سه شنبه، ۲۸ اگست ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


امین الله مفکر امینی

 

حامد کرزی رییس جمهور دولت نامنهاد اسلامی افغانستان

در منجلاب فکری

 

گرچه در بارهء رییس جمهور(!) دولت نامنهاد اسلامـی افغانستان و شخصیت اجتماعی-سیاـسی و کنیهء آبایـی- به شمول تحصیل و فعالیت های حال و گذشته اش- از زمانیکه به این سمت به فعالیت شروع کرده است، نویــسنده گـان محترم چندین بار تذکرات و نوشته هــای مبسوطی در مورد تحلیل اوضاع سیاسی و اقتصادی افغانستان عزیز، تحـــت ادارهء مذکور از طریق صفحات انترنتی و دستگاههای اطلاعات جمعی و فردی به نشــر گذاشته اند، ولی اگر تکرار احسن گفته بازهم برای خواننده گانی محترمی که تا هنوز بـآن برخورد نکرده و اطلاعی ندارند، مطالبی مختصری ارایه گردد، خالی از مفاد نخواهد بود زیرا احوال و جریان سیاسی و امنیتی میهن عزیز ما در این اواخر به مشکلات بیحد و اندازه روبرو است.

پیش از اینکه بارایه تذکرات روی عنوان فوق پرداخته شود لازم اسـت طور بسیار مختصر و فشرده درباره ای مختصر زنده گی نامه ای حامد کرزی پرداخت.

حامد کرزی در ۲۴ دسامبر ۱۹۵۷ مطابق نهم قوس ۱۳۳۶ در قریه کرز در نزدیکی ولایت قندهار تولد شد.

پدرش عبدالاحمد کرزی، مربوط قوم پوپلزایی و یکی از رؤسای آن قوم بوده است که مدتی بحیث معین پارلمان افغانستان در دهۀ شصت میلادی نیز وظیفه اجراء کرده و در اخیر دهه ۹۰ در شهــر کویته پاکستان کشته شد.

آقای کرزی تحصیلات ابتدایی اش را زمانیکه به ولایت کابل همرای فامیلش مسکن گزین شد در مکاتب ابتداییه محمود هوتکی، سید جمال الدین افغان و بعدا در لیسه عالی حبیبیه به پایان رسانیده و بعد از فراغت از لیسه عالی حبیبیـــــه در سال ۱۳۵۵ مطابق ۱۹۷۶ به هندوستان غرض ادامهء تحصیل رهسپار و در آنجا در پوهنتون سمله در رشتهء روابط بین المللی تا درجه ماستری به تحصیلش ادامه داده و بعد از فراغت به میهن به گروپهای نام نهاد مجاهدین- دشمنان صلح- ترقی و دموکراسی- متوصل شد. وی متاهل بوده، دارای یک پسر میباشد.

زمانیکه اوضاع در منطقه و مقیاس جهانی از بسط و گسترش اندیشه های انقلابــی مارکسیزم- لینینیزم و پیوست کشورهای مدافع حقوق زحمتکشان بــخاطر ایجــــاد دول و حکومات مردمی بنفع جنبش سوسیالیزم یعنی گورکن رژیم هـــای سرمایـه داری استعمار کن و استثمارگر، یکی بعد دیگر به این جریان مترقی و رهایی بـخش راه شانرا به پیش میگیرند و روز تا روز پیوند به کمپ عظـیم سوسالیستی گسترده ترمیگردد، امپریالیزم جهانی در راس ایالات متحدۀ امریکا، از همان نقطهء آغازین این جنبش خصوصا بعد از ختم جنگ جهانی دوم که ایجاد کمپ سوسیالیستی میباشد، بـــه خاطر خفته کردن این نظام انسانی دست بکار شدند و قرار اماری، در هر دقیقـهء از بین بردن این جنبش مبالغ هنگفت به مصرف رسانیـــده و جنگ پیگیر تبلیغاتی را نیـر براه انداختند و از طرفی هم اجنت های شانرا در این نظام سوسیالیستی جهانی در راس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وقت نیز نفوذ دادند.

یکی از این اجنت های معلوم الحال شان همان میخاییل گرباچوف بود که ســــــالها تا بقدرت رسیدنش بحیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیـــر شوروی سوسیالستی سابق، بحیــث مسوول تبلیغ و ترویج و مسوول روابط بین المللــی در سطح آن حزب وظیفه داشت.

