6 mei 2007 4:11:36

 

 

 

 

                        

بعد از اينكه در سال‪ ۱۹۸۹ميلادي آخرين سرباز شوروي سابق طبق ‌توافق نامه سال ۱۹۸۸افغانستان را ترك كرد، مجاهدين‌، صبغت ‌الله مجددي ميانه ‌رو را به عنوان رييس دولت كه در پاكستان مستقر بود، انتخاب كردند.  ولي حكومت موقت به رهبري مجددي تا سال ۱۹۹۲كه حكومت نجيب بر اريکه قدرت بود، نتوانست وارد افغانستان شود و دولت تشكيل دهد. در سال ۱۹۹۲كه گروه‌هاي مجاهدين وارد كابل شدند و مجددي قدرت را به دست گرفت.  در همين حال برهان ‌الدين رباني بر اساس توافقي كه براي تقسيم قدرت به عمل آمد، جانشين وي شد.  در زمان حكومت مجددي، حامد كرزي به عنوان معاون وزير خارجه  فعاليت داشت و کرزي  مدت بعد وسيله شوراي نظار، اذيت و مجبور به ترک کابل گرديد .

 پس از آنكه در سال ۱۹۹۳ميلادي بر اثر جنگ و درگيري ميان مسعود و رباني از يکطرف و گروه- هاي وابسته به  گلبدين حكمتيار از طرف ديگر، بيش ازشصت هزار غير نظامي كشته شدند.  

كرزي در سال ۱۹۹۴بعد از درگيري ‌هاي متعددي كه كابل را به ويرانه ‌اي تبديل ساخت و مرد م را مجبور كرد به مناطق د يگر فرار كنند، با طالبان به رهبري ملا محمد عمر همكاري را شروع كرد ولي به زودي با اين گروه اختلاف پيدا نمود و راهي پاكستان شد.

 كرزي پس از آن به جبهه روم به رهبري محمد ظاهر شاه سابق پيوست و براي ايجاد امنيت و صلح تلاش كرد. ولي تا ۱۳نوامبر۲۰۰۱كه نيروهاي ائتلاف و اتحاد شمال وارد كابل نشده بودند، اين تلاش ‌ها به نتيجه نرسيد.  

وي در اين زمان براي براندازي نظام طالبان در ولايت ارزگان واقع‌ در جنوب مشغول نبرد با طالبان بود.

 اما سرانجام در پنجم  دسامبر ۲۰۰۱ که گروه‌هاي تکنوکرات آمريکايي و جنگ سالاران داخلي با اخذ پول و چوکي در بن آلمان ‌براي تشكيل يك دولت موقت به سرد مداري حامد كرزي توافق نمودند .

 وي ‌بعد از انتصاب، بدون محافظ و نيروي نظامي وارد كابل ‌پايتخت افغانستان شد.

 رفتار ساده وي كه در پتويي نخودي خود را پوشانيده بود مورد استقبال ملا محمد قاسم فهيم قرارگرفت، صحبت ها و سخنراني هاي وي بخاطرجمع آوري سلاح، حاکميت قانون، نفي نقش تفنگداران، گسترش نظم و قانون در سراسر کشور، حساب ومحاسبه با قاچاقچيان زمرد و لاجورد، بهبود زندگي مردم، محو تروريستان بين المللي و… او را به يك چهره دوست داشتني در ميان مردم كابل و افغانستان تبديل كرد.  

اما اين دوست داشتن با گذشت مدتي کوتاه به ياس و نوميدي مبدل گرديد . کرزي بااستفاده از قدرت و صلاحيت هاي باد آورده به عملکرد هاي کوتاه نظرانه وعواقب ناانديشانه متوصل گرديد .

 اعطاي رتبه هاي بزرگ نظامي به اشخاصي که ازسواد اولي، از تعليمات عسکري، از حداقل فهم سياسي، از رمز و راز آن کوچکترين آگاهي نداشت .

