یکشنبه، ۲۹ اپریل ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 

 

تاریخ کشورما با نظرداشت موقیعت جغرافیای که دارد نقطه عطف و توجه متجاوزین، کشورهای استعمارگر و دشمنان مردم و وطن ما بود که به اثر مداخلات مذکور حوادث و قضایای مختلف و متنوع بروز نمود به خصوص با تولد غیرطبیعی پاکستان طبق اهداف تندروانه اسلامی در پهنانی افکار مذهب دیوبندی از بطن هندوستان بالوسیله دایه نفاق افزا(انگلیس)، اکثراً حوادث به وقوع پیوسته تحت شعاع و دایره نفوذ استخبارات پاکستان صورت گرفته است. طی شش دهه اخیر برعلاوه سایر کشورهای منفعتجو، پاکستان نقش خیلی منفی را در بروز و انکشاف حوادث که منجر به کشتار و معیوب شدن هزاران هموطن ما و ویرانی کشورما بالوسیله اگنتهای استخدام شده تحت عناوین مختلف صورت گرفت. یکی از شیوه های جنایات مذکور مسموم نمودن شاگردان، محصلان، کارگران موسسات عام المنفعه و کارمندان دولت بوده و میباشد. درین شیوه جنایت شان هدف عمده جلوگیری از علم و دانش، ترقی و پیشرفت، آزادی و دموکراسی میباشد که بالوسیله تند روان اسلامی و یا سایر تندروان تطبیق شده و میشود که از جمله میتوان از مسموم نمودن شاگردان مکاتب و تیزاب پاشی بر دختران مکاتب و پوهنتونها در زمان سلطنت ظاهرشاه توسط اعضای سازمان های اخوان المسلمین بالخصوص شاخه گلبدین حکمتیار انجام میداد.

در دوره جمهوری محمد داؤد با استخدام، تربیه، پرورش و تجهیز نمودن تندروان اسلامی اغتشاشات و بغاوتها و سایر اعمال تروریستی در اکثر شهر ها و ولایات کشور براه انداختند و موانع را در راه تحقق اهداف نسبتاً مترقی آن نظام طبق پلانهای استخبارات پاکستان ایجاد نمودند.

هفتم ۱۳۵۷ و بعداً ششم جدی ۱۳۵۸ هجری شمسی چانس طلائی برای استخبارات پاکستان و کشورهای منفعتجو و مداخله گر بوجود آمد که از یک طرف زمینه مساعد در تسلسل دشمنیها علیه خاک و مردم ما برای شان پیدا شد، و از جانب دیگر منابع وسیع مالی و نظامی در پاکستان سرازیر گردید. همان بود که دولت پاکستان، خاکش را محل و مرکز فرماندهی کشور هائیکه در ادامه جنگ سرد نقش اساسی داشتند، قرار داد و بالوسیله براه اندازی جنگ غیرمستقیم و تحمیلی علیه وطن ما که هدف عمده ای شان شکست بلاک شرق در راس اتحاد شوروی نیز شامل بود، جنایات و کشتار را وسعت بخشیدند. بر اساس سیاستهای توسعه جویانه، پلانهای طویل المدت را طراحی نمودند که در قدمه اول با نظرداشت خصوصیات جوامع آسیائی که دین و مذهب نقش اساسی را در جامعه دارد، دین را هسته اساسی پیشبرد اعمال خصمانه خویش قرار دادند و با تمثیل دوستان واقعی مسلمانان جهان (در حالیکه قضیه فلسطین و پشتیبانی از اعمال و جنایات اسرائیل علیه ثابت کننده عکس موضوع میباشد) اقدام به جلب، تربیه، پرورش و فعالیت تندروان اسلامی منطقه و جهان در داخل خاک پاکستان نمودند و تحت نظر استخبارات امریکا ـ انگلیس در پیاده نمودن اهداف کشورهای فوق الذکر نقش مهم و اساسی را بازی نمود.

طبق پلانهای مذکوربرعلاوه تنظیمهای جهادی درجلب وجذب سایراحزاب و سازمانها اقدام نمود و امکانات وسیع مالی، تسلیحاتی و نظامی را در اختیارشان قرار داد.

