
تاریخ ارسال به سایت «اصالت» :
Sun, February 25, 2007 8:42 pm
محبوب الله ( زارع)
در گرماگرم بحث های انترنتی با مایه و بی مایه پیرامون گذشتهﺀ ح. د. خ. ا. و جویبارهای خوردوبزرگ سرازیرشده از آن مطلبی در سایت وزین «آینده» زیر عنوان : طرح پیشنهادی «تقوی» به «خانوادهﺀ بزرگ خلقیها» خواندم که پرسشهای را در ذهنم ایجاد کرد.
اگر این طرح نما را در سایت «آینده» که نشریهﺀ الکترونیکی پر ارج و با اعتبار در رسانه های گروهی چپ کشور به شمار می رود نمی دیدم، وقت خود را صرف این نگارش نمی کردم، اینکه چرا؟ درآخر به عرض می رسانم.
اول می روم به «خانقا» تا ببینم مرشدین «تقوی» چه «ذکری» بر زبان دارند.
در آغاز «طرح تقوی» نتوانستم پی ببرم که این «تقوی» کی است ویا چی است، انسان است، سازمان است و یا جماعت پرهیزگاران و صوفی مشربان؟ چون نی از آدرسی خبری بود و نی از هویتی٠ بعد با کلمهﺀ «تقویی ها» برخوردم و در ادامه هم کلمه های مانند «چپ، دموکراتیک و انقلابی» را خواندم و متوجه شدم که باید چند نفر اعضای دیروز «جناح خلق» ح. د.خ. ا. گردهم آمده و تشکل سیاسیی را بنام «تقوی» به قول خودشان جمع و جور کرده باشند٠ اولین پرسشی که لا درنگ در ذهن پدیدار می شود اینست که آیا این تشکل مدرک شناسائی هم دارد و چگونه تشکلی است که عوام الناس تا کنون از هویت و موجودیت اش خبرنیست و ناگهان با پشتارهﺀ «تقوی» در صفحه های انترنت ظاهر می شود؟ اگر مبارزهﺀ مخفی می کند، در شرایط زندگی در غرب که کانسپراتیزم و پنهان کاری جا ندارد مگراینکه خرابکاری در میان باشد٠اگر از «انقلابی» بودنش می هراسد، انقلابی ترهای وجود دارند که در صدد پیاده کردن «کمونیزم- مائوئیزم افغانی» در اروپا و کانادا اند ولی تشکیلات و نشرات علنی دارند٠ اگر از چسپیدن به نخ های پوسیدهﺀ جناحی احساس خجلت می کند پس مفهوم فعالیت اش چیست؟ در غیر آن «تقوی» چگونه تشکل «چپ انقلابیست» که نی برنامهﺀ دارد، نی تشکیل و نی نام و نشانی؟
ازین گذشته اگر وارد محتویی «تقوی نامه» شویم تناقض گوئی ها و دست انداختن ها به اینسو و آنسو مانند تائید استعمار - رد استعمار، تائید ناتو - رد ناتو و ازین قبیل حرف ها آنقدر زیاد اند که به استثنای پیشنهاد تدویر سیمینارهای «خانوادهﺀ بزرگ خلقی ها» در اروپا، خانوادهﺀ که اصلأ وجود ندارد چیزی دیگری که بامعنی باشد در متن به ملاحظه نمیرسد.
نمی خواهم به بررسی مفصل مسئله بپردازم چون نوشتهﺀ از محترم «اسدالله اندیشه» در نشانی داده شده در پایان صفحه (سایت «آینده») خواندم که بی ماهیت بودن طرح «تقوی» را در اغلب موارد به روشنی بیان کرده است باآنهم خالی از صواب نخواهد بود اگر بر بعضی از جنبه های آن مکثی صورت گیرد.
واقعیت مسلم است که اصطلاح «دموکراتیک خلق» معرف حزب دموکراتیک خلق افغانستان یعنی بزرگترین حزب سیاسی اثرگزار کشور در دهه های (٦٠-٨٠) سدۀ گذشته محسوب گردیده هردو جناح «خلق» و «پرچم» را در بر می گیرد٠مستثنی از «محفل انتظار» به رهبری یکی از مبارزین نستوه کشور زنده نام «محمد طاهر بدخشی» که اندکی بعد از کنگرهﺀ موسس ح د خ ا، راه و مکتب اش را جدا کرد دیگران همه چه کنیت «خلقی» گرفتند یا «پرچمی»، چه سازمانهای اولیهﺀ منشعب داشتند یا واحد، چه آن یکی بر این دیگری ظلم روا داشت یا با هم در سنگرهای مشترک رزمیدند، در هر حال و وضعیکه بسر می بردند شاگردان همان مدرسهﺀ دموکراتیک خلق بوده تا هنوز به نام اعضای دیروز ح د خ ا مسمی اند و برای ابد با این نام باقی می مانند.
