monday 26 march 2007 23:19:19



نخستين کشور جهان چه نام داشت ؟
بين سالهاي
3000
تا 2800 ق.م
مينس پادشاه مصر عليا دلتاي نيل را فتح
کرد و به کشور مصر يکپارچگي بخشيد و نخستين فرعون سلسله اول شد . به
اين ترتيب مصر
را بايد نخستين کشور - ملت جهان به شمار آورد . اگر چه ساکنان بين
النهرين از بيشتر
جهات از مصر پيشرفته تر بودنداما تا پيش از سال
2400
ق.م
کشور - شهر هاي جداگانه اي بودند . نميشد آنها را کشور ناميد
.
چه کسي کشوري بزرگ
را دهکده ناميد ؟
اين شخص
کاشفي فرانسوي به نام
ژاک کارتيه
بود که کانادا را
کشف کرد . هر چند که او نخستين فرد اروپايي نبود که به کانادا رفت ولي
اولين کسي
بود که بيشترين قسمت آن را کشف کرد
.از
سال
941
ه.ق
1534م
-
او سه بار به کانادا سفر کرد . کارتيه سعي داشت در يابد که نام بومي
اين کشور چيست . بوميان به درستي متوجه منظور او نشدند و گمان کردند که
او از آنها
درباره محل زندگيشان سوال ميکند . آنان در پاسخ سوال او گفتند کانادا
که در زبان
محلي آنها به معني دهکده بود
.
سلطان محمود و مادر مجدالدوله
فخرالدين حکمران
ديلمي همزمان سلطان محمود غزنوي بود و در شهر ري حکمراني ميکرد .هنگامي
که از اين
جهان رفت فرزندي کوچک به نام مجد الدوله از او به جا ماند . چون
مجدالدوله طفلي
کوچک بود مادرش به جاي او به کار حکمراني پرداخت . سلطان محمود ميخواست
که ري را
تصرف کند رسولي را به ري فرستاد و گفت
:بايد
به نام من خطبه بخوانيد و سکه
بزنيد والا مي آيم و ري را ميگيرم و شما را از ميان بر ميدارم . مادر
مجدالدوله در
پاسخ گفت : تا زماني که فخرالدوله زنده بود من از سلطان محمود بيم و
هراس داشتم که
مبادا روزي بيايد و ري را تصرف کند ولي اکنون که او در گذشته است هيچ
بيمي در دل
ندارم براي آنکه ميدانم که سلطان محمود مردي داناست و به جنگ من نخواهد
آمد . اگر
هم
بيايد به خدا سوگند که پايداري ميکنم و از جنگ هراس ندارم براي اينکه
اين جنگ از
دو
صورت بيرون نيست يا من پيروز ميشوم يا او . اگر من پيروز شوم و او شکست
يابد به
همه
ي عالم مينويسم که سلطان محمود را شکست دادم و اين براي من افتخاري
بزرگ به
شمار ميرود و از طرف ديگر هيچ ننگي براي او بدتر از اين نيست که از زني
شکست بخورد
.
اگر
او مرا شکست بدهد هيچ گونه افتخاري براي او نخواهد بود زيرا از شکست
دادن يک
زن
افتخاري حاصل نميشود
.وقتي
که اين پيام را به سلطان محمود رسانيده انديشه
فتح
ري را از سر به در کرد و تا آن شير زن در ري ميزيست به آنجا لشکر نکشيد
.
چرا هند را هند شرقي ميخوانند ؟
کریستف کلمب کاشف ايتاليايي تصور ميکرد که هند در غرب است . از اين رو براي رسيدن به هند در سال 898ه.ق (1492م ( به غرب رفت وبه جزيره باهاما در سواحل امريکاي شمالي رسيد . کلمب ساکنان آنجا را هندي ناميد و به همين خاطر امريکاييها سرخپوستان را هندي ميخوانند . پس از کشف هند تا مدتها امريکا را هند غربي و هند را هند شرقي ميگفتند.
