پنجشنبه، ۲۸ اکتوبر ۲۰۱۰

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

  
سنجر غفاری

*     *     *

 

دنیای یک قطبی

بدون شک ختم دهه هفتاد، سرآغاز دهه هشتاد شاهد دگرگونی های مثبت در حیات سیاسی کشور و مردم افغانستان محسوب میگردد. تاریخ قضاوت اش را روی حوادث تحمیلی بالای سرنوشت ملیونها انسان در نقاط داغ و به آشوب کشیده جهان منجمله مردم افغانستان مینماید. به چی منظور دهه هشتاد را سرآغاز دگرگونی های مثبت در حیات سیاسی کشور و مردم افغان یاد نمودیم، علت روشن است که مردم افغانستان انتخاب، مگر دشمنان سعادت همگانی ما ریزرف های شان را داشتند. تحول ملی دموکراتیک ثور ۱۳۵۷ آغاز یک خواست ملی نه، بلکه ادامه راه و خواست یک نهضت ملی و مترقی بود که بنیادش را مشروطه خواهان افغان جهت حصول استقلال سیاسی کشور شان از سلطه امپراتوری وقت (انگلیس) گذاشته بودند. سرکوب بیرحمانه این حرکت همگانی باعث بیداری و تقویت صفوف زحمتکشان و پیشگامان نهضت آزادی و استقلال طلبی به رهبری قهرمانان محرکه ها و استرداد حصول استقلال کشور به وسیله مبارزات شان چون فرزند برومند امان افغان و ادامه راه قهرمانان تاریخ مردان آزادمنش، وزیر محمد اکبر خان، امیر شیر علی خان، میرویس خان هوتک، غازیان میر مسجدی خان کوهدامنی، ملا محمد مشک عالم، نائب امین الله خان لوگری، فیض محمد کاتب هزاره، صدها و هزاران شهید و سپاه گمنام گردیده، دشمنان مردم ما با استحکام و قوت گیری نهضت های ملی و مترقی آرام نگرفته دست به ایجاد بدیل این نهضت ها بشکل منفی و ضد اهداف مترقی همگانی در کشور ما با استفاده از احساسات ملی و عقاید پاک اسلامی و افغانی ما برعلیه خود ما فعال گردیدند، پس از سقوط رژیم و نهضت مترقی امانی ارتجاع خموشانه زیر سایه و اندیشه مردان مترقی کشور ما نقاب پوشی نموده به نفوذ و قدرتمندی شان علیه اوج گیری جنبش های ملی و مترقی پنهان گردیدند. پس از تثبیت شخصیت های ملی و افغانستان دوست راه های اعتماد و اعتقاد مردم مارا نسبت به رسیدن به یک توافق سراسری برای دستیابی به یک حرکت ملی یی که وحدت همه اقوام و ملیت هارا در کشور ما تآمین و تضمین نماید تخریش، تخریب و بی اعتبار ساختند. انگلیس ها همیشه سعی و تلاش مینمودند تا همسایه های افغانستان را نزد مردم ما به یک دشمن همگانی منصوب نموده افاده نمایند که هدف شان فقط تسخیر کشور ما بوده خویش را به صفت یگانه حامی آرامش ملی و محافظ استقلال ماجلوه میدادند. از نظر انگلیس ها همسایه شمالی کشور افغانها دشمن ما، غرب و شرق کشور را اهداف دشمن می پنداشتند. برعکس خود دشمن همه همسایه های ما بوده، سرزمین مارا به وسیله رسیدن به اهداف بعدی انتخاب نموده بودند. انتخاب موضع بیطرفانه مردم افغان در جنگ دوم جهانی، برخورد و اتخاذ یک تصمیم افغانی و انسانی در برابر متخصصین کشور دوست ما آلمان در آن زمان برای انگلیس ها تکان دهنده و یک درس بود. آغاز تلاش کابینه شهید سردار محمد داود در برقراری یک بیلانس میان دوقطب ایجاد شده جهانی در افغانستان پس از ختم جنگ دوم جهانی یعنی سهمگیری یکسان متخصصین شوروی و امریکا در پروژه های بزرگ احیای کشور ما بوسیله شان باز هم انگلیس را دچار ناراحتی