
20-08-2007

)بخش ۱۹)
اميد و سعادت

توانایی ها و نا توا نا یی های خود را بپزیرید. گذشته را بی آنکه انکار
یا رد کنید بپذیرید.بپذیرید که برای خواستن و انجام هیچ کارمفیدی دیر
نیست.
زندگی مجموعه ای از پس کشیدن ها و پیش کشیدن
هاست.می خواهی کاری انجام بدهی اما مجبورمی شوی پیگیر کار دیگری
باشی.چیزی تو را آزار می دهدودر حالی که تو می دانی نباید این طور
باشدوچیزهایی را مسلم می دانی حتی وقتی می دانی نباید هرگز چیزی را
مسلم بدانی.
راهی که تو با آن به زندگی خود معنا می دهی این است که خودت را وقف
دوست داشتن دیگران کنی.خودت را وقف جامعه ای که عضوی از آن هستی و خودت
را وقف افریدن چیزی بکنی که به تو معنا و هدف بدهد.
مهمترین چیز زندگی این است که بیاموزی چگونه
عشق را در دیگران جاری کنی وبگذاری عشق همیشه در تو جاری باشد.
وقتی چگونه مردن را می آموزی چگونه زندگی کردن
را هم یاد می گیری.
هستی بدون عشق نیستی است.بدون عشق ما پرندگانی
با بال های شکسته هستیم.زندگی با عشق معنا می یابد.عشق تنها رفتار
گویاست.
اگر سعی در خود نمایی برای مردم بالا دست داری
این کار را فراموش کن.زیرا آن مردم به هر حال از پایین به تو می
نگرند.و اگر سعی در خود نمایی برای مردم پایین دست داری این کار را
فراموش کن.زیرا آن مردم فقط به تو حسودی می کنند.مقام و موقعیت تو را
به جایی نمی رساند.تنها سینه سر شار از مهربانی و عشق به تو اجازه
میدهد به گونه ای یکسان مد نظر هر کسی باشی.
عشق چیزی است که تو را زنده نگه می دارد حتی پس
از مرگ عشق چگونگی زنده ماندن است.
در آغوش کشیدن های بسیار مهربانی ها گفتگوها
بوسیدن ها و خنده ها و خداحافظی ها نباید انجام نشده بمانند.
جای رفته ای را آمده ای پر می کند و اگر کسی
آمد لاجرم کسی باید رخت بر بندد.
به تو می ندیشم تنها تو.هرگاه به تو می اندیشم
هر آنچه جز تو از خاطرم زدوده می شود.روی تو در هرگل هر غنچه می
بینم.دیدگانت را آنجا در جمع اختران.و این تنها نشان توست.تنها
اندیشیدن به تو ای عشق ای عزیزترین.
ما همه یک آغاز داریم:تولد.و ما همه یک پایان
داریم:مرگ
غیر از زمان مرگ و تولد یعنی در زمان حیات هم
ما به دیگران نیازمندیم.
مرگ به یک زندگی پایان می دهد نه به یک ارتباط.
اميد با مرگ هم به گور نمی رود .
سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست.
هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده .
جريان زندگی چيزی جز مبارزه ميان عاطفه وعقل
نيست.
مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود
آورنده مردان.
حسن معاشرت.ترکیتی است از فداکاریهاوگذشتهای
کوچک.(امرسون)
آنچه نمی دانی از علما فراگیر و آنچه می دانی
به مردم بیاموز (لقمان حکیم)
جامعه وقتی به سعادت می رسدکه مردم آن روزانه
مطالعه کنند(سقراط)
از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه
هست دوست بدارند . اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به
آنها امانت مي دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او
.............
رشد تنها گواه زندگی است.
جهنم یعنی اینکه به دیگران عشق نورزیم.
صداقت اولین فصل کتاب خود فرزانگی است.
جوانی ستاره ای است که فقط یک بار در آسمان عمر
می درخشد .
زندگی رسم خوشایندی نیست زندگی اجبار است لاجرم
باید زیست.
برو دیوانه شو که غمت عاقلان خورند مرو عاقل
مشو که غم دیوانگان خوری.
