پنجشنبه، ۳ می ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

کوچی مساپر

 

به جوابِ عقده نامه قاضی العموم آقای عارف عباسی!

 

تاریخ همه مارا محکوم کرده است

 

این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که عارف خانِ عباسی بحیث قاضی العموم با عینکِ سیاهِ یک چشمه اش تنها و تنها دشنامنامه های به حد و حصرش را برضدِ حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که سالهای سال است در صحنه سیاسی کشور هم وجود ندارد، در صفحۀ انترنیتی "افغان ـ جرمن آنلاین" و تلویزیون نامنهادش متواتر بیان میدارد۰


عارف عباسی

من در این یادداشت کوتاه قصد بحث دفاعیه از خوبیها و نواقص عملکردِ حزب دموکراتیک خلق افغانستان را با عباسی- عضو هیئت تحریر ویبسایت انترنیتی "افغان ـ جرمن آنلاین"- و تلویزیون نامنهادش ندارم۰ 

اولاً:

آقای عباسی خواسته که بشیوه های کار زرنگانه اش عنوان شانتاژ نامه خود را طوری انتخاب نماید تا مخاطبان اش را بحدی فریب دهد که گویا ببینند و بگویند، که شخص وی چه قاضی عادل است که حتی خود را هم محکوم کرده است۰

مگر برعکس، در تمام متنِ نوشته اش مرغ این قاضی یک لِنگ و یک چشم دارد، با موجودیت بیش از صدها هزار حوادث خونین ظلم و استبداد، رشوت و خیانت، غارت اموال و دارایی های ملی و عامه در طول ادوار تاریخ در کشور، وی و ویب سایت انترنیتی "افغان ـ جرمن آنلاین" و پروگرام تلویزیون وی یک دشمن اساسی را دریافت نموده است و آنهم حزب دموکراتیک خلق افغانستان و اعضای آن و بس۰

جواب چنین قضاوتهای فردی "کورِ خود و بینای دگران" روشن است۰

ثانیأ:

سوال در اینجاست، اگر عباسی و عده ی افرادِ عقده مندِ مثل وی واقعاً هم به قضاوت مردم و تاریخ عقیده دارد، در حالیکه سالهاست با عدم موجودیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در صحنه سیاسی کشور جنگ میان بازیگران اصلی آن در افغانستان عملاً جریان دارد، پس چرا دیگ عقده های آنها با قضاوتها و احکام فردی شان هنوز هم تنها و تنها علیه حزب دموکراتیک خلق افغانستان می جوشد؟

این حزب هم مستحق است، مانند هر سازمان سیاسی کشور، بحیث یک حزب سیاسی، که شرایط و جبر زمان آنرا ایجاد نموده است، در نظر و عمل ارزیابی گردد، بدون ثبوت جرم، هیچ کس اعضای آنرا نمی تواند از حقوق سیاسی و سایر حقوق انسانی، محروم سازد.

من باور کامل دارم که مردم آبدیده و چیز فهم ما جواب چنین تلاشهای مذبوهانه گماشتگان را بخوبی میدانند۰

ثالثاً:

غرض کسب منافع ملی یک ملت مسئله عمده در برابر افراد آگاه و سالم جامعه اینست، که  قضایای سیاسی و اجتماعی را باید بدون تعصب با تمام جوانب مثبت و منفی آن صادقانه و کارا مطرح نمایند،  تا بتوانند در یک فضای روشن تفاهم درک متقابل مثمر را بوجود آورند۰ مگر عباسی و امثال وی میخواهند با شیوه های شانتاژ و تهدید حق سیاسی اتباع را مطلق مورثی و متعلق بیک حلقه خاص بدانند؟

اعضای در قید حیات حزب دموکراتیک خلق افغانستان هم کتلۀ وسیعی از روشنفکران آگاه همین جامعه را تشکیل میدهند، یقیناً با قضاوت عادلانه و صادقانه تن درداده و تن درمیدهند. آیا هدف اینست و می شود، همچو کتلۀ از انسانهای نیازمند و خواهان تحول و ترقی جامعه را به دریا انداخت؟ در جملۀ سیزده سال حاکمیت، بنام این حزب، این همه قبرستانهای شهدای عضو و هواداران این حزب، بدست چه کسانی ممکن گردیده است؟ هیچ یکی از آنها و بازماندگان آنها در افغانستان از معاشات سرشار و پول رفاه عامۀ غربی مستفید نشده اند. متاسفانه، تجربه و چشم دید ها نشان می دهد، که شیوه کار وهدف  آقای عباسی و امثال وی با سوء استفاده از موقف و ستیژ مطبوعات آزاد غرب پر از خصومت و کاملاً یکجانبه و بازاری  اند۰

آنان میخواهند تا همه اعضای قبلی حزب دموکراتیک خلق افغانستان بدون ثبوت جرم و فیصله محکمه طومار توبه نامه ارتجاع و اخوانیها را به گردن داشته و همه روزه طواف ارگ شاهی را بجا آورند۰

 

اعضای شرافتمند حزب دموکراتیک خلق افغانستان در هر جاییکه در قید حیات هستند یکبار دیگر به دشمنان رنگارنگ میهن و گماشتگان شان با صراحت اعلام میدارند که  نیروهای اخوانی و ارتجاعی این آرمان شوم شانرا، هر چند در شعارهای قلابی بپوشانند، با خود به گور میبرند۰

پای

 

  (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)