30 / 04 / 2007

(حقايق که بايد گفته ميشد: در حاشيه عفو جنايتکاران جنگي توسط ولسي جرگه )
تدوين کننده و پژوهشگر : ) دوشي چي)
حقوق بشرونقض کننده گان حقوق بشر

از باده ی نیست سر خوشم ، سرخوش و مست
بیزارم و دلشکسته ،ازهر چه که هست
من هست به نیست دادم ، افسوس که نیست
در حسرت هست پشت من پاک شکست.از بس کف دست بر جبین کوبیدم
تا بگذرد ازسرم ، پریشانی من
نقش کف دست ! محو شد ، ریخت به هم
شد چین و شکن ، به روی پیشانی من.تا روح بشر به چنگ زر ، زندانیست
شاگردی مرگ پیشه ای انسانی است
جان از ته دل ، طالب مرگ است ... دریغ
درهیچ کجا برای مردن جا نیست ؟.پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر ز کجا ز چشمه از کجاست ؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست ). کارو(
حقوق بشر میراث تاریخی دیرینه ای
دارند. بنیان فلسفی اصلی حقوق بشر باور به وجود صورتی از عدالت است که
برای همه آدمیان،همه جا معتبر می باشد. به این ترتیب، آموزه معاصر حقوق
بشر درعرصه ژیوپولیتیک معاصر نقشی حیاتی یافته است. گفتمان حقوق بشر
توسط مردمان بسیاری در موقعیت هایی بسیار متفاوت فهمیده و استعمال می
شود. حقوق بشر درفهم معاصر اینکه انسان ها و موسسات سیاسی ملی و بین
المللی چگونه باید با همدیگر رفتار کنند، نقشی ناگزیر دارد. بهتر آن
است که حقوق بشر را ضمانت های اخلاقی بالقوه ای برای نیل هر انسانی به
حداقل زندگی نیکو دانست. میزان تحقق نیافتن این آرمان نشانگر شکست عظیم
جهان معاصر در استقرار نظمی استوار برپایه حقوق بشر دانست. مبنای فلسفی
حقوق بشر معروض نقادی های سختی بوده است. اگر چه برخی جنبه های بحث
برانگیز میان حامیان و معارضان حقوق بشر حل نشده باقی مانده، و چه بسا
حل ناشدنی باشند، درحالت کلی قوت اخلاقی حقوق بشر پابرجا می ماند. می
توان گفت مجاب کننده ترین انگیزه وجود حقوق بشر می تواند برپایه به کار
گیری قوه تخیل باشد. بکوشید جهانی بدون حقوق بشر را تصور کنید! که وحشت
وبربريت فراگيرشده زورمندان ، مظلومين را پاره پاره خواهند کرد .
اعلامیه جهانی حقوق بشر
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال نا پذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار داد ،
ماده 1 : تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2 : هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ،
رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت
، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه
آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه
هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی
یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این
کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل
محدودی شده باشد.
ماده 3 : هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .
ماده 4 : احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر
شکلی که باشد ممنوع است.
ماده 5 : احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که
ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.
ماده 6 : هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان
در مقابل قانون شناخته شود.
ماده 7 : همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و
بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی
که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به
عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده 8 : در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد
و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده
باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .
ماده 9 : احدی نمی تواند خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید بشود.
ماده 10 : هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه
مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره
حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند،
اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده 111 : - هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد
تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای
دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.2- هیچ کس برای
انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی
یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق
هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت
درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده 12 : احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات
خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش
نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه
مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.
ماده 131 : - هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور
کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.2- هر کی حق دارد هر کشوری و از
جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
ماده 141 : - هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی
جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.2- در موردی که تعقیب
واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و
مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود.
ماده 151 : - هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.2- احدی را تمی
توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.
ماده 161 :- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد
، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و
شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.2-
ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.3- خانواده رکن
طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند
شود.
ماده 171 : - هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد.2-
احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.
ماده 18 : هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود
.این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل
تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا
مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده 19 : هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که
از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و
افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی،
آزاد باشد.
ماده 20 1: - هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز
تشکیل دهد.2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
ماده 211 : - هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه
مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت
جوید.2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل
آید.3- اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به
وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت
پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا
طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید.
ماده 22 : هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است
به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و
فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت
تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.
