جمال وطن را گرامی میداریم

    میر عبدالواحد سادات

     ۱۵ مارچ   ۲۰۱۴

 

در احوال نا هنجار کنونی که:

   

               «همه جا دکان رنگ است، همه رنگ می فروشند»

 

و بگفته ویکتور هوگو:

«به خیانت عصای پادشاهی میدهند»

و بزرگترین جفا در حق ارزشهای معنوی انجام میآبد، صحبت از ارزشهای معنوی شاید نوعی بدعت پنداشته شود.

پس چه خوب که «سنت مرسوم» نا پسند را مردود پنداشته و مطرود نماییم و بدنبال ارزشهای معنوی برویم، که برای حفظ هویت فرهنگی ما و تداوم آن سودمند می باشد.

براستی یکی از بدعت های که در سالهای اخیر انجام یافته، یاد آوری از خادمان صادق وطن و بخصوص عرصه فرهنگ است که در قید حیات می باشند. آنانیکه با آفریده ها و خلاقیت های شان، گنجینه فرهنگی وطن را بارور ساخته، و ما میتوانیم با افتخار از موجودیت این غنایم بحیث سرمایه های ملی یادهانی نماییم.

بدون آنکه راه مبالغه را رفته باشیم، باید گفت که هرگونه کم بهادادن به ایت آفریده های عرصه های مختلف فرهنگ، به مفهوم جا خالی کردن برای دشمنان افغانستان می باشد.

بدینروبسیار ضرور است تا خادمان صادق وطن را که با آفریده ها و زحمات شان مصدر خدمات بزرگ برای مردم و وطن گردیده اند، گرامی بداریم و از شخصیت شان تبجیل نماییم و به معرفی ونقد آثار شان بپردازیم.

به سخن ولتر:

«امتیاز انسانهای متساوی الحقوق در تقواء و فضیلت شان می باشد»

که با ارشاد قرآنی مطابقت دارد، اما متاسفانه مسلمانان بر عکس آن عمل مینمایند. به گفته صوفی عشقری مرحوم:

             آز قیمت خر مهره مپرسید درین شهر

             بسیار بلند است ز نرخ گهر امروز

 

 

امروز پانزدهم مارچ مصادف به سالروز تولد یکی از این فرهیختگان است، ضمن گرامیداشت روز تولد شان، به این خادم صادق وطن و خدمتگزار سابقه دار فرهنگ ادای احترام نمایم و جمال وطن را تبجیل نماییم:

             نمودی عشقری یاد بزرگان

             ترا در دین و دنیا افتخار است

این هنرمند شایسته و فرهیخته افغان تحت نظر و تفقد زنده یاد استاد برشنا هنرمند و هنر پرور بزرگ اولین خواندن خود:

                وفا میکنی یا جفاء میکنی

                رضای تو هر چه، بما میکنی

در رادیوی کابل بنشر رساند.

و بدوام آن سروده های:

مدتی شد که ترا  من ندیدم سر راه

آخر از خانه بری، ماه کم نما

بعد از خدا یگانه خدای دلم تویی

صدای نا خدا پیچیده در شهر

هنرمند با استعداد را به شهرت رسانید و به سیگل و موکیش افغانستان معروف گردید.

این استعداد خدا داد هنری که در آوان کودکی و در دوره ابتدای مکتب ترانه های وطنی مرحوم استاد غلام حسین را فرا میگرفت، ببرکت پشت کار زمانیکه در بحر بیکران موسیقی دست تر کرد با عشق به مهین و مردم و ایقان به رسالت هنری خود، بزرگترین آفریده ها و سروده های میهنی و حماسی را خلق مینماید و بگفته خود شان (در مصاحبه با بی بی سی) از هنر موسیقی برای پیشبرد اهداف انسانی استفاده مینماید و ثابت میسازد که هنرمند متعهد است وتعهد استوار به اصالت و رسالت والای هنر و مردمی بودن آن دارد . گویی سخن وخشورانه شکسپیر آمیزه ای گوش هنرمند بزرگ است که:

«هنر بدون پیام به سیب سرخی میماند که درونش را کرم خورده است»

هنرمند فرهیخته بر اساس حب الوطن من الایمان  با تقدیم موسیقی والای  خویش، مردم را به برادری و برابری فرا میخواند و بمثابه وجدان بیدار جامعه از همدلی و وفاق صحبت مینماید و به همین خاطر صدایش در زمانه ها باقی میماند و جاویدانه میگردد، زیرا به تعبیر کلام حضرت فردوسی از تخم سخن است و به مصداق شعر زنده یاد رونق:

          همچو معنی روح ما ماند به اجسام سخن

         اندر آن فرصت که جز خاکی ز ما آثار نیست

و این ترانه های حماسی ومیهنی  درصدای هنرمند بزرگ که از دل برخاسته، بر دلها نشسته است:

درین وطن درین دیار . . .

وطن بهر حفظ تم . . .

عشق پاک این میهن . . .

منم زاده دامان کوهسار . . .

از دیدگاه من اصالت هنر و صداقت هنرمند باعث گردیده که در طلاطم امواج روزگار و حوادث دراماتیک تاریخ، این ترانه ها کماکان بر زبان مردم جاری است.

