monday 12 february 2007 18:54:37

 

 

 

 

(حقايق که بايد گفته ميشد: در حاشيه عفو جنايتکاران جنگي توسط ولسي جرگه )

تدوين کننده و پژوهشگر : ) دوشي چي)

«قسمت دوم»

 

 

 

 

 

 

 

 ))تلاش کردم تا در اين نبشته هاي تاريخي زيباترين اشعار و ناياب ترين تصويرها تهيه و به پيشگاه شما عزيزان تقديم گردد. هدف از انتخاب تصوير مستند سازي و حقيقت نگاري را افاده مينمايد و مزين شدن با اشعار شيوه ي جديد ي است تا از يکطرف بحث هاي تاريخي را با شعر صيقل داد و از جانب ديگر خواننده را از يک نواختي بيرون کرد ((

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سینه صبح را گلوله شکافت
باغ لرزید و آسمان لرزید
خواب ناز کبوتران آشفت
سرب داغی به سینه هاشان ریخت
ورود گنجشک های مست گسست
عکس گل در بلور چشمه شکست
رنگ وحشت به لحظه ها امیخت
پر خونین به شاخه ها آویخت
مرغکان رمیده خواب آلوده
پر گشودند در هوای کبود
در غبار طلایی خورشید
ناگهان صد هزار ال سپید
چون گلی در فضای صبح شکفت
وز طنین گلوله های دگر
همچو ابری به سوی دشت گریخت
نرم نرمک سکوت بر میگشت
رفته ها آه بر نمی گشتند
آن رها کرده لانه های امید
دیگر آن دور و بر نمی گشتند
باغ از نغمه و ترانه تهی است
لانه متروک و آشیانه تهی است
دیرگاهی است در فضای جهان
آتشین تیرها صدا کرده
دست سوداگران وحشت و مرگ
هر طرف آتشی به پا کرده
باغ را دردست بی حیایی ستم
از نشاط و صفا جدا کرده
ما همان مرغکان بیگناهیم
خانه و آشیان رها کرده
آه دیگر در این گسیخته باغ
شور افسونگر بهاران نیست
آه دیگر در این گداخته دشت
نغمه شاد کشتکاران نیست
پر خونین به شاخسارام هست
برگ رنگین به شاخساران نیست
اینکه بالا گرفته در آفاق
نیست فوج کبوتران سپید
که بر این بام می کند پرواز
رقص فوارههای رنگین نیست
اینکه از دور می شکوفد باز
نیست رویای بالهای سپید
در غبار طلایی خورشید
این هیولا که رفته تا افلا ک
چتر وحشت گشوده بر سر خاک
نیست شاخ و گل و شکوفه و برگ
دود و ابر است و خون و آتش و مرگ.

مشیری

»سفر اسامه‌ و دوستي‌ او با رييس‌ سازمان‌ اطلاعات‌ عربستان؛ دري‌ را براي‌ سرازير شدن‌ پول‌هاي‌ هنگفت‌ عربستان‌ به‌ روي‌ جنگ وکشمکش قدرت در افغانستان‌ باز كرد. امريكا كه‌ از مدت‌ها قبل‌ به‌ وسيله‌ سازمان‌ سيا با گروه‌هاي‌ مسلح‌ افغاني‌ رابطه‌ داشت‌ مسووليت‌ تدارك‌ سلاح‌هاي‌ مورد نياز آنهارا باهمآهنگي   I.S.Iبر عهده‌ گرفت.»

 )آنچه‌ باعث‌ اعتبار بن‌لادن‌ در ميان‌ جنگجويان افغانستان  شده، تنها پول‌ و سرمايه‌ او نيست، بلكه‌ ريشه‌ سعودي‌ او يك‌ منفعت‌ رواني‌ براي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود؛ شايد اگر اسامه‌ مليت‌ سعودي‌ نداشت؛ اين‌ مقبوليت‌ را به‌ ويژه‌ در افغانستان‌ و پاكستان‌ به‌ دست‌ نمي‌آورد. (

 >توانمندي‌هاي‌ منحصر به‌ فرد بن‌لادن‌ به‌ ويژه‌ در جذ ب‌ پيروانش، ارتباط‌ با نظام‌ پادشاهي‌ سعودي، علماي‌ ديني‌ و بازارهاي‌ اقتصادي‌ و نيز ثروت‌ سرشار او كه‌ دست‌ كم‌ در زمينه‌ همسوكردن‌ ماموران‌ برخي‌ كشورها به‌ كار مي‌رفت‌ و يا امكان‌ تجهيزشدن‌ به‌ برخي‌ امكانات‌ مدرن‌ را فراهم‌ مي‌ساخت<.

 ))القاعده‌ از طريق‌ ثروت‌ بن‌لادن‌ و كمك‌ سرمايه‌داران‌ برخي‌ كشورها تامين‌ مالي مي‌شد. هر فردي‌ كه‌ پس‌ از گزينش‌ به‌ القاعده‌ مي‌پيوست، علاوه‌ بر مسكن، ماهانه‌ مبلغ‌ 150 دالر نيز دريافت‌ مي‌كرد (( .

