یکشنبه، ۲ مارچ ۲۰۰۸
اختلاف و دشمنی
بين تيم کرزی و جنرال دوستم چه شد؟
مامون قندهاری

سياست هاي ناسنجيده و عجولانه دولت شرايطي را به وجود آورده كه به درگيري هاي داخلي، ناامني، سرقت مسلحانه، اختطاف و توليد ترياك منجر شده است. بيش ازشش سال از زمان سقوط حكومت طالبان مي گذرد، در اين مدت ازبيست تاسي هزار نظامي آمريكايي، بيش از ده هزارنظامي کشورهاي هم پيمان آمريکا و هزاران نفر پرسونل اردوي افغانستان مسوول مبارزه با طالبان و القاعده و تأمين امنيت در افغانستان مي باشند اما سرانجام اين مأموريت تا به امروز تداوم ناامني، افزايش موج خشونت، گسترش درگيري ها ا ز جنوب و شرق افغانستان به شمال و غرب اين كشور افزايش كشت خشخاش و رونق تجارت ترياك، توقف روند بازسازي، قدرت گيري دشمنان وطن بوده است.
در طی اين سال هااین انتظار موجود بود که درعرصه های تأمین امنیت، بازسازی و قانونمداری، طرد فساد اداری و دولتی و سایر نابسامانی ها کار های بزرگی انجام میشد اما این مامول ها تحقق نیافته باقی مانده و خواست ملت برای ایجاد یک دولت قوی و نیرومند و پاسدار قانون و تأمین کنندهء امنیت و ادامه دهندهء بازسازی، تأمین کار و رفاه اجتماعی در حال بدل شدن به یأس تلقی ميشود. در زير پرچم اين دولت، حاكميت قانون گسترش نيافته، طالبان قوي تر شده، ناامني و خشونت به حد اعلاي خود رسيده، فقر عموميت پيدا كرده، بيماري سل سالانه هزار هزار نفر را قرباني مي كند و همه ساله بر تعداد مبتلايان به اين بيماري هشتادهزار نفر ديگر افزوده مي شود، اعتماد مردم به کرزي وگروپ مشخصي وي و كارآيي دولت به حد صفر رسيده، فساد اداري همچنان بيداد مي كند، افغانستان مانند يك ماركيت تجارت خارجي به بازار فروش محصولات كشورهاي خارجي و بعبارت ديگر به كشور صد فيصد مصرف كننده بي خاصيت تبديل شده، مهاجرت ها از سرگرفته شده و جوانان گروپ گروپ از كشور فرار مي كنند، كار بازسازي مخصوصاً در پروژه هاي زيربنايي و عام المنفعه، در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري، متوقف، و به يك ارمان فراموش شده مبدل گرديده است. خشونت و جنايت در خيابانهاي كابل به پديدهاي روزمره تبديل شده و فقر، بيماري و بيكاري، نخستين مشخصه اين شهر به شمار مي آيد.
ادامه خشونت عليه زنان، حوادث بيشمار تجاوز، تهد يد و ازدواج اجباري توسط افراد مسلح ، افزايش بيسابقه خود كشي و خو د سوزي زنان، تهديد فاميلها تا د ختران خود را به مكتب نفرستند، سوزاند ن مكاتب دخترانه، احساس ناامني زنان در كار بيرون از خانه، ممنوعيت ظاهر شدن آواز خوانان زن در راديو و تلويزيون، افزايش زنان و بيوههايي كه چارهاي جز گدايي و روي آوردن به فحشا ندارند و...
با تداوم حکومت کرزي فساد مالي، رشوه ستاني، زورگويي، بي قانوني، فساد اجتماعي، جنايت اخلا قي، بزن، ببرو بکش سلاحداران، بيكاري، فقر، و جور و چپاول به اوج خود رسيد. از جانب ديگر رياست عمومي امنيت ملي بدون درنظرداشت مصوونيت و قانونيت، دست به گرفتاري و اذيت قلم بدستان کشور زده و خودسرانه و ظالمانه ميخواهد که هر روزنامه نگار يک بار مزه تلخ کوته قلفي و فشار فزيکي و رواني اين اداره را بچشند تا مطابق ميل آنان سياه را سفيد و ناحق را حق بگويند. کرزی آینده امیدوار کننده در افغانستان ندارد، زیرا او اعتماد مردم را از د ست داده است. وضعیت ناگواری که اکنون کرزی در آن قرار دارد ساخته دست خودش می باشد. و منتقدین او می گویند، او در حالاتی مثل یک بادنما عمل می کند. او رهبری است که به آخرین نظریات ارائه شده تمایل پیدا نموده و توان آن را ندارد تصمیم بگیرد و در تصمیم خود ثابت قدم باقی بماند. بعضی افغان ها او را اکتور (هنرمند) می خوانند، زیرا او توانایی آن را دارد تا به گروههای مختلف مطابق به ذوق آنها حرف بزند.
