرد بارانی
آسمان ، امشب ندارد ماه
بغض باران در گلوی اوست
ناودان با خویش در نجواست
کوچه گرم از گفتگوی اوست.
نادرپور
خوش باورانه و سا ده دلا نه است که تصور کنيم آمريکابا لشکرکشي نظامي افغانستان و عراق ، واقعا قصد داشت يا دارد که به ميل و اراده خود ، در اين کشورها حکومت هاي دموکراتيک مستقر گردد. بوش پس از انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهور آمريکا در جريان تهديدات تروريستي بوده است و در صدد بوده است که راهبرد جديدي براي مقابله با اين تهديدات تدوين نمايد. اما حوادث يازدهم سپتامبر موجب شد رويکردي عملياتي در مبارزه با تروريسم در سياست خارجي امريکا آغاز شود . بدون در نظر گرفتن اينکه عامل اصلي و طراحان واقعي عمليات تروريستي يازدهم سپتامبر چه کساني و يا چه گروهي بوده است اين رويداد از ويژگي هاي خاص خود برخواردار است براي اولين بار يک تهديد تروريستي بي سابقه در داخل خاک آمريکا بوقوع پيوست که از ابعاد وسيع اقتصادي سياسي ، اجتماعي برخورد داردبود . امنيت آمريکا به عنوان دولتي که سرزمين امن خوانده مي شود به مخاطره افتاد که اين تهديد به خودي خود مي توانست به يک فرصت طلايي براي تثبيت سياست يکجانبه گرايي آمريکا تبديل شود. که در نهايت به عملياتي کردن نظم نوين جهاني منجر شود. افکار عمومي آمريکا پس از حوادث يازدهم سپتامبر امادگي لازم براي مبارزه با تروريسم را پيدا کرده بود که با لا رفتن يکباره محبوبيت جرج بوش که سياست مبارزه با تروريزم را در دستور کار خود قرار داده بود شاهدي بر اين مدعا مي تواند باشد . به عنوان اولين اقدام اقدامات عملي عليه منافع آمريکا و تلاش براي دستيابي به سلاح هاي کشتار جمعي از سوي دولت هاي خطرناک به عنوان شواهد تروريسم قرار گرفته به همين بهانه افغانستان و عراق مورد توجه نو محافظه کاران به عنوان نمادهاي تروريسم حامي آن امريکا واقع شدند . هم زمان با حملات آمريکا نيروهاي ائتلاف به افغانستان و در پي آن به عراق طرح خاورميانه بزرگ به عنوان طرحي که مي تواند منافع صدور تروريسم را از بين ببرد در محافل مختلف مطرح شد .
طرح خاورميانه بزرگ قرار است با بسط و گسترش دموکراسي در منطقه خاورميانه مانع رشد تروريسم در منطقه شود . حامد کرزی، رييس جمهوری افغانستان گفته است نسبت به اتهامات مربوط به سوء رفتار نيروهای آمريکايی با زندانيان در پايگاه هوايی بگرام دچار حيرت شده است. اين اتهامات از طريق يک تحقيق اردوي آمريکا که به نشريه نيويارک تايمز درز کرده، مطرح شده است و در يک مورد آن ادعا شده که يک مرد پس از آنکه ظرف 24 ساعت صد بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت، درگذشته است. کرزي خواستار مجازات آن دسته از سربازان آمريکايی شده که گفته می شود مرتکب اين سوء رفتار شده اند. وي گفت برای ريشه کن کردن اين رفتارها و پيدا کردن اينگونه افراد بايد اقدامات صريح و مشخص صورت گيرد. رئيس جمهور در پی انتشار جزئيات تازه ای از آنچه ادعا می شود رفتار بسيار خشن نيروهای آمريکايی با زندانيان در ميدا ن بگرام بوده است، اين مطلب را بيان کرد. کرزی اقدام سربازان آمريکايی را محکوم کرد و آن را غيرقابل قبول خواند. وي در پاسخ به اين سوال که آيا در ملاقات با جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا نيز اين موضوع را مطرح خواهد کرد يا نه، گفت: "به طور قطع." وی همچنين بار ديگر اين موضوع را مطرح کرد که تمامی افغان هايی که در اسارت آمريکا هستند، چه در افغانستان و چه در پايگاه گوانتانامو، به دولت تحويل داده شوند. سخنگوی کرزي نيزگفته است : سربازانی که گفته می شود در مرگ دو تن از زندانيان افغان و بدرفتاری با سايرين نقش داشته اند بايد مجازات شوند. جزئيات مربوط به نحوه مرگ اين دو زندانی و ادعاهايی که حاکی از بدرفتاری با ساير زندانيان است، توسط روزنامه نيويارک تايمز فاش شد.