درین روزهای کارزار انتخاباتی، که اجتماعات و گردهمایی ها فراوان است، من در گزارشات تلویزیونهای افغانی متوجه گردیدم که ترانه های میهنی هنرمندان بزرگ و رسالتمند، شور و هیجان ایجاد مینماید و از جمله صدای ملکوتی استاد را میشنویم:

          یکی شوید بردران و خواهران

          بردران و خواهران یکی شوید

         درین وطن درین زمان و آسمان

       درین دیار مرد خیز با ستا ن

       درین فضا، درین بهشت جاودان

       درین زمان به جستجوی کاروان

      به جستجوی کاروان زندگی

       بسوی اوج بیکران زندگی

      باتفاق و با همی و یکدلی

      روانه ایم و میرویم و میرسیم

      یکی شوید براران و خواهران

       برادران و خوهران یکی شوید

البته التباس صورت نگیرد که این قلم به نقد آثار استاد بزرگوار نمیپردازد و نه صلاحیت آنرا دارد.

طراز نامه هنری هنرمند بزرگ که بیش از دو صد آهنگ دارد و از نخستین جمع آماتوران است و از زنده یاد استاد برشنا آموخته واز مرحوم استاد حلاند فیض برده وبا زنده احمد ظاهر و روانشاد ظاهر هویدا همزمان رشد کرده وبا زنده یاد نینواز و مرحوم ترانه  محشور بوده و همطراز به استاد مددی و مرحومان ننگیالی و سرمست موزیک ساخته و ارکستر را رهبری نموده و لقب کارمند شایسته فرهنگ را دارد و مسوولیت اتحادیه هنرمندان  وریاست موسیقی  را داشته است، باید در جمع خبره گان هنر موسیقی و توسط اتحادیه هنرمندان مورد نقد قرار گیرد و هنرمند عزیز بشیر دژم  در گردهمایی با شکوه سال پار درالمان درجمع کثیری از هنرمندان و دوستداران شان عهده دار این مسوولیت بودند.

هدف من ضمن ادای احترام و تبجیل از شخصیت شان، بیان این حقیقت است که:

فرهنگ در مجموع و بخصوص هنر موسیقی در احوال نا هنجار کنونی، نقش با اهمیتی را در رستاخیز مردم دارد و در دوره «رنسانس افغانی» اکسیری برای تلطیف، وفاق و گذشتن از دیوار های تصنعی تعصب و . . . می باشد .

هنر اصیل موسیقی در طول تاریخ و به صورت خاص از استاد استادان مرحوم قاسم افغان و . . . تا ...وفرهاد دریا این اعجوبه موسیقی، وطندوستی و مردم خواهی را بازتاب داده است و بیاد داشته باشیم که چاک دل مردم را همین پیش کسوتان و رسا لتمندان فرهیخه فرهنگ و هنر موسیقی «رفو» کرده اند، نه سیاست بازان که  با «سیاست پلید» شان مصایب برای مردم خلق مینمایند .

روی همین دلایل روز تولد هنرمند فرهیخته و استاد بزرگوار جلیل احمد مسحور جمال را گرامی میداریم و به تبجیل از شخصیت والای شان میپردازیم . کسیکه در بیشتر از نیم قرن با هنر والای خود مصدر خدمات شایسته برای وطن ومردم گردیده و بگفته موریس میترلینگ:

 «سرمایه فکری و دانش اش با عظمت اخلاقی و روحی او عجین است»

و اکنون که به شصت و نهمین بهار زندگی قدم میگذارد، بقول رحمن بابا:

لکه ونه مستقیم پخپل مکان یم، و در مبارزه تاریخی علم و جهل جایگاه شایسته خود را دارد.

به متعلم ممتاز و بعدها معلم دانشمند، با اوتوریته ومنظبط لیسه عالی حبیبیه ادای احترام مینمایم (این حقیرنیز افتخار شاگردی شانرا داشته است) و فراموش ننماییم  که محترم بودن، بقول دلامبر:

 «نتیجه یک عمر لیاقت اندوختن است»

         هر خسی از رنگ و رفتاری بدین ره کی رسد

        درد باید، صبر، سوز و مرد باید گامزن

و یا:

    به محض کوه کندن کسی همسر فرهاد نمیگردد

  ز ارباب هنر از صد یکی معروف میگردد

برای این هنر مند سابقه دار و استاد بزرگوار صحت، عافیت وطول عمر آرزو میبریم، خوشبخت و نیکبخت باشند که بفضل خداوند هستند، زیرا بودا گفته بود:

«خوشبختی و نیکبختی واقعی به کسی تعلق دارد که اشکهای دیگران را مبدل به نگاه شاد میسازد».

و منحیث حسن ختام ،کلام شاعره گرامی را متذکر میشویم:

            عمرت هزار باد ای مرد با شرف

            از رنج و غم زلال دلت را قرار باد

                   پایان

 

 

توجه!

کاپی و نقل مطالب از «اصالت» صرف با ذکر منبع و نام «اصالت» مجاز است

کلیه ی حقوق بر اساس قوانین کپی رایت محفوظ و متعلق به «اصالت» می باشد

Copyright©2006Esalat

 

 

www.esalat.org