آيا خالد حسينی واقعاً يک افغان است ؟

شنبه، ۲ فبروری  ۲۰۰۸

)نگاهی بر رُمان های خالد حسينی و فيلم کاغذ پران باز (

)ص - راد مرد (

 

فيلم رابه اين آدرس ببينيد .:

http://uk.youtube.com/watch?v=-1Ivdc76nAY

خالد حسینی، نویسنده افغانی- آمریکایی با رُمان پرفروش خود، «کاغذپران باز»، که اولین کتاب او نیز هست، به خوانندگان آمریکایی کمک کرده تا صدماتی که جنگ و اختلافات قومی در دهه های اخیر به افغانستان وارد آورده را درک کنند .حسینی، اخیرا مستمعین علاقه مند بسیاری که مشتاق شنیدن صحبت های او در مورد زندگی و نویسندگی وی و بخصوص کاغذ پران باز، که به زعم او پنجره کوچکی است به فرهنگ افغانی بودند، را در سالن بزرگی در بیرون از واشنگتن گرد آورد.

اما شرایط برای حسینی همیشه اینگونه نبود. مدت کوتاهی پس از انتشار کتاب خود در ۲۰۰۳، این نوسینده افغانی- آمریکایی برای امضای کتاب در کتاب فروشی ای در کالیفرنیا حاضر شد اما فقط یک مشتری خواستار امضای او بود.اما پس از این رویداد اولیه و مایوس کننده، تعریف دهان به دهان داستان “کاغذپران باز» موجب بالا گرفتن فروش شد و این کتاب را تبدیل به پدیده ای در دنیای انتشارات کرد. بیش از 2.5 میلیون نسخه از این کتاب تاکنون به چاپ رسیده است. «کاغذ پران باز» اکنون بیش از یک سال است که در فهرست پرفروش ترین کتاب روزنامه نیویارک تامیز قرار گرفته است. به گزارش کتابخانه های ایالات متحده، این کتاب در هفته جاری در ردیف هشتم فهرست پرطرفدارترین کتاب داستان قرار دارد.

فیلمی بر اساس این کتاب نیز هم اکنون تهیه شده  است .به گفته لسلی شوارتز، مسئول تبلیغات نویسنده در نشر ریورهد، برنامه های کتاب خوانی محله ای که ساکنان خود را به خواندن یک کتاب خاص و بحث در مورد آن ترغیب می کنند به فروش گسترده این کتاب کمک کرده اند .کتابخانه کنگره ایالات متحده گزارش می دهد که ده ها برنامه شهری - از سین سیناتی، اوهایو، تا پاسادینا، کالیفرنیا - اعضای خود را به خواندن «کاغذپران باز» ترغیب کرده اند. شوارتز گفت گاهی دیده که بيست اجتماع بزرگ و حتی در یک ایالت در حال خواندن این کتاب بوده اند .در جلسه قرائت حسینی در یکی از حومه نشین های واشنگتن که در ۲۰ سپتامبر برگزار شد، هزاران طرفدار ، که اغلب خانم های میان سال بودند -- بیش از یک ساعت زودتر از آغاز برنامه در محل حاضر بودند. آنها از درب های سالن کنسرت دانشگاه با شتاب عبور کرده تا برسر یکی از ۲۰۰ برنامه اعلام شده ای که از طریق آنها می توانستند نسخه کتاب خود را به امضای نویسنده برسانند رقابت کردند. این سالن کنسرت که ۲۱۰۰ نفر گنجایش دارد نتوانست تمام این طرفداران را در خود جای دهد. تعداد اضافه به سالوونی در همان نزدیکی راهنمایی شدند تا در آنجا برنامه را از طريق ویدئویی تماشا کنند.