اين روزنامه گزارش خود را به نقل از يک سند دو هزار صفحه ای که بخشی از تحقيقات اردوي آمريکا بوده و به بيرون درز کرده تهيه کرده است. علاوه بر اين موضوع، سفر چهار روزه کرزی به آمريکا همچنين می تواند تحت الشعاع تظاهرات خشونت آميز ضدآمريکايی در هفته گذشته در پی ادعاهايی توسط مجله نيوزويک داير بر "اهانت به قرآن" در بازداشتگاه گوانتانامو - که اين نشريه اکنون آن را پس گرفته است- قرار گيرد. حامد کرزی، از متحدان آمريکا که در پی سقوط طالبان در اواخر سال 2001 به قدرت رسيد، اخيرآ از "اشتباهات نظامی آمريکا" در ا فغانستان سخن گفته است. روزنامه نيويارک تايمز می گويد دو زندانی که در ماه دسامبر سال 2002 ميلادی در بازداشتگاه بگرام جان باختند، مکرراً مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. مقام های واشنگتن گفته اند که بدرفتاری ها موضوع يک رشته تحقيقات است و مسوولان آن پاسخگو خواهند بود. نيويارک تايمز ادعا می کند که بدرفتاری به اين دو نفر محدود نبوده است. اما يک سخنگوی پنتاگون گفت که نيويارک تايمز سعی دارد از مواد کهنه خبری تازه بسازد و افزود تحقيقات جاری "بسيار جدی و مشروح بوده است." اين سخنگوي گفت: "معيار، هموا ره رفتار انسانی برای کليه افراد تحت بازداشت بوده است. وقتی اين معيار رعايت نشود ما اقدام می کنيم." نيويارک تايمز گفت اين گزارش را از شخصی که در تحقيقات ارتش آمريکا دست داشته و به شيوه های بازجويی مورد استفاده در بازداشتگاه بگرام، در شمال کابل، و تحقيقات متعاقب آن انتقاد داشته دريافت کرده است. رفتار با دو افغان که در دسامبر 2002 حين بازداشت درگذشتند بخش اصلی گزارش تحقيقی ارتش آمريکا را تشکيل می دهد.
جان باختگان يک راننده تاکسی 22 ساله به نام دلاور و مرد ديگری به نام حبيب الله هستند. نيويارک تايمز شرح دقيقی از گزارش اردوي آمريکا درباره رفتار با اين دو را ارائه کرده است. اين گزارش می گويد دلاور برای مدت چهار روز از مچ دست به سقف سلول خود آويزان شده بود درحالی که در اين مدت زندانبان ها به پاهای او شلاق می زدند. وی در اين حالت، دو ساعت پس از حمله ای به يک پايگاه هوايی آمريکادربگرا م صورت مي گيرد، بار ديگر مورد بازجويی قرار گرفت. وی پس از بازجويی برای زنجير شدن به سقف به سلول بازگردانده شد و پيش از رسيدن داکتردرگذشت. اين گزارش می گويد که اکثر بازجويان باور داشتند که او يک راننده تاکسی بيگناه است که به طور تصادفی در زمان وقوع حمله به پايگاه آمريکا از محل حادثه عبور می کرد. اردوي آمريکا ابتدا گفته بود که هيچ نشانه ای از شکنجه به عنوان علت مرگ اين دو نفر وجود نداشته است و تکنيک های بازجويی شيوه های "عمومآ مورد قبول" بود. اما در پی يک تحقيق مفصل تر در ماه اکتبر گذشته معلوم شد که 27 سرباز با اتهامات احتمالا جنايی روبرو هستند. هفت نفر از آنها تاکنون رسما متهم شده ا ند، اما کسی محکوم نشده است. نيويارک تايمز می نويسد:
"اين دوسيه تصويرگر وضعيتی است که نقش سربازان جوان با آموزش کم در موارد مکرر بدرفتاری را آشکار می کند. رفتارهای خشن ... از اين دو مرگ بسيار فراتر می رود." ساير بدرفتاری های گزارش شده از جمله شامل وادار کردن يک زندانی به بوسيدن بوتهاي های بازجويان و وادار کردن زندانی ديگر برای برداشتن در ظرف های پلاستيکی از ميان بشکه ای انباشته از آب و مدفوع است. همچنين ادعا شده است که يک بازپرس زن آمريکايی، روی گردن يک زندانی ايستاده و در موردی ديگر، به آلت تناسلی يک زندانی ديگر لگد زده است. يکي ا زسربازان به محققان گفت که با افراد تحت بازداشت به عنوان تروريست رفتار می شد مگر غير آن ثابت شود و اينکه کنوا نسيون ژنو تنها در مورد اسرای جنگی صادق بود. همچنا ن کرزی مي گويد : نيروهای آمريکايی در جريان عمليات نظامی خود عليه نيروهای وفادار به دولت سابق طالبان و مظنونين به فعاليت های تروريستی، مرتکب اشتباهاتی شده اند. رييس جمهور با ذکر اينکه اين اشتباه ها باعث ايجاد جوی از عصبانيت و بيزاری در افغانستان شده، قول داد آن را جبران کند.