در عين‌ حال‌ آنچه‌ مسلم‌ است، بن‌لادن‌ و القاعده‌ فاقد تئوري‌ و انديشه‌ منسجم‌ و قابل‌ ارائه‌ است‌ و از هيچ‌گونه‌ عَقَبه‌ فكري‌ متقن‌ برخوردار نيست‌ و لذا همه‌ فعاليت‌هاي‌ او عمدتا بر يك‌ مبناي‌ فكري‌ سطحي‌ و بي‌عمق‌ استوار شده‌ است.

سخن‌ درباره‌ بن‌ لادن‌ و آنچه‌ به‌ نام‌ او در جهان‌ رخ‌ داد، سخن‌ درخصوص‌ يك‌ فرد مشخص‌ نيست‌ كه‌ بتوان‌ تاريخ‌ جامع‌ و نكته‌ به‌ نكته‌ آن‌ را بيان‌ كرد. آنچه‌ با عنوان‌ واقعه‌ يازدهم‌ سپتامبر به‌ وقوع‌ پيوست‌ چنان‌ عجيب‌ بود كه‌ راه‌ را براي‌ درآميختن‌ حقيقت‌ و افسانه‌ باز كرد و اين‌ امر ناشي‌ از وجود ابهام‌ در لايه‌هاي‌ زيرين‌ اين‌ رويداد تاريخي‌ است.اين‌ حادثه‌ بستر مناسبي‌ براي‌ طرح‌ آرا و نظرات‌ گوناگون‌ فراهم‌ آورد. نگاهي‌ گذرا به‌ كتابهايي‌ كه‌ پيرامون‌ آن‌ نگاشته‌ شده‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ واقعه‌ تا چه‌ حد دنيا را به‌ تامل‌ واداشته‌ است.

در خصوص آثار فراواني‌ بيشتر به‌ صورت‌ مقاله‌ عرضه‌ شده‌ است، كه‌ به‌ دليل‌ شتاب‌ و اختصار هيچ‌ يك‌ نتوانسته‌اند تحقيق‌ منظمي‌ را در اين‌ خصوص‌ ارايه‌ دهند. بيشتر اين‌ آثار شامل‌ تأليف، ترجمه‌ و يا تدوين‌ همان‌ اخبار و رواياتي‌ هستند كه‌ در رسانه‌هاي‌ ارتباط‌ جمعي‌ آمده‌ است. به‌ ويژه‌ پس‌ از حمله‌ امريكا به‌ افغانستان‌ و تصرف‌ اين‌ كشور، نگاشته‌هاي‌ فراواني‌ با جهت‌گيري‌هاي‌ خاص‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ گرفت‌ كه‌ در مجموع‌ از غبار ابهامي‌ كه‌ افكار عمومي‌ جهان‌ را در مورد اجراي‌ 11 سپتامبر در برگرفته، چيزي‌ نكاست. امروز‌ با توجه‌ به‌ كار مشابهي‌ كه‌ صدام‌ حسين‌ در تحقق‌ سياست‌هاي‌ امپرياليستي‌ امريكا و صهيونيسم‌ انجام‌ داد و زمينه‌هاي‌ تصرف‌ قلب‌ خاورميانه‌ توسط‌ امريكا را فراهم‌ ساخت، نقش‌ بن‌ لادن‌ در اشغال‌ افغانستان‌ توسط‌ امريكا روشن‌تر مي‌گردد. بسياري‌ از نويسندگان‌ بزرگ‌ جهان‌ شواهد و قرائن‌ كافي‌ براي‌ آشكار نمودن‌ جايگاه‌ بن‌لادن‌ و صدام‌ حسين‌ در به‌ انجام رسيدن‌ مقاصد توسعه‌طلبانه‌ امريكا ارائه‌ كرده‌اند و شايد براي‌ بسياري‌ از مردم‌ دنيا هم‌ روشن‌ شده‌ باشد كه‌ اين‌ دو همكار و دوست‌ سازمان‌هاي‌ اطلاعاتي‌ امريكا اين‌ بهاي‌ گزاف‌ را از مردم‌ عراق‌ و افغانستان‌ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از ماموريت‌ و خدمات‌ خود ستانده‌اند. مقاله‌ زير را مطالعه‌ فرمائيد تا با زندگي‌ و فعاليت‌ها و اقدامات‌ اسامه‌ بن‌ لادن‌ بيشتر آشنا شويد.