اعطاي القاب ها، نشانها و مدالهاي افغانستان به اشخاص که اگر به اعمال و کارنامه هايشان نظربي افگنيم جز خيانت و جنايت چيز ديگر به مشاهده نميرسد .

تعيين و تقرري افراد بي سواد و کم سواد، قاتل و آدم کش، دزد و قاچاقچي، سلاحدار و جنگ سالار... در پست هاي مهم دولتي، در ارگانهاي نظامي و امنيتي که روز با دولت و شب به دزدي و قاچاق مصروف اند و ادارات دولتي چنان ازين افراد انباشته شده است که تصفيه و پاکسازي آن تقريبآ خارج از توان کرزي است .

جنگسالاران، از سویی با اغوا و سرکوب مردم و ازسوی دیگر جهت تحکیم قدرت خویش به سبوتاژ حاکمیت کرزی روی آورده اند )مانند حوادث هشت جوزاي شهرکابل(.

کرزی و حواریونش، با پیش گرفتن سازشگری های نا سنجیده و مضر به حال مردم مظلوم ، با دادن امتیازات بیشتر به اقناع این دشمنان قسم خورده مردم ما پرداخته اند.

 بدین ترتیب، به ملاحظه میرسد که سیاست سازشکارانه  ومصلحت گرایی کرزی در تمام عرصه ها با خالی کردن میدان به سرا ن جنگ وتفنگ برزخمهای ملت داغدارما نمک بی التفاتی پاشیده است.

مردم به روشنی درک می کنند که درتعیینات دولتی، تقریباً بیش از95 درصد آن، افراد متعلق به احزاب وتنظیم های عامل خرابی افغانستان می باشند ازهمین جاست که حاکمیت کرزی روزبه روز در انظارمردم رنگ می بازد ووی به تجرید کشانیده میشود.

باحاکميت مجدد تفنگداران يکبارديگر فساد مالي‌، رشوه‌ ستاني‌، زورگويي، بي قانوني، فساداجتماعي، جنايت اخلا قي، بزن، ببر و بکش سلاحداران، بيكاري، فقر، و جور و چپاول به اوج خود رسيد .

خورد و برد قسمت‌ اعظم‌ كمك‌هاي‌ خارجي‌ به‌ وسيله‌ وزارتخانه‌ها و د يگر ارگان‌هاي‌ دولتي‌ و كند بودن‌ شرم‌ آور اعمار مجدد. سران‌ جهادي‌ در زير چشم‌ هزاران‌ عسكر امريكايي‌ و ناتو به‌ توليد و تجارت‌ بيسابقه‌ي‌ هيروئين‌ مشغول‌ بوده‌ كه‌ افغانستان‌ را مجدداً در صدر ليست‌ كشورهاي‌ توليد كننده‌ هيروئين‌ قرار داده‌اند. باوجود ادعاهاي‌ مبني‌ بر «آزادي‌ بيان‌»، فريادها در گلو خفه‌ مي‌گردند و آناني‌ كه‌ جرئت‌ ابراز نظرات‌ غير سازشكارانه‌ شان‌ را دارند با ضرب‌ و شتم‌ و تفنگ‌ و تهديد روبرو مي‌شوند.

در كشوري‌ كه ‌قاتلين  ‌محصلين پوهنتون کابل، صاحب ‌منصبان‌ معترض‌، قاتلين داكتر عبدالرحمن ‌و حاجي‌ قدير و صدهاي‌ ديگر هنوز به‌ محاكمه‌ كشانيده‌ نشده‌ اند نمي ‌توان‌ داد از انفاذ قانون‌ و دموكراسي‌ زد.  

 پروسه خلع سلاح آغاز شدو اميدواريهاي را در ميان مردم پديد آورد مردمي که طي بيشتر از يک دهه در حاکميت تفنگ هزارا ن قرباني دادند و کشور خود را نمايشگاه عظيم انواع سلاح هاي سبک و سنگين مي ديدند، درين آرزو بودند که روزي سايه سياه تفنگ را بربالاي سرشا ن نديده و اين حاکميت ننگين را براي ابد به گورستان تاريخ دفن نمايند .