کرزی، اين بيزاری در خشونت هايی که در جريان تظاهرات اخير در جلال آباد و ديگر شهرهای افغانستان بروز کرد، نقش داشت. اين اعتراض ها در پی انتشار اتهامات مربوط به توهين به قرآن مجيد در بازداشتگاه آمريکايی ها در گوانتانامو صورت گرفت و در جريان آن، دست کم شانزده نفر کشته شدند. مقامات سازمان ملل متحد نيزدرخواست خود از آمريکا برای انجام تحقيقات درخصوص اتهامات بدرفتاری با زندانيان افغانستان در بگرام در شمال کابل، را تکرار کرده اند. ژان آرنو، نماينده ويژه سازمان ملل متحد در افغانستان گفته است که چنين مواردی از بدرفتاری با زندانيان "کاملا غير قابل قبول" است. اظهارات آرنو در يک بيانيه از سوی دفتر وی در کابل منتشر شد. سازمان «دیده بان حقوق بشر» از آخرین فضاحت افشاء شده، پرده برداشته است: دو زندانی افغانی در دسامبر 2002 در بگرام پس از شکنجه شدن توسط سربازان آمریکایی جان سپردند. سازمان غیردولتی «دیده بان حقوق بشر» با استناد به گزارش های داخلی اردو که به طور محرمانه تهیه شده، تائید می کند که دو زندانی مقتول- یک ملا و یک راننده تکسی بیست و دو ساله- در حالت ایستاده به زنجیرکشیده شده و سپس تا سرحدمرگ زیرضربات مشت و لگد قرار گرفتند.
بیست و هشت سرباز آمریکائی در این جنایت ها شرکت داشته ولیکن فقط دوتن
از آنان مورد بازجوئی قرار گرفتند. مع الوصف "جون فیستون" عضو سازمان
«دیده بان حقوق بشر» فاش می کند که "گزارش اردو نشان می دهد که اکثر
بازداشت شدگان در پایگاه "بگرام" مرتباٌ مورد ضرب و شتم قرار می گیرند
و این یک امر جاری "روزمره می باشد." فرا تر از این او افشاء می کند
که: "بر اساس بررسی های ویژه خود ما تقریباٌ تمامی زندانیان که بعدآ
شهادت دادند، گفتند که در سال 2002 متحمل بدرفتاری شدند." پنتاگون که
ظاهرآ سیاست آن در مخالفت با شکنجه می باشد، در این مورد سیاست سکوت
کامل اتخاذ کرده است. بر اساس گزارش سازمان «دیده بان حقوق بشر» سازمان
سیا نیز به همان اندازه مشارکت سربازان آمریکائی، و بدون کوچک ترین
تشویشی، در این جنایات نقش ایفاء کرده است. سازمان غیردولتی «دیده بان
حقوق بشر» می پرسد چه شده است که "هیچ یک از اعضاءسازمان سیا مورد
تعقیب قرار نگرفته اند، در حالیکه آن ها در بازجوئی زندانیان نقش اصلی
را داشته اند." وهمچنا ن روزنامه انگليسی زبان اوت لوک چاپ کابل
اظهارات اخير جورش بوش رييس جمهور آمريکا در مورد ادامه جنگ با تروريسم
را نقد کرده است.
ژنرال
جيمز جونز، فرمانده عالي عملياتي ناتو با اذعان به اينكه مقاومت شديد
طالبان
و ادامه ناآراميها و حملات، نيروهاي ائتلاف را حيرتزده كرده گفته
است، اكنون يك
جنگ تمام عيار در جريان است و اين يك ماموريت ساده صلحباني نيست. به
همين دليل
ناتو براي نيروهاي خود در افغانستان قوانين كاري جديدي تدوين و اعلام
كرده است.
اكنون ناتو رفته رفته كنترل سراسر افغانستان را در دست گرفته است.
فرماندهان
انگليسي در جنوب افغانستان اجازه يافتهاند كه از موشكهاي
جنجالبرانگيز «هيدا»
استفاده كنند كه ميتواند تجمعات مردمي را به طور دقيق هدف بگيرد.
فرماندهان همچنين
اجازه يافتهاند عليه طالبان به حملات هوايي متوسل شوند و دست به حملات
پيشدستانه
بزنند و شبيخون تدارك ببينند. يكي از فرماندهان انگليسي مستقر در
افغانستان در
اينباره به يك خبرنگار گفته است: شدت و قدرت حملات روزانه در
افغانستان بسيار
فراتر از عراق است
.