16 - 7 - 2007
چگونه در حق مردم افغانستان جفا ميکنند ؟
)وطن پور)

تاريخ افغانستان تاريخي بس شگفت است، اين كشور هميشه مورد توجه ابرقدرتهاي خارجي بوده است و برغم آن كه بسياري از اين قدرتها توانستند وارد خاك افغانستان شوند اما ديري نگذشت كه با تحمل بدترين و سنگينترين شكستها و هزينهها اين كشور راترك كردند. از حملات گستردهي اسكندر در قرن سوم پيش از ميلاد و شكست تلخ و بزرگ وي در افغانستان و تا شكست اتحاد جماهير شوروي، انگيس و بالاخره نيروهاي ناتو. اين روايتها داستان، رمان يا افسانه نيست بلكه واقعيتهاي تاريخي هستند كه در تاريخ به ثبت رسيده است . ناتو كه از حس مسووليتپذيري و اخلاص نيروهاي خود مطمئن بود به درخواست آمريكا براي حمايت از بازسازي افغانستان وارد اين كشور شد و در دولت حامد كرزي كه پس از شكست طالبان و با حضور و حمايت آمريكا تشكيل شد فعاليت خود را در افغانستان آغاز كرد.
امروز بعد سياسي و امنيتي حضور نيروهاي ناتو در افغانستان صرفا به بعد نظامي تبديل شده است و هزينههاي سنگيني كه در اين زمينه به نيروهاي ناتو در افغانستان وارد شده است به مردم غير نظامي نيز تعميم پيدا كرده است به گونهاي كه مردم بيش از طالبان مورد هدف قرار ميگيرند و در بسياري از حملات جنگندههاي ناتو، غيرنظاميان هدف قرار داده مي شوند تا نيروهاي طالبان . در واقع وضعيت فعلي نيروهاي ناتو در افغانستان باز هم بازميگردد به اشتباهات فاحش سياستهاي خارجي دولت بوش. اين دولت بدون داشتن اطلاعات كافي از وضعيت موجود در افغانستان و بدون كسب آگاهيهاي لازم نسبت به ماهيت و هويت ملت افغانستان برنامهريزيهاي قبل و بعد از جنگ افغانستان را پيريزي كرد. از آنجايي كه اروپاييها چون آمريكاييها چندان تمايل و اصراري بر ادامهي تلفات سنگين جنگي آن هم در جنگي كه نتايج پايانياش از همان ابتدا مشخص بود، ندارند تلاش ميكنند كه با حداكثر هزينه، امكانات و نيرو طالبان در افغانستان را شكست دهند و فعاليت عناصر اين افراطيون را ريشه كن كنند اما اين امر ميسر نيست .
سرنوشت و آيندهي افغانستان بايد در نهايت توسط افغانها تعيين شود و رهبري اين كشور در تمامي امور بايد به دست افغانها انجام گيرد، بنابراين ماموريت ناتو در افغانستان ماموريت شكست خوردهاي است و رهبران اروپايي بايد پيش از گسترش دايرهي اين شكست اقدامات لازم براي خروج خود از افغانستان را مهيا سازند . بزرگترين اشتباه ناتو آن بود كه از يك سازمان ائتلافي اروپايي دفاعي-امنيتي به يك بازوي توانمند براي سياستهاي خارجي آمريكا تبديل شد و در همين حال بود كه سياستهاي خارجي آمريكا از ١١ سپتامبر دچار تغييرات شگرف شد تغييراتي كه به شكل فاجعه باري براي منافع ايالت متحدهي آمريكا و هم پيمانان آن زيان بار بود. درك اين واقعيت گرچه براي اروپاييها در طولاني مدت حاصل شده است اما در حال حاضر بسياري از رهبران اروپايي سياستهاي خود را براساس اين واقعيت دنبال ميكنند.
گوردن براون، نخست وزير انگليس، دولت آلمان، هالند و فرانسه در تازهترين موضعگيريهاي خود نسبت به قضيهي فعاليت ناتو در افغانستان اشارههايي مبني بر تمايل خود جهت خروج نيروهاي خود از افغانستان ارائه دادهاند. نيكولا ساركوزي، رييسجمهور فرانسه كه به نزديك ترين فرد به دولت بوش معروف است اخيرا اعلام كرده است ادامهي مشاركت نيروهاي فرانسوي در افغانستان امري حتمي نيست. فرمانده نظامي ناتو نيز اعلام كرده است بايد تغييرات جدي در تاكتيكهاي ناتو انجام گيرد.