به چه کسي بابوجي ميگويند ؟
مردم هند
موهنداس کرمچند گاندي
يا
مهاتما گاندي را بابوجي يا پدر
مينامند . او رهبر اخلاقي و ساسي مردم هند بود و در مبارزه با استعمار
انگليس سياست
ساتياگ راها
يا
پافشاري براي راستي و حقيقت را مطرح
کرد
که آن را مقاومت منفي نيز ناميده اند . بر اساس اين سياست مردم هند از
هر گونه
همکاري با استعمارگران خود داري کردند و از خريد و مصرف کالاهاي
انگليسي سر باز
زدند . با مبارزات او سرانجام هند در سال
1326ه.ش
1947م
-
استقلال خود را به دست آورد او که سالها دوري از خشونت و مبارزه آرام
را
تبليغ کرده بود سرانجام قرباني خشونت شد و با گلوله يک هندوي متعصب از
پاي در آمد
.
کتاب مقدس هندوان چه نام دارد ؟
کتاب مقدس هندوان
که
کيش هندويي مبني بر آن است ودا نام دارد . اين واژه از ريشه وير به
معناي دانش و
دانستن است . وداها سرودهايي است به زبان کهن سانسکريت که دو هزار تا
هزار سال پيش
از
ميلاد مسيح نوشته شده است . اين سرودها در چهار دفتر گردآوري شده است
که عبارتند
از
:
1-
ريگ
ودا (سرود ستايش خدايان(
2-
ياجور ودا (سرودهاي نيليش و دستور
نذر
و قرباني(
3-
ساما ودا (آهنگها و نغمه ها
)
4-آئرو
ودا (مخصوص کاهنان
قرباني
(
فاتح مسلمان اندلس که بود ؟

اندلس نام منطقه اي
است در جنوب اسپانيا که
طارق ابن زياد
آن را فتح کرد
.
اين سردار مشهور اسلام از تنگه ميان اسپانيا و مراکش گذشت و بر کوهي که
به نام او
جبل الطارق
ناميده شد مستقر شد . او از آن منطقه به
خاک اسپانيا حمله کرد و در سال
92
ه.ق
711م
-
دولت اسلامي را در جنوب آن کشور تشکيل داد . طارق به
نقاط ديگر اسپانيا هم لشکر کشيد و شهرهاي بسياري را فتح کرد . بعدها
مورخان و
نويسندگان مسلمان تمام اسپانيا را اندلس ناميدند
.
اندلس تا مدتها قلمرو خلافت
اسلامي قرار داشت . نامکهاي امروزين بسياري از مناطق آن تغيير يافته ي
نامهاي
اسلامي است . مانند
قرطبه
که امروزه کوردوبو خوانده
ميشود . اين سرزمين از دوران حکومت مسلمانان يادگارهاي مهمي را در خود
جاي داده است
.
درباره بزرگمهر چه ميدانيد ؟
بزرگمهر از وزيران
مشهور دوران ساساني است . او وزارت انوشيروان را به عهده داشت و رونق و
عظمت
پادشاهي انوشيروان مديون کارداني و تدبير او بود . ميگويند کتابي به
نام پند نامه
بزرگمهر بختگان که به زبان پهلوي نوشته شده اثر بزرگمهر است . وي
نماينده خرد و
دانايي روزگار ساسانيان است . اين جمله حکيمانه او مشهور است
:همه
چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشدند
.
صاحب بن عباد که بود ؟
او وزير چند تن از اميران آل بويه بود . پدران او از کاتبان و اديبان ان عصر بودند . خود او در قرن چهارم ه.ق (دهم م )مظهر بلاغت در زبان عربي شناخته ميشد و در ترويج مذهب تشيع تلاش فراوان کرد . او پس از رسيدن به وزارت ري را به مرکز اديبان و شاعران بدل کرد . در اهواز به سختي بيمار شد و وقتي بهبود يافت گفت که فقيران به منزلش بروند و هر چه ميابند ببرند . ميگويند در آن روز نزديک به 50 هزار دينار لباس و پارچه از خانه او بيرون رفت . او وزيري با تدبير - بخشنده -مبتکر و نويسنده اي توانا بود و در سال 385ه.ق 995م- در گذشت .