حسینی که در ۱۹۶۵ در کابل متولد شده است. او در کودکی غرق در شعر بود و سعدی و حافظ و مولانا می خواند. او از مغازه کتاب فروشی ای در کابل کتاب داستان های ترجمه شده به زبان دري می خرید. او گفت، من داستان چند بخشی جن گیر را در ده سالگی خواندم. او در کودکی نمایش نامه می نوشت تا هم سن و سال های خود را سرگرم کند . «کاغذپران باز» قصه ای است از دوستی، خیانت، گناه، و رستگاری در مورد دو پسر به نام های امیر و حسن که در دهه ۶۰ و ۷۰ در کابل بزرگ می شوند. امیر پشتون و حسن هزاره است. مذهب امیر سنی و مذهب حسن شیعه است . سرگرمی مورد علاقه امیر و حسن «کاغذپران باز» و در واقع در مسابقات «کاغذپران باز»ي در کابل شرکت می کنند. نخ چسب کاغذپران ها از ميده شیشه عبور داده می شود تا کاغذپران ها بتوانند نخ کاغذپران های دیگر را قطع کنند. آخرین کاغذ پران که در هوا می ماند برنده است.

حسینی در مصاحبه ای در ۲۰۰۴ با رادیو دولتی مینسوتا گفت گرفتن یک کاغذپران در حال سقوط مانند گرفتن توپ خطا در بازی های لیگ حرفه ای بیس بال آمریکا است.

حسینی در کودکی اش «کاغذپران باز»ی می کرد. او در گفتگوی خود به تشریح دیگر بخش های کاغذ پران پرداخت که بر اساس زندگی خود نوشته شده است. مانند امیر، حسینی در محله خوبی در کابل زندگی می کرد. او با اشاره به برخوردهای داستانی میان امیر و حسن گفت، در شمال درملک پدری ام، واقعا یک تپه، یک قبرستان، و یک درخت انار وجود داشت. حسینی گفت برخی کشمکش های درون این داستان حاصل احساس شرم او هنگامی که در بزرگسالی دریافت پیش خدمت های خانواده اش از اقوام دیگر بودند است.

شخصیت حسن الهام گرفته شده از پیش خدمت هایی است که حسینی در کودکی می شناخت. این نویسنده علاقه خاصی به آشپز هزاره ای داشت که او را به سینما می برد. این آشپز احتمالا جایگاه اجتماعی خود را بهتر از این پسر درک می کرد؛ وقتی این دو فیلم گودزیلا را تماشا می کردند، آشپز به شوخی گفته بود، تمام این آدم ها پسر کاکاهای من هستند . در دوران کودکی، حسینی خواندن را به این مرد آموخت. این پسر شاگرد خود را مجبور می کرد تا الفبا را حفظ کند، به او تکلیف می داد، مشق های او را تصحیح می کرد و او را مورد نکوهش هم قرار می داد. آشپز در روزی که خانه حسینی را ترک گفت می توانست روزنامه بخواند. بعدها، در نامه ای به این خانواده نوشته بود، من هر کاری برایت انجام می دهم، هزار بار.

با تقرر پدرش به یک پست دیپلماتیک، خانواده حسینی در ۱۹۷۶ به پاریس نقل مکان کرد. پس از کودتای ۱۹۷۸، آنها خبر شایعات قتل، شکنجه و ربوده شدن آنهایی که در راس قدرت بودند را شنیدند. حسینی می گوید که زندگی در آن دوره را مانند یک رُمان جان لا کار به یاد می آورد. این خانواده با دریافت پناهندگی سیاسی از دولت ایالات متحده در ۱۹۸۰ به کالیفرنیا نقل مکان کرد. در کتاب «کاغذپران باز»، امیر به روش عادی تری افغانستان را ترک می کند - به عنوان یک آواره که با يک عراده لاري به صورت مخفی وارد پاکستان می شود. اما امیر هم در نهایت سر از کالیفرنیا بيرون می آورد.

