یکشنبه، ۲۲ اگست ۲۰۱۰

  
نویسنده: دولت محمد جوشن

انتخابات آیندۀ افغانستان و پامیری زبانهای بدخشان

هر که پا کج میگذارد خون دل ما میخوریم

شیشه ناموس عالم در بغل داریم مــــــــــا

 "بیدل"

با پوزش از نویسندۀ گرامی که اندکی در نشر مطلب ارسالی ایشان تأخیر بعمل آمده است (اصالت)

طی سه دهه جنگ و ویرانی در کشور ما که سیل بنیان کن آن در تمام عرصه های حیات اجتماعی، سیاسی ملی و فرهنگی جامعۀ ما ویرانی های خطرناک و نهادینه را بجا گذاشت از همه بیشتر مصیبت این سیل ویرانگر برای اقلیت های قومی مذهبی رسیده است تا آنجائیکه هر عنصر و یا شعار دهندۀ که زیر ندای تآمین عدالت اجتماعی، اقتصادی، صلح و دموکراسی وحدت ملی در کشور بیرقی بر افراشت این اقلیت های قومی مذهبی مثلاً در بدخشان به امید نجات از چنگال بی عدالتی ها تحقیر و اسارت تامین وحدت و وفاق ملی در پهلویش قرار میگرفتند و عملاً صادقانه از آن عنصر ذکر شده فوق پشتیبانی همه جانبه را به عمل می آوردند حتی در جهت دفاع از آن قربانی ها دادند ولی متآسفانه بعد از اینکه این عنصر یا شعار دهندۀ عدالت آنگاهیکه توسط رآی اکثریت بخصوص پشتیبانی اقلیت های قومی، مذهبی یکجا با سائر ملیت ها و اقوام کامیابی بدست آورد و بر کرسی پیروزی مثلاً ریاست جمهوری تکیه زد دیگر بجای اینکه ازین پشتیبانان صادق خود یادی کند و یا اقلاً حقوق انسانی کوچکی هم برای آنها چه در قوای اجرائیه، چه مقننه و چه قضایه قایل گردد بر عکس زنجیر های اسارت قدرتمندان بر دست و پای این اقلیت های قومی، مذهبی هنوز هم بیشتر محکم گردیده از هم محروم تر و از همه محکومان محکوم تر باقی ماندند. تا حدیکه در پُست های آمریت ولسوالی های خود شان هم از کدرهای این محرومان کسی مقرر نمی باشد چه رسد به مرکز ولایت بدخشان که حتی یک نفر مدیر هم از تحصیل کرده گان ولسوالی های سرحدات آمو یا پامیر بدخشان مقرر نمی باشد پامیری زبانهای بدخشان در "انتخابات ریاست جمهوری" گذشته با اکثریت آراء در پهلوی اکثریت مردم افغانستان قرار گرفته به وعده های رهبر دولت انتقالی اعتماد کردند به امید صلح و دموکراسی رای دادند، زیرا به این امید بودند که شاید رییس جمهور منتخب شان در پهلوی سائر اقوام قوی طرفدار خود به آنها نیز توجه نموده در قوۀ اجرائیه، مقننه و قضائیه حد اقل به کدر های لایق و وطندوست و شایسته این قوم محروم که همیشه شعار زنده باد وحدت ملی، صلح و استقلال و حاکمیت ملی بر لب های شان جاریست و همیشه طرفدار تقویه یک دولت قوی ملی مرکزی بوده اند حق تقرر بدهد تا ندای آنها نیز از لا بلای کرسی های پارلمان و یاقوۀ اجرائیه شنیده شود و در کشور به صفت رعیت صاحب حقوق در پهلوی سائر اقوام و ملیت های شریف افغانستان حساب شوند. حالانکه این حق آنها در قانون اساسی نوین کشور که در ماه جدی سال 1382 تصویب گردید در روی اوراق کاغذی ماده شانزدهم قانون اساسی ثبت است ولی در عمل به آن توجه واقعی صورت نگرفته است