اسامه‌ بن‌ محمد بن‌ عوادبن‌ لادن، در سال‌ 1957م‌ (1336 ش) در «المَلَز» نزديكي‌هاي‌ رياض‌ --- پايتخت‌ كنوني‌ عربستان‌ --- ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. البته‌ عده‌اي‌ هم‌ تولد او را در سال‌ 1955 مي‌دانند. اسامه‌ هفدهمين‌ پسر از 54 فرزند شيخ‌ محمدبن‌ لادن‌ است. پدرش‌ كه‌ اهل‌ حَضَر موت‌ يمن‌ بود، در حكومت‌ پادشاهي‌ سعودي‌ توانست‌ خود را از باربري‌ در بندر جده‌ به‌ صاحب‌ بزرگترين‌ شركت‌ ساختماني‌ و راهسازي‌ عربستان‌ برساند. تمام‌ فرزندان‌ شيخ؛ موظف‌ به‌ رعايت‌ برنامه‌ روزانه‌اي‌ بودند كه‌ پدر تنظيم‌ كرده‌ بود و گاهي‌ بنا به‌ خواست‌ پدر، عهده‌دار مديريت‌ برخي‌ از پروژه‌ها مي‌شدند. مادرش‌ اهل‌ سوريه‌ (يا عربستان) و دهمين‌ همسر شيخ‌ بوده‌ است‌ و خود اسامه‌ تنها پسر اين‌ مادر و كوچكترين‌ پسر خاندان‌ بن‌لادن‌ مي‌باشد. اسامه‌ را با اسامي‌ مستعاري‌ نظير بن‌لادن، شاهزاده، امير، عبدالله، مجاهد، شيخ، حاجي‌ و رييس‌ مي‌شناسند. و اين‌ علاوه‌ بر القابي‌ نظير اسامه‌ قهرمان، اسامه‌ قاتل، اسامه‌ مسيح، اسامه‌ ضدتمدن، اسامه‌ متفكر، اسامه‌ عقب‌مانده، اسامه‌ پاك، اسامه‌ جنايتكار و... است‌ كه‌ به‌ او داده‌اند. وي‌ قدي‌ حدود 188 سانتي‌متر، موهايي‌ قهوه‌اي‌ رنگ‌ و وزني‌ در حدود 75 كيلوگرم‌ دارد. اما به‌ گفته‌ برخي‌ منابع‌ اين‌ اواخر به‌ خاطر استفاده‌ فراوان‌ از عسل‌ و روغن‌ زيتون، كمي‌ اضافه‌ وزن‌ پيدا كرده‌ است. او ظاهري‌ لاغر و پوستي‌ گندمگون‌ داشته‌ ، چپ‌ دست‌ بوده، از عصا استفاده‌ مي‌كند و از بيماري‌ كليه‌ رنج‌ مي‌برد.  دوران‌ كودكي‌ اسامه‌ در مدينه‌ سپري‌ شد؛ اما پس‌ از مدتي‌ خانواده‌اش‌ به‌ جده‌ رفتند و او تحصيلاتش‌ را در آن‌ شهر ادامه‌ داد تا اين‌كه‌ توانست‌ در سال‌ 1979 در رشته‌ اقتصاد و مديريت‌ دولتي‌ از دانشگاه‌ ملك‌ عبدالعزيز فارغ‌ التحصيل‌ شود.