به دلیل بدست آوردن امکانات مالی وسلاح از استخبارات پاکستان، سازمانهایکه زمینه فعالیت آنان براساس افکار ونظریات غیرواقعی وخلاف آرمانهای مردم ما برای شان در داخل کشور محدود گردیده بود و حتا توسط تنظیم های که با آنان پروتوکولهای همکاری عقد نموده بودند، از مراکز اصلی شان به پاکستان، ایران و چین فرار و در خدمت استخبارات آن کشورها قرار گرفتند. با استفاده از امکانات فوق به ساختن و یا تقویت پایه های حزب خویش اقدام نمودند، این روند تا آنجا توسعه یافت که سازمانهای چپ مائوئیستی را نیز در بر گرفت. چنانکه سازمان رهایی و سازمان ساما، اولی زیر پوشش جبهه مبارزین مجاهد و دومی (ساما) تحت نام جبهه متحد ملی، از مقامات پاکستانی منابع مالی و اسلحه دریافت کردند. در این مسیر تا آنجا پیشرفت که در برنامه جبهه متحد ملی، تاسیس جمهوری اسلامی را هدف قرار داند. در حالیکه جمهوری اسلامی در پرنسیپ با مائوئیسم در تضاد میباشد.

طبق همان توافقات و بدست آوردن منافع شخصی و سازمانی، آقای حسن امیری به تطبیق و پیاده نمودن یکی از شیوه های خاص استخبارات پاکستان که مسموم نمودن شاگردان مکاتب، محصلین پوهنتونها و کارگران فابریکات بود اقدام نمود.

طبق اسناد منتشر شده مواد سمی که استخبارات پاکستان جهت تحقق اهداف شوم خود آماده مینمود به دسترس نماینده گان سازمان ساما در پاکستان قرار داده میشد و بعداً طبق هدایت حسن امیری (سیغانی) توسط انجنیر . . . به کابل انتقال و توسط سایر اعضای سازمان مذکور، هموطنان عزیزما در مرکز وولایات کشور مسموم گردیدند که بر اثر آن جنایت صدها هموطن ما شهید و معیوب گردیدند.

در دوره های "مجاهدین" و "طالبان" چون از یکطرف مکاتب و پوهنتونها طوریکه لازم است فعال نبودند و اتباع کشورما طبق پلانهای شوم تر استخبارات پاکستان تحت ظلم و ستم شدید تر اگنتها و هواداران آنان قرار داشتند و ضرورت تعقیب از مکتب حسن امیری نبود. اما بعد از روی کار آمدن حامد کرزی بخصوص سالهای بعد که اختلافات بین حکومت کرزی و استخبارات پاکستان بوجود آمده، جهت سرکوب جنبش نیمه بند آموزش علم و معارف و حضور یافتن اطفال و جوانان در راه کسب علم و معرفت، باز استخبارات پاکستان با تعویض موره های قبلی و یا توسط پیروان همان مکتب آقای حسن امیری مانع تعلیم و تربیه اولاد کشور شده اقدام به مسموم نمودن شاگردان مکاتب ذیل نمودند. طبق اخبار نشر شده در رسانه های افغانی و خارجی از مسمومیت های ذیل هموطنان ما یا آورشد:

ـ مسمومیت ۱۵۰ متعلم اناث در تخار

ـ شامل شاگردان لیسه نسوان مرکزی ولسوالی رستاق ولایت تخار از اثر نوشیدن آب مسموم شدند. .

ـ طبق اظهارات مقامات افغان، حدود ۱۲۶ دختر دانش آموز در ولایت کاپیسا در شمال کابل بر اثر تنفس هوای آلوده به مواد سمی در داخل مکتب مسموم شده اند

ـ ۶۰ متعلم دیگر در ولایت پروان به روز دوشنبه ۲۱ ثور مسموم شدند.

ـ مسئوولان صحت عامه در ولایت مرکزی غزنی می گویند حدود ۶۰ متعلم یک مکتب دختران به دلیل مسمومیت با حالت اضطراب، سرگیجه، سردردی و تهوع به شفاخانه منتقل شده.

ولایات کابل، پروان، کاپیسا، قندوز، کنر، هرات و قندهار شاهد بیشترین موارد این گونه مسمومیت ها بوده است.

اینکه "طالبان" تهدیدی بزرگی علیه علم و دانش، ترقی و پیشرفت بوده و میباشند واقعاً سوال برانگیز است که چرا و به اساس کدام دلایل مسئوولین دولت فعلی با چشمدید ها و درک جنایات آنان که روزانه دهها هموطن ما شهید، زخمی و معیوب میگردند با دشمنان علم و فرهنگ در حال معامله و آشتی میباشند. در حالیکه دوره "طالبان" و عملکرد های آنان نقطه عطف و صفحه ننگین تاریخ کشورما تشکیل میدهد.

مطلب عمده اینکه عامل به قدرت رسیدن رهبران دولت فعلی، همان ظلم و استبداد نظام "طالبان"ی بود که حقوق و آزادیهای بیش از نصف نفوس جامعه ما در قدم اول سلب گردید و بعداً در همه ساحات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و مذهبی زنده گی را بالای مردم محدود نمودند تا آنکه تاخت و تاز بالای ولی نعمتان خود نمودند. بنیانگذاران شان موره های جدید خویش را، بدون درنظرداشت آرای مردم و سهمگیری همه نیروها، نصب کردند.

