19 april 2007 19:27:25

 

 

 

 

 

 Photo                                               

باشکست طالبا ن درافغانستا ن يکبارديگرمنفعت طلبان ديروز بر اريکه قدرت تکيه و از آزاد ي، دموکراسي، تطبيق قانون و تحکيم پايه هاي دولت نه تنها جلوگيري نموده بلکه با پخش عقايد غير بنيادگرايي در جامعه شديدآ مخالفت نمودند. با اندوه زياد دولت نيز در مبارزه با توليد و قاچاق مواد مخدر، حساب دهی از کمک های جامعه جهانی، جذب اعضای گروه های مجاهدين در تشکيلات اردو و پوليس ملی و همچنين استخدام آنان در تمامی ادارات دولت در داخل و خارج، جلوگيری از تبليغات عليه جهاد و مقاومت. اگر این شروط کالبد شکافی گردد قبول آنها نتیجه ای جز پذیرفتن حاکمیت عده ای خاصی نيست.

با اين سياست غلط و نادرست دست اندرکاران سياسي افغانستان، کمتر روزي است که در رسانه های داخلی و خارجی، از حملات انتحاري، انفجارات و يا حملات راکتي، به يکي از نقاط کشور، خبر ندهد. در حاليکه انتظار مي رفت با تشکيل پارلمان و تنفيذ هرچه بهتر قانون؛ دولت، به بخشي از چالش هاي موجود در مقابل خود، فايق آيد؛ اما ديده مي شود که تشديد نا امني ها، باعث ايجاد  چالش عمده اي در مقابل دولت، شده است.

 کابل پايتخت کشور که در آن نيروهاي پرشمار داخلي و خارجي تامين کننده امنيت، وجود دارند نيز از گزند نا امني ها، مصئون نمانده و بطور پراکنده اما هشدار دهنده اي، مورد حملات انتحاري و فير راکت قرار مي گيرند. اگرچه تا کنون، ارگان هاي دولتي تامين کننده امنيت، شامل وزارت دفاع، داخله و امنيت ملي، تشديد حملات انتحاري و تخريبي از سوي مخالفين را، نشانهء تضعيف و اضمحلال آنان دانسته و مدعي اند که آنان به دليل عدم برابري در مواجهه مستقيم با دولت، دست به اين کار ها مي زنند. درگيري و بي نظمي ها نشان مي دهد که امنيت، روز به روز خراب تر شده مي رود. بديهي است که اگر دولت به حل اين مشکل اساسي فايق آمده نتواند، در تطبيق پروسه هاي باز سازی و نوسازی، به کاميابي نخواهد رسيد.  

در کشوري که تمام زير ساخت هاي اجتماعي و اقتصادي آن، در دوران جنگ 25 ساله تخريب شده و مردم اين کشور، براي قادر شدن به گذران زنده گي آبرومندانهء خويش، نياز شديد به کار در راستاي باز سازي دارند؛ امنيت وسرزنش سران جنگ وتفنگ ضرورت شماره اول به حساب مي آيد. در صورتيکه اين مشکلات بطورعاجل مرفوع نگردد بسيار مشکل خواهد بود تا حرکت هاي لازم ديگر، در عرصه هاي باز سازي و احياي مجدد و قادر ساختن مردم به پيداواري ضروري، صورت بگيرد.

استقرار شمار قابل ملاحظه اي از نيروهاي مسلح خارجي، در چوکات نيروهاي قواي ائتلاف، آيساف و شروع حرکت هاي کمک به امنيت از سوي دولت، در قالب تشکيل و تجهيز اردو و پوليس ملي، از يک سو و تطبيق پروسه دي دي آر و داياگ از سوي ديگر، اين سوال پيش مي آيد که چرا با اين همه امکانات، نمي توانند، در تامين امنيت، مؤثر واقع گردند؟ تخريب اوضاع امنيتي در کشور، سبب شده است تا کرزي، نتواند در برابر اوضاع نا بسامان امنيتي، واکنش نشان ندهد.  کرزي که اغلب، در سخنراني هايش از باز سازي و کارکردهاي دولت سخن مي گويد، در سفر هاي خويش ، با اينکه کوشش مي کند تا در جلب اعتماد مردم، از کارکردهاي دولتش چیزی بگوید؛ اما نمي تواند منکر وضعيت نا بسامان امنيتي گردد.