حسینی به حضار گفت، صحنه کالیفرنیا اتوبیوگرافیک ترین بخش از کتاب اوست. بازار دست فروشان افغانی واقعا در سن خوزه وجود دارد. این نویسنده گفت بسیاری از چهره های کابل قدیم در آنجا حضور داشتند: نویسندگان، دیپلمات ها، و شعرایی که اکنون سامان و وسايل چون سامان سپورتي و ماشين خیاطی می فروختند. او می خواست نشان دهد که تا چه حد پشت سر گذاشتن هویت، زمینه ها، حرفه، و شخصیتی که در کابل داشتند و اکنون زندگي دراينجا برای والدین او دشوار بوده است.

در حالی که حسینی در طول دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ سرگرم درس و بزرگ شدن و عاشق شدن بود، تحولات جنگ افغانستان را بدون توجه زیادی گهگاه در اخبار می دید.

اما او گفت که در اواخر دهه ۱۹۹۰ گزارش هایی شنید که تحت حاکمیت طالبان، مردم افغانستان اجازه نداشتند برقصند، نقاشی کنند، و آواز بخوانند. حسینی گفت، «کاغذپران باز» ي ممنوع شد. چنین چیزی را به سختی می توانستم باور کنم. او خطاب به حضار گفت که این خبر او را برانگیخت تا داستانی در مورد یک دوستی با عنوان «کاغذ پران باز» ي بنویسد. یکی ازدوستانش از او خواست تا اتفاقاتی که افتاد بازگو کند.

حسینی با گفتن، آنجا بود که قوه تخیلش به پرواز در آمد، حضار را به خنده آورد .

«خالد حسيني» كه اولين رُمانش، «کاغذ پران باز» در مدت كوتاهي در صدر فهرست‌ پرفروش‌ ترين كتاب‌هاي روز قرار گرفت، دومين رُمان خود با نام «يك هزار خورشيد باشكوه» را منتشر كرد.

«يك هزار خورشيد باشكوه» روايتگر سي سال از تاريخ افغانستان است.

«حسيني» در اين كتاب سعي كرده تا دوستي، ايمان، رستگاري و عشق را در كنار هم به تصوير بكشد.

«حسيني» در بيانيه‌اي درباره انتشار كتاب جديد خود گفت: از برخي جهات، نوشتن «يك هزار خورشيد باشكوه» نسبت به رُمان «کاغذپران باز» براي من تجربه رضايت بخش‌تري بود. اين رُمان براي من يك سفر پيچيده ‌تر و بي ‌نهايت غير قابل انتظاري بود. «سارا مك‌گراس»، ويراستار «يك هزار خورشيد باشكوه» گفت: اين كتاب بيشتر از از ديدگاهي زنانه روايت مي‌شود و بشتر شخصيتهاي آنرا زنان تشكيل مي‌دهند.

رُمان «کاغذپران باز» داستان دو پسري است كه در كنار هم در كابل، پايتخت افغانستان بزرگ مي‌شوند.

زمان شروع رُمان يكي از روزهاي زمستان ۱۹۷۵ است. حكايت زندگي دو پسر بي مادر كه در كابل روزگار مي ‌گذرانند و كشور در آستانه يورش شوروي قرار دارد. امير و حسن به رغم اختلاف طبقاتي كه دارند با هم بازي مي كنند . آنها در مسابقات سالانه «کاغذ پران باز» ي شركت مي ‌كنند و امير در يكي از مسابقات حسن رافريب مي‌ دهد و همين فريب سرآغاز خيانتي است كه در طول داستان مثل زنجيره اي گسترده مي‌شود.

اين رُمان زمانيكه براي اولين بار در سال ۲۰۰۳  با جلد معمولي منتشر شد،فروش متوسطي كرد ولي يك سال بعد نسخه ديگر ي با جلد زيبا با استقبال بسيار زياد خوانندگان روبرو شد.

 «کاغذپران باز» با تيراژ چهار ميليون نسخه بيش از ۱۰۳ هفته صدر نشين فهرست پُرفروشترين كتاب‌هاي نيويارك تايمز قرار داشت. اين رُمان تاكنون در بيش از ۳۴ كشور جهان منتشر شده است.