در نتيجه اين تحولات ويليام فالون يکي ازجنرالان پرقدرت ارتش ايالاتمتحده اخيرا به پاكستان سفر كرد و با پرويز مشرف، رئيسجمهور اين كشور، لوي درستيز ارتش پاكستان و مسوولين اطلاعاتي ارتش پاكستان (isi)ديدار و گفتگو كرد .علاوه بر اين ريچارد بوچر، دستيار وزير امور خارجه ايالات متحده و جان نگروپونته، معاون وزير امور خارجه اين كشور نيز اخيرا از اسلامآباد ديدار كردند . دليل اين موج تازه سفر مقامات آمريكايي به پاكستان اين است كه شورشها مرز نميشناسند .اين بدان معنا نيست كه آمريكاييها خواستار تعقيب گروههاي شورشي و گسترش دامنه عمليات نظامي به فراسوي مرزهاي افغانستان هستند بلكه برعكس اعتقاد دارند تعقيب اين گروهها بايد از مناطق قبايلينشين پاكستان شروع شود.
ازجانب ديگردرگيريهاي روزهاي اخير بين طالبان و نيروهاي دولتي ، آ مريکائي وناتو تلفات سنگيني بر غيرنظاميان وارد کرده است. افزايش تلفات غيرنظاميان باعث نارضايتي مردم افغانستان شده است .
دولت کرزي نيز از نيروهاي خارجي درخواست کرده است که درعمليات نظامي خود دقت بيشتري به خرج دهند واز تلفات غيرنظاميان جلوگيري نمايند. اما تاکنون چندان توجهي به نظريات دولت افغانستان نشده و نظاميان خارجي هم چنان به عمليات پرتلفات خود وکشتار غيرنظاميان ادامه داده اند. جالب توجه تراين که عمليات نظامي که نيروهاي آمريکائي و ناتو انجام ميدهند تاثير چنداني بر قدرت نظامي طالبان برجاي نگذاشته است. تصرف منطقه ميانشن در قندهار مويد چنين برداشتي است .
قدرت گرفتن مجدد طالبان درشرايطي که نيروهاي خارجي عمليات گسترده نظامي خود را در شرق و جنوب بشدت پي گيري مي کنند.، بدين معنا است که اين گونه عمليات موثر نيست و چه بسا که بدليل تفاوت قايل نشدن بين افراد مسلح طالبان وافراد غيرنظامي ،شامل زنان وکودکان قبايل را بطرف حمايت از طالبان نيز سوق داده باشد. اين که طالبان مي توانند برخي از شهرها را از تصرف نيروهاي دولتي يا آمريکائي وناتوخارج سازند بخودي خود گوياي اين امر است که عمليات نظامي نيروهاي خارجي موثر واقع نشده است. درهرحال هر روز که مي گذرد برآمار تلفات غير نظاميان درافغانستان در اثر بمبارانهاي جنگنده هاي آمريکائي و ناتو افزوده مي شود و بموازات آن خشم و نارضايتي مردم نيز از عملکرد نيروهاي خارجي در حال افزايش است .اين وضعيت دير يا زود نيروهاي خارجي را به بن بست خواهد کشاندو درنهايت موجب شکست وناکامي آنها خواهد شد . همچنان گسترش عمليات هاي نظامي آمريکا و ناتو و به دنبال آن افزايش کشتار مردم از سوي تشکل هاي امداد رساني با انتقاد شديد مواجه شده است .
اخيرا نود و چهار تشکل غيردولتي که در بخش امدادرساني در افغانستان فعاليت مي کنند، با صدور بيانيهايي از افزايش روز افزون شمار تلفات انساني ابراز نگراني کردند. در بيانيه تشکلهاي امداد رسان که نام گروه هاي داخلي و خارجي در آن ديده مي شود ، آمده است ، درپنج ماه گذشته ، حداقل 230 غيرنظامي از جمله هشت زن و کودک قرباني عمليات نظامي نيروهاي خارجي و افغاني شده اند. در اين بيانيه تاکيد شده است، نيروهاي نظامي آمريکا و ناتو به صورت نامناسب به زور متوسل مي شوند.