کشور به سوی هرج و مرج می رود و در حال سقوط است. طالبان بعد از فرار به کوه ها بار دیگر دولت کرزی را به مبارزه طلبیده اند. آنها کنترول بعضی ولسوالی ها در جنوب را به دست گرفته و قانون آنها در مقایسه با قانون دولت از مقبولیت بیشتر برخوردار است. تعداد بیشتر مردم به کشت خشخاش که مواد خام هیروئین از آن به د ست می آید رو آورده اند. مأمورین دولت از مردم رشوت درخواست نموده و آن را شیرینی می خوانند و بسیاری از آنها در تجارت مواد مخدر د ست دارند. بسیاری از مردم به دولت بی باور شده اند و از این که کرزی نتوانسته در زند گی شان تحول مثبت بیاورد، نتوانسته مسئله فساد در دولت را حل نماید و بر مسایل مواد مخدر و شورش طالبان و رفع موانع از جاده های کابل راه حلی پیدا کند مأیوس شده اند.
عبور و مرور مقامات دولت به خصوص در سطح وزیر یا بالاتر، یکی از معضلات
بزرگ و طاقت فرسای مردم شهر کابل است و علی رغم اعتراضات، انتقادات و
گوشزدهای مکرر و مداوم مردم و انعکاس آن از طریق رسانه های گروهی،
متأسفانه این مشکل کماکان لاینحل باقیمانده است.
برخی از رسانه ها، به ویژه رسانه های دیداری بارها تصاویر و گزارشاتی
را پخش و نشر کرده اند که تعدادی از وطن داران و شهروندان به دلیل
ایجاد راه بندی و عبور مقامات، دچار صدمات و مشکلات جدی شدند و حتی
تعدادی از آنان در راه رسیدن به شفاخانه جان خویش را از دست دادند و در
واقع قربانی شوکت طلبی زمامداران اصلاح ناپذیر خویش شده اند.
فوت
کودک خوردسال و مادرش در سفر رئیس جمهور به بدخشان ولت کوب معاون حزب
کنگره ملي ومردم بي دفاع شهرکابل توسط افراد امنيتي کرزي وتنبيه
ژورناليستي درمقابل شاروالي کابل وسيله برادرکرزي از دردناک ترین
رویدادهای این گونه حوادث و بی پروایها است.
عبور و مرور اراکین و سران حکومت، در این سال ها دیگر تنها یک معضل نیست، بلکه علت دیگری در ایجاد فاصله، خشم، نارضایتی و حتی انزجار توده مردم نسبت به کارگزاران و مدیران مملکت است. آنچه که در حین عبور و حتی پس از ختم نمایش جلال و شکوه افسانه ی مقامات نثار آنان می شود، دشنام و دعای بد کسانی است که به جز آه و ناله چاره ی دیگری ندارند و حتی اگر هنگام گذر حکمای خویش میسر آنان را تخلیه نکنند، بدون هیچ ارزش و بهای ممکن است، زیر تایر مرکب آنان جان بدهند.