چنانچه در شورای ملی پامیری زبانها (ولسوالی های واخان، اشکاشم، شغنان، زیباک، منجان و شیوه) نمایندۀ خودرا ندارند گاهی تحت نام اسماعیلیه بودن حق آنها را به یک فرد یکه رای کافی مردم را بدست نیاورده و از یک ولسوالی غیر پامیری زبان میباشد، حتی سواد کافی و صحت بدنی نیز ندارد می سپارند و بدین وسیله حقوق نمایندۀ واقعاً برگزیده مردم پامیر بدخشان را زیر پا نموده و از ورود آن به مجلس "شورای ملی" جلو گیری می نمایند، از سوی دیگر زیر این پوشش حقیقت راز را پنهان میکنند اینگونه جفا ها بر مردم بدخشان بخصوص پامیری زبانهای بدخشانی را از پشتیبانی و انتخاب مجدد حامد کرزی کاملآ دلسرد نموده است. دستی شناخته شده که از اعتماد رییس جمهور بالای خویش سوء استفاده می نماید (زلمی مجددی)، در واقعیت میان رهبری دولت مرکزی و اقلیت های قومی مذهبی بدخشان پامیری زبانها فاصله ایجاد نموده تا به اهداف خود که تقسیم بدخشان است برسد بدین وسیله روزی خود را والی آن ولایت نو تشکیل با استفاده از اعتماد رییس جمهور مقرر نماید و بعد از والی شدن دکاکین یا دشت های زراعتی مراکز ولسوالی های پامیر بدخشان، از جمله اشکاشم و خندود واخان را تحت نام زمین دولتی و بازار عمومی که نقاط استراتیژی تجارتی بر مسیر راه ابریشم اند را در میان اقوام دوستان خود تقسیم نماید، تا مارکیت های تجارتی آینده را درین مناطق تصاحب نمایند و هم نفوس طرفداران خیالی خود را که صرف یک واهمه میباشد درین مناطق ازدیاد بخشیده و برای سالها این ولسوالی ها در چنگ ولسوالان طرفدار و اقوام نزدیک آن دست شناخته شده باشند و مردم پامیر از اشتراک واقعی در اداره دولت دور نگهداشته شوند و تا مدتها مادون قدرت آن جناب و افراد وابسته او باقی بمانند. وجناب ایشان در تجارتهای مافیایی رنگارنگ بتواند تمام سرحدات آسیای میانه، چین و غیره را زیر کنترول داشته باشد تا منافع پولی به هرگونۀ که باشد  . . . با دستبرد بر حقوق سیاسی مردم این منطقه چون نماینده شدن در "شورای ملی" و قدرت در قوۀ اجرائیه به او تعلق داشته با شد. نمونۀ عملکرد های این گونه افراد قدرت مند در "انتخابات پارلمانی" که گذشت شاهد این مدعاست. درین باره زیاد چیزی نمی نویسم زیرا همه بدخشانیان آگاه و رسالتمند که در ولایت خویش طرفدار تحکیم پیوند های ملی میان بدخشانیان عزیز اند از جریان "انتخابات" که گذشت آگاه اند، میدانند که در "انتخابات پارلمانی" گذشته این دست های معلوم الحال که رای نبرده بودند چگونه تحت پوشش تیم بازی های قدرتمندان در کابل "انتخابات" را میان بدخشانیان برگزار کردند، چگونه با پول و تقلب کاندیدان واقعی برنده را از ولسوالی های به اصطلاح تنگ بالای بدخشان همچون خلیل الرحمن، محمد یعقوب عصمتی و دولت محمد "جوشن" که این شخص بیشترین آرای ولسوالی های پامیر بدخشان را بدست آورده بودند از صحنه بیرون گردانیده شدند و در یک شب توسط شخصی بنام قاری که در کمیسیون "انتخابات" با چند نفر دیگر همدستانش تحت قومانده آن دست شناخته شده کار میکردند، با دست بازی و تقلب صندوق های رای را آماده مینمودند و بر تکت های سفید قلم می راندند و حقوق مردم را به بازی قدرت خویش و تقلب هایشان زیر پا می نمودند. البته خداوند متعال از حقیقت آگاه است و مردم شرکت کننده در انتخابات و اعضای با وجدان کمیسیون های رای دهی میدانند که چگونه دستبردها به این حد رسید که یک شخص بی نام و نشان در روز آخر به "پارلمان" معرفی میگردید حالانکه نامش در هیچ خیمۀ شمارش آراء به جز از روز آخر خوانده نمی شد البته عدۀ وکیل صاحبان واقعی ولایت بدخشان که ازمردم خود رای پیروزی بدست آورده بودند و همه کاندیدان آنها رامی شناسند و عادالانه به "پارلمان" رفتند ازین امر مستثنی هستند. مردم بدخشان میدانند به چه کسانی رأی داده بودند بخصوص ولسوالی های (شغنان، واخان، اشکاشم، زیباک، منجان) و غیره که میگویند در حق ما جفا شد در حالیکه به کاندید مشخص خود رأی دادیم اگر در وجود آن برادر شجاعت، جوانمردانه به صفت یک مرد واقعی بدخشانی بعد از سه سال رشد کرده باشد باید اعتراف کند که نه خودش از به اصطلاح از مردم تنگ بالا رأی پیروزی برده بود و نه آن دعاگوی ولسوالی "درواز بالا" که صحت بدنی اش در اثر افراط اعتیاد به مواد مخدره توازون چندانی ندارد و از سواد عالی قوانین ملی و بین الملی و دانش عصر نیز بهرۀ چندانی ندارد، و همین گونه افرادی اند که نگذاشتند "دولت افغانستان" اتوریته مردمی اش را بدست بیاورد و به یک دولت ملی مبدل شود .این حکایات را در آغاز سید مرتضی که به صفت رییس شمارش "انتخابات پارلمانی" گذشتۀ بدخشان ایفای وظیفه میکرد خوبتر میداند که در اثر رسوائی ها استعفا داد و به تخار گریخت، در نتیجه حقوق ولسوالی های پامیر: شغنان، اشکاشم، واخان، زیباک، منجان، شیوه و ولسوالی های دیگر مانند بهارک، شهدا، وردوج، ارغنجخواه، خاش و یمگان را زیر پا گردید تا بدون وکیل در "ولسی جرگه" باقی بمانند. زیرا "قاری" که یک شخص خریدار شده توسط آن دست شناخته شده بود در شب اخیر، وظیفه اش را برای غصب حقوق دیگران انجام داد. بدین صورت "انتخابات پارلمانی" غیر عادلانه در بدخشان یعنی غصب حقوق 12 ولسوالی که ذکرش راکردیم انجام شد، از جملۀ وکلای انتخاباتی که واقعاً ملت به آنها رأی داد محترمه فوزیه "کوفی"، کبرا "دهقان"، امان الله "پیمان"، مولوی صاحب عبدالعزیز خان و جناب "صیاد" صاحب از ولسوالی تشکان بشمول استاد پروفیسور برهان الدین "ربانی" به ولسی جرگه رفتند؛ زیرا آن دست شناخته شده نمیتوانست صندوق های آنها را به نفع خود خالی و حساب آرای آنها را کم کند.