تا اين‌ زمان‌ حادثه‌ مهم‌ و غيرمترقبه‌اي‌ در زندگي‌ اسامه‌ رخ‌ نداده‌ بود، حتي‌ آثار اسلام‌گرايي‌ نيز در وجود او هويدا نبود. چنانچه‌ معلم‌ انگليسي‌اش‌ مي‌گويد: «اسامه‌ در آن‌ زمان‌ چندان‌ متعصب‌ نبود.» البته‌ گفته‌ مي‌شود پدر اسامه‌ فردي‌ ديندار و منظم‌ بوده‌ و سعي‌ كرده‌ فرزندان‌ خود را بر مبناي‌ اصول‌ اسلامي‌ پرورش‌ دهد. با اين‌ حال‌ علاوه‌ بر محيط‌ ديني‌ و خانواده‌ پولدار وي، محافل‌ دانشجويي‌ تاثير بيشتري‌ بر روح‌ اسامه‌ گذاشته‌ است. اگرچه‌ در اين‌ دوران‌ نيز او به‌ صورت‌ رسمي‌ وارد هيچ‌ يك‌ از گروه‌هاي‌ اسلامي‌ نگرديد. اولين‌ پيوند اسامه‌ با گروه‌هاي‌ اصول‌گراي‌ اسلامي‌ به‌ سال‌ 1973 برمي‌گردد. اين‌ گروه‌ها را همكلاسي‌ها و هم‌دانشگاهي‌هاي‌ وابسته‌ به‌ سازمان‌ «اخوان‌ المسلمين» تشكيل‌ مي‌دادند. او در همين‌ دوران‌ با «جماعت‌ اسلامي» آشنا مي‌شود.  رابطه‌ نزديك‌ خاندان‌ بن‌لادن‌ با كاخ‌ سلطنتي‌ و نيز دوستي‌ اسامه‌ با بسياري‌ از شاهزادگان، از جمله‌ عوامل‌ اصلي‌ شكل‌ دهنده‌ شخصيت‌ و كارهاي‌ بن‌لادن‌ است. اسامه‌ مورد اعتماد ويژه‌ مقام‌هاي‌ عربستان‌ و محرم‌ شاهزاده‌ تركي‌ فيصل‌ --- رييس‌ سازمان‌ اطلاعات‌ --- بود. در سال‌هاي‌ نخست‌ دهه‌ 1990 پيوندهاي‌ او با اين‌ شاهزاده‌ سعودي‌ چنان‌ محكم‌ بود كه‌ سازمان‌هاي‌ اطلاعاتي‌ خارجي، به‌ ويژه‌ سازمان‌هاي‌ جاسوسي‌ اسراييلي، او را از ماموران‌ سعودي‌ و حتي‌ از مديران‌ سازمان‌ اطلاعات‌ سعودي‌ مي‌انگاشتند. از سوي‌ ديگر، وفاداري‌ خانواده‌ بن‌ لادن‌ به‌ پادشاهي‌ آل‌ سعود ايجاب‌ مي‌كرد كه‌ اسامه‌ در پيشبرد برنامه‌ها و اهداف‌ پنهان‌ دولت‌ سعودي‌ نقش‌ بسزايي‌ داشته‌ باشد.  اما كساني‌ كه‌ تمام‌ اين‌ احساسات‌ و اطلاعات‌ خام‌ و بي‌جهت‌ را ساماندهي‌ كرده‌ و به‌ افكار، آمال‌ و خواسته‌هاي‌ اسامه‌ سمت‌ و سويي‌ مي‌بخشند، محمد قطب‌ و عبدالله‌ عَزام‌ از استادان‌ آن‌ وقت‌ دانشگاه‌ هستند. محمد قطب‌ با آن‌كه‌ هنوز زنده‌ مي‌باشد و در ادامه‌ افكار و انديشه‌هاي‌ سابق‌ خود كه‌ بيشتر تفسير و تبيين‌ آراي‌ برادرش، سيد قطب‌ است‌ كار مي‌كند، هرگز نتوانست‌ همانند دكتر عبدالله‌ عزام‌ روح‌ و عملكرد اسامه‌ را تحت‌ تاثير قرار دهد. محمد عتوب‌ نيز از جمله‌ نويسندگان‌ مسلماني‌ است‌ كه‌ بر افكار اسامه‌ تاثير گذار بوده‌ است.  عبدالله‌ عزام‌ به‌ سال‌ 1941 در فلسطين‌ به‌ دنيا آمد.

 او مهارت‌ خاصي‌ در سخنوري‌ داشت، توانايي‌ مديريت‌ و دانش‌ بالاي‌ نظامي‌ او بر كسي‌ پوشيده‌ نيست. اسامه در زمان‌ اقامت‌ عزام‌ در جده، با انديشه‌هاي‌ وي‌ آشنا گرديد و به‌ شدت‌ تحت‌ تاثير افكار او قرار گرفت. عبدالله‌ در گسترش‌ فعاليت‌ گروه‌هاي‌ مسلح‌ افغانستان‌ به‌ خارج‌ از مرزها و به‌ كل‌ دنيا سهم‌ بسزايي‌ داشت. او به‌ همراه‌ دو پسرش‌ در انفجار بزرگ‌ در پيشاور سال‌ 1989 كشته‌ شد. از عوامل‌ موثر ديگر در شكل‌گيري‌ افكار و انديشه‌هاي‌ اسامه، مهمانان‌ مختلفي‌ بودند كه‌ در ايام‌ حج‌ به‌ خانه‌ وي‌ دعوت‌ مي‌شدند. اين‌ ديد و بازديدها بستر مناسبي‌ را براي‌ آشنايي‌ با افكار و عقايد شخصيت‌هاي‌ سرشناس‌ پديد مي‌آورد. دوستان‌ زيادي‌ كه‌ او در اين‌ گونه‌ مجالس‌ پيدا كرد از جمله‌ عوامل‌ مهم‌ نفوذ افكار اسامه‌ در مناطق‌ مختلف‌ جهان‌ و دنياي‌ اسلام‌ مي‌باشند؛ به‌ويژه‌ آن‌كه‌ بسياري‌ از اين‌ مهمانان، طلاب، علماي‌ ديني‌ و اعضاي‌ جنبش‌هاي‌ اسلامي‌ بودند.

