
07.05.2007

)بخش پنجم)
از بزرگان بايد آموخت
كسي كه زبانش را حفظ كند خدا عيب او را مي پوشاند. (علي «ک»)
كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا (ضرب المثل شرقي)
كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. (ضرب المثل آلماني)
نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. (ضرب المثل اسپانيائي)
قيمت و ارزش هر كس به اندازه كاري است كه به خوبي مي تواند انجام دهد.
(امام علي «ک»)
به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن.
(شكسپير)
چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)
بهترين يار و پشتيبان هر كس بازوان تواناي اوست.
براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم
پشتكار. (لردآديبوري)
كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. (مثل اسپانيولي)
بالاترين ارزش براي انسان اينست كه راهي به شناخت خويش پيدا كند. (امام
علي «ک»)
كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. (مثل فرانسوي)
همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل آلماني)
ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست. (شكسپير)
اشخاصي را كه از فرصت هاي مناسب زندگي خود كمال استفاده را مي برند خود
ساخته مي گويند. (توتل)
ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است.
(كنفوسيوس)
خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز)
كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي لذت نتواند برد. (اسپانيولي)
زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. (افلاطون)
ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر
ندارد.
آنان كه به علم خود عمل نكنند مريض را مانند كه دوا دارد و به كار
نبرد. (ديمقراطيس)
گرز برزگ زندگي ممكن است سرم را بشكند اما گردنم را خرد نمي كند. (مثل
چيني)
نيروهائي كه براي انداختن كار امروز به فردا مصرف مي شود غالباً براي
انجام وظيفه همان روز كافيست.
كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. (مثل
آرژانتيني)
كسي كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)
تنبلي، آدمي را خيالپرست بار مي آورد. (پوسه نه)
بكوش در آباداني دنياي خود چنان چه مي خواهي دائم در آن زندگي كني.
(امام علي «ع»)
كسي كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست.
(جاپاني)
نشانه و مشخصه عاقل ترين مردم، خوش اخلاق ترين آنهاست. (امام صادق«ع»)
كار، عشقي قابل رؤيت است.
آنكه روزگارش به تنبلي گذشت دچار عسرت و پشيماني گشت.
اگر مردم را به حال خود گذاشتي، تو را به حال خودت خواهند گذاشت.
(توماس مان)
آزادي در بي آرزوئي است. (بودا)
ديروز را فراموش كنيد، امروز كار كنيد، به فردا اميدوار باشيد.
در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده.
(كانت)
سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.
هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت
ندارد. (سنت فرانسيس)
تپه اي وجود ندارد كه سراشيبي نداشته باشد. (مثل اسكاتلندي)
پيروزي، به دور انديشي و محكم كاري است. (امام علي «ک»)
كسي كه پرده از روي اسرار ديگران برداشت، رازهاي پنهانش آشكار شود.
(امام صادق «ع»)
هر كه گره از كار مسلماني بگشايد خداوند در دنيا و آخرت گره از كارش
خواهد گشود. (امام حسين «ع»)
كسي كه به اندازه يك دانه خردل نخوت در دل داشته باشد وارد بهشت نمي
شود. (پيامبر «ص»)
كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد.
(محمدعلي كلي)
تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. (الكس هيل)
من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به
خوبي مي دانم سعي كنيد همه را راضي نگه داريد. (بيل كازبي)
زندگي شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست
بگيريد.
اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد همان نتيجه اي را
مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.
كسي كه همه راهها را مي جويد، همه را از دست مي دهد.
يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است. (لوبون)
جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد.
(سقراط)
اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. (ژاك دوال)
بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر
او. (هميلتون)
دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)
سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران
خليل جبران)
دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش
مي كنند. (دور وبل)
شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت
است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)
ارزش انسان به داشته هايش نيست، به چيزي است كه آرزوي بدست آوردنش را
دارد. (جبران خليل جبران)
مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)
دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)
دنيا بسيار وسيع است و براي همه جائي هست، سعي كنيم جاي واقعي خود را
پيدا كنيم.