دست بازی و تقلب در کمیسیون بخصوص توسط شخص قاری نام صورت گرفته به همه حقیقت دانان و خود وکلای بدخشان معلوم است. خداوند دروغگویان را بشرماند، بدخشان عزیز و کشور محبوب ما به فرزندان لایق، شایسته و کاردان و عدالت خواه خود شدیداً نیاز دارد و تا در اثر کار صادقانۀ آنها در تمام عرصه های حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بهبود حاصل آید، اداره سالم ملی و دولت ملی مرکزی پا به عرصه وجود گذارد، پیوند های ملی تحکیم گردیده، وحدت ملی، عدالت اجتماعی صلح و دموکراسی مطابق کلتور و سنن با افتخار ملت تاریخ سازما در کشور عذاب دیده و ویران شدۀ ما احیا گردیده و مداخلا ت دشمنان صلح و امنیت و سعادت کلی مردم ما چه در خارج و چه در داخل قطع گردیده باشد. و این شعار کثیرالملت بودن باعث ضعف ما نیست، بلکه مارا قوی و نیرومند میسازد به شرطیکه بتوانیم با عقاید مختلف متحدانه زندگی نمائیم و به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم، در عرصه حیات اجتماعی ما عملی گردد.

نگارنده: بدخشان را که دارای فرهنگ کهن سال و درخشان میباشد و همچون سایر ولایات کشور عزیز ما مردم آن از استعداد، محبت، صداقت، غرور و شجاعت انسان دوستانه برخوردار اند را همچون روح و جان خود دوست دارم. ولی هستند عده افراد منفعت جوی، جاه طلب که میخواهند سیمای این ولایت تاریخی را به اثر اعمال منفی خویش در نزد سایر ملت های باهم برادر کشور وارونه جلوه بدهند حالانکه در میان مردم مسلمان و شریف بدخشان پایگاه مردمی نداشته اند و با استفاده از اخلال گری ها در درون ادارۀ انتخابات و دولت برای خود منفعت اقتصادی بدست آورده ولی به مردم بدخشان ضررهای فراوان رسانیده باعث جهل سالاری و تقویۀ روحیه اپوتولیستی تا دیگر اعمال منفی دیگر در منطقه و ولایت خویش اند. با وجود آنکه بارها شربت تلخ شکست را درمیان مردم خویش نوشیده اند، باز هم از اخلال گری دست بر نمیدارند. در هنگام واقعات سرنوشت ساز تیشه را به پای خود و مردم خود فرو میاورند، اعمال اینگونه افراد جاه طلب در طی سه دهه جنگ و ویرانی تحمیلی در کشور به بدخشان نقصان های فراوانی رسانیده است، چنانچه حتی در میان گروپ های مسلح "جهادی" خود را پنهان میکردند و برای شدت تفرقه و تعرض یک گروپ بر منطقۀ دیگر به تحریکات می پرداختند. و به رواج برادر کشی که مقصد دشمنان این وطن است کمک میکردند، همچنانکه در سطور قبلی اظهار کردم بارها چهره آنها در میان مردم افشاء گردیده و شکست خورده از میدان فرار کرده اند ولی بازهم با استفاده از اوضاع بغرنج سیاسی در کشور سرخود را از زیر آستین یگان قدرتمندی که هنوز آنها را درست نشناخته بیرون کرده به فعالیت می پردازند و تا مدتی آب خیت می کنند و ماهی بدست میاورند.