اگر به دنبال آرامش هستید به پیشامد های زندگی
برچسب خوب و بد نزنید .
موانع چیزهای ترسناک هستند که وقتی چشمهایتان
را از هدف بردارید انها را می بینبد.
خيلي نميتونن از هم دور بشن بالاخره يه چيزي جا
ميمونه که مجبورن برگردن و برش دارن...
عشق را در قلبت حفظ کن زندگی بدون آن همچون
باغچه ای است که گلهای ان از افتاب محرومند.
اشتباهاتت را بپذير.
حداقل سالي يک بار طلوع آفتاب را تماشا کن.
شکست را به راحتي بپذير و وقتي پيروز شدي فخرفروشي نکن.
عادت کن هميشه حتي زماني که ناراحت هستي خودت را سرحال نشان دهي.
وقتي با کار سختي رو به رو شدي به خودت تلقين کن که ؛ شکست غيرممکن است.
سعي کن زندگي همواره برايت پيام داشته باشد.
کوچکترين پيشرفت ها را هم موفقيت بدان.
آرام صحبت کن اما در فکر کردن سريع باش.
مشکلات را ؛ به عنوان نوعي مبارزه طلبي در نظر بگير.
اعتماد به نفس داشته باش و خود را کوچک مشمار.
براي داشتن يک روز خوب ، به فردا فکر نکن.
هرچند وقت يکبار يک عادت ناپسند خود را ترک کن.
به خاطر داشته باش که هميشه حق انتخاب با توست.
ديگران را تحسين کن و از شادي آنها لذت ببر.
آرام باش و از زمان حال لذت ببر. زيرا بقيه عمرت را براي ادامه زندگي در اختيار داري.
فرصت لذت بردن از خوشي هايت را به بعد موکول نکن.
هيچ چيز به پايان نميرسد ، مگراينکه تو دست ازتلاش برداري
خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد ، اما آن
را در داخل لانه اش نمي اندازد."هالندي"
هنگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را
دور "قلبش " مي گذارد نه دور سرش . " نورمن وينسنت پيل
خدايا مرا آنچنان راستم كن كه در درستي سرمشق
رستگاران باشم واين است حرف دل من با خدايم در راز ونيازهايم....
اگر نتوانيد ريسک کنيد نمي توانيد رشد کنيد .
اگر نتوانيد رشد کنيد نمي توانيد بهترين باشيد . اگر نتوانيد بهترين
باشيد نمي توانيد شاد باشيد و اگر نتوانييد شاد باشيد چه چيز ديگري مهم
است. "ديويد ويسکات"
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم
تا دوست را به ياري نخوانيم،
براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي
کند.
طعم توفيق را مي چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت
بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.
در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند
ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه
تمام است .
" تنها" بودن ، بودني به نيمه است
و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي"
را احساس کردم.( شريعتي).
آنان که گذشته را به یاد نمی آورند محکوم به تکراراند.
برای ساختن آینده باید رفت آب اگر یک جا بماند
میگندد.
آن باش که هستي و آن شو که توان که توان بودنت
هست .
آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج
خواهد بود .
اندیشه های بزگ است که مایه بزرگی است نه
کارهای بزرگ.
با گريه دنيا مي آ يي اما چنان زندگي کن که با
خنده از دنيا روي .
اگر برای هر اشتباه
1000
دلیل بیاوری می شود
1001
اشتباه.
هر رفتنی رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی بجز
رفتن نیست.
تنها موقعی حرف بزن که ارزش سخن بیشتر از سکوت
کردن باشد.
فقير ان نيست که کم دارد بلکه ان است که دارد
ولي بيشتر مي طلبد .
به چيزي که گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با
تو بگذراند نگذران.
همه میدانند که چه باید بکنند ولی عده کمی به
انچه میدانند عمل میکنن.
دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد و
قلب تو را لمس کند.