دامنه نا امنی ها درسراسرکشورروز به روز گسترش می یابد. که پایتخت نیزاز آن مصون نمانده است. درارتباط با چگونگی این حوادث هیچ یک ازمسوولین کشور توضیحی ارایه نکردند.این سکوت معنی دارمسولین باعث گردید که رسانه های مختلف در سراسر جهان با دید خود به تحلیل وتوصیف وقایع پیش آمده بپردازند وهریک دید گاه خاص خود را دراین ارتباط ارایه دهند تنها وجه اشتراک همه دیدگاهها، انتقاد ازدولت وجامعه جهانی درعدم کنترول چنین حوادثی است.  

در حال حاضربرای بیشترمردم سرنوشت گروههای مختلف سیاسی مهم نبوده ونیست چون بارها و بارها برسرآبرووعزت آنها با عناوین مختلف زیبا وفریبنده معامله صورت گرفته است.  و مردم درمقاطع مختلف مظلوم وتنها قربانی امیال وهوسهای گوناگون افراد و گروههای مختلف نظامی و سیاسی شده اند بدون اینکه در زندگی سراسر پریشانی ومشقت بارآنها تغییر مثبتی صورت گیرد. منتها هرگاه که جنک برسر منافع و به دست آوردن قدرت صورت می گیرد کسانیکه بیش ازهمه ضررمی کنند وقربانی می شوند، مردم هستند که درکوران حوادث همواره باید تاوان خود خواهیها و قدرت طلبی های رجال سیاسی خویش را بپردازند.

بیان سخنان این مقام مسوول امنیتی به دامنه نگرانی ها دربین اغلب گروههای مختلف غیرسیاسی دراین مملکت افزوده است.  مردم که با صدها مشکل درحال حاضرروزگارمی گذرانند، نگران این هستند که با تداوم نا امنی ها، خدای ناکرده همانندعراق همین امنیت نسبی دربعضی ازولایات نیز، رخت بربندد وجان وناموس مردم بی رحمانه درمقابل هوسهای قدرت طلبانه سیاسیون، به خطر افتد.  اعمالی که در افغانستان چندان غیر طبیعی نمی نماید اما مردم به خاطری که قربانیان اصلی اینگونه حوادث اند به شدت از افشای مطالبی از این د ست توسط مسوولین مضطرب ونگران می شوند.

در بازار ها و مساجد در سراسر افغانستان افغانها از کرده هاي کرزي، فرد 48 هشت ساله و خوشخو ابراز نارضايتي ميکنند. بنظر ميرسيد پيروزي کرزي، فرد مورد حمايت غرب، در انتخابات اکتوبر سال 2004 پروسه بازسازي سياسي و ثبات سازي در اين کشور را بيشتر از گذشته ها يعني بعد از سرنگوني رژيم طالبان توسط قواي به رهبري امريکا تقويت و تسريع کند.  از آن به بعد اعتماد عمومي به کرزي با گذارش هائي از دزدي توسط پوليس شاهراه ها، فروش مشاغل بالاي دولتي به ثروتمندان، افزايش قاچاق مواد مخدر و غرق شدن پول هاي کمکي رو به زوال گذاشته است. نظر سنجي دقيق در افغانستان وجود ندارد اما ده ها ناظر خارجي و داخلي همين نظريات را ابراز داشته اند.

پرسشی که همچنان برای هر انسان وطن مطرح است اینست که؛ چگونه کشوررا ازين فلاکت نجات دادوچه نیرو و جریان سیاسی میتواند افغانستان را بسوی یک جامعه پیشرفته رهبری کند؟ طالبان و یا جنگ سالارانی که رهبری تولید و صدور مواد مخدر درافغانستان را رهبری می کنند؟ و یا ائتلاف امریکا که در صدد صاف کردن جاده برای اعمال ارادهء سیاسی نظامی غرب درخاورمیانه است؟ ... اینک بیش از پنج سال از تهاجم آمریکا و متحدینش به افغانستان و برکناری رژیم طالبان و تاسیس رژیم تازه در افغانستان می گذرد.

