16 april 2007 18:17:02

در تاريخ بشر گلي يافت نمي شود كه به اندازه گل رز مورد تجليل و ستايش قرار گرفته باشد . گل رز در طول تاريخ به دفعات زينت بخش آرم هاي خانوادگي، آرم هاي سلطنتي، تمبرها، سكه ها و پرچم ها شده، به شعرا، نويسندگان، نقاشان، معماران و ارباب كليساها الهام بخشيده است .
به نام آن جنگ اتفاق افتاده، تحت نام آن مذاكرات سياسي فراوان صورت گرفته و علاوه بر همه اينها سمبل عشق و مظهر زيبايي و معصوميت شناخته شده است . در دنيا فرهنگي وجود ندارد كه در آن زن به گل رز خاردار تشبيه نشده باشد . رز جاي خود را آنچنان در قلب همه باز كرده كه هر روز ميليونها شاخه از آن هديه مي شود و تنها آنها در سال ، 600 ميليون شاخه رز مي خرند و دست كم دو ميليارد نفر از مردم روي زمين گل رز را به عنوان ملكه گلها پذيرفته اند.
محبوبيت
گل رز تازگي ندارد ، بلكه قدمت
محبوبيتش به چند هزار سال پيش مي رسد . قديمي ترين گزارش درباره گل رز
را بايد
مديون كنفسيون بود؛
زيرا او بود كه فاش كرد در كتابخانه معظم
قصر سلطنتي (شين نو) امپراطور چين كه در حد فاصل سالهاي 2697 تا 2737
قبل از ميلاد
مي زيست ، دست كم 600 جلد كتاب درباره گل رز و طريقه پروشش جود دارد .
«لئوناردو
ولي» باستانشناس طي حفاري در آرامگاه شاهان كلده در (اور) الواح گلي
متعددي پيدا
كرده كه روي آنها كلمه
« SAR »
نوشته شده و اين نشان مي دهد كه سومري ها (حدود
2800
قبل از ميلاد) با گل رز و كشت و پرورش آن آشنايي داشته اند
.
آرياييهاي باستان
نيز به اين گل علاقه زيادي داشتند .
مورخين يوناني نوشته اند كه وقتي كوروش كبير در سال 538 قبل از ميلاد بابل را فتح كرد به كارمندانش دستور داد به عنوان علامت شناسايي عصايي مزين به رز نقره در دست بگيرند . رز در اوج امپراطوري روم و قف الهه عشق شده بود . افراد طبقه ممتاز روم آنقدر به گل رز تعلق خاطر داشتند كه معشوقه ها يشان را (مياروزا) به معني (رزمن) خطاب مي كردند و اولين غنچه رزهر بهار را به آنها تقديم مي كردند . ميگساران ، جشن هاي ميگساري عصر امپراطوري روم نيز به تبعيت از يك سنت قديمي تاجي از يك گل رز بر سر مي گذاشتند و خيال مي كردند رز خاصيت پيشگيري از مستي دارد و آنان را تا آخر شب هشيار نگه مي دارد . نرون امپراطور روم از علاقمندان رز بود . با دست خود در باغ قصر امپراطوري دهها نهال رز هرس كرده بود و از اين گذشته هر بار كه ضيافتي بر پا مي كرد دستور مي داد از آغاز تا پايان ضيافت روي مهمانان گلبرگهاي رز بپاشند و در هر ضيافت او متجاوز از نيم تن گل رز مصرف مي شد .
در آن دوران پرورش رز بهره گيري از آن در چهار فصل ادامه داشته است . مثلا براي اينكه امپراطوران ، سرداران و اشراف روم حتي در زمستان از رز بي نصيب نمانند ، باغبانان رومي رز را در گلخانه ها پرورش مي دادند . روميها از پرهاي رز پودينگ ، مربا مي ساختند. و ماليدن روغن رز به پوست مد روز بود . با وجوديكه در قلمرو روم متجاوز از دوهزار باغ وسيع پربار وجود داشت مصرف رز به اندازه هاي زياد بود كه رومي ها از مصر و كار تاژگل رز وارد مي كردند . بطور متوسط هشت روز طول مي كشيد تا كشتي حامل محموله رز از بندر اسكندريه به يكي از بنادر روم برسد و هيچ معلوم نيست كه محموله رز را در طول اين مدت با كدام وسيله يا با چه روشي تر و تازه و شاداب نگه مي داشته اند .