رهبران دولت فعلی افغانستان با توجه و عبرت از گذشته خویش و جنایات "طالبان" باید معتقد گردند ائتلاف و یا شریک نمودن "طالبان" در دولت فعلی با نظر داشت سواد، محل و محیط که تربیه و پرورش یافته اند، اندیشه های که پیروی مینمایند، جفای عظیم بحال مردم و کشورما میباشد. افکار و نظریات تحجری و ضد علم و دانش و سایر عقبمانی ها که در تیوری و عمل شان وجود دارد و آنان توسط دشمنان دیرینه مردم و وطن ما تولد و در خدمت آنان قرار دارند.

هرگاه رهبران فعلی دولت در خدمت پاکستان و سایر همپیمانان شان قرار ندارند باید با احساس پاک وطن دوستی سد راه تحقق اهداف و اعمال شوم آنان گردیده و از کنار آمدن ها با "طالبان" و سایر دشمنان مردم افغانستان صرف نظر نموده در جهت آرامی و آسایش مردم اقدام نماید چرا که در اعمال و کردار "طالبان" هیچ کدام تحول و تغییر نیآمده و نظربه حوادث و قضایای که طی چند سال و یا چند روز اخیر در کشورما مرتکب شده اند آنان ذلال تر از گذشته شده اند.

با نظر داشت اینکه مردم تاریخ ساز هستند و مردم باید از طریق تفاهم، درک واقیعتهای فعلی جامعه و حوصله مندی، زمینه های وحدت و وفاق ملی را بدون دامن زدن به اختلافات قومی، لسانی، سمتی، مذهبی و سایر امراض که دامنگیر جامعه ما شده است، بوجود بیآورند. تا باشد که مردم و کشورما در فضای صلح و آرامش سپری و بسوی ترقی و پیشرفت گام بردارد. جهت ایجاد صلح و آبادی کشور:

هر تبعه افغان با درک مسئولیت اخلاقی و افغانی خویش در قدمه اول با انتقاد از خود با تصحیح اشتباهات گذشته، وجدان سالم و پاک جهت ایجاد وحدت ملی و از بین بردن نفاق وسیع که دامنگیر جامعه افغانی شده گام بردارد. برداشتن این گامها مستلزم گذشت و برده باری، شناخت ازافراد و سازمانهای که اهداف و طرحهای مردمی دارند میباشد. باید هر شخص و سازمان سیاسی با تفکر سالم در جستجو راه ها و طرحهای جدید که منافع اکثریت جامعه در آن مضمر باشد در جهت ایجاد صلح و آبادی کشور اقدام نمایند. ثانیاً نقش رسانه و کارشناسان سیاسی در شرایط فعلی خیلی ارزشمند و مثمر میباشد.

هرگاه در جهت مثبت بخاطر وحدت و تفاهم ملی با درک پروبلمهای فعلی مردم و جامعه با طرحهای عملی و سازنده، بیان انسانی و گذشت در این مرحله حساس تاریخ کشور وظایف مردمی و ملی خویش را انجام دهند، نقش مثبت و انسانی شان را بمثابه انسان رسالتمند به مقابل مردم و وطن انجام خواهند.

هرگاه در جهت منفی از زاویه افکار و نظریات شخصی و سازمانی خویش از تربیونها و رسانه های جمعی با نثار نمودن دشنامهای غیراخلاقی و خلاف کرامت انسانی که شایسته یک انسان رسالتمند نمیباشد، گرچه توهین و دشنام دادن شخصیت اصلی شان را بیان مینماید. اما ارائه شایعات و دروغ پراگنی ها زمینه نفاق و بدبختیهای بیشتر را در بین مردم و کشورما بوجود میآورد. بخصوص یکتعداد هموطنان ما که خارج از کشور به سر میبرند با پخش افکار و نظریات منفی فوق الذکر خود و سازمان مربوطه خویش با این اعمال خائینانه خویش وظایف مزدورانه خویش در جهت نفاق و تفرقه ملی ثبت تاریخ کشورما مینمایند. طور مثال حسن امیری (سیغانی) طبق عادت تا حال به جز از دشنام و توهین نقش منفی خویش را بازی مینماید. ما امیدواریم که حسن امیری بعد ازین با طرحهای مثبت و سازنده در جهت وفاق ملی اقدام نماید.

به امید ایجاد صلح و آرامی در کشور ما افغانستان عزیز،

با احترام

ع. باغبان

 

 

  (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)