ويران که هنوز ويرا نه است

                            

افغانستان به دليل چند دهه جنگ داخلي دچار توقف در همه بخش هاي توسعه شده است .اما اکنون با پايان يافتن جنگ هاي داخلي و سقوط طالبان بستر تدوين برنامه هاي بلند مدت و کوتاه مدت توسعه در افغانستان فراهم شده است .  امروز علاوه بر مبارزه با تروريسم ، مواد مخدر و فقر بايد به رشد و توسعه فرهنگ ، اقتصاد و سياست نيز توجه جدي شود .توسعه فضاهاي آموزشی ، فراهم کردن بسترهاي مناسب تحصيل رايگان و امکانات مطلوب آموزشی از مولفه هاي رشد فرهنگي و توسعه آموزش و پرورش در افغانستان است . در عرصه اقتصاد نيز توسعه سرمايه گذاري خارجي و تقويت بخش هاي توليدي بايد بيش از گذشته مورد توجه واقع شود . به نظر مي رسد تقويت ساختارها و نهادهاي حاکميت به منظور حاکم شدن مردم افغانستان بر سر نوشت خويش نيز در چارچوب توسعه سياسي مفهوم مي يابد .

 به نظر ميرسد ، توسعه همه جانبه و متوازن در افغانستان به دليل محدوديت امکانات داخلي نيازمند همکاري جامعه جهاني است . بايد توجه داشت که سازمان ملل که موضوع توسعه را در دستور کار خودقرار داده بايد برنامه هاي ويژه اي را در اين زمينه براي افغانستان تدوين کند. به اعتقاد ناظران سياسي کمیسیون اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل مطابق با وظايف و تکاليف خويش بايد منابع مالي بيشتري براي رشد و توسعه در افغانستان اختصاص دهد . بي ترديدتنها بيان مشکلات و ناهنجاري هاي موجود در افغانستان از وظايف سازمان ملل و نهادهاي وابسته نيست . فراموش شدن موضوع بازسازی و توسعه افغانستان از سوی ناتو وآمریکا ، با انتقاد سازمان ملل متحد مواجه شده است .

" جان ماری کوهینو " رئیس صلح بانان سازمان ملل  از ناتو خواست به کار توسعه افغانستان بیشتر توجه کند . وی با اشاره به ضرورت تامین امنیت در افغانستان ، حرکت در مسیر توسعه را برای این کشور حیاتی دانست . کوهینو همچنین خاطر نشان کرد که سازمان ملل به نیروهای خارجی در خصوص احترام به فرهنگ و مردم افغانستان ، تذکر داده است . نیروهای ناتو که باشعارکمک به بازسازی وارد افغانستان شده اند در طول سالهای اخیر ، عملکرد مطلوبی نداشته اند . آمارها نشان می دهد که با گذشت بیش از پنج سال از حضور نیروهای خارجی خصوصا" ناتو ، روند بازسازی درافغانستان بسیار کند بوده است . باید توجه داشت که اصلی ترین پیش شرط توسعه ، وجود امنیت است که افغانستان به دلیل سیاستهای امریکا و ناتو از ان بی بهره است. در شرایطی که افغانستان با معضلات بسیاری همچون تروریسم ، فقر و مواد مخدر روبرو است ، آمریکا و ناتو تمایل چندانی برای رفع مشکلات مردم را ندارند .