ماده 231 : - هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید
، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری
مورد حمایت قرار گیرد.2- همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار
مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.3- هر کس که کار میکند به مزد منصفانه
و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون
انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت
اجتماعی، تکمیل نماید.4- هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با
دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.
ماده 24 : هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت
معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق ذیحق می باشد.
ماده 251 : - هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و
خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی
تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ،
بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ،
وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار
شود.2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند
شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،
حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
ماده 261 : - هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش
و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید
مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت
پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد
تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.2- آموزش و
پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد
آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و
پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام
ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را
در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و
پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده 271 : - هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون
و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.2- هر کس حق
دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود
برخوردار شود.
ماده 28 : هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و
بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ،
تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده 291 : - هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل
شخصیت او را میسر سازد.2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های
خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور
تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح
اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع
گردیده است.3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف
مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
ماده 30 : هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که
متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر
یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه
فعالیتی بنماید.
نقض حقوق بشرطي يک دهه ي اخير
همه چیزم در دیار اجنبی است
میوه های خونم و هر که از ریشه ی من نوشید
آتیه و رؤیاهایم ، و حتی سایه ی عشقم
عاطفه های بی قرار
نخل ساحلهای روسپیان بلند بالا و نخل های بهاری کوچید
چرا با تو می مانم ای مادر کهن
که نمی دانم
چه وامی بر من داری ؟
سال هایم را هدر دادی
خونم را هبا کردی که بنوشند اجاره داران
جوانیم را در سوداهایم خیالی به گرو نهادی
عوض را به من برات دوردستی دادی ، که مبلغش آرمان بود
کنون در پایان راه دستم مثل فکرم سپید است
چه برایم ماند
جز غربت ناخواسته و دشنام از نورسید گانی که ندانم چه حقی بر من دارند ؟
گاه در پروازهایم رایحه ی نیل را می شنوم
و گمشده ام را می بینم که در غرفه ی نامحرمان
به تماشای رود وقت می گذراند
انگار موقع دعای سفر شد
راهم را بگشا
دینی اگر دارم بستان
اگر می مانم نه برای توست
اگر می خوانم نه به درگاه تو
به خدایی است که هرگز تو را نیافرید. سپانلو
با لشکرکشي ارتش سرخ به افغانستان ، سيل كمك هاي نظامي به سوي مجاهدين جريان پيدا كرد. با وجود آن كه پاي منافع استراتيژيك امريكا بيشتر از هر كشور ديگر در آ نجا دخيل بود ولي باز هم كمك هايي كه صورت گرفت بيشتر آنها از بانك هاي عربستان سعودي بصوب پاكستان سرازير مي شدند. بخش كمتر از نصف اين كمك ها كه از طرف امريكا صورت مي گرفت خود قصه اي عليحده دا رد . با برقراري حكومت مجاهدين در كابل، سفير ايالات متحده در كابل و معاونش ريچارد هوگلند، آخرين ديدار مهم خود به عنوان مقامات رسمي ايالات متحده در كابل را انجام دادند و بدين وسيله افغا نستان در فاصله اي سالها ي 1992 تا 1994 در يك انزواي بين المللي قرار داده شد. عده اي اين عملكرد را دليلي بر بي اهميت بودن افغانستان براي امريكا مي دانند، اما با توجه به حقايق ديگر، اين نتيجه به دست مي آيد كه افغانستان پس از فروپاشي شوروي، هميشه براي امريكا اهميت داشته و دوري از آن و يا كشيدن پرده به روي آن كشور، جزيي استراتيژي دقيق اين كشور بوده است. ايلي كراكوسكي كه مامور وزارت دفاع امريكا و مسول بخش افغانستان در دهه هشتا د ميلادي بود مي گويد: ا فغانستان هميشه براي ما اهميت داشته است.
اين كشور در تقاطع راهي قرار گرفته كه قلب دنيا را به شبه قاره هند
پيوند مي دهد. اين كشور اهميت خويش را از موقعيت اش كسب مي كند،
موقعيتي كه در مرز دريا و خشكه قرار گرفته و نقطه اي تلافي قدرت هاي
جهاني تاريخ بوده است. مغول ها و سكندر كبير از همين راه گذشتند و بازي
بزرگ روسها و انگليسهاي قرن نزده هم در همين جا صورت گرفت. در قرن
بيستم ميلادي هم، افغانستان مرز دو قدرت بزرگ جهاني بود.