ح د خ ا دیگر به تاریخ پیوسته است اما کلمه های «خلق» و «پرچم» جزﺀ لاینفک شناسنامهﺀ آن به شمار رفته هر گونه تلاش برای منسوب دانستن "دموکراتیک خلق" به جناح «خلق» جعل کاری ای بیش نیست.
توجه کنید! "٠٠٠ د ۱۳۵۷ لمريز کال د ليندۍ (قوس) د مياشتې په شلمه نېټه د ګوند د مرکزي کميټې پلېنوم په خپلې رغنده پرېکړې سره ټول کارمليان (هدف این آقا حتماً جناح «پرچم» است) په بشپړه اصولي توګه د ګوند له ليکو څخه د همېش لپاره وشړل . بايد يوځل بيا تاسو ښاغلي ته په ډاګه ووايم چې کارملي ډلې ان له نوموړي نېټې څخه را په دې خوا د افغانستان د خلکو دموکراتيک ګوند د غړيتوب وياړ له لاسه ورکړی و . (ازجعلنامهﺀ آقای به نام دکتور؟؟؟ محمد علی هوما در سایت ٢٨ اسد)"٠ اگر کسی در تفکر خویش با چنین آدم های بیمار و پر عقده که شیر را سیاه می بینند همردیف گردد دیگر جای برای بحث باقی نمی ماند.
در طرح «تقوی» آمده است که "شکست ما به مفهوم خطاکاری ما نیست"٠ زندگی به یقین فرازونشیب های فراوان دارد که گاهی از فرمان اراده خارج می گردد و به سمتی می رود که ما نمی خواهیم، اما این بدان معنی نیست که در غندیی خیر بنشینیم و تصور نمائیم که کار خطائی نکرده ایم٠ اگر خطا نکردیم چرا شکست خوردیم ؟ اگر شکست خارج از ارادهﺀ ما بود عواملش در کجاست؟ اگر شکست به تقصیر مابود دلایل اش در کجاست؟
واقعیت ها گواهی می دهند که هردو علل یعنی عوامل خارجی (خارج از ارادهﺀ ما) از قبیل مداخلهﺀ ارتجاع و امپریالیزم و عوامل داخلی (به تقصیرما) از قبیل خطا ها،کجروی ها و لغزش های صریح و مشهود در مراحل مختلف حاکمیت اعم از حاکمیت تک جناحی "خلق" و حاکمیت مشترک الجناحی "خلق و پرچم" از دلایلی اند که زمینه را برای شکست و زوال فراهم کردند.
وقتی حرف از شکست می زنیم باید بدانیم که اگر عوامل خارجی در ارادهﺀ ما نبودند می توانستیم از بروز عوامل داخلی جلو گیری نمائیم و یا آنهارا حد اقل در سطحی نگه می داشتیم که در انجام کار اگر خوشنود و رستگارنمی بودیم اقلأ ذلت و خواری نصیب ما نمی شد.
مسئولانه نمی دانم اگر حرف از شکست به زبان آوریم مگر از کنار اشاره به دلایل آن ولو مختصر خاموشانه بگذریم، بی مسئولانه تر اینکه در بارهﺀگذشته و تعلقیت جناحی خود نداهای آتشین سر دهیم،فریاد های کر کننده بکشیم و دلبستگی های پر از احساس و عاطفه نشان دهیم ولی اینکه چرا مردم به کام آتش جهاد و ارتجاع فرو رفت و ما روانهﺀ غربت و هجرت شدیم زبان ببندیم.
طراح «تقوی» می خواهد "در پرتو حقایق موجود و زندهﺀ خلقی ها این خانوادهﺀ بزرگ سیاسی را در راستای اهداف کنگره موسس ح. د. خ. ا. دو باره جمع و جور کند" و آنرا به "سرشت اصلی" اش پیوند دهد اما نمی گوید چطور؟ چونکه با تدویر سیمینارهای علمی، غیر علمی، پراتیکی و یا هر نامی که بالایش می گذارید، آنهم در اروپا، محال است تا به اهداف کنگرهﺀ موسس حزب دست یافت زیرا پیگیری اهداف کنگرهﺀ موسس کار سیاسی و سازمانی متداوم و خستگی ناپذیر در داخل کشور می خواهد، با سخن پردازی های میانتهی نمی توان به اهداف سیاسی رسید٠ از جانب دیگر طراح فراموش می کند که در پی ریزی اهداف کنگرهﺀموسس نه تنها «خلقیها» بل افرادی دیگری نیز سهیم بودند که به "خانوادهﺀ بزرگ" تعلق نداشتند حتی اولین برنامهﺀ ح. د. خ. ا. را آنهای تهیه کردند که جزﺀ این "خانوادهﺀ بزرگ" نبودند پس معلوم نشد که طراح در جستجوی چیست و دنبال کدام کنگرهﺀ موسس سرگردان و بی هدف روان است؟ بر علاوه تعداد کثیری از وابستگان "خانوادهﺀ بزرگ خلقیها" امروز در احزاب، سازمان ها و گروه های گوناگون و مختلفی تشکل یافته اند که بازار آزاد، جهت کاملأ متضاد با اهداف کنگرهﺀ موسس در برنامه هایشان با خط درشت انعکاس یافته است٠ برخی ها حتی پا را ازین هم فراتر گذاشته در خدمت «ارتجاع جهادی» زانو زده اند٠ محترم «اسدالله اندیشه» که در بالا از ایشان نام بردم «سید محمد گلاب زوی» را مثال آورده است.