حضور قطعات محدود نظامی اتحاد شوروی به افغانستان، دقیقا به نفع پلانهای قبـلا تنظیم شدهء ایالات متحده امریکا و یاران وفادارش گردید و باین اساس دسته های جانی را بنام اینکه اسلام در خطر است، تحت پرورش مستقیم در پاکستان قرار داده و با کمک های سرشار پولی و تجهیزات نظامی پیشرفته، آنانرا با تبانی با دستــــــگاه آی اس آی پاکستان آمادهء تخریب میهن عزیز ما مینماینــد.

در واقع این آماده گی و تجهیز صرفا بخاطر سرکوبی نظام سوسیالیستی در سـطــــــح کشور شورا ها و بعدا در نقاط دیگر کشور های متحد به کمپ سوسیالیستی بوده است.

بعدا از اینکه عناصر تخریب گر که تحت پوشش دین مبین اسلام بنام "مجاهد" و "حـــافظ دین اسلام"، در تبانی با عناصر خایــیـن و دشمنان داخلی در میهن در سطح مــــلی، منطقه و جهان و بخصوص پاکستان و دستگاه آی اس آی و سیا بقدرت رسانیده شــــدند، حــامد کرزی بحیث معین سیاسی وزارت امور خارجه مقرر گردید.

او از لحاظ سیاسی به دار و دسته و تنظیم هـــای اسلامی باصطلاح مجاهدین پیوند داشــــته و در زمان اقامت در کویته ای پاکستان بتدریس طلبه های "مجاهدین" افغانی نیز پرداخته است.

او با سایر سران دسته های "جهادی" و گروپهای تنظیم هـــای چندگانه باصطلاح در دوره ای "جهاد" علیه حزب دموکراتیک خلق افغانسـتان و دولت جمهوری دموکراتیـــــــک افغانستان قرار داشت و از همــــــــان حربه و شعار کهنه ای دین و مذهب، کــفر و الحــــاد کار گرفتتند. حامد کرزی در زمان اقامت در ایالات متحدهء امریکا باساس پلان هــــای قبلا تنظیم شده که بدست و ابتکار دستگاه سیا طرح ریزی گردیده بود با شعار برقراری ثبات در وطن، دید و بازدید هایی را با هنموایی عبدالستاررســــــیرت و سایر طــــرفداران شاه مخلوع افغانستان محمد ظاهرشاه در ایتالیا سازمان داد تا اینکه با بکار آمـدن دولت نامنهاد مجاهدین طوریکه در بالا نیز ذکر شد در سال ۱۹۹۲ بحیث معاون وزیر خارجه دولت نام نهاد مجاهدین، ایفــــــای وظیفه نمـــود.

بعدا وی در اثر تضاد نیروهای افراطی سر قدرت یعنی "مجاهدین" از سمت معاونیت وزیر خارجه کنار رفت. در زمان حاکمیت "طالبان"، با مخالفت با آنها برخاسته و در وقت سقوط شان بالاثر تنفیذ قوانین ظالمانه مدنی و مذهبی وحادثه ای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که باعــث تخریب مرکز تجارتی جهان و کشتار بیش از ۳۰۰۰ نفر و هم تخریب قسمتی از مرکز قومانده ناتو یعنی پنتاگون گردید این عمل باعث سقوط حاکمیت "طالبان" در اثر دخـــالت نظامی ایالات مـــتحده امریکا شد.

بعدا کرزی از طریق کنفرانس بن و برنامه های قبــــلا تنظیم شدهء آن کنفرانــــــس که در چارم دسامبر ۲۰۰۱ یعنی تقریبا چــــارماه بعد از واقــــــعه ای یادزهم سپتامبر در جرمنی، دایر شد بحیث رییس دولت موقــــت افغانستان انتخاب گردید. در کنــــــفرانس قبلا تنظیم شدهء بن که توسـط نمایندء آن لحضر ابراهیمی گشایش یافته بود چنانچه توقع میرفت تـا نماینده گان سایر اقشار و طبقات از سازمانهای اجتماعی و سیاســــی، نظامی و کشوری در آن اشتراک مینمودند چنان نشده بلکه عده ای که دارای تابعیت هـای دوگانگی امریکایی، انگلیسی، فرانسوی و جرمنی بودند در کنفرانس اشتراک داشتند و اینها هر کدام زلمی خلیل زاد سفیر امریکا در کابل، داکتر اشرف غنی، امین ارسلان، داکتر جلالی انورالحق احدی و عدهء دیگر را دربر داشت.

