یکشنبه، ۲۹ مارچ  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

امین الله مفکر امینی

 

 یک هشدار صادقانه برای هموطنان صدیق میهن!

 

 البته همهء ما و شما چه در داخل میهن عزیز و چه خارج از آن در هر نقطهء از محیط جغرافیایی که استیم وزنده گی داریم، شاهد یک تراژیدی ای، که قلب هزاران هزار از هموطنان ما را به خون نشاند و دیده های شانرا اشک پر نمود، میباشیم که آن شهادت فرخندهء عزیز و گرامی یعنی یکی از خواهران بیگناه ما در بین مسجـــد شاه دو شمشیره (ع) و بعدا سوختاندن و بدریا افگندن آن شهید پاک بوده است، یعنی در مرکز شهر کابل پایتخت میهن زیبای ما افغانستان عزیز.

این واقعه که بنا بر دسیسه و یا خصلت های وحشی گرانهء دسته های اوباش تحـــــت نام دین و مذهب غیر حقیقی، و خلاف اساسات و دساتیر احکام قانون اساسی و ســـایر قوانین مرعی الاجرای دیگر در کشور، از طرف اوباشان و حــامیان ارتجاعی آنهــا صورت گرفت، با انزجار و نفرت عمیق همه ی میهن پرستان و انسانهای صـــادق دسته های چپ و راست و خاصتا، مبارزین اندیشه های تابناک چــپ دموکراتیک، رو برو گردید، که البته سر و صدای این وحشت و گناه عظیم بدست اوشان وابسته به بعضی دسته های ارتجاعی، خارج از مرز ها، به سرعت شایع شد و بالاثر نه تنها دل و دیــده های بسیاری از مردمان و خلق های انسان دوست و پیرو راه و رسم آیین واقعی انسانی را داغدار نمود بلکه باعث انزجار و نفرت عمیق آنها نیز گردید. این انزجار و نفرت هــا باعث این شد تا همهء ساکنین میهن عزیزم تا جایی آگاهی از این واقعهء المناک و غیـر انسانی، غیر قانونی و غیر شرعی، احساسات قلبی شانرا، به نحوی از انحــا انعکاس بدهند چه در داخل کشور و چه خارج از آن. انعکاسات این ماتم و رنج دختر بیگناه میهنم، فرخندهء گـرامی، از طریـق همه منابع فردی و گروهی ارتباطات وسایل مطبوعــاتی از قبیـل تلویزیون ها، اخبار، روزنامه ها، جراید، مجلات، رادیو، اجتماعات گروهی، فردی، صفحات فیسبوک و غیره امکانات دیگر، متبارز گردید.

تراژیدی این واقعه با قالبهای زیبای نظم ها و نثرها، ثبت نوار های صوتــی و ویدیوها و غیره و غیره، بیان گردید.

این اعتراض و خشم مردم و ابراز احساسات عمیق شان طوری که در بالا گفتم، زنـــگ خطری بود که دستگاه های ارتجاعی را و خصوصا وابسته گان به سنن غیرپــسندیده و حامیان مذاهب و ادیان خود ساخته بعضی ها و یاعده ای را، لرزاند، زیرا مرتکبین این جنایت وحشی گرانه و امثال آن، باین باور بودند که این عمل شان، شاید مورد استقبال خلق مسلمان میهن ما قرار بگیرد. و شاید هم این باور شان، مبتنی بر این هم بوده باشد که ناظرین واقعه ای، این عمل شیطانی و خصوصا حضور بی عملکرد، بعضی منابع امنیتی در صحنه، و یـا حضور بیننده گان دیگر در صحنه، بدون اینکه عکس العملــی از خود نشان دهند و مانع این عمل شیطانی و خلاف ارزش ها انسانی و قانونی گردند این اطمینان را بآنها یعنی (جنایتکاران) داده باشد که دیگر چون وطن بدست مذهبیون و دار و دسته های ما، قرار دارد، شجاعانه باین عمل دست زده باشند.

در یک تحلیل همه جانبه از همه انعکاسات وطنپرستان، چه چپ و چه راست، ایــن پر واضح بوده است، که جز به اساس اندیشه های انسانی و آیین بشر دوستی، و در پرتـو قانون اساسی و سایر قوانین جزایی و شرعی مرعی الاجرای دیگر در میهن، کدام راه و رسم دیگری، در آن تداخل نداشته است. همه تحت هدف عالی انسانی و ابراز انزجار و نفرت از این واقعهء کشتن و سوزاندن دختری بیـــــگناه میهن عزیزما، یعنــی فرخنده بانوی بیگناه و با عصمت میهن عزیزم، در روشنی قوانین نافذه در کشور عمل کرده اند و چیزی دیگر نبوده است.