در مملکتی که به ادعای رسانه ها هر صبح دو ساعت به خاطر عبور و مرور قاضی القضات، لوي څارنوال ، وزيران غربي وشرقي کابينه که دريک جيب تابعيت کشورهاي خارجي را دارند ودرجيب ديگربسته هاي دالرکه ازبرکت چوکيهاي بادآورده وند زده اند ، عبورومرورقواي ائتلاف وفيرآنان بالاي مردم بي گناه زندگي را برمردم شهربه جهنم دردناکي تبديل کرده اند . متأسفانه عبور و مرور شخص کرزي نیز به مراتب بدتر و آزاردهنده تر است. قرار گرفتن ده ها عراده موتر در دنبال و پیش روی موتر ایشان و عبور با سرعت و حرکت آنچنانی، برخورد زننده و توهین آمیز پولیس و ترافیک با عابرین، از سوی مردم پایتخت را دلخور و ناراض ساخته و از سوی دیگر، جرئت و جسارت ایشان که لازمه رهبری و حکومت کردن است، شدیدا سوال برانگیز و نگران کننده ساخته است.
این درست است که امنیت در کشور قابل اطمینان نیست و خطر جان مقامات به خصوص مقامات عالی رتبه را تهدید می کنتد، اما این امر دلیل و بهانه برای این نمی شود که از تمام مردم پنهان شد. بالاخره حکومت کردن جرئت و جسارت می خواهد و نیز خطرات زیادی را در پی دارد. ترس از عموم مردم و یا عده ای اخلال گر تروریستان نباید موجب این شود که مقامات دولت با عبور گریز مانند از یک چهار دیواری به چهار دیواری دیگر نقل مکان نماید و مردم نیز از آنها انتظار بهبود امور معیشت، امنیت و در کل زندگی شان را داشته باشند. بدون پذیرش ریسک و خطر نمی شود بر قلب مردم حکومت کرد و برخورداری از حمایت و نصرت مردم مستلزم آن است که رئیس جمهور و اعضای تیم ایشان به میان مردم بروند و مانند آنان ساده و بی آلایش زیست نمایند تا این دیوار از فاصله و دوری که میان آنان و توده مردم ایجاد شده است، از میان برود و مردم لذت داشتن حکام خوب و نیز آنان احساس برخورداری از حمایت مردمی را د رک و لمس نماید.
ازجانب ديگرافغانستان اولين و بزرگترين توليدكننده مواد مخدر در جهان به حساب مي آيد.
برپايه گزارش هاي منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد، هم اكنون ميزان توليد محصول خشخاش ششهزار و دوصد تن است كه در تاريخ اين كشور سابقه نداشته است . بارنت روبن پژوهشگر آمريكايي در جلسه استماعيه كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا درباره علل ناكامي دولت افغانستان در مبارزه با مواد مخدر گفت : وقتي ما در اين مورد صحبت ميكنيم كه چرا دولت افغانستان به اقدامات جدي عليه قاچاق موادمخدر دست نميزند ...چراکرزي برادرش را بخاطرقاچاق موادمخدرکه ازجانب نيويارک تايمزبه وي اتهام واردگرديد مورد سوال قرارنداد؟
اخيرآ وزارت خارجه آمریکا در گزارش ملامت باری از ثبت رکورد تازه ای در زمینه کشت خشخاش در سال گذشته در کشور خبر داده و به دولت کابل گفته است باید برای متوقف کردن این روند بیشتر تلاش کند.
این گزارش می گوید که کشت خشخاش که تریاک از آن به دست می آید به شورشیان طالبان کمک می کند پول در آورند و سلاح تهیه کنند. به گفته وزارت خارجه آمریکا تجارت غیرقانونی مواد مخدر پیشرفت به سوی ثبات اقتصادی و دموکراسی در افغانستان را دچار مشکل می کند. نود و سه درصد تریاک قاچاق شده در جهان، که ارزش آن به رقم خیره کننده چهار میلیارد دالر می رسد، در افغانستان تولید می شود.
وزارت خارجه آمریکا گفت: حذف کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان نیازمند یک تعهد درازمدت ملی و بین المللی است. دولت افغانستان باید در آینده نزدیک پیش از آنکه رشد و تحکیم کشت خشخاش، شکست دادن آن را حتی مشکلتر کند، دست به اقدامی قاطعانه علیه تهدید مواد مخدر بزند. این گزارش می گوید که تولید خشخاش در سال گذشته نسبت به سال ۲۰۰۶ بیش از یک سوم افزایش یافت و هوای مساعد باعث افزایش تولید در مزارعی شد که از قبل در آنها خشخاش کشت می شد.