من یک مثال دیگر می آورم: «شهنواز تنی» که زمانی عضو بیروی سیاسی کمیتهﺀ مرکزی حزب و وزیر دفاع بود (مربوط به همین خانواده) و امروز حزب خودش را دارد در تبانی با یکی از جنایتکارترین و بد نام ترین چهره های ارتجاع سیاه جهادی «گلبدین حکمت یار» دست به توطئهﺀ مسلحانه علیه دولت مشترک «خلقیها و پرچمیها» زد و بعد از شکست مفتضحانه به دامان «آی. اس. آی» فرار کرد٠ حال چطور ممکن است با اینگونه آدم ها کنار آمد؟
برای رفع سوﺀ تفاهم نیاز به یادآوری میدانم که همهﺀ معامله گران و آنهای که بار گناه های سقوط حاکمیت را بر دوش دارند صرف نظر از تعلقیت جناحی شان سزاوار تقبیح و محکومیت اند.
در وضع بحرانی موجود افغانستان که نبود «جنبش نیرومند چپ دموکراتیک» اثر های محسوسی در تمام عرصه های زندگی جامعه بجا گذاشته است اگر بازمانده های ح. د. خ. ا. مسئولیت خویش را در قبال مردم از یاد برند و در پی تصور های ذهنی گرانه وخود بینانه و منافع گروهی و جناحی روند، نه تنها کمکی به بهبود وضع نمی کنند، بلکه به تشتت و پراگنده گی نیرو های تحول طلب هرچه بیشتر دامن زده آب را در آسیاب دشمنان ترقی و تعالی کشور می ریزند، این همان راهی است که بجای آب به سراب می برد٠آنهای که واقعأ به وطن، منافع زحمتکشان و اهداف و آرمان های آغازین ح. د. خ. ا. می اندیشند باید خودرا از حصار افکار و خیال های جناحی رها نموده تعقل و تفکر سالم سیاسی را پیشه کنند و در امر بسیج و تشکل نیروهای آگاه و رسالت مند «چپ دموکراتیک» فعالانه شرکت ورزند.
اکنون بر می گردم به آنچه در مدخل اشاره نمودم :
وقتی طرح پیشنهادی "تقوی" به "خانوادهﺀبزرگ خلقی ها" در سایت «آینده» به نظرم خورد چون عنوانش سوال برانگیز می نمود بدون تأمل به خواندن آغاز کردم، همینکه به پایان متن رسیدم به دلیل اینکه به مثابهﺀ خوانندهﺀ دایمی سایت با مشی نشراتی آن آشنائی دارم از نشر این مطلب متعجب شدم.
سایت «نهضت آیندهﺀ افغانستان» آنگونه که در آغاز تذکر دادم از نشریه های با اعتبار الکترونیکی در خانوادهﺀ رسانه های گروهی چپ افغانستان به حساب می آید که دایماً موضوعات حاد کشوری و مسایل آموزندهﺀ تیوریکی را برای دانش آموزان مدرسهﺀ چپ دموکراتیک کشور به نشر می رساند٠ شخصأ مطالب را با علاقه مندی تمام می خوانم و سعی می کنم به داشته های اندک فکری ام یک مقدار بیافزایم.
در حالیکه به آزادی رسانه ها، آزادی بیان و عقیده ارج و احترام فراوان قایلم درک نکردم که چرا این بار نوشته ای به نشر رسیده که چیزی با ارزشی ارائه نمی دهد جز اینکه تراوش های ذهنی فرد و یا افراد مجهول الهویت به بیرون انتقال یافته و سایت «آینده» هم درین راه وسیله شده است٠ بدینجهت خواستم تا محتویی مطلب نشر شده را بصورت فشرده روشن سازم.
بدون شک دست اندر کاران سایت وزین «آینده» که مطمئناً از قلم بدستان ماهر و نخبه گان فرهنگی کشور ما اند زیانبخش بودن نشر اینگونه مطالب بی مایه و بی سود را برای اعتبار و اتوریتهﺀ سایت بخوبی درک کرده اجازه نخواهند داد تا نام ارزشمند این مرجع معلوماتی- آموزشی برای پیروان هدفمند اندیشه های والای دفاع از منافع انسان کار و زحمت به گونه ای مکدر شود.
بااحترام