همه‌ اين‌ موارد شخصيت‌ اسامه‌ را به‌ نحو خاصي‌ شكل‌ داد و باعث‌ گرديد كه‌ او گامي‌ فراتر از كارها و مشغوليت‌هاي‌ خانوادگي‌ خود بردارد. اگرچه‌ بن‌لادن‌ بايد راه‌ خانوادگي‌ خود را ادامه‌ مي‌داد و مانند آنها در اداره‌ شركت‌ها، كارخانه‌ها و بازارهاي‌ بورس‌ و... فعاليت‌ مي‌كرد، اما وي‌ راه‌ ديگري‌ را در پيش‌ گرفت‌ و يا شايد اسامه‌ را براي‌ كار ديگري‌ در نظر گرفته‌ بودند. خود او در سال‌ 1995 به‌ گونه‌اي‌ مبهم‌ عنوان‌ مي‌كند وقتي‌ دولت‌ سعودي‌ تصميم‌ به‌ حمايت‌ از مقاومت‌ اسلامي‌ افغانستان‌ گرفت‌ به‌ «خانواده‌ وي» رو آورد.

در 27 دسامبر سال‌ 1979 نيروهاي‌ شوروي‌ به‌ افغانستان‌ حمله‌ كردند. اين‌ امر دربوجودآوردن تروريسم غرب را فعال ساخت. دولت‌ پاكستان‌ اجازه‌ ادامه‌ فعاليت‌ را به‌ آنان‌ داد و همين‌ امر باعث‌ گرديد اعراب‌ بسياري‌ بر مبناي‌ اين‌ عقيده‌ كه‌ جنگ‌ با روسيه‌ به‌ مثابه‌ جهاد با كمونيسم‌ است؛ جذب‌ اين‌ حركت‌ شوند.  اسامه‌ بن‌لادن‌ دو هفته‌ پس‌ از اشغال‌ افغانستان‌ به‌ پاكستان‌ رفت. او در اين‌ سفر مهمان‌ دو تن‌ از رهبران‌ افغاني‌ به‌ نامهاي‌ برهان‌الدين‌ رباني‌ و سياف‌ بود كه‌ در همان‌ مهماني‌هاي‌ ايام‌ حج‌ با يكديگر دوست‌ و آشنا شده‌ بودند.

 برخورد دوباره‌ اسامه‌ با عبدالله‌ عزام‌ در همين‌ اوضاع‌ و احوال‌ بود. عزام‌ كه‌ در آن‌ روزها استاد دانشگاه‌ اسلامي‌ بين‌المللي‌ بود، توانست‌ زمينه‌ دوستي‌ با اسامه‌ را فراهم‌ كرده‌ و او را به‌ عضويت يكي‌ از گروه‌هاي‌ مسلح‌ افغاني‌ درآورد. دوستي‌ آنها بعدها پايه‌هاي‌ اصلي‌ القاعده‌ را به‌ وجود آورد و اين‌ دو از بنيانگذاران‌ اصلي‌ «بريگارد عرب‌ در افغانستان» شدند. اسامه‌ پس‌ از اين‌ سفر به‌ عربستان‌ بازگشت‌ و توانست‌ توجه‌ و حمايت‌ خانواده‌ و بسياري‌ از دوستان‌ خود را براي‌ كمك‌ به‌ مبارزان‌ افغاني‌ جلب‌ نمايد.

 البته‌ خود آنها نيز اقدامات‌ افغاني‌ها را نوعي‌ جهاد مقدس‌ عليه‌ كفر و الحاد مي‌دانستند و سخاوتمندانه‌ هم‌ كمك‌ مي‌كردند. اسامه‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از افغاني‌ها و پاكستاني‌هايي‌ كه‌ در شركت‌هاي بن‌لادن‌ كار مي‌كردند، به‌ پاكستان‌ رفت‌ و اين‌ بار حدود يك‌ ماه‌ در مرز افغانستان‌ و پاكستان‌ اقامت‌ گزيد. او در سال‌ 1982 وارد خاك‌ افغانستان‌ گرديد و با تجهيزات‌ عظيم‌ ساختماني‌ و راهسازيي‌ كه‌ سفير عربستان‌ در پاكستان در اختيارش‌ گذاشته‌ بود، مشغول‌ راهسازي، سنگرسازي، احداث‌ تونل‌ و بيمارستان‌هاي‌ صحرايي‌ در افغانستان‌ شد. شايد به‌ همين‌ خاطر بود كه‌ عده‌اي‌ بن‌لادن‌ را فارغ‌التحصيل‌ مهندسي‌ عمران‌ مي‌دانستند. سفر اسامه‌ و دوستي‌ او با رييس‌ سازمان‌ اطلاعات‌ عربستان؛ دري‌ را براي‌ سرازير شدن‌ پول‌هاي‌ هنگفت‌ عربستان‌ به‌ روي‌ جهاد افغانستان‌ باز كرد. امريكا كه‌ از مدت‌ها قبل‌ به‌ وسيله‌ سازمان‌ سيا با گروه‌هاي‌ مسلح‌ افغاني‌ رابطه‌ داشت‌ مسووليت‌ تدارك‌ سلاح‌هاي‌ مورد نياز آنهاI.S.I  را بر عهده‌ گرفت. سازمان‌ اطلاعات‌ پاكستان‌ --- تمام‌ كارهاي‌ ارتباطي‌C.I.A  با افغانستان‌ را انجام‌ مي‌داد و حتي‌ اسلحه‌ و مهمات‌ را نيز در اختيار مجاهدان‌ افغاني‌ مي‌گذاشت.