همچنان تعيين و تقرري افراد بي سواد و کم سواد، قاتل و آدم کش، دزد و قاچاقچي... در پست هاي مهم دولتي. قاتلين محصلين پوهنتون کابل، صاحب منصبان معترض، قاتلين داكتر عبدالرحمن و حاجي قدير و صدهاي ديگر هنوز به محاكمه كشانيده نشده اند .قاچاقچيان ودزدان بين المللي که همين اکنون درپستهاي بزرگ دولتي لميده اند وطي بيش ازدودهه با استخراج ، قاچاق و فروش سنگهاي قيمتي و ساير احجار کريمه که بي شرمانه و خبيثانه به اين دزدي خويش هنوزنيزادامه ميدهند .
ترور حاجي اشرف رمضان در شهر باستاني بلخ که در روز روشن اتفاق افتيد . فساد اداري در کشور از قبيل رشوت، خويش خوري سبوتاژ به اوج خويش رسيده است . تا این نظام مبتنی برچنین فرهنگ و تعاملات حاکم برجامعه باشد، امید اصلاح آن خوشخیالیی بیش نخواهد بود. وقتی نظام کنونی ما از درون و از تنه پوسیده و ازکار افتاده است، اصلاح شاخ وبرگهای آن چگونه می تواند امید آفرین باشد؟ تجربه شش سال گذشته درمبارزه با تروریزم، مواد مخدر وفساد وارتشا به خوبی وروشنی ادعای فوق را به اثبات می رساند؛ هرپروسه ملی در آغاز با شور وشوق، هیاهو وتبلیغات به راه انداخته می شود؛ اما پس از چندی با بن بست مطلق می رسد که حتي مسئوولین آن از انکار وتوجیه آن عاجز می مانند.
یکی از مهم ترین عواملی که نظام اداری را تهدید می کند، فساد اداری
است. از فساد اداری تعاریف مختلفی به عمل آمده است و هر یک به نوبه ی
خود، در معرفی این پدیده ی شوم، مؤثر هستند. اما آن چه افراد معمولی –
صرف نظر از بحث ها ی کارشناسی – از فساد اداری می فهمند، چیست؟
هنگامی که وجود فساد اداری را در اداره یا سازمانی تأیید می کنیم ،
معمولاً به این معناست که قانون به خوبی ، اجرا نمی شود و یا به صورت
گزینشی اجرا می شود. به عبارتی ، اجرای قانون مورد سوء استفاده واقع می
شود ، تا افراد ، به اهداف سوء خودشان برسند. این اهداف می تواند مادی
و مالی باشد و می تواند شامل راضی کردن غیر معقولانه ی دیگران باشد.
در فرهنگ فساد اداری ، به افراد به عنوان یک مهره و ابزار نگاه می شود
و مناسبات انسانی بسیار ضعیف است. معمولاً آن چه به نام مناسبات انسانی
در این موارد دیده می شود ، بسیار متظاهرانه و ریاکارانه است و اگر به
مسائل ، دقیق نگاه شود ، در می یابیم که این مناسبات نه تنها انسانی
نیست ، بلکه بر اساس راز بقا بنا شده است. یعنی قوی برای ماندن ، باید
ضعیف را طبق قانون جنگل بکشد. اگر می بینید كه افراد در یک مجموعه با
چنین ویژگی هایی ، متحد هستند این اتحاد همان اتحاد مذموم و ناپسند
است. آن ها برای بقای خودشان با هم متحد می شوند و مانند برخی از
سارقين هنگام تقسیم اموال ، قصد کنار زدن رقیب را دارند.
چاپلوسی و قوم پرستي از اصول اولیه ی راز بقا دردولت کرزي است. این
حرکت از رسوم کار است. راز پیشرفت و پریدن به سکوهای بالاتر در این است
که در جذب قلب مقامات ، کوشا باشند.