هر اقدامي اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر مي رسد. (كارلايل)
آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده
است. (موريس مترلينگ)
به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)
كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب
نمي شود. (مونتسكيو)
زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (ريچارد
كارسون)
اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي، اميد بايد با حركت
توأم باشد. (محمد اقبال)
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت.
(موريس مترلينگ)
فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران
خليل جبران)
اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)
انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف
باشد. (ادكارآلن پو)
همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست. (امام حسين «ع»)
انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان
دهد. (رولن)
نوابغ بزرگ زندگي نامه بسيار كوتاهي دارند. (امرسون)
نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون)
مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (لينكلن)
بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. (كنفوسيوس)
اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي، قانونمند زندگي كن. (ولتر)
شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر
است. (گاندي)
تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)
خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است پس چه چيز باعث شده كه من
بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم.
زندگي دشوار است اما من از او سرسخت ترم.
همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا)
مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و
دمنه)
صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو
نخواهد شد. (ناپلئون)
سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي
كند. (پاسكال)
كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي.
(ولتر)
بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. (مثل فرانسوي)
جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. (مثل چيني)
از دشتمن خودت يكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. (چارلي چاپلين)
علت هر شكستي عمل كردن بدون فكر است. (الكس مكنزي)
بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. (ديل كارنگي)
آنچه ما بكاريم درو مي كنيم و سرنوشت ما را به جزاي كارهايمان خواهد
رسانيد. (اپيكوس فيلسوف)
بدون باختن برنده نمي شوي. (مثل روسي)
انسان فرزند كار و زحمت خويش است. (داروين)
اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و
ابهت آنان بر تو معلوم شود و
مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته).
كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است. (استوارت ميل)آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همهي انسانها برابرند. (مارتين لوتركينگ)
بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانوهايت زندگي كني. (رودي)
قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)
بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)
عمر آنقدر كوتاه است كه نميارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)
چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)
آنكه خود را به امور كوچك سرگرم ميكند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)
اگر طالب زندگي سالم و بالندگيرو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)
زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)
دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)
عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)
ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيمودهايم ميتوانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)
جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)
هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايله)
تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا ميكنند. (والترنيس)
اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)
روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)
در جستجوي نور باش، نور را مييابي. (آرنت)
براي آنكه كاري امكانپذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونك)
شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)
آدمي ساختهي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز ميانديشيده است. (مترلينگ)
اگر دريچه هاي ادراك شسته بودند،انسان همه چيز را همان گونه كه هست ميديد:بيانتها. (بليك)
برده يك ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادي كه به او كمك ميكنند. (بردير فرانسوي)
هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)
نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. (هيلزهام)
هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا ميكني. (نيما يوشيج)
اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مياندازند. (نيچه)
زيبائي در فرا رفتن از روزمرهگيهاست. (ورنر هفته)
براي كسي كه شگفتزدهي خود نيست معجزهاي وجود ندارد. (اشنباخ)
تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر دربارهي پرسشهايي كه بنياد هستي ما را دگرگون ميكند. (ادگارمون)
«عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نميكند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)
آرامش،زن دلانگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)
هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخمن)
تنها آرامش و سكوت سرچشمهي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)
با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.
علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكسمكنزي)
من تنها يك چيز ميدانم و آن اينكه هيچ نميدانم. (سقراط)
دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)
هميشه به آنچه ميگويي فكر كن ولي هرچه فكر ميكني مگو.
تپهاي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! (ضربالمثل ولزي)
خداوند،روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مينويسد. (برزيلي)
تو ارباب سخناني هستي كه نگفتهاي،ولي حرفهايي كه زدهاي ارباب تو هستند. (ضربالمثل تازي)
تا زمانيكه امروز مبدل به فردا شود انسانها از سعادتي كه در اين دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضربالمثل چيني)
بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. (جانسون)
اگر ميبيني كسي به روي تو لبند نميزند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)
شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست ميارزد. (سقراط)
ضعيفالاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار آلنپو)
به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. (ضربالمثل چيني)
براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. (ضربالمثل هندي)
براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. (ضربالمثل انگليسي)
به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. (ضربالمثل فارسي)
مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضربالمثل هندي)
بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بيوفاست.(حضرت علي عليهالسلام).