چهارده غيرنظامي در افغانستان تنها به دليل حرکت در نزديکي نيروهاي خارجي کشته شده اند.اين بيانيه دو روز پس ازآن منتشر شد که نيروهاي آمريکايي با حمله به يک مکتب در زرغون شاه در ولايت يکتيکا ، هفت متعلم را به کام مرگ فرستادند. ولي نيروهاي آمريکايي اين اقدام ضد انساني خود در کشتن هفت کودک را تنها يک اشتباه خواندند. انتقاد تشکل هاي داخلي و خارجي امداد رسان درافغانستان از آمريکا و ناتو نشان مي دهد که حيات مردم به شدت به خطر افتاده است .
نيروهاي خارجي از طريق بمباران مناطق مسکوني که با ادعاي پناه گرفتن نيروهاي طالبان در آن مناطق انجام مي شود، باعث کشتار مردم در افغانستان شده اند.اعتراض به عملکرد نيروهاي آمريکايي و ناتو که بارها از طريق سازمان هاي غيردولتي ، نهادهاي حقوق بشر و دولت ابراز شده است ، هيچگاه مورد توجه مقامات کاخ سفيد و رهبران ناتو قرار نگرفته است . اما گسترش دامنه اعتراض ها به رفتار نيروهاي خارجي که اين بارتوسط تشکل هاي امداد رساني صورت مي گيرد ، بيانگر وجود مخالفت گسترده با خشونت طلبي واشنگتن و متحدينش در افغانستان است . به اعتقاد کارشناسان ، عمليات هوايي آمريکا و ناتو که به افزايش تلفات مردم عادي افغانستان منجر شده ناشي از نگراني نيروهاي خارجي از عمليات زميني است .
بي ترديد ناديده گرفتن زندگي انساني در افغانستان و کشتار مردم از سوي ائتلاف هرگز از خاطره افکار عمومي جهان پاک نخواهد شد .در پي انتقادهاي شديد حامد کرزي از اقدامات نيروهاي خارجي ، ناتو به اشتباه در عملکرد خود در افغانستان اعتراف کرد . با افزايش کشتار غير نظاميان براثر عمليات بي هدف نيروهاي امريکايي و ناتو ، حامد کرزي از نيروهاي خارجي خواست براي جان مردم ارزش قايل شوند . رئيس جمهور فرماندهان نيروهاي امريکايي و ناتو را به همکاري با دولت براي مبارزه با تروريسم فرا خواند.
به دنبال اوج گيري خشم کرزي از عملکرد نيروهاي خارجي ، سخنگوي ناتو اعلام کرد کرزي حق دارد از تلفات غيرنظاميان افغانی خشمگين باشد. وي اذعان کرد که بايد عمليات ضد تروريسم در افغانستان به گونه اي مناسب انجام شود . ازطرف ديگر جنگنده هاي امريکايي با حمله به مناطقي در افغانستان و پاکستان دهها غير نظامي را به کام مرگ فرستادند . مقامات نيروهاي خارجي در افغانستان مدعي هستند که عمليات هوايي در مناطقي انجام مي شود که تروريست ها در آن مناطق پناه گرفته اند .
اما اين ادعا با واقعيت ها سازگاري ندارد . به عبارت ديگر بمباران هاي ناتو و آمريکا در مناطق مسکوني صورت مي گيرد و بيشترين تلفات نيز متعلق به غير نظاميان است . از سوي ديگر بمباران گسترده مناطق مختلف افغانستان به بهانه مبارزه با تروريسم ، ناامني دراين کشور را افزايش ميدهد . درحال حاضر تهديد جان مردم از طريق عمليات بي هدف ناتو ، نوعي ناامني رواني را در سطوح مختلف جامعه به وجود آورده است . علاوه براين گستردگي عمليات هوايي ناتو باعث شده است روند بازسازي دچار رکود شود .