ولی بدخشانیان با شناخت و درک واقعی از اعمال اینگونه افراد هیچگاهی از تحکیم پیوند های ملی و سنن با افتخار باهمی های خویش با وجود یکسان نبودن قومیت و یا مذهب غافل نبوده اند. از یکدیگر بارها دفاع کرده اند. از جمله در "انتخابات پارلمانی" گذشته که شرح آن مشت نمونه خروار در سطور قبلی ذکر گردید مردم فیض آباد مرکز بدخشان از غصب حقوق اقلیت های قومی، مذهبی منجمله پامیری زبانهای بدخشانی که فرزندان بدخشان و کشور ما افغانستان هستند دفاع نموده بر تقلب کاران که باعث عدم اشتراک بهترین فرزندان این مردم بدخشان به شورای ملی گردید خشم و انتقادات خود را نثار نمودند، و از نا شفافیت این انتخابات و نا مشروعیت آن شکایات آشکارای خودرا ابراز داشتند.

اما اکنون که باز اداره دولت بفرمان رییس جمهور و کمیسیون انتخابات نعره انتخابات سالم شفاف را همه روزه در رسانه ها بگوش همه ملت میرسانند و در بعضی مناطق بدخشان گروپ های نیمچه سواد و معلوم الحال انتخابات قبلی وظیفه قبلی را در کمیسیون انتخابات بدخشان بدست آورده و تحت ثبت نام رای دهنده گان فعالیت فورمالیته را از سر گرفته اند، اقلیت های قومی مذهبی و مردم شریف بدخشان به آن چهره ها آشنا اند، که همین افراد از یکطرف مردم واجد شرایط رای را بصورت عمومی شاید ثبت نام نکرده بلکه عده ای را به بهانه تراشی ها از کارت رای دهی محروم ساخته و بعد چون زمان قبلی در سر صندوق ها جای گرفته تا بتوانند برای منفعت خویش به تقلب و دست بازی ها اقدام کرده بخصوص اقلیت های قومی مذهبی مثلاً پامیری زبانهای بدخشان را از داشتن نماینده واقعی و انتخابی و شایسته مردم در پارلمان محروم باز داردند دیگر پولداران و آمران مافیای مواد مخدره را در قطار وکلای واقعاً انتخابی مردم به کا بل اعزام خواهند داشت، "نگارنده" معتقدم "شورای ملی" آنگاهی شورای ملی گفته می شود که تمام ملیت ها و اقوام ساکن در کشور توسط نماینده انتخابی خویش درآ ن شرکت داشته باشند.

با در نظرداشت این وقایع که گذشت اگر "دولت مرکزی افغانستان" خواهان تامین عدالت اجتماعی، صلح و ثبات در کشور است باید اولتر از همه به حقوق ملی، انسانی همه اقوام ساکن در کشور توجه نماید و نگذارد که با دیگر منفعت جویان ملت را از "دولت مرکزی" متنفر ساخته و چوکی پارلمان را در گرو افراد غیر سالم و بی استعداد و بدون اتوریته در میان مردم باقی بماند. اقلیت های قومی و مذهبی همیشه طرفدار تقویه دولت مرکزی قانون مند، صلح و ثبات، عدالت وحدت ملی، استقلال و حاکمیت ملی در کشور هستند و خواهند بود ولی اگر به حقوق آنها توجه نشود مجبور اند با مشکلات دست و پنجه نرم کنند.

ومن الله التوفیق

 

دولت محمد جوشن از پامیر بدخشان.