دردولت کرزي روز بروز بر تعداد جرم و جنايت افزود ميگردد. چرا جرم و جنايت صد برابرشد ؟ در روز روشن غارت مسلحانه , قاچاق احجار قيمتي , كودك ربايي , اختطاف كارمندان بين المللي , ترورهاي سياسي , غارت كمك هاي بازسازي , رشد عقايد منفور بنيادگرايي, زنداني ساختن زنان و رشد فعاليتهاي روز افزون مامورين مخفي همسايگان , رشد توليد و قاچاق مواد مخدر همه وهمه قصه ي است ا زفشارروزافزون تفنگ وتفنگداران غيرمسوول درکشور.

تعرض خشونت آمیز جنایی ـ دزدی مسلحانه، اخاذی و آدم ربایی توسط نیروهای نظامی، پولیس و شعیات استخبارات ـ تعرض بر مطبوعات و فعالان سیاسی، و نقض جدی حقوق انسانی زنان و دخترا ن ،تخلفات علیه اهالی فضای رعب و ترس در اکثر مناطق افغانستان حکمرواست.

 نیروهای نظامی و پولیس در اکثر مناطق بالای خانه های مردم از طرف شب یورش برده و اهالی ملکی را تاراج مینمایند. آنها به وسایل گوناگون وارد خانه های مردم میشوند، اعضای فامیل را برای ساعتها گروگان میگیرند، با اسلحه تهدید میکنند، اشیای گرانبهای شان را دزدی مینمایند و گاهی به زنان، دختران و پسران فامیل نیز تجاوز میکنند. افغانهای که توسط سازمان مورد مصاحبه قرار گرفته اند، در مورد تعداد زیادی ا ز قضایایی سخن گفته اند که در آن از گرفتاری، لت و کوب، نگهداری مردم برای اخاذی توسط نیروهای نظامی و پولیس و موجودیت زندانهای شخصی، مطالب فراوانی ثبت گردیده است.

همچنان در گزارش ديده بان حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام شده است که مردم افغانستان در اکثر مواقع اظهارداشته اند که آنان بيش از طالبان از رهبران فرقه‌اى محلى و فرماندهان نظامى بيم دارند.

 براساس اين گزارش، اقدام که براى خلع سلاح ده ها هزارنظامى غيردولتى در افغانستان صورت گرفت حدود ۲۱ هزار خلع سلاح شدند اما هنوز بيش از۶۰ هزار سلاحدار وجود دارد درحاليکه شمار نيروهاى اردوي  ملى فقط نيم اين ارقام است. اين سلاحداران ازسران تنظيمي  خويش دستور میگيرند و به هدايت دولت عمل نمي نمايند.  اين ارتباطها موجب مى ‌شود تا جنگ سالاران بتوانند قوانين خودشان را درمورد غير نظاميان و مسوولان دولتى به عمل آورند که به ضرر افغان ها است.

 پس از جنگ داخلى سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ ميلادى در افغانستان، جنگ سالاران توسط رژيم بنيادگراى طالبان بيرون رانده شدند و ۵ سال بعد آنان به آمريکا کمک کردند تا رژيم طالبان را سرنگون کنند و درعوض، پست هاى معتبرى در وزارت دفاع، وزارت امور خارجه و وزارت داخله و امنيت ملي و لوي درستيزي قواي مسلح معاونت کرزي ورا بعنوان پاداش در دولت داشته باشند.