بنابراين تا زماني که نيروهاي خارجي برنامه ای روشن و هدفمند براي مبارزه با تروريسم تدوین نکنند ، کاهش کشتار غير نظاميان ، ثبات داخلي و رونق اقتصادي در افغانستان میسر نمي شود . انتشار گزارششهای محافل اطلاعاتي - امنيتي آ مريکا در گذشته نشان داد که سياست هاي کاخ سفيد به افزايش تروريسم و ناامني در جهان منجر شده و تروريسم بين المللي را گسترش داده است .روزي نميگذرد كه خبر كشته شدن تعدادي از مردم غير نظامي در حملات جنگندهاي آمريكا منتشر نشود و پس از آن طولي نميكشد كه فر ماندهان نظامي ناتو با اتخاذ موضعگيري اعلام ميدارند اين افراد مظنون به عضويت در تشکلات طالبان هستند.
گويا به جاي آن كه جنگندههاي آمريكا از بمبهاي هوشمند براي بالا بردن سطح هدف گيري دقيق استفاده كنند، از بمبهاي كودن كه هيچ دقتي درهدف گيري ندارند استفاده ميكنند و گرنه چگونه ممكن است كه در هر بار حملهي نظامي جنگندههاي آمريكايي به مناطقي كه مظنون به فعاليت طالبان هستند بيشتر غير نظاميان هدف قرار داده ميشوند! ابراز تاسف و انجام عذرخواهي از سوي يك طرف نظامي نسبت به اشتباهي كه در انجام ماموريت و هدفي كه به او موكل شده است يك امر معمول و بلكه يك اصل ديپلماتيك كاملا معروف است به طوري كه امروز سياست عذرخواهي و ابراز تاسف نسبت به اشتباه سياسي يا نظامي به عنوان يكي از اصول عامهي ديپلماسي تعريف ميشود؛ اما اين تاسف هرگز نميتواند از بار مسووليت قانوني و انساني مربوط به جنگهاي نظامي بكاهد، وآنگهي تاسف و اشتباه نيز بار معنايي خود را دارد .
زماني كه در برههاي از زمان عذرخواهي نسبت به امري انجام ميگيرد به آن معنا است كه آن اشتباه دوباره تكرار نخواهد شد اما اين موضوع دربارهي افغانستان و عراق قابل تطبيق نيست زيرا يك نوع جنايت هميشه در حال تكرار شدن است و هميشه غير نظاميان مسلح در حملات نيروهاي آمريكا در عراق و نيروهاي ناتو در افغانستان قرباني ميشوند. بنابراين ابراز تاسف و عذرخواهي از اشتباهي كه بعضا به يك واقعيت تبديل شده است، اصلا قابل قبول نيست. ياپ دو هوپ شفر،سکرترجنرال ناتو در توضيح كشته شدن بيش از بيست وپنج غير نظامي كه در حملات جنگندههاي ناتو در جنوب افغانستان هدف قرار داده شدند، به اختصار ميگويد كشته شدن اين بيست وپنج نظامي امر بسيار تاسفباري است.
اما شفر بايد بداند براي تعبير احساس خود نسبت به اين فجايع انساني در افغانستان كه تكراري و مشابه به هم است به كلمهاي غير از متاسفم نياز دارد كلمهاي كه بتواند عمق فاجعه را بيان كند و باري از هم و غم باقيماندگان اين فجايع انساني را بر دارد .سربازان ناتو نبايد فراموش كنند كه آنها هزاران كيلومتر راه طي نكردهاند تا پيامآور قتل و كشتار، هرج و مرج و ويراني باشند.
ناتو اگر نميتواند نيروهاي خود را از افغانستان خارج سازد حداقل اين نيروها را به عاملي براي هدف قرار دادن غير نظاميان تبديل نكند. از زماني كه آمريكا رياست ناتو در افغانستان را به عهده گرفته است الگوهاي عمليات نظامي به چيزي كاملا مشابه و برابر با عمليات نظامي آمريكا در عراق تبديل شده است. در هر عمليات نظامي كه در افغانستان يا عراق انجام ميشود اگر ده غير نظامي كشته شوند ميان آنها دو مظنون دستگير يا كشته ميشوند و در برخي اوقات اين دو مظنون نيز در ميان تلفات انساني اين عملياتهاي نظامي ديده نميشود. در تمامي عملياتهاي نظامي كه در عراق توسط نيروهاي آمريكايي انجام مي گيرد و اكثرا در شب واقع ميشود، كودكان و زنان عراقي هدف قرار داده ميشوند و برغم آن فرماندهي آمريكا اعلام مي دارد كه در آن منطقه يا آن منزل افراد مظنون به فعاليت تروريستي يا مسلحان شبكهي القاعده مستقر بودند در حالي كه دوربينهاي رسانههاي خبري چيز ديگري از اين حادثه را به نمايش ميگذارد ، چيزي كه حقيقت سياستهاي وحشيانه و تلخ را نشان ميدهد.