کنفرانس بن اگرچه بنابر پلان قبلی و تنظیم شده، کرزی را با یـک تعداد از یـــارا ن دیگرش بقدرت رسانید ولی دستاورد ها از ابتدای بقدرت رسیدنش بحیث رییس جمـهور چه موقت و چه دایمی نه تـنها دستاورد های نداشته است بلکه تا ایندم سـیر قهقرایی را نیز پیموده است. زیرا سرنوشت مردم و ملتی بدست چپاولگران و تکنوکراتهای فاسد قرار گرفت که جز بربادی و تخریب و آتش سوزی ها و چور و غارت دارایی هـــــای مردم و عامه چیز دیگری در قبال نداشت.

کمکهای بیشمار پولی بمنظور تقویه بنیه مالی، اقتصادی و نظامی که از طرف امریکا و کشورهای وابسته به ناتو که سالانه به بیلیون ها دلار میرسد نتوانسته است آنـــطوریکه باید نتیجه بدهد نتیجه ای درست بدست نیامده است و وضع امنیـــتی در دوره وظیفــــه داری کرزی و اعضای حکومتش و سایر رهبران ادارات محلی اش بطور پیگیر کـــدام بهبودی نشان نمیدهد. ترورها، کشتارها و اختطاف بیگناهان توسط باند های ترورییست و بخصوص "طالبان" رو به ا فزونی است.

موضوع عمدهء دیگر عدم موجودیت امنیت سراسری در کشور میباشد که با وجــــود حضور قوتهای ناتو در راس ایالات متحده امریکا، اوضـاع امنیتی رو به خرابی میرود از سطح مرکز گرفته تا سطوح ولایات و بخصوص در ولایت هرات نا امنی ها و آدم ربایی ها روزافزون بوده و موضوع خیلی پراهمیت که به حاکمیت و استقلال ملـــی ما ارتباط میگیرد حملات راکتی اخیر دولت پاکستان به ولایت کنرها میباشد.

نشست های بن یعنی اول و دوم، نشست شیکاگو، کنفرانس لندن، کنفرانس کابــــــل نشست لیزبون همه بطور عمده وضعیت سیاسی، اقتصادی و خاصتا وضـــع امنیتی را مورد بررسی قرار دادند و در تمام این نشست ها و کنفرانس ها این موضوعات برجسته بود. ولی متاسفانه با تمام این سعی و تلاش ها می بینیم که تعهدات صــــرفا در روی کاغذ بطور عمده باقیمانده است. جای تعجب است که در بازی سیاست های پـــــشــت پرده ای، ایالات متحده امریکا مبتنی بر توافقات شیکاگو عکس العملی در رابطه بــــه تعرضات اخیر راکتی پاکستان بخاک افغانستان، بکلی سکوت اختیار نموده اند. این جه بازی است! حتی خود کرزی وضاحت نداده است و اشارات مستقیم هم بـه این تجاوزات پاکستان ننموده است. گرچه نماینده گان(!) "شورای ملی" با وجودیکه بعضا با دسته های همین "جهادی" ها در بن و بست بوده اند، ولی به هر طور آنها در نشستهای اخیر شان در "شورای ملی"، سر و صدای های زیادی نسبت نا امنی ها و عدم کفایت رهبران بعضی وزارت خانه ها منجمله عدم خود کفایی های وزیر دفاع و داخله طور جـــــدی برخورد و در نتیجه از آنها سلب اعتماد نمودند.

خنده دار است که از یکطرف "شورای ملی" افغانستان به نسبت عدم کارایی دو وزیر را از پُستهای فعلی شان سلب اعتماد میدارند و از طرف دیگر "رییس جمهور" کرزی در عیـن زمان آنها را در همان وزارت مربوطهء شان بحیث وزرای سر پرست با تمام همان صلاحیت های شان به ادامهء وظــایف شان احکام صادر میدارد. که این موضـــو ع در سطح روزنامه ها و تلویزیون ها و منابع خبری جنجال های قانونی نیز برانگیخته است.