انتخاب مقامات و نزديکان ريس جمهور غالباً بر اساس لیاقت و شایستگی
افراد نیست و به جا ی این که مهارت ها و توانایی های فرد ، ملاک انتخاب
باشد ، انگیزه های زباني ، قومی و نژادی عامل اصلی انتخاب
است. فرد پیشنهاد دهنده ی پست ، غالباً برای بقای خود ، افرادی را بر می گزیند که با او هماهنگ باشند. یعنی مهم این است که با شخص وی هماهنگ باشند و هماهنگی با قوانین و مقررات نه تنها مهم نیست ، بلکه یک مانع بزرگ به شمار می آید. پس کسی که صد در صد تابع قانون باشد ، در چنین سیستم هایی ، جایگاهی ندارد. کارشناسان و مسؤولان زیردست ، هنگام دیدن موارد نامطلوب غالباً در بیان نظرات خود دچار خود سانسوری می شوند و از بیان اعتقادات و افکارشان بیم دارند. آنان می ترسند با بیان افکارشان ، موقعیت خود را از دست بدهند. آنان به دنبال ترقی هستند و نمی خواهند از نردبان ترقی سقوط کنند. اگر خلافی ببينند ، صدایشان بيرون نميشود و برای خود مشکل درست نمی کنند.
ماجراي گروپ کرزي وجنرال دوستم :
سکتاريسم یعنی بریدن از توده ها و تبدیل شدن به یک دسته جدا از خلق. این لغت از واژه «سکت» مشتق شده و به معنای فرقه، گروه، دسته کوچک و در بروی خود بسته و جدا از مردم استعمال شده است.
جلو
دویدن و یا عقب ماندن از توده ها از ویژگی های سکتاریسم است.
سکتاریسم زائیده جمود و دگماتیسم است و در پوسته تنگ خود می تند و با
زندگی و توده مردم هرگونه تماس و ارتباطی را قطع می کند .از نظر محتوی
فلسفی خود، سکتاریسم نوعی سبک ذهنی در تفکر و عمل است که کل را تابع
جزء می کند. فرد را بر جمع ، مصالح افراد معین و گروه معین را بر مصالح
کشورو مصالح شخص را بر مصالح عموم مردم مقدم می شمارد، در حالی که جزء
تابع کل است.
با بالاگرفتن تشنج بين گروپ عقده مند کرزي ودوستم ، بدون درنگ تعداد ي باشتاب دست به کارشده ودراينجا وآنجا به موضوع اختلاف دوستم واکبرباي دامن زده ودردفاع ازاکبرباي بدون اينکه ازوي شناختي داشته باشند قرارگرفتند .درايالات متحده آمريکا تلويزيون نبيل غمين وچشم اندازحسن اميري گويا ازقبل اتهامات را درآستين آماده داشتن وبادشنام وناسزا که جزي ازفرهنگ اينهارا تشکيل ميدهد ،به موضوع پرداخته وصدها وهزاران اتهام وجفنگ را تحويل جنرال دوستم داده ودرحمايت ازاکبرباي قرارگرفته ووي را آدم شريف ،مظلوم وخداپرست معرفي نمودند ، ميگويند:
کاسه چيني که صدا ميکند
خود صفت خويش ادا ميکند.
درچنين حال واحوال که دشنام وتهمت آرياناي نبيل غمين سرسام آورادامه داشت ، سمارق گونه عمرخطاب وتلويزيون پيام افغان وي سربرافراشته وپارافراترنهاده وبصورت اتومات وخودکاردوستان جان جانيش سالم احساس قوماندان امنيه کابل وعلي شاه پکتيا وال مديرجناهي اين قومانداني را که همه ازيک قماش اند ازطريق تلفون دعوت وتا به سوالهاي وي پاسخ بگويد ودرين گفتگوهرسه جانب (احساس ، پکتياوال وعمرخطاب ) بدون درنظرداشت عفت کلام صدها حرف وسخن را به آدرس جنرال دوستم وطرفدارانش نثارنموده وجبارثابت رافرشته نجات ملت ويگانه وطنپرست پرشورمعرفي نمودند که ميتواند تمام دشمنان دولت کرزي وتيم باوفايش را نيست ونابود نمايد . درين جريان معلوم بودکه تعدادي نيزازدروغهاي احساس وپکتياوال وعمرخطاب به ستوه آمده سوال کردند که اگراين جبارثابت اينقدرتيزوبرنده است قضيه جنرال جرئت ، جباروپکتياوال بکجا رسيد . اما پکتياوال به قول معروف دردهن ناوه گيرمانده بود ، بعدازلکنت زبان گفتند جرئت فرارنموده ودرکشورنيستند . بااين جواب معلوم ميشد که سوال کننده ميخواهد تمسخرنمايد زيراروزقبل ازمنابع خبري جنرال جرئت به مثابه مشاورسياسي وامنيتي معاون اول ريس جمهوردولت را با عملکرد ضعيف و ناکارآمدش شديدآ مورد انتقاد قرارداد .