مسيحيت در بدو پيدايشش با گل رز سر عناد پيدا كرد . و آنرا عامل فساد ، دنيا پرستي ، افسار گسيختگي و ولخرجي تلقي مي كرد ، ولي پس از آنكه مدتي گذشت كار به آنجا رسيد كه كليسا رز را مظهر اقتدار كليسا و پنج پر آن را سمبل پنج زخم مسيح مصلوب و رنگ سرخ آن را مظهر خون شهداي آغاز مسيحيت معرفي كرد . پس از چند قرن وقتي پاپ دومينيكوس زنار را وارد كليسا كرد ، دستور داد روي دانه هاي تسبيح كليسايي نقش گل رز را حك كنند و در قرن پانزدهم هم در سرودهاي كليسايي حضرت مريم " رز بي خار " لقب گرفت و روي شيشه هاي رنگي كليساها شكل رز منقوش شد .
در قرون وسطي آرم خانوادگي 4000 خانواده ممتاز و فئودال آلمان به نقش رز مزين بود . مهر انگشتر مارتين لوتر مصلح كليسا و بنيانگذار آيين پروتستان نيز نقش صليبي سرخ بر روي يك رز سفيد بود . از اين رو پروتستان ها رز را سمبل كليساي خود مي دانند . كتابهاي آسماني نيز از ذكر نام رز بي نصيب نمانده اند . در قرآن چند بار به رز اشاره شده . در انجيل هشت بار از رز رسما اسم برده شده . در آثار شكسپير 60 بار به اسم رز بر مي خوريم . شعر (رز كوچولوي چمنزار) گوته نيز شهرت جهاني پيدا كرده و بكرات الهام بخش آهنگسازان شده است . " راينر ماريا ريكله " شاعر رز سرا آنقدر به رز دلبستگي داشت كه دستور داد اسم رز را روي سنگ قبرش نقر كنند . مهمتر از همه آنكه هشت كشورامروز يعني بلغاريا، انگليس ، فنلاند ، هندوراس،ايران، لهستان، روماني ، چكسلواكي رز را گل رسمي خويش معرفي كرده اند .
در قرن پانزدهم جنگي به نام " جنگ رزها " نيز به بقيه جنگهاي تاريخ اضافه شد . اين جنگ كه سي سال طول كشيد و انگليس را در آستانه نابودي قرار داد، بين خانواده هاي اشرافي لانكستر يورك در گرفت . وجه تسميه جنگ بخاطر اين بود كه روي آرم خانوادگي لرد لانكستر نقش يك رز سرخ به چشم مي خورد . از اين رو در جنگ مذكور به كنايه " جنگ رزها " خوانده شد . علاقه طبقه اشراف اروپا به رز باستاني و سنتي است . به عنوان مثال گلبازان دنيا نقشي را كه ژوزفين امپرطوري فرانسه هم ناپلئون در زمينه پروراندن انواع مختلف رز در قصر مالمزون بازي كرد هرگز از ياد نخواهد برد .
سياستمداران ، ديپلمات ها و مشهورترين باغبانهاي اروپا در اين زمينه به ملكه فرانسه كمك مي كردند و نادرترين رزها را از اقصي نقاط دنيا براي او به ارمغان مي آوردند و ژوزفين نيز آنها را در باغ قصرش پرورش مي داد . وگفته مي شود تنها در سالهاي 1803 ، 1804 در مالمزون 200 نمونه گل رز جديد گل دادند . گياهشناسان تاكنون 20000 نوع رز را شناسايي و رده بندي كرده اند ، ولي سالي نيست كه به همت پرورش دهندگان ده بيست واريته جديد به آن مجموعه اضافه نشود . در رز، بازاريابي بوي رز نيز تاثير بسزايي دارد . بدين لحاظ پرورش دهنده كوشش دارد رز را نه فقط زيباتر و خوش رنگ تر بلكه معطرتر بار آورد .
مشهورترين رزهاي دنيا عبارتند از:
رز آد نائر، رز با كارا، رز نو آر (رز سياه)، رز ثريا، رز لارا، رز ناقوس آزادي، رز صلح، رز پوليمانتا، رز لب ماتيكي، رز چين چيني، رز گلوريادي (رز پيروزي)، رز اليزابت، رز اسكالت، رز نيوداون، و صدها واريته ديگر . هر كدام از اين اسمها مناسبتي خاص دارند . مثلا در سال 1945 موقعي كه متفقين برلن پايتخت آلمان هيتلري را اشغال كردند، " ميلان " پرورش دهنده فرانسوي كه سالها در نهضت مقاومت فرانسه مقاومت كرده بود، رز سفيد و جيديدش را "صلح " نام داد و آنرا به متفقين تقديم كرد .
منابع مورد استفاده : زبان گلها وگفتگو.