از جر و بحث های اخیر ژورنالیستان تلویزیون طلوع که واقعا بحیث یک منـــبع خبری موثق با بعضی از نماینده گان "شورای ملی" و آگاهان امــور سیاسی بعمل آورده و نیــــز پرسش های شانرا با بعضی از صلاحیت داران ارگانهای محلــــــی در رابطه به خرابــی اوضاع سیاسی و اقتصادی و امنیتی کشور جدی گرفته اند این نتیجه کلی وضـــاحت پیدا میکند که نه حکومت(!) حامد کرزی و نـــه حامیان بین المللی شـــــان در حد آن نخواهند بود که با اخراج نیروهای ناتو که در ۲۰۱۴ آغاز میشـود و مراحل ابتدایی اخراج ایـن نیروها هم اکنون بکار آغاز نموده اند، وضع آینده امنیتی افغانستان را استوار و پــــایدار نگهدارند. آن به این مفهوم که در صورتیکه با مـــوجودیت قوای نا تو و هم پیمانــــان و امضاء اسناد همکآری های قوتهای ناتو در رأس ایالات متحده امریکا، مبنی بر اینکه اگر تجاوزی بر حریم افغانستان صورت بگیرد، قوتهای ناتو و بخصوص ایالات متحده در حمایه از "دولت جمهوری اسلامی افغانستان" بی تفاوت نخواهند بود. ولی ما اخیرا شاهد این بیتفاوتی صریح این قوتها در رابطه با حمله اخیر پاکستان بر حریم افغانستان یعنی د ر ولایت کنرها بوده ایم. که نه نشست شیکاگو اثری بر آن گذاشت و نه حضور عملـــی قوتهای ناتو جوابگوی این تعرض بودند و عمدتا سکوت خود کـرزی به صفــــــت "سرقوماندان اعلای قوتهای مسلح افغانستان" خیلی سوال برانگیز است.

من از جمله گفتار های کار آگاه های امور سیاسی، توجه ام را گفتار محترم احمــــــد سعیدی بخود جلب نمود که اخیرا از طریق تلویزیون طلوع نشر و اشاعه گــــردیـــده است. محترم احمد سعیدی به اصطلاح پوست کنده و مسوولانه در رابطه به سیاستهای سر پرده و زیر پرده ای اشاراتی داشتند و نیات تجاوزگرانهء دولت پاکستان را برجسته نموده و خاموشی رهبران دولتی حکومت کرزی را و خاصتا از خود حامد کرزی را بـه مثابه "سرقوماندان قوتهای مسلح دولت جموری اسلامی افغانستان" و اختیار خاموشی آن در رابطه با حملات راکتی اخیر پاکستان زیر سوال بردند.

اگر بحیث یک نظر کوتاه به نتیجه گیری بنشینیم، این موارد بخوبی روشن میگردد که از ابتدای دست بکار شدن کرزی چه بحیث "رییس موقت دولت افغانستان" و چـــــه تقرر شان بحیث "رییس جمهور اسلامی افغانستان"، از خود کفایی های لازم در تمام عرصه های امور دولت از ایجاد امنیت گرفته تا موضوعات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نشانه های بارزی که بتواند به قناعت مردم شریف میهن ما در داخل کشور و یا خارج از کشور بپردازد دیده نمیشود. ولی در ذهن هر که یک سوال خلق میشود و بایـــــــد این سوال خلق گردد که گرفتن و یا دادن اینهمه مدالها به حامد کرزی روی چه ارزیابی ها صورت پذیر گردیده است.

 

دکتورای افتخاری در سال ۲۰۰۲ از پوهنتون سمله.

جایزه آزادی در اپریل ۲۰۰۷.

جایزه موفق ترین رییس جمهور دنیا در جولای ۲۰۰۴

جایزه آزادی فلادلفیا و در ماه نوامبر ۲۰۰۶ جایزه صلح، توسعه و خلع سلاح اندیرا گاندی.

 

این جوایز را در حالیکه همه نا بسامانی ها در عرصهء همهء امور مشخص و محسوس است باید به قضاوت بنشینیم. من شخصا کدام تنگ نظری ندارم، ولی حق دارم بر قضاوت بنشنیم و به اشخاص و مراجعی که از کیسهء خلیفه گفته آنرا به وی اعطاء کرده اند، با اخلاق و فرهنگ جوامع و احساس مسوولیت های شان که چطور مفت و رایگان ارایه گردیده بنگرم.