احساس و پکتياوال با صدها سوال نيشدار و زننده اي افغانان مهاجرمواجه شدند و بخاطر راه فرار چندين بار تلفون را قطع و وصل نمودند تا به جواب سوال نپردازند. بسياري ها سوال کردند که شما ازيک امنيت کاذب در شهر کابل صحبت ميکنيد درحاليکه روزانه ده جرم و جنايت هم از سرقتهاي مسلحانه، کشتن و بردن، چور و چپاول توسط پوليس و يا در لباس پوليس صورت ميگيرد چرا جلوگيري نمي نمايد؟ پول بانکها، منازل مردم و مارکيتها و دوکانها در روز روشن به يغما برده ميشود ؟
تلويزيون پيام افغان برنامه يي دارد تحت کليشه يي سخن عريان که اين برنامه توسط خطاب پيش برده ميشود وازنظراين برنامه وگوينده آن ، درافغانستان فقط وفقط سه چهارجنايتکاروخاهين به وطن (از ديد خطاب) وجود دارد که مارشال فهيم ، يونس قانوني، داکتر عبدالله و جنرال دوستم اند .و اگر اينها به سزايي اعمالش رسانده شود ديگر در افغانستان مشکلي وجود ندارد. خطاب اين را ميداند که جنايتکاران بزرگي چون گلبدين حکمتيار، کشميرخان و زرداد خان، چمن و قلم و سياف و طوفان، سرکاتب و جمعه خان همدرد، ملا عمر و دار و دسته اش، جنايتهاي نابخشيدني را بحق اين ملت ستمديده روا داشته اند که در گفتار نيايد، وي چرا نميخواهد حرفي به زبان آورد؟؟؟ و مخصوصآ درمورد حزب جنايتبار حکمتيار؟؟؟.
آيا با اين زنجيري که ازکابل تا آمريکا امتداد دارد ميتوانيم وحدت ملي را تامين نمايم ؟؟؟
قضيه دولت وجنرال دوستم ازآغازتااکنون :
سخنگوى کرزي ،جنجال اخير جنرال دوستم و اکبر باى را موضوع امنيتى خواند و افزود که کنترول آن ،از صلاحيت هاى وزارت داخله است . همايون حميد زاده سخنگوى کرزي در مورد اظهارات سرپرست جنبش ملى و سخنگوى جبهه ملى (دوستم عضو اين جبهه است) توضيحات ميداد گفت که تمام اتباع کشور در مقابل قانون يکسان مسووليت و امتيازات دارد. وى افزود که اين قضيه به څارنوالى سپرده شده و برخورد قانونى با آن صورت خواهد گرفت . پوليس زمانى منزل جنرال دوستم را در وزير اکبر خان محاصره کرد ، که وى و طرفداران مسلح اش به منزل رئيس شوراى ترکتباران (اکبرباى) هجوم برده و او را مدتى گروگان گرفتند (به ادعاي گروپ کرزي). اين محاصره عکس العمل شديد جنبش ملى و جبهه ملى را با خود داشت . سيد حسين فاضل سنچارکى سخنگوى جبهه ملى گفته بود که اين يک توطئه است از طرف دولت تا سران جبهه ملى،بدنام گردد . وى غير مستقيم گفته بود که حامد کرزى دستور محاصره منزل دوستم را داده بود . اما سخنگوى کرزي اين ادعا را بى اساس خوانده گفت : اين قضيه امنيتى بوده و ضرورتى به مداخله رئيس جمهور در آن نبوده و نيست .
