یکشنبه، ۲۱ فبروری ۲۰۱۰

مسوولیت مقالات نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

دخول و خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی

و نامه های پیش و پس از شهادتِ

 دکتور نجیب

بخش ۲

رفقای عزیز!

یکتعداد رفقا با مطالعهء قسمتِ اول بدون بررسی نوشته را شکل تخریبی دیدند و آنهایکه ذیدخل در قضیه هستند مثل مار گزیده گی ها از خوشی میرقصند چون قسمتِ از پرو‌ژۀ شان که بدنامی شهید نجیب است دارد نتیجه خود را میدهد. آنعده رفقای عزیز که در کشور هندوستان مهاجر اند این پروژه را به رهبری شخص گلخان اکبری  سابق رییس ۱۲ خاد که زمانی وظیفه اش به صفتِ رییس قندهار و ریاست ۱۲ بصفت اجنت دو طرفه ای پاکستان استخدام شده بود که این شخص با گفتار شاهدان عینی مسوولیت انتقال ساحات عظیمی مربوط حاکمیت را در زمان فرار رفیق نجیب به گلبدین حکمتیار به دوش داشت این شخص با تمام خانواده اش از طریق آی ایس آی پاکستان به هند انتقال داده شد و در هند به صفت اجنت دو طرفه بین هند و پاکستان به نفع آنها فعالیت میکند، صاحب میلیونها دالر و تأثیر مستقیم بالای فامیل رفیق شهید نجیب دارد نوشتهء کتابی توسط خانم شان نیز کار همین شخص است. با تذکر این موضوع میآیم به مسئلهء تخریب . . .

رفقای عزیز!

در تاریخ سیاسی کشور ما یگانه حاکمیتِ دولتی و حزبی یعنی ح.د.خ.ا. این افتخار را دارد که با شهامت اشتباهات و کارکردهای خود را بصورت علنی در پیشگاه مردم به نقد و انتقاد گرفته راههای برون رفت خودرا طرح کرده و در مقابل خیانت به حزب و کشور فقط به عدالت اتکاء کرده که شما شاهد محکمه های سابقه دار ترین افراد حزب بودید. و من هم به صفت یک عضو حزب که هیچگونه دشمنی شخصی با رفیق نجیب و افراد یاد شده ندارم با روحیه ای که پرورش یافته ام در مقابل حزب خود بی تفاوت نمانده آنچه که میدانم صادقانه طرح میکنم و به این مطمین هستم که کامل نبوده خالی از اشتباه نیستم که امیدوارم رفقای اصولی در این رابطه صادقانه همکاری نمایند.