چیزی که من بعد از تشریح خیلی مختصر موضوع شهادت فرخندهء گرامی، و سوختاندن جسم و تن بی پناه اش، میخواهم بگویم، اینست که بعضی ها یعنــی دکتورین ارتجاعی و حمایت کننده گان شان، میخواهند، این حرکت کاملا انسانی و بشردوستانه و حرکــــت قانونی و اخلاقی و شرعی را، بنفع خود ها توجیه کنند و آنرا، پوشش سیاسی بدهند.

خاصتا و خاصتا جریانات چپ مترقی و فرزندان مبارز چــپ دموکراتیک را ضربـــه زنند و حرکات شانرا، نفع برداری سیاسی و یا جناحی جلوه بدهند. و ایـن کـاری است که هر زمانیکه نیرو های سالم اجتماعی، نیروهای مبارز و مردم دوست و میهن دوست شروع از موجودیت دورهء مشروطه خواهان دور اول، دوم و سوم، زمان امان الله خان غازی ماحصل استقلال میهن از چنگ انگلیس های کهنه کار و جریانات بعدی جنبش آزاد خواهی و اصلاح طلبی و خواهان جریان چپ مترقی بخاطر آبادی و خدمتگذاری بمردم و میهن شروع از ایجاد اولین اتحادیه دوره محصلین در سال ۱۳۳۱ و بــعد از آن تا زمان حاکمیت حزبی و دولتی ح د خ ا و تا زمــــان از بین بردن حاکمیت دکـــتور نجیب الله شهید، از دسایس و فتنه انگیری و حربه های خرابکارانه ای اسلامی، کـــار گرفته بودند و بحاکمیت های قانونی و حکومات واقعا مردمی در میهن عزیزما خاتمه بخشیدند، حالا نیز میخواهند، از همان شیوه ها کار بگیرند و حرکات ضد ارتجاعی را که با عث خشم و انزجار مردم خصوصا در این واقعهء شهادت فرخندهء شهید گردید وارونه جلوه بدهند .

ولی من به صراحت میگویم که این دیگر ممکن نیست که مردم را و خاصتا مومنــان واقعی و خدمتگذاران واقعی مردم و میهن را، تحت این پوشش های نا پسند و مذاهب خود ساخته ای بعضی ها، فریب بدهند. مردم اعم از زنان و مردان، پیر و جوان، و به یک عبارت کل، همه ای مردمان این سرزمین چهره های نا بکار و اعــــمال نـــابخرد این اوباشان را که در بازار دین و مذهب تجارت نموده اند و انواع و اقسام نفع برده داریهای مادی و معنوی با استفاده از عقاید پاک و خوشباور مردمان کرده بودنـد به همان طور استفاده ها ببرند .

این تظاهرات و اجتماعات و سر و صدا های عملی، و حق طلبانه ای مردمان شرافتمند ما با حمایهء انسانی و حق بینانه ای، جریانات مترقی و فرزندان صدیق میهن، روبرو گردیده و بحیث یک جنبش رستاخیر ملی، علیه هرنوع ارتجاع داخلی و بین المللــــی سنگپایه هایش را گذاشته است که دگر تخریب آن از طرف ارتجاع، چون گذشته ها غیر عملی و غیر امکان پذیر است. نیروهای مترقی و داد خواهانه، در سطح ملی، منطقه و جهان، روز تا روز باهم پیوند و وابستگی های شانرا نزدیک و نزدیکتر میسازند. قصه ارتجاع و حامیان شان، روز تا روز مفت میشود. وطنداران گرانقدر ما و مذهبییون واقعی میهن ما و خاصتا دسته های چپ جریانات مترقی با همدستی همهء وطنپرستان و متحدین دیگر سیاسی اش، اجازه نخواهند داد تا بار دیگر، آن کشت و کشتاری کــــه قبل از حاکمیت دسته های ارتجاعی و وابسته به دستگاه سیا، آی اس آی پاکستان و غیره نیرو های ارتجاعی داخلی و خارجی، در میهن ما رونما گردید و لک ها لک ها از هم میهنان ما را خاصتا باشنده گان شرافتمند کابل، و سایر ملیت های ساکن در افغانستان را، بخاک و خون کشانیدیند، باز تکرار شود. دیگر جایی برای حاکمیت مجاهدین نامنهاد، طالبان، گروههای القاعده و گروه های داعش و غیره تروریستان که باز هم مذهب و دین را اصـــل حربه ای رسیدن به اهداف شان، قرار بدهند، در این ملک آزاده ای ما نیست و نخواهد بود .

۲۶ مارچ ۲۰۱۵

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)