نگاهي تند وگذرا برفاجعه ملي درکشورما دوينم دهه مي شود که جنگ ، آدم
کشي ، بي قانوني ، وحشت وبربريت ادامه دارد . هزاران انسان قرباني هوس
وآرزوهاي تعدادی افراد قاتل وتفنگ بدست گرديدند .
با قيام نظامي ثورسال 1357خورشيدي دشمنان سعادت و آزادی وطن ما در تباني با باداران غربي و شيخ های عياش و معامله گر عربي دست به اعمال ناروای زده و زير نام جهاد آب به آسياب دشمنان مردم و وطن ريختند. و در واقعيت امر با دريافت اسلحه وپول ازکشورهاي متعدد عملآ به آتش جنگ پطرول پاشيدند . زمانيکه توانمندي روياروي را درمقابل دشمن ازد ست ميدادند تمام شکست ، عقده مندي ، فشارهاي بيروني ورواني خويش را بافير راکتهاي هاي سکر20 ، 40 ، 60 ، کلستر، مزايل وانواع ديگراسلحه بالاي منازل مردم ، مکاتب ، ادارات عامه ، ايستگاه هاي بس ومحلا ت بودوباش مردم بي گناه فرونشانده وباتهيه به اصطلاح فيلم هاي مستند ازکشورهاي خارجي پول اخذ مي نمودند .
باسقوط ولايت خوست درحاکميت دکتورنجيب الله درسال( 1368) بد ست حزب اسلامي ، اتحاد سياف ، حزب اسلامي خالص ، جماعت اسلامي ، ارتش وآي – ا س – آي پاکستان حدود پنجهزارنفر؟ ازسربازان که مصروف سپري نمودن خدمت زيربيرق بودند وافسران بي رحمانه بد ست فرماندهان داخلي ونظاميان پاکستان سرکوب شدند مگرآنان انسان نبودند ؟ آيا اين کشتاروبزن وبردن نقض حقوق بشرنيست که مورد بازپرس قرارگيرد ؟ ودرگزارش سازمان حقوق بشرگنجانيده شود ؟ . همچنان هزاران انسان درجنگ ويرانگرجلا ل آباد درسال (1367) ازدوطرف درگيربخاک وخون کشيده شد ند ، چرا درج گزارش نگرديد ؟ .
بعد از سقوط حکومت دکتور نجيب الله ، دولت تنظيمي از پشاور (پاکستان) به کابل انتقال نمود، و بعد از ختم دوره مجددی، ربانی در ماه جون ١٩٩٢ برای مدت چهار ماه به حيث رئيس دولت قدرت را بدست گرفت . مردم تصور مينمود که جنگ های ١٣ ساله خاتمه می يابد و در کشور صلح و آرامش مستقر می شود. ولي نه تنها جنگ خاتمه نيا فت بلکه چنان جنگ هايی بين گروه های مختلفي به اصطلاح مجاهدين شعله ور گرديد که افغانستان و مردم آنرا به فاجعه کشاند. اين جنگ ها زمانی شدت اختيارنمود که ربانی بعد از ختم دوره چهار ماهه رياست دولت ، طبق معاهده پشاوربايد قدرت را به شورا تحويل ميداد متاسفانه نه تنها براي تسليمي قدرت اقدام صورت نگرفت بلکه به بهانه هاي مختلف به تداوم آن تلا ش نمود .
بد ين ترتيب شورای رهبران آنوقت که بيشتر تحت نفوذ ربانی بود، به عنوان اينکه انتقال قدرت به شخص ديگر از سبب جنگ ها ناممکن است، دوره زمامداري ربانی را اولاً به ٤٥ روز و سپس تا زمان داير شدن لويه جرگه تمد يد نمود. بعداً با دايرنمودن شوراي حل وعقد در ٣٠ دسامبر ١٩٩٢ که ربانی يگانه کانديد در رياست دولت باقی ماند، بحيث ريس دولت برگزيد شد . درين شورا نمايندگان حکمتيار، حزب اسلامي خالص ، محاذ ملي برهبري پيرگيلاني ، جنبش و حزب وحدت نه تنها شرکت نداشتند بلکه عملآ جناح رباني باشرکت ندادن آنان دردولت زمينه سازجنگ هاي بعدي نيزگرديد . قبل ازتدويرشورا، جناح مخالف تهديد نموده بودند که در صورت دائر شدن اين شورا و انتخاب ربانی بحيث رئيس دولت، جنگ ادامه پيدا مينمايد .