مگر کرزي اين را نميدانست که تفنگداران بيش از دو دهه بالای خون ملت به تجارت مشغول بودند ؟ مگر داد و معامله های پيدا و پنهان اين تشنگا ن قدرت؛ مردم رنج کشيده ما را به خاک و خون نکشاند؟ مگر همين ها نبودند که در بدل ويرانه ساختن کشور؛ قصر های مجلل در داخل و خارج برای خود و اقارب خود اعمار نمودند ؟ مگر همين ها نبودند که راکتباران شوراي نظار و حزب اسلامي را بر فرق مردم مظلوم کابل اسلامی و قانونی مي خوا ندند؟ مگر همين بنياد گرايا ن نبودند که ميليون ها دالر کمک سعودی، آمريکا، فرانسه، جرمني، پاکستان، کشورهاي شيخ نشين ... را به حساب های شخصی خويش چه در زمان به اصطلاح جهاد و چه در زمان قدرت خويش در خارج واريز نمودند ؟ .

مگراينها نبودند که چوکی رياست جمهوری را چهار د ست وپا محکم چسپيده بودند ؛ به هر کنج وکناری که فرار کردند چوکی را با خود بردند ؟ .

داروندار مردم کابل به تاراج رفت وا ز کشته ها پشته ها ساخته شد . مردم کابل حتی فرصت دفن شهدای خويش را نداشته وعزيزان خود را در خانه های خويش به خاک سپردند ولی اينها خمی بر ابرو نياورد .

اکنون اين تاجرا ن خون و دلالا ن سيه د ل با ديده درا ئی خا صی خود را نمايندگان مردم جاه ميزنند .

غم انگيز تر اينکه کرزی بالای آرزوهای مردم پاگذاشته وجنگسالارانی را که هرگز شانس ورود به دولت وپارلمان را نداشتند ؛ به قدرت وحاکميت شريک ساخته در زد وبند پنهاني وآشکاراز همديگر حمايت نموده وبر گرده مردم سوار شد ند . اما با انفاذ قانون وتشکيل لويه جرگه يک بار دگر  پستهاي بزرگ دولتي ، رتبه هاي بزرگ نظامي ، پارلمان ونمايندگي هاي سياسي کشوردرخارج بد ست آنان قرارگرفت.

سازمان آمریکایی نظارت بر حقوق بشر از حامد کرزی، خواست از هیچکدام از جنگسالاران و فرماندهان گروه های نظامی در کابینه جد ید ش استفاده نکند. اين سازمان می گوید کرزی باید با اتکا به حمایت مردمی موجود، افرادی را که جنایات گذشته به آنها منتسب دانسته می شود را کنار بگذارد.

 سازمان نظارت بر حقوق بشر نامه اش را با تبریک به کرزی آغاز می کند که اولین رئیس جمهور منتخب است. اما این سازمان در نامه یاد آوری می کند که او مسئول اداره کشوری است که جنگسالاران و فرماندهان محلی هنوز از خشونت و زور و وحشت آفرینی برای مرعوب کردن بخش عظیمی از جمعیت این کشور استفاده می کنند. در این نامه از کرزی خواسته شده که نه تنها از انتساب چنین افرادی در کابینه خود داری کند بلکه برای کاستن از میزان قدرت آنها اقداماتی انجام دهد.

 بسیاری از مردم از این خواسته سازمان نظارت بر حقوق بشر حمایت می کنند. توجه ویژه این سازمان به به تاراجگران که کابل را به ويرانه ومردم را به ديارنابودي فرستاد، معطوف شده بود . این سازمان همچنین می گوید کرزی باید در مورد حقوق زنان کارهای بسیار بیشتری انجام دهد و بر ارتش امریکا بخاطر بدرفتاری نیروهایش در طی عملیات و رفتار بد با زندانیان فشار بیشتری وارد کند.

سند تحقیقاتی کمیسیون مستقل حقوق بشر گرچند حاوی نقایص زیادی بود، با آنهم نشان داد که بیش ازنود درصد مردم خواهان محکمه جنایتکاران تفنگداراند  . ازجانب ديگر سند صد وشصت صفحه ای دیگری ازطرف نهاد بین المللی دیدبان حقوق بشرتهیه وبرای حکومت کرزی ارائه شده.