در اینجا باز هم لازم است کمی به عقب برگردیم و ببینیم که ریشه ای این همه نابسامانی ها در کجا پیوند دارد. البته بدون تعلل بــه این نتیجهء قطعی میرسیم که ایــن حالات و اوضاع فعلی و بی سر و سامانگی ها در همه شیون زنده گی مردم رنجدیده ای میهــــــن عزیز ما مربوط میشود به همین دسته های باصطلاح جهادی های نام نهاد که بتاریــخ هشتم ثور ۱۳۷۱ بنام دفاع از اسلام، بالای خلق شرافتمند و میهن عزیز ما وارد آورده شد که این نیرو های راستگرایان افراطی و آدم کشان و چپاولگران و قطاع الطریقان بــه کمک باداران ملی و بین المللی شان عمدتا پاکستان و دستگاه آِی اس آی آن و دستگـاه سیا و با حمایه تجهیزات نظامی و کمک های سر شار پولی و بنام دفاع از اسلام و تحت پوشش ایجاد صلح و صفا و دموکراسی در میهن، بقدرت آورده شدند و امروز ما نتایج جبران ناپذیر شانرا، که حتی استقلال ملی ما در مخاطره قرار دارد بچشم سر می بینیم حالا وظیفهء مردم و نیروهای مترقی و وطنپرستان چه است. به نظر من صرف انتقاد کردن و خلاء ها را چه فردی و چه دسته جمعی به بیان آوردن و یا به پیشگاه مردم گذاشتن دردی را دوا نمیکند. حالا به عقیدهء شخصی من بازهم زمانی فرا رسیــــد ه است که با یک دیدگاه وسیع وطنپرستانه باین مسایل نظر انداخت. آیا گفته میتوانیــــم که نیرو های دیگری میتوانند جوابگوی این همه نابسامانی ها در همه شؤن زنده گــی میهن عزیز ما و مردمان رنجدیده ای آن باشد، به کمال جرات میگویم که نه مگر آن نیروهای وطنپرست و صادق و خصوصا اعضای رزمنده ای صدیق و وطنپرست حزب دموکراتیک خلق افغانستان که آبدیده ترین جریان سیاسی در مبارزاتش بخـاطر تامین صلح و دموکراسی بوده است و از تجارب غنی در حرف و عمل برخوردار بوده و میباشند، دیگر جریانی نمیتواند، بر این همه مشکلات فایق آید. ما میتوانیم با همنوایی سایر نیرو های ملی و وطنپرست و متحد شدن از لحاظ سازمانی و تشکیلاتی و غایــوی با دیگر شاخه های جدا شده از بدنهء حزب دموکراتیک خلق افغانستان، فایق گــردیم آیا هنوز هم گنجایش این وجود دارد تا بهم باصطلاح بزنیم و هر یکی خود را رهبر و حق بجانب بدانیم. من حیرانم که چطور خدا ناخواسته و یا خدا خواسته، به آن رهـــبران و رفقای رزمنده که خود زمانی از آنها قدرت رهبری، با دسپلین بودن و صــــادق بودن و نمی دانم چنین و چنان را آموخته ام، به آنها نصیحت کنم و راه وچاه یاد بدهم. بیاییــد ای رفقای رزمند و ای وطنپرستان و ای مجاهدین واقعی میهن که جز آبادی وطن و مردم چیزی در اندیشه های تان نبوده و نیست و نخواهد بود با هم یکی شویم. و این نظام فاسد و بیکاره را صرفا و صرفا بخاطر نجات مردم و میهن و بخاطر ایجاد یک حکومت واقعا ملی و دموکراتیک، از بین ببریم و دیگر موقع اینرا به آنها مساعد نســــآزیـم تا باز بنام این و آن و با استفاده از همان پرده های ظلمانی دین و مذهب نام نهـــــاد شان به نیرو های مترقی و وطنپرستان ضربه وارد کنند. دیگر خاموشی بودن بس است و بس است ولی در اخیر بصراحت کلام یک چیزی را مسلما پیشگویی مینمایم که هر گاه مبتنی به هر سیاست و هر طور طریقهء "طالبان" بحیات سیاسی، افغانستان شریک گردانیده شوند و یا دو باره به قدرت و حاکمیت در میهن عزیز ما رسانیــده شوند و یا برسند دیگر نجاتی از آنها نخواهد بود و افغانستان بنابر دسیسه های این پاکستان شیاد و دشمن دیرینهء ما، بخاکدان خاک برابر خواهد شد.

 

منابعی که از آن بهره جسته ام:

                                             سایت جمهوری افغانســـتان

                                             بعضی تذکرات محدود از صفحات

 

   (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)