متعاقباً آقايان حکمتيار، خالص، مجددی و گيلانی شديداً شيوه انتخاب ربانی را درين مقام مورد اعتراض قرار داده متذکرشدند که ربانی در انتخاب خويش در مقام رياست دولت جهل کاری وحق تلفي نموده و اين عملکرد وي جنگ ها را در کشور تشديد می نمايد. باين ترتيب ربانی دوره رياست چهار ماهه خويش را تا زمانی دوام داد که توسط قواي طالبان ازکابل مجبوربه فرارگرديد . زمامداري وی مجموعاً سه و نيم سال يعنی تا د سمبر ١٩٩٦ دوام نمود. طي اين مدت فشاررهبران ، نارضايتي مردم وتقاضاهاي مکررسازمان ملل متحد در متقاعد ساختن ربانی برای انتقال قدرت به نمايند گان واقعي ملت به اساس پلان های مطروحه عاجز ماند وبا هرطرح ارايه شده ازجانب نمايند گان سرمنشي ملل متحد ، برعکس گروپ کرسي نشينان کابل جنگ تازه اي را سازمان ميدادند . تا زمان سقوط اداره رباني درکابل تنظيم ها واحزاب سياسي درحاشيه قرارگرفتند واخرين روزهاي زمامداري، صرف حکمتيار بعد از جنگ های شد يد با قوای جمعيت وشوراي نظار، بعد از حصول کرسی صد رات موقتاً تطميع گرديد.
ربانی مخصوصاً محکوم به اين بود که با روحيه قومی و منطقوی عمل نوده و نميخواهد حاکميت رااز د ست بدهد ، و هم وی باساس قرارداد ها و تعهدات، منافع ايران، تاجکستان و روسيه را تآمين می نمايد. ازجانب ديگربا چاپ بانکنوتهاي پنج هزاري وده هزار افغانيگي درمسکو عملآ خريد وفروشي اراضي ، قوماندانان وجنگجويان رواج پيدا نمود وازجانب ديگرسرازيرشد ن سلاح ومهمات ازروسيه ، ايران وتاجيکستان ( مثلآ اسارت اتباع روسي با يک بال طياره انتنوف وده ها تن سلاح ومهمات درقندهار ، توزيع سلاح بدون قنداق وداراي شيب مخصوص ساخت ايران واکمالات بدون وقفه ازميدان هوايي کولاب درتاجيکستان ) عملآ جنگ راشد ت بخشيد . درماه جدي سال 1372يکتعدا د افراد سرشناس که وظايف قابل توجه دراداره استخبارات دولت رباني داشتند وبطوربسيارفجيع وناروا به قتل رسيدند ودراينجا نام چند نفرآنانرا مشت نمونه خروارتذکرميد هيم : - تورنجنرال اميرمحمد ( شهباز) معاون رياست عمومي امنيت ملي با برادرش .( معاون فهيم ). - جنرال سيد اکبرمعاون اول رياست پنج امنيت ملي . - دگروال انور( مشفق ) معاون اول رياست اداره سوم امنيت ملي ازلوگربرادرجنرال جيلا ني يکي ازافراد باسابقه اردوي کشور. - قسيم معاون اداره دوم امنيت ملي . و... دردوره زمامداري ربانی وضع کابل و ولايات خيلي وخيم وکشوربه چندين مراکزقدرت تقسيم گرديده بود . چوروچپاول ، دزدي ورهزني ، راه گيري ووند بازي ، قتل وقتال ، وحشت وبربريت ، ظلم وستم ، بستن وبردن ، بگيروبزن ، فيرراکت سکروکلستر، توپ وتانک ، رقص مرده و خنده زنده ، تيزاب پاشي وميخ کوبي ، بريدن شرم جاهاي انسانها وولادت نمودن زنان درپوسته هاي امنيتي ...
جزي مصروفيت روزانه نيروهاي امنيتي گرديده بود . ( فيلکس ارماکورا) نماينده سازمان عفو بين المللی، بعد از بازديد از کابل، درا ن زمان گفت : ... در کابل وضع حقوق بشر ناگوار تر از سابق و چور و چپاول و قتل های فردی و دسته جمعی وجود دارد، و راکت هابطور مسلسل اصابت می کند و هم آب و برق و قانون وجود ندارد. صرف در جلال آباد و مزار شريف وضع نسبتاً بهتر است و در متباقی مناطق افغانستان قضاوت در مورد جرايم به اساس شرعيت اسلامی از جانب خود قوماندانان محلات و مناطق صورت می گيرد. .. > در ماه جنوروی ١٩٩٣ تعداد زيادي ا زسيک ها و هندو ها که تبعه افغانستان و معمولاً مشغول معاملات تجارت بودند مورد فشار و اذيت قرار گرفته و مجبوربه مهاجرت به هندوستان گرديدند.