سلسله هخامنشی (۵۰۰-۳۳۰ قبل از ميلاد)

به قدرت رسيدن پارسيها يکی از وقايع مهم تاريخ قديم است . اينان دولتی تاسيس کردند که دنيای قديم را به استثنای دو ثلث يونان تحت سلطه خود در آوردند . وقتی هم منقرض شدند از صحنه تاريخ خارج نشدند بلکه در طول ۲۵ قرن متوالی بلندی ها و پستی ها را پيمودند . پارسيها مردمانی آريايی نژاد بودند که مشخص نيست از چه زمانی به منطقه آمدند . برای نخستين بار در سالنامه آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق.م نام کشور پارسوآ در جنوب و جنوب غربی درياچه اروميه برده شده است . بعضی از محققان مانند راولين سن عقيده دارند که مردم پارسوآ همان پارسی ها بوده اند . البته کاملا محقق نيست که اين نظريه درست باشد . تصور می شود اقوام پارسی پيش از اينکه از ميان دره های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی بروند ؛ در اين ناحيه توقف کوتاهی کردند و در حدود ۷۰۰ سال پيش از ميلاد درناحيه پارسوماش ؛ روی دامنه های کوههای بختياری در جنوب شرقی شوش)يکي ازعلا قه خراسان ) در ناحيه ای که جزو کشور ايلام بود ؛ مستقر شدند . از کتيبه های آشوری چنين استنباط می شود که در زمان ؛؛ شلم نصر ؛؛ ( ۷۳۱-۷۱۳ ق.م) تا زمان سلطنت ؛؛ آسارهادون ؛؛ (۶۲۲ ق.م )پادشاهان يا امرای پارسوآ ؛ تابع آشور بوده اند . پس از آن در زمان فرورتيش ( ۶۵۵-۶۳۳ ق.م ) پادشاه ماد به پارس استيلا يافت و اين دولت را تابع دولت ماد نمود . هرودوت می گويد : پارسی ها به شش طايفه شهری و ده نشين و چهار طايفه چادر نشين تقسيم شده اند . شش طايفه اول عبارتند از : پاسارگاديان ؛ مرفيان ؛ ماسپيان ؛ پانتاليان ؛ دژوسيان و گرمانيان . چهار طايفه دوم عبارتند از : داييها ؛ مردها ؛ دروپيک ها و ساگاريتها . از طوايف مذکور سه طايفه اول بر طوايف ديگر برتری داشته اند و ديگران تابع آنها بوده اند .طبق نوشته های هرودوت ؛ هخامنشيان از طايفه پاسارگاديان بوده اند که در پارس اقامت داشته اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده است . پس از انقراض دولت آشور بدست آشور بانی پال ؛ چون مملکت ايلام ناتوان شده بود پارسی ها از اختلافات آشوری ها و مادی ها استفاده کرده و انزان يا انشان را تصرف کردند .در اينجا اين سوال پيش می آيد که در زمان کدام يک از نياکان کورش بزرگ اين واقعخ روی داده است . با توجه به بيانيه های کورش در بابل ؛ می بينيم که نسب خود را به چيش پش دوم می رساند و او را شاه انزان می خواند . به احتمال زياد اين واقعه تاريخی در زمان چيش پش دوم روی داده است . تصور می شود که انزان همان مسجد سليمان کنونی است . پس از مرگ چيش پش ؛ کشورش ميان دو پسرش آريارمنه پادشاه کشور پارس و کورش که بعدا عنوان پادشاه بزرگ پارسوماش ؛ به او داده شد تقسيم گرديد . چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و کياکسار در آن حکومت می کرد ؛ کشور کوچک جديدالتاسيس ؛ ناچار زير اطاعت فاتح نينوا بودند . کمبوجيه فرزند کورش اول ؛ دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پايتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل نمود .موافق نوشته های هرودوت ؛ لوحه نبونيد پادشاه بابل ؛ بيانيه ک.رش بزرگ ( استوانه کورش )؛ کتيبه بيستون داريوش اول ؛ و کتيبه های اردشير دوم و اردشير سوم هخامنشی ترتيب شاهان اين سلسله تا داريوش اول چنين بوده است .