سیاست های دو گانه آمریکا و ناتو در خصوص طالبان باعث شده است فعالیت های تروریستی در افغانستان همچنان ادامه یابد . برخی محافل سیاسی معتقدند که آمریکا و ناتو به صورت غیر آشکار با برخی رهبران طالبان ارتباط نزدیک دارند . از سوی دیگر باید توجه داشت که از بین رفتن کامل طالبان ، توجیهی برای تداوم حضور خارجي ها باقی نمی گذارد . بنابراین به نظر می رسد که آمریکاو ناتو برای استمرار حضور خود در افغانستان نیازمند سطح کنترول شده ای از خشونت ها و درگیری ها هستند. همچنین وجود طالبان ، اهرم فشار آمریکا بر دولت کرزی در جهت تبعیت از سیاست های دولت بوش محسوب می شود.

موضوع افزایش کشت خشخاش و تولید مواد مخدر نیز از معضلاتی است که جامعه افغانستان برای رهایی از آن نیازمند کمک جامعه جهانی است . در حالی که معیشت بیش از دو میلیون دهقان  به کشت خشخاش گره خورده است ، ارائه کشت جایگزین و ایجاد منابع جدید در آمدی به تنهایی در توانایی دولت نیست و جامعه جهانی باید دراین زمینه فعال شود. در خصوص موضوع توسعه نیز روند کند بازسازی باعث شده است همچنان فقر بر سرمردم این کشور سایه بیافکند ، برخی گزارشها نشان می دهد که تنها بخشی از کمکهای بین المللی به موضوع بازسازی اختصاص یافته است وبخش زیادی از این کمکها صرف هزینه حضور موسسات خارجی در افغانستان می شود. دراجلاس اخیر ناتو در سویل اسپانیا ، تاکید برخی کشورهای بزرگ اروپایی بر رویکردهای غیرنظامی و تمرکز برمقوله آموزش و تجهیز اردو  و پولیس ملی نشان دهنده اختلافات در درون ناتو بود .اگر چه تاکید رئیس صلح بانان سازمان ملل بر توجه بیشتر ناتو به امور توسعه نشان می دهد که عالی ترین نهاد بین المللی نیزاز عملکرد ناتو در زمینه بازسازی انتقاد دارد اما بی توجهی سازمان ملل به توسعه افغانستان نیزجای پرسشهای بسیاری دارد. به اعتقاد کارشناسان، افزایش سطح رفاه عمومی و تسریع دربازسازی ، به کاهش خشونت و ناامنی درافغانستان منجر می شود.

افزايش نيروهای نظامی

                                           

افزايش نيروهای نظامی در افغانستان ، موضوعي است که اختلافهاي زیادي را ميان اعضای ناتو با آمريکا به وجود آورده است . در اجلاس ناتو در سويل اسپانيا کشورهاي بزرگ اروپايي با افزايش نيرو و تجهيزات در افغانستان مخالفت کردند ، اما سخنگوي ناتو در کابل اخيرآ از افزايش نظاميان ناتو در این کشور خبر داد .

تام کالینز ، سخنگوي ناتو گفت ، بزودي سه هزار نيرو از کشورهاي انگليس ،لهستان و بلغاريا به جمع نيروهاي ناتو افزوده خواهند شد . درصورت اعزام سه هزار نيروي جديد ناتو ، مجموع نيروهاي ناتو در کشور به بيش از سي و شش هزار نفر افزايش مي يابد .  کالينز اظهار اميدواري کرد که کشورهاي ديگر عضو ناتو نيز از افزايش نيرو و تجهيزات در افغانستان حمايت کنند.

با انتصاب ژنرال آمريکايي مک نيل به فرماندهي نيروهاي ناتو در افغانستان ،‌ انتظار مي رفت کشورهاي عضو ناتو براي حمايت از افزايش نيرو ، تحت فشار بيشتري قرار گيرند اما کشورهاي بزرگ اروپايي از جمله آلمان ، اسپانيا ،‌فرانسه و هالند و همچنین ترکيه با طرح آمريکا مبني بر افزايش نيرو و تجهيزات در افغانستان مخالفند .افزايش نيروهاي نظامي ناتو که از سوي انگليس ، لهستان و بلغاريا صورت خواهد گرفت ‌قابل پيشبيني بود. همکاري و همراهي توني بلر با سياست هاي واشنگتن در حمله به عراق و افغانستان ، انگليس را به نزدیکترین متحد امريکا تبديل کرده است .  اين درحالي است که پیروی بلر از سياست هاي امريکا شرايط دشواري را براي حزب کارگر ایجاد کرده است . در همين راستا اخيرا" دولت انگليس با هدف افزايش نيرو در افغانستان بخشي از نيروهاي نظامي خود را از عراق خارج کرد .