در ماه مارچ ١٩٩٣ رهبران تنظيم ها راهي مدنيه منوره شده و باحضور داشت پادشاه عربستان سعودی و نواز شريف صدراعظم پاکستان تعهد سپرد ند وقسم خوردند که دست ازجنگ کشيده ودرتقسيم قدرت به همه جوانب درگير اقدام نمايند اما بمجرد مواصلت ، جنگ وکشتارجديدي آغازگرديد . درين مذاکرات فيصله گرديد بود : رباني درتحويلي قدرت تا هژده ماه اقدام نموده ، اسلحه از مردم جمع آوری و هکذا ملکيت ها و دارائی های تاراج شده دوباره به مالکين آن مسترد گردد و حکمتيار بحيث صدراعظم منسوب شود. مولوی خالص از امضای اين معاهده امتناع ورزيد و آقای مجددی در پايان معاهده نوشت که با ملاحظات امضاء شد. اما در ترکيب کابينه بين رهبران تنظيم ها، بعد از مناقشات زياد در جلال آباد توافق به ميان نيامد و يکبارديگرحملات راکتی بالای شهر کابل شد ت بي سابقه کسب نمود . طى سالهاى ١٩٩٢- ١٩٩٦ تفنگداران قدرت پرست که درداخل شهرکابل سنگرگرفته بودند مرتکب ويرانى شهر کابل وکشتار بيش از پنجاه هزار نفرمردم غيرنظامى وبالنتيجه مسبب اصلى جنايت عليه بشريت شده اند.
بنيادگرايان جنگ سالار طي سالهاي نخستين زمامداري خويش جنگ را تاسطح کوچه هاى کابل، درجمال مينه و چنداول ومنطقه افشارو ديگر نقاط شهر گسترش دادند، و در اين فاجعه بيش از چهار هزار انسان بى گناه ( ازمليت مصيبت ديده هزاره ) را درکابل بوسيله توپ و تانک و بمباردمان بى امان قتل عام کردند که اين شهکاري آنان به ( فاجعه افشار) مسما گرديد . اين جنايت جنگى يکى از شواهد انکار ناپذيرى است که مردم کابل آنرا فراموش نخواهند کرد . کشتار مردم هزا ره و شیعه ي منطقه ا فشار در 22 دلو 1371 خورشیدی لکه ننگی است که تا همیشه بر دامان تفنگداران فاتحه کابل باقی می ماند. در نیمه شب این روز که با سالروز انقلاب در ایران هم زمان بود، نیروهای دولت که عبارت بودند ازقوتهاي : شوراي نظار، جمعيت ، اتحاد سياف ، حرکت اسلامي و حزب وحدت شاخه اکبري به فشاريورش برده ودر این حمله ، منطقه به تصرف نیروهای یادشده درآمد. نيروهاي متعرض به مدت 24 ساعت، افزون بر کشتار مردم ، دست به ویراني، غارت ، آتش زدن خانه ها و تجاوز به زنان و ربودن کودکان و جوانان سرگرم بودند.
همین رویداد بارها در هجوم های نیروهای فاتحه درچندا ول ، دهمزنگ ، کوته سنگي وغرب کابل تکرار شد. همچنان در نیمه های سال 1373، گروه مذهبی و ناشناخته طالبان از قندهار سربرآورده و در کمترين زمان توانستند همه جنوب و شرق افغانستان را به تسخیر خود درآورند و در ماه حوت به دروازه های کابل برسند. طالبان هنگام رسیدن به کابل، با حزب وحدت پیمان بست که علیه مردم این حزب وارد جنگ نشود، بلکه برای از میان برداشتن نیروهای دولت بکوشد. در این میان، نیروهای دولت با بهره گیری از فرصت، به هجوم سنگین دیگری دست زدند . در همین زمان، آیت الله محسنی در فتوا یی ویران گر، مزاری را مفسد فی الارض خوا ند و خون نیروهای وی را مباح دانست. این دو مسأله، طالبان ر