دکتر فلورتین اسمارانداچ

دکتر فلورتین اسمارانداچ پروفسور همکار رشته ریاضی دانشگاه نیومکزیکو در آمریکا میباشد. وی بیش از 75 کتاب و 100 مقاله و نوشته در زمینه ریاضیات، فیزیک، فلسفه، روانشناسی، ادبیات و معمای مصور منتشر نموده است. تحقیقات وی در ریاضیات در زمینههای زیر میباشد: نظریه اعداد، هندسه غیر اقلیدسی، هندسه ترکیبی، ساختارهای جبری، استاتیک، منطق و مجموعه نوتروسوفیک (به ترتیب تعمیم منطق غیرواضح شهودی و مجموعه غیرواضح شهودی میباشد)، احتمال نوتروسوفیک (تعمیم احتمال کلاسیکی و غیر دقیق). همچنین، در زمینههای زیر تحقیقات محدودی را انجام داده اند: فیزیک ذرهای و فیزیک هسته ای، ترکیب اطلاعات (نظریه دزارت-اسمارانداچه در زمینه منطق پارادوکسیک و محتمل، 2002 را ببینید)، فلسفه (نوتروسوفی، یا تعمیمی از دیالکتیکها را ببینید)، روانشناسی (قانون احساسات و محرک ها)، جامعهشناسی (پارادوکسهای اجتماعی)، زبانشناسی (پارادوکسهای معنائی و کلمات حشو و زائد) و غیره.
وی در زمینه ادبیات، در سال 1980 جابجائی پارادوکسیزم را بنا کرد، که بر اساس استفاده مفرط از تناقض ها، تضادها و پارادوکسها در بیان، بنا شده است. در زمینه هنر، در اعتراض به هنر مرسوم که در آن همه چیز هنر پنداشته میشد، وی بصورت طعنه آمیزی خواستار نامگذاری هنر-بیرونی که به معنای کار هنری وارونه میباشد، شد. بطور مثال، انجام کار هنری به صورتی که نباید انجام شود، مثلاً تا جائی که میشود آن را زشت، مسخره و غلط انجام دهی، و بطور کلی به بیشترین غیرممکنهای ممکن را انجام دهی!
در زمینه فلسفه، وی در سال 1995 دیالکتیکهای نوتروسوفی، که یک شاخه جدید از فلسفه که به اصل، طبیعت و هدف خنثیها و همچنین کنشهای آنها با خیالهای ایده آل میپردازد، را تعمیم بخشید. این نظریه، هر تصور یا ایده <A> را همراه با ضد یا منفی آن <آنتی-A> و منظر "خنثیهای آن" <Neut-A> در نظر میگیرد (بطور مثال، تصور یا ایدههای واقع شده بین دو اکسترمم که با <A> یا <آنتی-A> مطابق هستند). ایدههای <Neut-A> و <آنتی-A> به همراه یکدیگر <غیر-A> نامیده میشوند. بر حسب این نظریه، هر ایده A گرایش به خنثی یا بالانس شدن با ایدههای <آنتی-A> و <غیر-A> را، به عنوان حالت تعادل، خواهند داشت. وی یک الگوریتم برای یگانگی نظریات و قوانین امتزاج (UFT) که در طب، روبوتیک و ارتش استفاده میگردد را طراحی نمود. در زمینه فیزیک، او یک سری از پارادوکسها را یافت کرد (پارادوکسهای کوانتومی اسمارانداچه را ببینید)، و این فرضیه را که هیچ مانع سرعت در عالم نیست را مطرح نمود – فرضیهای بسیار جدال آمیز در میان دانشمندان. همچنین، احتمال حالت سوم ماده را به نام غیر-ماده در نظر گرفت، که ترکیبی از ماده و آنتی ماده میباشد (یا کوارکها و آنتی کوارک ها).
در ریاضیات، وی توابع و توالیهای زیادی را در نظریه اعداد بوجود آورد. وی درجه خنثی سازی یک قضیه حقیقی یا یک تئوری در هندسه (هندسه اسماراندچه را که میتوانند قسمتی اقلیدسی و قسمتی غیر اقلیدسی باشند، سال 1969، را ببینید)، چند ساختاریها (n-ساختاریهای اسمارانداچه را که در آن یک ساختار ضعیف شامل جزیرهای از ساختار قوی میباشد) و چند فضائیها (ترکیبی از فضاهای ناهمگن) را مطرح نمود.