بلغاريا و لهستان نیز که از کشورهاي جديدالورود به ناتو هستند ، با همراهي با سياست هاي آمريکا در افغانستان ، به کمک هاي اقتصادي دولت بوش چشم دوخته اند. این دو کشور انتظار دارند در قبال اعزام نيرو به افغانستان در قالب ناتو ، آمريکا به بهبود وضعيت نامساعد اقتصادي آنها کمک کند . البته بايد گفت که همراهي انگليس ،؛ بلغاريا و لهستان باسياستهاي دولت بوش با اعتراض مردم این کشورها مواجه است . به نظر مي رسد که مخالفت اعضاي موثر ناتو با پيروي از سياست هاي آمريکا چند دليل دارد : اول آن که اساسا" سياست هاي آمريکا در عراق و افغانستان با شکست مواجه شده است . نکته دوم هم اين است که تداوم حضور ناتو در افغانستان به افزايش تلفات نظاميان ناتو منجر مي شود.

دلیل سوم هم اين که همراهي با آمريکا در افغانستان ، از دیدگاه افکار عمومي کشورهاي عضو ناتو قابل پذيرش نیست و عمليات ناتو عليه طالبان ، چشم انداز روشني ندارد .اخيرآ "‌ناتو اعلام کرد که بزرگترين عمليات مشترک ناتو و دولت افغانستان در مناطق آشوبزده هلمند آغاز شده است . اما ناظران سياسي عمليات ناتو عليه طالبان را فاقد دستاورد ارزيابي مي کنند . به نظر مي رسد عمليات ناتو که بيشتر از طريق بمباران هوايي صورت مي گيرد ،بيشترين صدمات را به مردم عادي وارد مي کند. هشدار طالبان درباره تشديد عمليات عليه ناتو و آمريکا در بهار آينده ، ‌چالش آتي ناتو در افغانستان خواهد بود.

اتحاديه اروپا تلاش دارد به منظور تاثير گذاري بيشتر در عرصه بين الملل از سياست هاي مستقل بهره گيرد . در اين راستا دکتر کرست ماير ، رئيس هيات کميسيون اتحاديه اروپا در يک کنفرانس خبري مشترک با فرانس وندارل ، نماينده اتحاديه اروپا و هنس زايد،سفير آلمان درافغانستان ، از تدوين استراتژي جديد اروپا براي افغانستان خبر داد . دکتر ماير اعلام کرد ، اتحاديه اروپا قصد دارد ظرف سه سال آينده ششصد ميليون يورو به توسعه افغانستان کمک کند. به گفته ماير ، بخش اعظم بودجه ششصد ميليون يورويي اتحاديه اروپا به افغانستان ، در زمينه اصلاحات قضايي ، حقوق بشر و دموکراسي اختصاص خواهد يافت .

 براساس استراتژي جديداتحاديه اروپا ، فعاليت هاي اين اتحاديه ظرف شش سال آينده بر بازسازي زيربناهاي افغانستان متمرکز خواهد شد . رئيس هيات کميسيون اتحاديه اروپا همچنين گفت ، اتحاديه اروپا مصمم است تاسياست خود در برخورد با کشورهاي همسايه افغانستان از جمله پاکستان را مورد بازنگري قرار دهد. از سوي ديگر ، هنس زايد ،‌سفير آلمان در افغانستان نيزگفت ،دولت المان ماموريت آموزش پوليس افغانستان را به عهده خواهد گرفت . اگر چه قرار است متن کامل استراتژي اتحاديه اروپا در افغانستان در هفته هاي آتي اعلام شود ، اما سخنان دکتر ماير در خصوص برخي مفاد اين استراتژي &#