نموده ناآرامی اش را باهسته گذاری بنیاد های افراطی و بیش از حد برای مردم ما غیر قابل قبول در وجود سازمانهای تند روانه اسلامی و تحت حمایت قرار دادن رهبران این سازمانها را برای همیشه تضمین نمود. برعلاوه به افزایش جواسیس و استخدام آنها از میان پیشگامان این وسیله سرکوب نهضت های مترقی پرداخت. این تلاش انگلیس ها دو قطب بزرگ جهانی را تشویق به رقابت های میان جوانان کشور نموده، نخستین هسته های چپی و راستی، افراط گرائی مذهبی با روی کار آمدن ریفورم جدید حکومت شاه وقت (دهه دموکراسی و آزادی) آغاز به فعالیت های علنی و خیابانی نمودند. این عملکرد ها مورد خشم و غضب انگلیس قرار گرفته سازمانهای تندروانه مذهبی شان خشم و خشونت شان را با تیزاب پاشی بر روی زنان و دختران آزادمنش کشور عقیم ساختند. سرنوشت سیاسی کشور و مردم ما در یک مثلث نا همگون دسایس انگلیس ها چوکات بندی تهدید گرایانه و انتقام جویانه جوش خورد. انگلیس ها بنیاد خود جوش سیاسی روشنفکران افغانستان را چنین صفت داد. یعنی (چپی های کمونیست، دموکرات های غرب زده، روشنفکران ضد منافع اسلام) سازمان های اسلامی نیز به شاخه ها تقسیم بندی گردید. پیروان مکتب های مختلف مذهبی با طرز دید، عقاید و نظریات مختلف از طریق مرز های شرقی و غربی بوسیله شبکه ها و سرویس های جاسوسی انگلیس ها جهت ایجاد نفاق و شقاق به سرزمین مردمان ضد انگلیس ها سرازیر گردید. مسیر یک حرکت و جنبش ملی دهه ایجاد یک بیلانس و استحکام مناسبات میان دوقطب (قدرت جهانی) به عدم وصلت و وحدت نیروهای روشن مبدل گردید. دام های جدید برای ریشه کن نمودن و اوج گیری یک برگ و بار نوین جنبش ها چه چپ مترقی و چه راست و رادیکال ها برهم خورد. انگلیس ها لباس دیگری را برتن نمودند. نهضت چپی با وصلت راستی ها و رادیکال های مترقی در ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ در انتخاب یک حرکت روشنگرانه رژیم شاهی را به جمهوری مبدل ساخته سردار محمد داوُد پیشگام این حرکت گردید. حضور دوباره سردار محمد داوُد در صحنه قدرت سیاسی، نظامی در افغانستان برای دشمنان داخلی و خارجی سعادت ملی و همگانی ما در کشور و منطقه خیلی ها ناگوار تمام گردید. کشور های شامل در پیمان بغداد، عربستان سعودی، دولت شاهی ایران و زمامداران نظامی پاکستان عرصه را برای شان در منطقه ناگوار دیدند. چونکه تحول جدید مورد حمایت و پشتیبانی اکثریت مردم و روشنفکران افغان قرار گرفت، باعث بیداری نیروهای ترقی خوا و زحمتکشان در کشور های منطقه منجمله ایران و پاکستان مبدل گردید، از جانبی داوُد مرد دیگرگون کننده و جدی بود که دولتمندان دوکشور ایران و پاکستان را شگفت انگیز نموده بود. پس ارتجاع منطقه در آن وقت دوش به دوش چهره های تاریک و ریزرف های از قبل آماده شان را علیه پیشگامان و زحمتکشان در افغانستان و منطقه فعالتر ساختند. در افغانستان پرده از روی دسایس جدید نوکران شان در وجود کودتا ها و بغاوت ها سازمان یافته از آنطرف مرزها علیه جمهوری جوان تحت قیادت سردار محمد داوُد افشا گردید، در پاکستان رژیم دموکراسی ذلفقار علی بوتو بوسیله کودتای نظامی تحت رهبری جنرال ضیالحق سرنگون گردید و در ایران نیروهای ملی ودموکرات، زحمتکشان