رفقای عزیز برای بررسی امروزی لازم است کمی به عقب برگردیم به سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ شمسی. در آنزمان حاکمیت حزبی و دولتی را میخائیل سیرگییویچ گرباچوف با تیمی از افرادی که دیگر جای "انترناسیونالزم" را به "ناسیونالزم" و "دسپلین حزبی" را به "انارشیزم" تبدیل کردند و میخواستند پروسه طولانی "باز سازی" را در یک شبه انجام بدهند (که نتیجهء آنرا دیدند) در آنزمان دیگر تعهدات بین المللی شان برای شان پوچ بود در گیر و دار هیاهوهای عوام فریبانهء غرب بودند که گرباچوف را به صفت . . .!؟ میگرفتند با همین "باغ های سرخ و سبز غربی" جهانی را به شمول خود در خون نشاندند. گرباچوف و تیم آن که دیگر خود را "تبعه اتحاد شوروی" نه، بلکه یک "روس" میشناختند با همین اندیشه بر خورد خود با افغانستان را تعیین کردند. آنها در مورد رفیق کارمل به نیکویی میدانستند که سیاست مدار قوی قاطع و همیشه با برخورد مسوولانه در رابطه به کشور حزب و مردم خود تصمیم میگرفت. این محک تجربه برای گرباچوف در کنگرۀ ۲۷ حزب کمونیست اتحادشوروی برای گرباچف بالا تر از برداشت اش معلوم شد که کارمل تنها یک رهبر افغانی نه، بلکه یک شخصیت شناخته شدۀ بین المللی فراتر از مرزهای افغانستان است برخلاف پروپاگند های دستوری اشخاص فاقد فهم سیاسی و . . . با حفظ احترام و روحیهء دیپلوماتیک ملاقاتی با گرباچوف انجام دادند و در آنجا در مقابل پیشنهادها و نظریات گرباچوف رفیق کارمل تحلیل دقیق و همه جانبه در رابطه شرایط ملی و بین المللی ایجاد یک برنامهء منظم مسوولانه به شکل تدریجی با تضمین های بین المللی برای مردم افغانستان و تسریع عواقب برخورد غیر مسوولانه ارایه نمودند و ملاقات در فضای دوستانه پایان یافت. برای آنهایی که از هوا غیر مسوولانه گز میکنند و چیز های میگویند بهترین سند تاریخی برای درکِ واقعیت ها مطالعهء گذارش رفیق کارمل در پلنوم ۱۷ کمیته مرکزی ح.د.خ.ا. منتشره در سایت وزین اصالت است. در اینجا باید اشاره کنم به آنعده افرادی که از بلوغ سیاسی عاجز استند و غیر آگاهانه از چشم کور تعصب قومی  . . .نشخوار میکنند به طور مثال (محمد زمان جان شورای شهری پیشآهنگان تا اکنون از تکامل عاجز مانده و به نام مستعار "نصرت مهمند" یگان اراجیف . . . سیاه میکند).

تاریخ و مردم بادرکِ ما واقعیت را به درستی میدانند و آنهایکه نمی خواهند به دستور . . . و جبر تاریخ واقعیت ها را قبول کنند خوب میدانند که روزی در قلب تاریخ ما خط زرین در رابطه به رفیق زنده یاد کارمل و سر سپرده گان ح.د.خ.ا. چنان ثبت شود که تاریخ و نسل به نسل از آن به افتخار یاد نموده و الگوی آینده ها باشد. ما میدانیم که در مقطع حیاتی و تاریخی کشور ما رفیق کارمل بصفت یک سیاستمدار که با درک همه جهات منفی مثبت و مسوولیت تاریخی بخاطر مردم حزب و کشور خود بزرگترین تصمیم را گرفت با رفقای خود به شمول رفیق نجیب به تاریخ ۶ جدی ۱۳۵۸ روز واقعی نجات مردم و کشور داخل کشور شد. در آن زمان حالتی که کشور مردم و حزب داشت و از طرف دیگر همه کادر های حزب خیلی جوان و کم تجربه بودند بطور مثال رفیق نجیب ما ۳۱ سال داشتند رفیق گلاب زوی ما ۲۸ سال داشتند و همینطور دیگران را تصور کنید ولی در کمترین زمان به رهبری خردمندانه رفیق کارمل و با احساس پاک و تعهد صادقانه فرزندان حزب در مقابل مردم و کشور به یاری مردم شریف کشور و مساعدت های دوستانه و انترناسیونالستی اتحاد شوروی و کشور های سوسیالیستی و دول دوست با گذشت هر روز شرایط امنیتی اقتصادی و سیاسی به نفع مردم افغانستان تغییر مثبت مینمود. ((در این جا باید یاد آور شد و این واقعیت را قبول کرد که در دخول و خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی نه ح.د.خ.ا. نه رفیق کارمل و نه رفیق نجیب کدام نقشی داشتند، ولی هیچ کسی برابر رفیق نجیب مخالف خروج قطعات نظامی شوروی نبود و تا آخر کوشید که مانع حداقل آنها شود با اسناد . . .))

 

پایان قسمت دوم

 

قسمت اول

 

سید کاظم