سخنگوى دولت اين هوشدار سيد نورالله نورى سرپرست جنبش ملى را که گفته بود اگر اينگونه عمل (محاصره منزل دوستم) تکرار شود، ساحات آرام شمال نيز نارام خواهد شد، بى اساس و غير مسوولانه خواند . وي گفت : اين مسئله يک موضوع امنيتى بوده و نبايد آنرا سياسى ساخت . گرچه سخنگوى کرزي، محاصره منزل دوستم را از صلاحيت هاى وزارت داخله خواند ، اما سيد نورالله نورى سرپرست جنبش ملى ، طىي کنفرانس خبرى در مزار شريف گفته بود که وزير داخله، بايداز دوستم معذرت بخواهد . وى افزوده بود که رتبه حکومتى دوستم ( درستيز وال سرقوماندانى اعلى قواى مسلح ) بلند است و وزارت داخله ،حق محاصره منزل اورا ندارد . عطا محمد نور والى بلخ نيز طى يک کنفرانس خبرى ادر مزار شريف ، بر اظهارات سرپرست جنبش انتقاد نمود . وى افزود به کسى در شمال اجازه نمى دهد که با سخنان خود، حکومت مرکزى را تهديد نمايد که از آن بوى تجزيه و حکومت فدرال به مشام برسد.
ازجانب ديگروالى کندز بر حمايت از برنامه هاى حکومت تاکيد نموده، گفت که برخى افراد ميخواهند از احساسات مردم سوء استفاده کرده و امنيت نسبى در شمال بخصوص در کندز را به خطر بيندازند.عمر والى کندز افزود که هنوز هم برخى اشخاص وجود دارند که ميخواهند بر ضد برنامه هاى حکومت که از سوى مردم انتخاب شده، سخنان تفرقه آميز بگويند. وى به سخنان سيد حسين فاضل سانچارکى سخنگوى جبهه ملى اشاره نموده، گفت که سانچارکى گفته است که در شمال حکومت حاکميت ندارد و حمايت مردمى را از دست داده است، والى سخنان سانچارکى را رد کرده، افزود: مردم از حکومت منتخب خود حمايت ميکنند. سانچارکى درمورد محاصرۀ منزل جنرال عبدالرشيد دوستم گفته بود که اين يک توطيه از طرف حکومت است تا سران جبهه ملى را بدنام سازد . وى غير مستقيم گفته بود که حامد کرزى دستور محاصره منزل دوستم را داده بود . والى کندز گفت که افغانستان سه دهه جنگ را پشت سر گذاشته و مردم کندز نيز از اثرات بد آن در امان نبوده اند و هشدار داد که به هيچ کسى در ولايات شمال بخصوص درکندز اجازه نخواهند داد که بر ضد برنامه هاى حکومت عمل نمايد و کسانى که چنين حرفها را ميزنند، بايد معذرت بخواهند. اما مولوى عبادالله معاون شوراى ولايتى و عضو جنبش ملى در کندز گفت که جنبش از موضع خود هيچگاهى معذرت نمى خواهد. وى افزود که محاصره منزل جنرال دوستم کار غيرقانونى بوده و حکومت با چنين کارى حمايت مردمى را از دست ميدهد و به امنيت خطر ايجاد ميکند.
درقبال سياست دولت کرزي ده ها هزارنفردرولایات شمال نظیرفاریاب ، جوزجان ، سرپل وامثال آن درمورد توطئه علیه جنرال دوستم که ازطرف عده یی ازدشمنان تبعض طلب ودشمنان صلح وامنیت طراحی گردیده توسط عمال وآلۀ دست دیگران براه انداخته شده وتبلیغات خصمانه ونابخردانه برای کاهش دادن اعتباروحیثیت دوستم توسط شرکای این توطئه ارایه گردیده بود تظاهرات عظیم وجشمگیرآگنده ازخشم براه انداخته شد. این قضيه عمداً براه انداخته شده است تا فضای مکدروآشوب زدۀ جنوب وشرق کشوررابه شمال ومناطق با لنسبه آرام نیز منتقل نمایند وزمینه را برای فعالیت سلطه خواهان مساعد گردانند وتا امکانات بن بست غلبه بر طالبان شریک ستراتیژیک این توطئه گران فراهم گردیده ودرفضای این نا آرامی ها وبحران سیاسی ونظامی ، زمینه به کشت کوکناروتولید مواد مخدربیشترفراهم شود تا سهم بیشترازتولیدات وقاچاق آن ازمافیای بین المللی مواد مخدربدست آورند. این توطئه گران ، شریک وحامی طالبا ن که خائنین ملی هستند منافع شخصی