اگر چه‌ در اوايل‌ اسامه‌ وارد جنگ‌ نشد، و تنها به‌ ارائه‌ كمك‌هاي‌ خود از طريق حزب‌ جماعت‌ اسلامي‌ اكتفا مي‌كرد، اما بعدها توسط‌ عبدالله‌ عزام‌ از اين‌ حال‌ و هوا خارج‌ شد و به‌ افغانستان‌ رفت‌ و در آنجا به‌ يك‌ مبارز و فرمانده‌ جسور مبدل‌ گرديد.در سال‌ 1984، «بيت‌الانصار» يا «خانه‌ ياران» را به‌ عنوان‌ نخستين‌ قرارگاه‌ مجاهدان‌ عرب‌ در پيشاور تاسيس‌ كرد و تا سال‌ 1986 توانست‌ 6 قرارگاه‌ ديگر را هم‌ بسازد. با توجه‌ به‌ وجود نظاميان‌ ارشد سوري‌ و مصري‌ كه‌ تحت‌ امر اسامه‌ بودند، او تمايل‌ داشت‌ عمليات‌ نظامي‌ با فرماندهي‌ كامل‌ وي‌ انجام‌ شود. البته‌ بن‌لادن، از همان‌ آغاز ورود به‌ افغانستان، توجه‌ خاصي‌ به‌ تشكيلات‌ نشان‌ مي‌داد و آنچه‌ اين‌ روحيه‌ را در او به‌ شكوفايي‌ رساند، تحصيلات‌ دانشگاهي‌ شخصيت‌ اقتصادي‌ خانوادگي‌ و نظام‌ فعاليت‌هاي‌ آنها بود. همين‌ مساله‌ در سازمان‌دهي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گسترده‌ و متنوع‌ اقتصادي‌ ياران‌ بن‌لادن‌ در سطح‌ جهاني‌ نيز به‌  وضوح‌ ديده‌ مي‌شود.بن‌لادن‌ به‌ منظور ايجاد اشتياق‌ در داوطلبان‌ عرب‌ و نيز براي‌ جلوگيري‌ از نفوذ اين‌ روحيه‌ در افراد ديگر، به‌ دستور (و يا با مشورت) استاد خود --- عبدالله‌ عزام‌ --- براي‌ آنها اردوگاه‌ جداگانه‌اي‌ ساخت‌ و نام‌ آن‌ را «مأسدة‌ الانصار» يا «خانه‌ شير» يا «قلعه‌ شير» گذارد. تمام‌ اين‌ حوادث‌ پيش‌درآمد تشكيل‌ پروژه‌ اصلي‌ بن‌لادن، يعني‌ تاسيس‌ سازمان‌ «القاعده»، مي‌باشد.

اسامه‌ پيش‌ از تشكيل‌ ماسدة‌ الانصار نيز در دفتر ارائه‌ خدمت‌ به‌ داوطلباني‌ كه‌ براي‌ جهاد با شوروي‌ به‌ افغانستان‌ آمده‌ بودند، همراه‌ با عبدالله‌ عزام‌ كار مي‌كرد. اين‌ دفتر با نشان‌ اختصاري‌MAK  همان‌ «مكتبة‌الخدمة» است‌ كه‌ مقر آن‌ در پيشاور مي‌باشد. با توجه‌ به‌ لزوم‌ تفكيك‌ قوا كه‌ شايد به‌ منظور تفكيك‌ نخبگان‌ از ديگران‌ صورت‌ گرفته‌ باشد، و همچنين‌ دانش‌ مديريتي‌ عزام، ثروت‌ بن‌لادن‌ و تجارب‌ موفق‌ او در زمينه‌ اقتصاد و اداره‌ مراكز تجاري‌ و اقتصادي؛ اين‌ انديشه‌ را به‌ ذهن‌ آن‌ دو متبادر كرد كه‌ در پي‌ بنيان‌ نهادن‌ سيستمي‌ باشند كه‌ در آينده‌ بايد به‌ ثمر بنشيند. اين‌ انديشه‌ كه‌ جنگ‌ با شوروي‌ تمام‌ نمي‌شود، اندكي‌ دور از ذهن‌ مي‌نمود؛ اما اين‌كه‌ آيا تجربه‌اي‌ مانند اين‌ جنگ‌ در جايي‌ ديگر از جهان‌ اسلام‌ رخ‌ خواهد داد، آنان‌ را وادار به‌ تاسيس‌ سازماني‌ زيربنايي‌ با افرادي‌ زبده‌ و مجرب‌ كرد؛ شايد كلمه‌ «القاعده» كه‌ به‌ معني‌ پايه، اساس، بنيان، اصل، زيرساخت، زيربنا و كلماتي‌ نظير اين‌ واژگان‌ است، بيانگر اين‌ ديدگاه‌ رو به‌ آينده‌ عبدالله‌ عزام‌ و همرزم‌ جوانش‌ باشد.اسامه‌ در سال‌ 1988 به‌ منظور سامان‌دهي‌ فعاليت‌هاي‌ نظامي‌ و آموزشي‌ خود، به‌ پيشنهاد ابوعبيده‌ مصري‌ معروف‌ به‌ «پنجشيري»، از اعضاي‌ مهم‌ جماعت‌ اسلامي‌ مصر و از فعالان‌ افغانستان، سازمان‌ القاعده‌ را تاسيس‌ كرد.