«خالد حسيني» متولد سال ۱۹۶۵، فرزند يكي از ديپلمات هاي سابق افغانستان است كه در سال ۱۹۸۰ به ايالات متحده رفت و همراه با خانواده‌اش در كاليفرنيا سكونت گزيد.

رُمان «کاغذ پران باز»، نخستين رُمان افغانیست كه به زبان انگليسي منتشر و بلافاصله با استقبال روبه رو شده است. ايزابل آلنده رُمان نويس و داستان سراي شيليايي درباره رُمان او گفته است: رُمان حسيني از آن دست آثاري است كه خواننده نمي ‌تواند از آن دل بكند. رُماني با پيچيده بودن  قابل خواندن است.

پس از بريک لين (فيلم جنجالی سارا گورون بر اساس رُمان مونيکا علی) حالا نوبت «کاغذپران باز» محصول تازه هاليوود بر اساس رُمان پرفروش خالد حسينی است که جار و جنجال ديگری به پا کند. جار و جنجالی که بسياری معتقدند به ‌طور عمد از سوی کمپنیهای تهيه کننده فيلم برپا شده تا به فروش فيلم کمک کند .احمد خان بازيگر نقش حسن، کودکی ازمليت هزاره و دوست اميرخان، شخصيت محوری داستان که در صحنه ‌ای از فيلم مورد تجاوز يک جوان پشتون قرار می‌گيرد، مدعی شده، که کارگردان فيلم (مارک فورستر) تا قبل از صحنه فيلمبرداری هيچ چيزی درباره اين صحنه به او نگفته و فيلمنامه هم در اختيار او نبوده تا بفهمد که چه اتفاقی می ‌افتد .پدر احمدخان نيز مدعی شده که کارگردان آنها را فريب داده و از آنها سوء استفاده کرده و بازی پسرش در اين صحنه زندگی او را به خطر انداخته و باعث تشديد دشمنی بين هزاره و پشتون شده است. اما کارگردان و تهيه ‌کننده فيلم اين ادعا را رد کرده و معتقدند که احمد خان و پدرش از قبل کاملا در جريان فيلمبرداری اين صحنه بوده و بارها اين صحنه با احمد خان تمرين شده است. با اين حال آنها به خاطر جلوگيری از آسيب‌های احتمالی به خانواده احمد خان، خانواده او را به امارات متحده عربی منتقل کرده‌اند.

اين ماجرای هيجان انگيز که به طور گسترده‌ ای در مطبوعات غرب منعکس شد، قطعا نقش مهمی در جذب تماشاگران به سينما و افزايش فروش فيلم داشته است، آن هم برای فيلمی که بخش اعظم آن به زبان دری و با زيرنويس انگليسی ساخته شده که هميشه عاملی منفی برای جذب تماشاگران غربی به ويژه تماشاگران آمريکايی به شمار می‌رود و می ‌تواند باعث سقوط فيلم شود .کاغذ پران باز فيلمی است که با معيارها و استانداردهای هاليوود ساخته شده و همانند بسياری از فيلم‌های هاليوودی خوش ساخت، جذاب، سرگرم کننده، رُمانتيک و سانتی مانتال است و در بسياری از لحظه‌ها اشک بيننده رقيق القلب را بيرون ميرزد .

رُمان خالد حسينی داستانی نيمه اتوبيوگرافيکال است و بر اساس تجربه شخصی او از زندگی در افغانستان و بعد مهاجرت به آمريکا نوشته شده که از کودکی به نام امير روايت می‌شود.

امیر فرزند يک معمار پولدار است و روزهای خوشی را با دوستش حسن، که فرزند نوکر خانه‌ آنهاست،.می گذراند. سرگرمی آنها کاغذ پران بازي، خواندن اشعار شاهنامه و تماشای فيلمهای وسترن آمريکايی است.