دراین سند ازجنایات تفنگدارا ن قاتل ووحشي  یاد آوری گردیده، درآن آمده که کیها جنایات کردند وچه جنایاتی را مرتکب شده اند. سند به گفته تهیه کنند گانش ازطریق مصاحبه های زنده تدوین گردیده وحقایق ا ست که جنایات صورت گرفته درهرات، کابل، مزار، وده ها ولایت دیگرگوا آن اند.

درسند ازحامد کرزی خواسته شده تا امتیازدهی را کنارگذاشته؛ بار دیگر سرنوشت ملت را بدست جنایات سالاران آزموده شده قربانی نکند، مردم خواهان رسیدگی به جنایات گذشته ای، درند گان خویش اند.  اما برخورد دولت در قبال این سند هم منفي و جانبدارانه بود. در اداره که کرزي آنرا مديريت مينمايد با گذشت سالها هنوز کلمات کفر، الحاد، مرتد، بي د ين، بي خدا ... در رسانه ها و در بگو مگو ها طنين دارد.

وهم صدها پرابلم وجنايت د رزيرريش کرزي ودرساحه حاکميت قواي بين المللي وجود دا رد، چرا ا زبازپرس وقانون خبري نيست ؟

هنوز قاچاق مواد مخدر، معادن، انبارهاي اسلحه، چور و چپاول سرما يه ها ي دولتي و شخصي، زمامداري تفنگ و تفنگ دار، افراد حزبي و تنظيمي در هيت رهبري دولت، رشوت و رشوت ستاني، قتل و جنايت هاي تکا ن دهنده، دزدي و اختلا س، خويش خوري و قوم پرستي ... به پيما نه زيادي به چشم مي خورد ولي با اندوه فراوان با گذشت هر روز وسعت بي سابقه پيدا نموده و قانون و دولت را زير سوال برده اند.

از يکطرف نگرانيهاى بين المللي از تشديد بحران در افغانستان و افزايش خطر طالبان، تا جايي پيش رفت که برخي از مقامهاى سازمان ملل حتي از احتمال بازگشت افغانستان به دوران سياه گذشته در نتيجه افزايش خشونت طالبان و کم توجهي بين المللي به اين کشور تحت تاثير بحران عراق سخن گفتند.

" فيليپو گراندى " کميسر عالي امور پناهندگان سازمان ملل در افغانستان با بيان اينکه "علايم نگران کننده اى در اين کشور مشاهده مي شود"، اعلام کرد :

در جنوب افغانستان خطر و تهديد طالبان و القاعده همچنان باقي ا ست.  آنتونيو ماريا کوستا مدير اجرايي موسسه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل نيز هشدار داده است : اين احتمال وجود دا رد که افغانستان بار ديگر به کشور ناکام مبدل شود و در اختيار تروريستهاى مواد مخدر قرار گيرد.

سرانجام اگر بنيادگرايان‌ به‌ خاطر خيانت‌ها و جنايت‌هاي‌ بيشماري‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌اند به‌ پاي‌ ميز محاكمه‌ كشيده‌ نشده‌ و مخصوصاً ميليون ‌ها دالري‌ ذخيره و انباشته‌ ‌اند از حلقوم‌ شان‌ بيرون‌ نشود در واقع‌ هيچ‌ كاري‌ عليه‌ آنان‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌ و قادر خواهند بود با پول‌ بي‌حساب‌ خود به‌ هر رذالت‌ و ترور و توطئه‌ و تقلب‌ دست‌ بزنند. ولي‌ متاسفا نه سازش و سازشكاري ‌چون گذشته ادامه پيداکرده است .