اين‌ سازمان‌ به‌ سرعت‌ با ديگر گروه‌هاي‌ مسلح‌ ارتباط‌ برقرار كرد. امريكا به‌ منظور جلوگيري‌ از نفوذ بيشتر كمونيسم‌ ضمن‌ برقراري‌ ارتباط‌ با بن‌لادن‌ به‌ اين سازمان‌ نيز كمك‌هاي‌ شاياني‌ كرده‌ است. آنچه‌ باعث‌ اعتبار بن‌لادن‌ در ميان‌ مجاهدان‌ شده، تنها پول‌ و سرمايه‌ او نيست، بلكه‌ ريشه‌ سعودي‌ او يك‌ منفعت‌ رواني‌ براي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود؛ شايد اگر اسامه‌ مليت‌ سعودي‌ نداشت؛ اين‌ مقبوليت‌ را به‌ ويژه‌ در افغانستان‌ و پاكستان‌ به‌ دست‌ نمي‌آورد. فتواي‌ ايمن‌ الظواهري‌ درباره‌ عمر عبدالرحمن‌ عامل‌ موثري‌ در گسترش‌ فعاليت‌ القاعده‌ و شخص‌ بن‌لادن‌ محسوب‌ مي‌شود. توانمندي‌هاي‌ منحصر به‌ فرد بن‌لادن‌ به‌ ويژه‌ در جذب‌ پيروانش، ارتباط‌ با نظام‌ پادشاهي‌ سعودي، علماي‌ ديني‌ و بازارهاي‌ اقتصادي‌ و نيز ثروت‌ سرشار او كه‌ دست‌ كم‌ در زمينه‌ همسوكردن‌ ماموران‌ برخي‌ كشورها به‌ كار مي‌رفت‌ و يا امكان‌ تجهيزشدن‌ به‌ برخي‌ امكانات‌ مدرن‌ را فراهم‌ مي‌ساخت، همه‌ و همه‌ از زمينه‌هاي‌ تقويت‌ القاعده‌ بودند.

 القاعده؛ اين‌ سازمان‌ چند مليتي، با در اختيارداشتن‌ يك‌ تيم‌ رهبري‌ با استعداد و موثر كه‌ دسته‌اي‌ از آنها علاوه‌ بر حضور در اين‌ سازمان‌ به‌ عنوان‌ نيروهاي‌ ارشد، رهبري‌ گروه‌هاي‌ ديگر (مانند «جماعة‌الاسلامية» و «الجهاد مصر») را نيز در دست‌ دارند، جايگاه‌ و اعتبار خاصي‌ پيدا كرد. از سوي‌ ديگر پس‌ از كشته‌ شدن‌ عبدالله‌ عزام، مكتبة‌الخدمة‌(Maktabat Alkhidmat)  ياMAK  كه‌ از چندي‌ پيش‌ فعاليت‌ خود را در افغانستان‌ محدود كرده‌ بود، از هم‌ پاشيد و بسياري‌ از نيروها و اعضاي‌ آن‌ جذب‌ القاعده‌ شدند.در مورد هرم‌ تشكيلاتي‌ القاعده‌ بايد گفت‌ كه‌ اسامه‌ در صدر گروه‌ و رهبر آن‌ به‌ شمار مي‌رود. پس‌ از او مجلس‌ الشورا قرار دارد كه‌ تمامي‌ دستورات‌ و نقشه‌هاي‌ عملياتي‌ در اين‌ قسمت‌ طراحي‌ مي‌شوند. اسامه‌ و محمد عاطف‌ --- معاون‌ او --- از اعضاي‌ ثابت‌ اين‌ مجلس‌ هستند. كميته‌هاي‌ چهارگانه‌ نظامي، عقيدتي‌ --- حقوقي، مالي‌ و تبليغاتي، فعاليت‌هاي‌ خود را به‌ اين‌ مجلس‌ گزارش‌ مي‌دهند. اعضاي‌ اين‌ كميته‌ها و به‌ ويژه‌ كميته‌ نظامي، متعهد شده‌اند فعاليت‌هايشان‌ به‌ صورت‌ مخفي‌ و در كمال‌ رازداري‌ باشد. ساختار نظامي‌ القاعده‌ «خوشه‌ انگوري» است؛ يعني‌ گروه‌ها به‌ موازات‌ هم‌ و به‌ طور مستقل‌ عمل‌ مي‌كنند. به‌ قسمي‌ كه‌ هرگز يكديگر را نمي‌شناسند و اگر يكي‌ از آنها شناسايي‌ شود، ديگران‌ در امان‌ خواهند بود.القاعده‌ از طريق‌ ثروت‌ بن‌لادن‌ و كمك‌ سرمايه‌داران‌ برخي‌ كشورها تامين‌ مالي‌ مي‌شد. هر فردي‌ كه‌ پس‌ از گزينش‌ به‌ القاعده‌ مي‌پيوست، علاوه‌ بر مسكن، ماهيانه‌ مبلغ‌ 150 دالر نيز دريافت‌ مي‌كرد زيرا بن‌لادن‌ معتقد بود:

 «مسلماناني‌ كه‌ به‌ ما مراجعه‌ مي‌كنند، بايد تحت‌ حمايت‌ قرار بگيرند و بهتر است‌ از ما كمك‌ بگيرند؛ تا اين‌كه‌ به‌ سراغ‌ كفار بروند.»گزينش‌ افراد در القاعده‌ ، به‌ سختي‌ صورت‌ مي‌گرفت.  آنها پس‌ از انتخاب‌ توسط‌ نمايندگان‌ بن‌لادن، به‌ پيشاور پاكستان‌ مي‌رفتند و در آنجا پاسپورت، پول‌ نقد و ديگر مدارك‌ مورد نياز خود را دريافت‌ مي‌كردند. سپس‌ به‌ منظور بررسي‌ سوابق‌ و پيشينه؛ به‌ مدت‌ دو هفته‌ در پاكستان‌ مي‌ماندند و پس‌ از گزينش‌ براي‌ يادگيري‌ مهارت‌ها و استراتژي‌ نظامي، در يك‌ اردوگاه‌ آموزشي‌ در افغانستان‌ حاضر مي‌شدند. از آن‌ به‌ بعد آموزش‌ها شروع‌ مي‌شد. با اتمام‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ نظامي‌ به‌ يك‌ سلول‌ چهار يا پنج‌ چريكي‌ ملحق‌ شده‌ و منتظر دستور مي‌ماندند.

پيشتر در باب‌ عبدالله‌ عزام‌ و افراد و شرايطي‌ كه‌ بن‌لادن‌ را تحت‌ تاثير قرار دادند سخن‌ گفتيم؛ اكنون‌ جا دارد درباره‌ فرد موثري‌ كه‌ برخي‌ تحليل‌گران‌ او را بازوي‌ راست‌ اسامه‌ و وارث‌ سازمان‌ القاعده‌ مي‌دانند، سخن‌ بگوييم. اين‌ شخص‌ كه‌ هنوز هم‌ بر روح‌ و رفتار بن‌لادن‌ تاثيرگذار است، دكتر ايمن‌ ربيع‌الظواهري‌ 47 ساله‌ و يك‌ پزشك‌ مصري‌ است. ظواهري‌ در ماجراي‌ ترور انورسادات‌ متهم‌ گرديد؛ اما بعدها به‌ دليل‌ حاشيه‌اي‌ بودن‌ نقش‌ او تنها به‌ جرم‌ حمل‌ غيرقانوني‌ سلاح‌ به‌ سه‌ سال‌ زندان‌ محكوم‌ شد. پس‌ از آزادي‌ از زندان‌ ابتدا به‌ عربستان‌ و سپس‌ به‌ پيشاور رفت. او به‌ زبان‌ انگليسي‌ تسلط‌ دارد، در امور تشكيلاتي‌ رشد سريعي‌ داشته‌ و پس‌ از كسب‌ مقام‌ سخنگويي‌ سازمان‌ جهاد اسلامي‌ مصر خيلي‌ زود به‌ رهبري‌ آن‌ رسيد.

 ظواهري‌ ضمن‌ دوستي‌ و رفاقت‌ با اسامه، او را از سيستم‌ تشكيلاتي‌ سازمان‌هاي‌ مصري‌ آگاه‌ مي‌كرد و اين‌ امر علاوه‌ بر تاثيري‌ كه‌ عبدالله‌ عزام‌ از طريق‌ تعاليم‌ و تحصيلات‌ خود مي‌گذاشت، زمينه‌ گسترش‌ قدرت‌ اسامه‌ را فراهم‌ مي‌كرد. از اين‌ گذشته، فتواي‌ ظواهري‌ درباره‌ وضعيت‌ عمر عبدالرحمان‌ و عبود الزمر كه‌ به‌ خاطر زنداني‌ بودن‌ نمي‌توانستند به‌ صورت‌ مستقيم‌ در صحنه‌ حضور داشته‌ باشند، زمينه‌ رهبري‌ بن‌لادن‌ را هموار مي‌ساخت .با پايان‌ يافتن‌ جنگ‌ در ا