حسن کاغذ پران باز و فلاخن انداز قابلی است و مهارت‌هايش را به امير می‌ آموزد. او نسبت به امير کرکتر محکم ‌تر و قوی ‌تری دارد و آدم سرسخت، مقاوم و نترسی است که در برابر زورگويی‌های آصف جوان و شرور، همراه دار و دسته ‌اش که او را به خاطر موقعيت پايين طبقاتی تحقير می‌ کند، می ‌ايستد و به همين دليل مورد تجاوز او قرار می ‌گيرد .اما امير که از سوراخ ديواری شاهد صحنه تجاوز است، شهامت اين را ندارد که دخالت کند و به کمک حسن برود، به همين دليل بعد از آن، بار احساس گناه و عذاب وجدان را حتی پس از مهاجرت به آمريکا نيز با خود حمل می‌کند (خالد حسينی در گفتگويی از صحنه تجاوز به عنوان استعاره‌ای از سرزمين افغانستان که هميشه در معرض هجوم و تجاوز بوده ياد کرده است.(

بعد از اين حادثه، دوستی ميان امير و حسن به هم می ‌خورد و امير با طراحی يک توطئه، حسن را از خانه می ‌راند. در اينجا فيلم نه تنها انگيزه عمل توطئه‌گرانه امير را توضيح نمی ‌دهد، بلکه تماشاگر را سردرگم می‌سازد. شايد در کتاب احساس امير و انگيزه او از دست زدن به اين کار تشريح شده باشد، اما فيلم ناتوان از بيان اين موضوع است .با لشکرکشي روس‌ها به افغانستان، امير و پدرش از افغانستان گريخته و به آمريکا می روند و در آنجا زندگی تازه‌ای را از سر می ‌گيرند. امير به نويسنده ‌ای موفق تبديل می ‌شود و با دختری به نام ثريا ازدواج می ‌کند، در حالی که حسن که به ناچار در افغانستان مانده است به وسيله نيروهای طالبان از بين می ‌رود و پسر کوچکش به نام سهراب به دست آنها اسير می ‌شود.

ظاهراً کاغذ پران باز می ‌خواهد با رُمانتيزه کردن تصوير افغانستان، چهره‌ای متفاوت با آنچه که رسانه‌های غرب از افغانستان امروز (سرزمينی خشک، جنگ ‌زده و ويران با مردمی جنگ ديده و ستم کشيده) نشان می‌دهند، ارائه کند، اما اين تصوير تا حد زيادی مغشوش، تحريف شده و گمراه کننده است. فيلمساز نگاهی سياه و سفيد به تاريخ افغانستان و مردمش دارد. داستان کاغذ پران باز در بستری تاريخی اتفاق می ‌افتد و بخش مهمی از تاريخ افغانستان از اواخر سلطنت محمد ظاهر شاه تا دوره قدرت گيری طالبان را دربر می‌گيرد .اما رويکرد تاريخی نويسنده و فيلمساز رويکردی سطحی و ساده انگارانه است.

راوی فيلم، کودکی از طبقه مرفه است که حس نوستالژيک و غمخوارانه‌ای نسبت به گذشته افغانستان و دوران پادشاهی محمدظاهر شاه دارد. دورانی که به زعم او دوران شادی و سرور بود و ملت دور از جنگ و خونريزی در رفاه و خوشبختی بودند و هيچ غم و غصه‌ای نداشتند.