تا زماني‌ كه‌ بنيادگرايي‌ از بغل‌ جامعه‌ جراحي‌ نشده‌ است‌، مردم‌ افغانستان‌ هرگز روي‌ آرامي‌ و بازسازي‌ و بهروزي‌ را نخواهند ديد. اين‌ خاينان‌ با آنهمه‌ ثروت‌ بيكران‌ و انبارهاي‌ اسلحه‌ چه‌ خواهند كرد جز تلا ش‌ براي‌ غصب‌ قدرت‌؟ . گرا ف جرم و جنايت در كابل آنقدر اوج گرفته كه بيرون از هر حساب و کتاب است . علل آن را مي ‌توان در فقر و آ لوده بودن پوليس به جنايت دانست. هر دزدي و يا قتلي كه صورت مي‌گيرد گفته مي‌ شود، دزدان يا قاتلان «لباس پوليس به تن داشته.»

اشتباهات که منجر به انارشيزم گرديد

                                                            

تفنگداران جنگ سالار بقا و نفع خویش را در ایجاد انارشيزم و برهم خوردگی وضع اجتماعی دیده، از همین جهت پیوسته در صدد  بی ثبات نگهداشتن اوضاع تلاش هاي مذبوهانه مينمايد و سود خویش را فقط و فقط در حنگ و تفنگ مي بينند آ نها به منظوراغوا و سرکوب مردم، در تمام عرصه ها دست به اقدامات خائنانه و ماجراجويانه میزنند. نيروهاي ئتلاف و دولت پروسه بنام جمع آوري سلاح را روي دست گرفتند که ميليون ها دالر را به باد فنا دادند، ولي در ظاهر ارقام هاي ارايه مي گردد که اميد واري هاي کاذبي را به مرد م نويد ميدهد .

 اما کشتن، بستن، بردن، اختطاف، زورگويي، قاچاق وحشت، بربريت، جنگ هاي ذات البيني و مردم آزاري با گذشت هر روز وسعت بي سا بقه پيدا مي نما يد .

گزارش هايي در دست است که افراد ملبس به يونيفورم پوليس، در اخلال امنيت شهر نقش داشته اند، با اينکه از سوي مقامات دولتي اعلام شده که اين افراد از چوکات اداره پوليس خارج بوده اند و تنها از يونيفورم استفاده کرده اند، اما اين موضوع به قوت خود باقيست که با نبود زير ساخت اقتصادي افزايش بيکاري سبب اخلال در امنيت اجتماعي مي شود.

 اين موضوع سبب پديد آمدن نوعي کانگستريزم شهري گرديده است .

بيش‌ از پنج سال‌ است‌ كه‌ آمريكا و متحدين‌ در افغانستان‌ حضور دارند اما هنوز هيچ‌ نشاني‌ از ثبات‌ و صلح‌ و امنيت‌ در كشور سراغ‌ نداريم، زيرا پس‌ از سقوط‌ طالبان، بايد بدون درنگ به جمع آوري اسلحه ا قدام ميگرديد نه تنها اقدامي نشد بلکه دست‌ تفنگدارا ن ‌ در نقض‌ حقوق‌ بشر، حقوق‌ زنان‌، دامن‌ زدن‌ اختلافات‌ قومي‌ و مذهبي‌، چور و چپاول‌ باز گذاشته شد .

حال‌ نتنها بر مردم‌ ما بلكه‌ بر اكثر مردم‌ دنيا آشكار گشته‌ است‌ كه‌ با وصف‌ حضور نيروهاي‌ آيساف‌ و ادعا هاي‌ بلند بالاي‌  كرزي‌، هنوز هم‌ افغانستان‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مراكز فجايع‌ حقوق‌ بشر باقي‌ مانده‌ است:

 ادامه‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌، حوادث‌ بيشمار تجاوز، تهد يد و ازدواج‌ اجباري‌ توسط‌ افراد مسلح‌ ‌، افزايش‌ بي ‌سابقه‌ خود كشي‌ و خو د سوزي‌ زنان‌، تهديد فاميل‌ها تا د ختران‌ خود را به‌ مكتب‌ نفرستند، سوزاند ن‌ مكاتب‌ دخترانه‌، احساس‌ ناامني‌ زنان‌ در كار بيرون‌ از خانه‌، ممنوعيت‌ ظاهر شدن‌ آواز خوانان‌ زن‌ در راديو و تلويزيون‌، افزايش‌ زنان‌ و بيوه‌هايي‌ كه‌ چاره‌اي‌ جز گدايي‌ و روي‌ آوردن‌ به‌ فحشا ندارند و...