هخامنش
چيش پش اول
کمبوجيه اول
کورش اول
چيش پش دوم
آريارمنا
کورش دوم
ارشام
کمبوجيه دوم
ويشتاسب
کورش سوم ( بزرگ (
داريوش اول
کمبوجيه سوم ) فاتح مصر (
اولین های جهان که در آرياناي باستان ساخته شد

1. نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند.
2. سکه را در جهان ضرب کردند.
3. ذوب فلزات را آغاز کردند (در شهر سیلک).
4. عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند.
5. کشتی (زورق) را ساختند.
6. اولین ارتش سواره نظام در دنیا را ایجاد کردند(توسط سام با 115 سرباز(.
7. زغال سنگ را کشف کردند.
8. مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند.
9. به کرویت زمین پی بردند.پ
10. قاره ی امریکا را کشف کردند سپس کریستف کلمب و واسکودوگومابراثر خواندن کتابهای پارسي که در کتابخانه ی واتیکان بود به فکر قاره پیمایی افتادند.
11. شیشه را کشف کردند وبرای استفاده در منازل به کار بردند.
12. حروف الفبا را ساختند(در 7000 سال پیش .(
13. آتش را کشف کردند.
14. مس را کشف کردند.
در ضمن
دیوار چین با بهره گیری
از دیواری که کورش در
سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی بنا کرد ساخته
شد.
تقویم
کنونی(ماه 30 روزی) به دستور داریوش پایه گذاری شد.او هیاتی را برای
اصلاح تقویم
به ریاست دانشمند بابلی بنام
دنی تون
بسیج کرده بود
.
برطبق این
تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال
دارای پنج عید
مذهبی و سی و یک روز تعطیل رسمی بوده است که یکی از آنهانوروز ودیگری
سوگ سیاوش بوده است.
تقسيم بندي دورانهاي تاريخي

اين تقسيم بندي دورانها مشتمل بر فهرستي با بيش
از دو هزار سال قدمت است که راهب اعظم شهر
هليوپوليس
به نام
مانتهو
( Manetho)
در سال 280 قبل از ميلاد
مسيح براي شاه بطلميوس دوم
282
تا 246
قبل از ميلاد
گرد آوري کرد او بر اساس سنگ نوشته ها و گزارشهاي تاريخي و سنن قديم
تاريخ سرزمين
خود را بر حسب نسل حکمرانان نظم و ترتيب داد و از اين راه تاريخ مصر
باستان تا زمان
خود را در
30
سلسله تنظيم کرد
.
بعدها تاريخنگاران سلسله سي و يکم را نيز به اين فهرست افزودند . علاوه
بر
آن آنها اين فهرست تاريخي گسترده و جزء به جزء تصحيح شده و گزارش شده ي
مانتهو را
به
9
دوران بزرگ تقسيم کردند .که به صورت زير ميباشد
:
دوران تاريخي سلسله تاریخ
مدت
دوران ثينيتها
1تا
2- 2635 تا 3000 قبل از ميلاد- 365سال
حکومت کهن
3
تا 6 -2154 تا 2635- 481سال
حکومت واسطه اول
7
تا 10 - 2040 تا 2154- 114
سال
حکومت ميانه
11