و چپی ها مورد تعقیب و فشار دستگاه حاکمه وقت قرار گرفتند. تغییرات چشمگیر در منطقه باعث تشدید فشار بیرونی بالای حاکمیت سردار محمد داوُد بوسیله عوامل داخلی و خارجی بوسیله شیخ های سعودی و شاه ایران باعث دوری گرفتن سردار داوُد از حمایت روشنفکران مترقی، بنیاد گذاری و از هم پاشیده گی مناسبات محمد داوُد را با همسایه شمالی وقت (اتحاد شوروی) برهم خورد توازن میان امریکا و شوروی (دوقطب) در افغانستان را بوجود آوردند. تلاش ارتجاع جهت از میان برداشتن اعتبار و اعتماد مردم نسبت به آینده شان بوسیله زحمتکشان روشنگر و حاکمیت مترقی، ایجاد یک سیستم واحد ملی استوار بر بنیاد قانون و حمایت کارگران و پیشه وران و روشنفکران مترقی، نبود حتمی شان را مشاهده میکردند. بالاخره مشاهده گردید که چگونه افراط گرایان وابسته به شبکه های خارجی و پیوند داده شده به شیخ های عرب و شاه ایران بیلانس بوجود آمده را میان دوقطب در کشور ما ازمیان برداشتند. بالا خره جنگ سرد بسترش را در کشور ما گشود. اکنون که بیش از سه دهه گذشت مشاهده میگردد که یک قطبی شدن جهان چگونه باعث ایجاد پرابلم های ناگوار برای بشریت گردید. مردم افغانستان متحمل بزرگترین خسارات مالی و جانی گردیدند، توازن و ثبات جایش را به یک رقابت نظامی و یکه تازی در منطقه و جهان بجا گذاشت. دشواری های جنگ سرد و پیامدهای یک قطبی شدن جهان را امروز در بوجود آمدن بحران جهانی، ناشی از ایجاد بنیاد های افراط گرائی یی که منجر به هسته گذاری تروریزم جهانخوار گردیده است همه لمس مینمائیم. شکست یک سیستم جهانی مفهومش نابودی کامل آن نیست بلکه ایجاد یک حرکت موثر و هوشدار دهنده برای مبارزان و زحمتکشان در سراسر جهان میباشد. معتقدین و متعهدین نهضت های مترقی دریافتند که پایان و زوال ارتجاع عبارتند از افراط گرائی و تروریزم بین المللی است که جهانیان مقاومت را برضد آن آغاز، برای همیشه نابود و نفرین مینمایند. زی سعادت که امروز تلاش های موثر در جهت ایجاد توازن میان روسیه فدراتیف و امریکا روی برگشت ثبات در افغانستان ومنطقه در جهت مثبت آن حرکت مینماید، دشمنان ملی و سعادت کشور ما باز هم تلاش دارند و همانند گذشته ها می اندیشند تا چگونه از ریزرف های شان یکبار دیگر این تعامل جدید را تخریش نموده مسیر حرکت را به ناملایمات جدید بکشانند. باید واضح ساخت که مردم ما خوشبختانه بنیاد اساسی همه ناملایمات را تثبیت و تشخیص نمودند که سر نخ ها در کجا گره خورده و میخورد. واقعیت در این است که مردم کشور ما نمیخواهند تا حاکمیت های تاریک احساسات ملی و مذهبی شان را در گرو خواست های یک اقلیت شناخته شده، وارد شده افکار بیگانه بنام اسلامی و مذهبی و بنیاد گرائی جبراً بالای سرنوشت شان تحمیل گردد. و در ادامه یک قطبی بودن دنیای نوین تشخیص و بیان شان چنین است.

 

ببین، دنیای یک قطبی چنین است

همش جعل است و تحریف است و کین است

به هرجا پای آن در کفشِ تسخیر

سَرِ آن، در کلاهِ آهنین است

 

دوبیتی از محترم دکتر فرید تهماس.

 

 

بناً بر تشخیص مردم ما نباید سر ها از کلا های آهنین و پا ها از کفش های تسخیر و خواب آن بیرون بدر آید به خصوص در کشور و منطقه ما.

با احترام، سنجر غفاری.