هم اكنون دهها هزار ميل سلاح نزد گروپ هاي مسلح وجود دارد كه عامل نا امني در كل كشور هستند.

اگر سلاح جمع اوري شده باشد، پس اينهمه زورگويي، درگيري، قتل و جنايت چگونه اتفاق مي‌افتند.

همين حالا تنظيم هاي حزب گلبدين، جمعيت رباني، شوراي نظار، اتحاد سياف ، وحدت اكبري، حركت هاي اسلامي و ... كاملاً مسلح بوده، واليان و قوماندانان امنيه تنظيمي هر يك دهها ميل سلاح در اختيار دارند. سرگروپ ها و بعضي از فرماندهان و مسوولان اين تنظيم ها در دولت نيز شركت داشته ولي سلاحكوت هاي خود را حفظ كرده اند.

جنگسالاران قاتل با استخراج ، قاچاق و فروش سنگهاي قيمتي مانند لعل و لاجورد بدخشان و زمرد پجشير و ساير احجار کريمه بيست وپنج سال شد که بي شرمانه و خبيثانه به اين دزدي خويش ادامه ميدهند .

اينها با قاچاق لاجورد و زمرد به سرمايه هنگفت دست يافتند . اما از آنجايی که هنوز هم هزاران مشکل از فقر اقتصادی تا گرسنگی، تهيدستی، خشکسالی، آوارگی و مهاجرت های درونمرزی و بيرونمرزی موج فزاينده داشته و رنجهای بيکران مردم همچنان ادامه دارد، با تاسف مردم مجال آن را به اين زودی نخواهند يافت تا قاچا قبران اموال عامه و مخصوصاً رهزنان و چپاولگران آثار قيمتي و معادن کشور را به استنطاق بکشند و از آنها حساب بگيرند. از يکطرف با سوء استفاده از شرايط جنگ و دشواری های جاری مملکت و از سوی ديگر با استناد بر اينکه در افغانستان هنوز نيز دولت مرکزی و مسلط بر اوضاع سراسری وجود ندارد، آنها باز هم به همان اشتهای سابقه دارايی عامه را مانند گذشته حيف و ميل نموده و به حسابهای جاری و پس انداز در بانکهای شرق و غرب افزودند .

تعدادي ازمقامات بلند پايه کنوني نمايندگي فروش اين سرمايه ملي را تا چند قبل در کشورهاي غربي بعهده داشته و با استقرار دولت کرزي با ديده درايي و بي حيايي صاحب کرسي و مقام گرديدند . و هنوز که هنوز است اينها با فکر آرام به اين وظيفه ننگين يعني دزدي و قاچاق سرمايه ملي ادامه ميدهند .

دکتر رنگين دادفر سپنتا وزيرخارجه درمزار میر غلام محمد غبار و عبدالرحمن محمودی ، از سنگ فروش‌ها سخن گفت که مطمينا منظور ايشان شورای نظار بود که به هدايت احمد شاه مسعود، معادن لعل ، لاجورد و زمرد را به تاراج بردند و فروختند. او در ادامه حرف ‌هايش گفت ما به عبدالرحمن محمودی و غبار بايد قهرمان ملی بگوييم نه به آن کسی ما را کشتند.

همچنان مواد مخدره مخوف تر از سلاح كشتار جمعی در افغانستان توليد انبوه می شود كه در پايان قرن بيست درآمد حاصل از آن بين 100 تا 200 ميليارد دالر تخمين زده می شد .

تجارت بين‌المللی مواد مخدر كه سود سالانه آن به ده ها ميليارد دالر سرمي زند به اندازه تجارت نفت اهميت