جورج جان تامسون
جورج جان تامسون در 18 دسامبر 1856در شهر منچستر انگلستان متولد شد. پدرش به جمعآوری کتابها علاقه داشت، ولی تامسون علاقه خود را متوجه معلمی کرد، به طوریکه هشت نفر از شاگردانش برنده جایزه علمی نوبل شدند. او که در نزدیکی منچستر به دنیا آمده بود، در سن 14 سالگی به کالج اونس که امروز دانشگاه ویکتوریا نامیده میشود راه یافت. جوزف در کالج از کمک هزینه تحصیلی استفاده میکرد و شاید اگر این کمک هزینه نبود، جوزف بعد از فوت پدرش، نمیتوانست ادامه تحصیل دهد. ایشان در سال 1940در انگلستان درگذشت.
سیر علمی تامسون
تامسون در نوزده سالگی فارغ التحصیل رشته مهندسی شد و در امتحان
دانشگاه کمبریج شرکت کرد و رتبه دوم را کسب کرد و در این دانشگاه نیز
با استفاده از کمک هزینه تحصیلی به تحصیل پرداخت و در رشته فیزیک فارغ
التحصیل گردید. او پس از فراغت از تحصیل رسمی، به استخدام کالج ترینیتی
همین دانشگاه کمبریج درآمد و در آزمایشگاه کاوندیش به تحقیق پرداخت.
در
سال 1884 لردرایلی که رئیس آزمایشگاه بود، استعفا کرد و تامسون که فقط
28 سال داشت، به ریاست آزمایشگاه انتخاب شد. گرچه کمی سن او مخالفت
بسیاری از استادان را برانگیخت، و لیکن نبوغ تامسون و حسن مدیریت او
سبب شد که مدت 34 سال این آزمایشگاه را با سطح بالای تحقیق علمی جهان
اداره کند. او نه تنها مدیر این آزمایشگاه تحقیقاتی بود، بلکه خود نیز
در شمار محققین ممتاز این مرکز بود.
آثار علمی تامسون
در سال 1897 تامسون بهنام "پدر الکترون" شهرت یافت. او که بر روی پرتوی
کاتدی مطالعه میکرد، با مشاهده انحراف این اشعه در میدانهای مغناطیسی
و الکتریکی معتقد شد که این اشعه، جریانی از ذرات باردار الکتریکی منفی
هستند.
تامسون
جرم نسبی هر ذره را بدست آورد و مشخص کرد که جرم هر الکترون تقریباً
2000 برابر کمتر از جرم اتم هیدروژن است.
به
تشویق تامسون ، ویلسون ، یکی از شاگردانش ، «اتاق ابری» را ساخت و با
آن برای تعیین و تشخیص ذرات اتمی استفاده کرد. از جمله ویلسون توانست
جرم و مقدار بار الکترون را اندازهگیری کند.
سرانجام تامسون
تامسون پس از 37 سال مدیریت آزمایشگاه کاوندیش ، استعفا کرد و شاگردش
ارنست رادرفورد به ریاست آزمایشگاه انتخاب شد. تامسون در آخر عمر ،
روحیهای پرنشاط داشت. موفقیت خود و پسر و شاگردانش ، سهم عمدهای در
نشاط او داشتند. او در سال 1906 برنده جایزه نوبل شد. این جایزه را به
خاطر تحقیقات علمی و نظری که بر روی هدایت الکتریکی گازها کرده بود،
دریافت کرد. پسرش جرج پاجت تامسون (متولد 1892) نیز برنده جایزه نوبل
سال 1937 شد. این جایزه به خاطر کشف پدیده تفرق الکترون در کریستالها
به او اعطا گردید.
کلام آخر
"اتم ، یک گویچهای است به قطر 8-10 سانتیمتر که به طور همگون دارای
بار مثبت بوده و در درون آن الکترونهای منفی شناورند که ابعاد آنها
حدود 13-10 سانتیمتر میباشد."