)اما خالد حسيني آگاهانه ازستم هاي که در دوران زمامداري ظاهرشاه بر ملت تحميل ميگرديد ذکر به ميا نمي آورد. (مجالس رقص و پايکوبی برقرار بود و ملت در ناز و نعمت بودند و اگر کمونيستها و مجاهدين نمی ‌آمدند، آنها هيچ درد و غمی نداشتند (پدر امير می ‌گويد که ملاها می ‌خواهند روح ما را تصرف کنند در حالی که کمونيستها می ‌گويند ما اصلا روح نداريم) .(فيلم عمدا بخش مهمی از واقعيت‌های تاريخی افغانستان را ناديده می‌گيرد و از آن حرفی به ميان نمی ‌آورد، از جمله چگونگی ظهور و قدرت گيری طالبان در اين کشور و يا تجاوز آمريکا به افغانستان و پيامدهای آن . به جای آن آمريکا به عنوان کعبه آمال و بهشت موعودی نشان داده می ‌شود که مهاجران آواره ‌ای چون امير و پدرش را به آغوش گرم خود فرا می‌خواند. سرزمينی رويايی و ايده‌آل که به تمام روياهای تحقق نيافته مردمانی از نوع امير پاسخ می‌گويد(.

شخصيتهای فيلم نيز تخت و قالبی ‌اند و بسيار سياه و سفيد ترسيم شده‌اند و کمتر متحول می ‌شوند يا اگر هم متحول می‌شوند، تحول آنها هيچ زمينه منطقی ندارد؛ مثل تحول امير در ميانه فيلم که ساختگی و باور ناپذير است. او که آدم ترسو و محافظه کاری است برای جبران اشتباه دوران کودکی و رهايی از عذاب وجدان دست به حرکتی متهورانه و نامعقول می ‌زند و برای نجات سهراب با تغير قيافه‌ و ريش ساختگی از آمريکا به افغانستان و به ميان طالبان می ‌رود در آنجا آصف، جوان شرور و جنگ طلب را می ‌بينيد که يکي ازقوماندانان طالبان است و عليرغم شعارهای اسلامی و وطن پرستانه‌ ای که می ‌دهد هنوز موجودی فاسد و بچه ‌باز است و از سهراب پسر حسن سوء استفاده جنسی می‌ کند.

آصف، امير را به خاطر ترک کشور سرزنش می ‌کند و از او می ‌پرسد وقتی که کمونيستها در مساجد افغانستان می ‌شاشيدند او کجا بوده است؟ )جالب اينجا است که فيلم بدون در نظرداشت رياليزم به دروغ، اتهام و توطئه متوصل ميشود، گذشته از اينکه در کودتاي ثور چه جرم و جنايت صورت گرفته بحث جداگانه ي است، اما تا اکنون در کشور سند و قاطعيت وجود ندارد که کمونيستان درمسجد … باشند( و حالا که آنها کشور را از کمونيستها پاک کرده و عدالت برای مردم آورده اند چرا نمی ‌ماند تا مثل آنها به مردم خدمت کند. آصف نخستين کسی است که بر سر زنی که محکوم به سنگسار شده است، سنگ می ‌کوبد . ساختار روايی فيلم کاملا کلاسيک و قانونمند است. فيلم با صحنه ‌ای از کاغذ پران بازی در آسمان سان فرانسيسکو در سال ۲۰۰۰ شروع می ‌شود و بعد با فلش بک به سال ۱۹۷۸ در افغانستان رفته و دوباره در پايان فيلم به همان صحنه اول برمی‌ گردد. در اين ميان کاغذ پران نقش محوری و تعيين کننده ‌ای در فيلم دارد و از آن به عنوان عنصری بصری و در عين حال نمادين و به منزله استعاره ‌ای از آزادی استفاده شده، عنصری که سه بخش مختلف فيلم را به هم می‌پيوندد.

اگرچه تصوير زيبای کاغذ پران ‌در آسمان آمريکا نيز می ‌تواند تاکيد ديگری بر تصوير ايده آليستی فيلمساز از اين کشور به عنوان مهد آزادی تعبير شود .بازی خالد عبدالله در نقش بزرگسالی امير ناشيانه و آماتوری است و به هيچ وجه نمی‌تواند روح زخم خورده و آسيب ديده امير را ترسيم کند.

تاكنون دو كتاب با چند ترجمه از«خالد حسيني» به چاپ رسيده است. دو كتابي كه با فشارهاي يكي دو مترجم و هوچيگري مطبوعات&#