از همان زمان كه آمريكا فرماندهي نيروهاي ناتو در افغانستان را برعهده گرفت الگوي سياست نظامي در عراق و افغانستان كاملا مطابق شده است. روزي نميگذرد كه ده تا پانزده تن از غير نظاميان در عمليات متفرقهي ناتو در افغانستان كشته نشوند، جالب آن كه تعداد اشتباهات نيروهاي ناتو در هدف گيري دقيق محل فعاليت اعضاي طالبان روز به روز بيشتر شده است. چندي پيش در يكي از اين عملياتها در جنوب افغانستان به گفتهي كرزي، بيش از پنجاه غير نظامي افغان كشته شدند در حالي كه سکرترجنرال ناتو تعداد اين تلفات را تنها بيست وپنج غير نظامي اعلام كرد و با ابراز تاسف مختصري اعلام داشت:
اعضاي طالبان از غير نظاميان به عنوان سپر انساني استفاده ميكنند به همين دليل است كه در هر بار عمليات نظامي تعدادي از غير نظاميان تلف ميشوند. اگر بخواهيم موشكافانه اين اظهارات شفر را ارزيابي كنيم، ميبينيم كه نيروهاي ناتو براساس قانون صريح بينالملل بايد به حق ملتي براي انجام مقاومت مشروع در برابر نيروهاي خارجي معترف باشند. بنابراين براساس اين اصل صريح فرماندهي نيروهاي ناتو نبايد براساس بهانهي سپرهاي انساني مردم بيگناه را هدف توپ و گلوله قرار دهد زيرا اين مردم حتي در صورت عدم حضور طالبان در ميان خود حق حمل سلاح براي رويارويي با دشمن را دارند . اظهارات شفر براي توجيه عمليات اخير نيروهاي ناتو در جنوب افغانستان نه از جنبهي نظامي نه از جنبهي قانوني و نه حتي از جنبهي اطلاعاتي يعني ارزيابي منطقهي حادثه قبل از انجام حملات نظامي قابل توجيه نيست. جنگندههاي آمريكايي بنا بر اظهارات مسوولان ا تنها در عمليات نظامي جنوب افغانستان بيش از شصت تن از غير نظاميان را كشته كه بسياري از اين افراد متعلق به يك خانواده بودند و براساس اطلاعات بدست آمده سه خانوادهي هجده نفره در اين حملات كشته شدند. گويا سياست هرج و مرج و بحران ائتلاف ديگر نيازي به رسوايي ندارد زيرا عملكرد اين نيروها به حد و مرزي از رسوايي رسيده است كه ديگر هيچ كس را ياراي تحمل اين رسواييها نيست .
پیمان ناتو با جدی تلقی کردن اوضاع افغانستان بهترین طرح ممکن را برای بهبود شرایط در این کشور پیدا کنند این در حالی مطرح می شود که به نوشته هفته نامه اکونومیست ناتو درگیر عملیاتهای خونین زمین گير شده است و ناتو در سرزمینی برای موفقیت تلاش می کند که پیشتر آنجا اردوهای مختلفی از جمله بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی و اردوی اتحاد جماهیر شوروی در قرن بیست شکست خورده اند براستی یکی از سوالات عمده در افغانستان این است که چرا ناتو هم در تامین امنیت در افغانستان موفقیت چندانی نداشته است .
موقعيت ناتو درافغانستان چندان تفاوتى باوضع ماشين جنگى بوش در عراق ندارد. اكنون بيش از يك سال از زمانى كه ناتو رهبرى نيروهاى بين المللى را دراين نقطه بحرانى دردست گرفت مى گذرد. موج ناامنى به صورت همه گير درحال پيشروى ازسمت جنوب وشرق به نواحى مركزى وقلب افغانستان است. رشته حمله هاى انتحارى اخير در مراكز استقرار نيروهاى دولتى و اردوگاه هاى نظاميان خارجى زنگ هشدار جدى به كسانى بودكه هنوز به اميد بازگشت امنيت زير چتر