پنجشنبه، ۱۴ اکتوبر ۲۰۱۰

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

  
سنجر غفاری

*     *     *

جرگه ها، ادامۀ جنگ ها

همه معتقد بر آن هستیم تا نشست های متعدد میان انسانها منجر به باز گشائی راه های میشود که مسیر اش به انتهای جادۀ حرمت و احترام با حفظ کرامت های انسانی ادامه می یابد. در خدمت قرار گرفتن برای بنی نوع بشر و انسان که اشرف مخلوقات است بزرگترین عبادت نزد پروردگار عالمیان محسوب میگردد. پس چه بهتر که در افزایش نشست ها و تماس ها برای سعادت انسان به خصوص ختم جنگ و مصیبت های که حیات انسانی را پرمخاطره میسازد تلاش بنمائیم.

متأسفانه در کشور ما مصیبت ها آنقدر استحکامیت اش را قوت بخشیده است که جرگه ها نتایج اش را به آغاز یک مرحله خونبار تر از گذشته ها می سپارد، چرا؟ نباید فراموش نمود موثریت جرگه های قومی را که خاتمه دهنده مصیبت ها بوده ونکته پایان یک ماجرا را فیصله نموده است. چونکه در ترکیب این جرگه ها چهره ها و شخصیت های اشتراک میورزیدند که دارای استعداد و شخصیت های نهایت مهربان وحق بین بودند. واقعیت ها را به جرگه میگفتند، دِکته و ظاهر بینی را معیار قرار نمیدادند و موفق بودند. امروز نتایج برعکس است. جرگه های دوران غازی امان الله خان و جرگه های نیاکان ما در استقامت یک امر ملی و کشوری صورت میگرفت که تفاوت های زیادی را در شکل و عمل آن نسبت به امروز به نظر میرسد. پس از حضور نظامیان خارجی در کشور ما طی یک دههء گذشته ما شاهد چندین نشست بزرگ و جرگه ها با هزینۀ مالی گزاف آن بودیم. بخصوص جرگه اضطراری، جرگۀ اقوام مختلف دوطرف دیورند، جرگۀ قبایل مختلف اقوام پاکستان و افغانستان، نشست صلح کابل، نشست شورای علمای افغانستان، تشکیل شورای صلح و غیره محافلی که بنام وحدت و آرامش و تحکیم صلح در کشور ما راه اندازی گردیده است. به همان اندازه جنگ ها شدت گرفته و صلح موقت جایش را به جنگ های دوام اعیار میان خود افغانها باقی گذاشته، شمار کشته ها، وسعت ویرانگری ها و سطح مهاجرت ها بلند تر گردیده است. راستی و صداقت جایش را عوض نموده. اگر راست بودی و تصمیم گرفتی تا واقعیت پذیر باشی یا در مسیر راه و یا در مسجد انتحاری در خدمت نشسته است. در کشور ما امروز هراس از دروغ را شخصی ویا گروپی عهده دار نیست. همه مردم از واقعیت گوئی ترس دارند. چیزی که باید در جرگه ها روی آن فیصله صورت بگیرد و صحبت گردد دوری از کجروی ها میباشد که اشتراک کنندۀ جرگه از ترس چیزی گفته نمیتواند. آن چیزی که مطابق سناریوی که در خارج تهیه شده باشد برایش دست ها بالا و پائین میگردد. بعد از سپری شدن یک مرحله، این فیصله های ضد منافع ملی ما به یک زخم خونین دیگری مبدل میگردد. درد ناک و چرکین شده، بالاخره یک مریضی جدید، فغان ملت را به آسمانها همانند امروز بلند ساخته، جرگۀ دیگری و یا شورای متشکل از همان چهره های خاموش و آغا بلی گویان مریض، جبراً بالای سرنوشت ملیونها دردمند دیگر انتصاب میشود تا آماده گی های جدید برای ایجاد قبرستانها و افزایش بیوه زنان و یتیمان در سرزمینی که حاصل اش مرگ، واردات اش نظامیان بیگانه، صادرات اش تابوت های انسانهای بی خرد و بی خبر از همه واقعیت ها همانند اسیران، و پیداوارش انتحاری ها آنهم در مساجد و راه های رفت و برگشت مردم اش کدام منفعت دیگری از این جرگه ها و شوراها به خاطر آرامش ملی استحصال نگردیده و نمیگردد.

مقامات کشوری باید زمان را مد نظر داشته بدانند که بیضه ما را اگر زیر پای طاؤس بگذارند از بیضه هرگز آهوی رام شده بیرون نمیگردد. صلح و مصالحه در کشوری که درب و دیوارش را بیگانه ها در اختیار داشته باشد، همسایه اش پناهگاه دشمنانش باشد چگونه میتوان خویش را آرام یافت؟. وقتی میتوانیم به سوی مصالحه برویم که از خود پوره باشیم. چهار اطراف ما مردمان مصلحت جوی جمع باشند. مصلحت خواهی امروز همانند آن است تا با فریاد معذرت خواهی کارد را در گلوی فرزند یک پدر گذاشته و طفل اش را پیش چشمانش سر بریده، تمنای مصالحه و آشتی را از وی داشته باشید. "طالبان" و طرف های درگیر مردم بی دفاع افغانستان را چنین مینمایند و طرف "دولت" و خارجیان حضور یافته از مردم ما طلب مصالحه را دارند. این واقعیت را نباید فراموش نمود که همسایه را باید متوجه ساخت تا پناهگاه ها را که دشمن برای ما می فرستند مسدود و صادقانه با ما در ختم بحران شامل گردند. دوم اینکه چه تضمین و مسؤولیتی متوجه جامعۀ جهانی و شورای امنیت سازمان ملل متحد است تا در پاکسازی خانۀ همسایه برای ما یاری رسانند. سوم اینکه دوست و دشمن تثبیت گردد. چهارم باید در انتخاب افراد و چهره های که برای مذاکره و مصالحه مؤظف میگردند دقت لازم صورت بگیرد. تا خود عامل مصیبت ها و بحران میان دوطرف درگیر نباشد. امروز فرق میان دوستان و دشمنان ملی و کشوری ما به کلی وجود ندارد. باید علل و انگیزۀ خصومت ها از ریشه مورد غور و دقت قرار گرفته بعداً در زمینه ی رفع کامل آن اجراات بوسیله افراد قابل اعتماد ملت افغان صورت پذیرد. سیاست خارجی و استراتیژی کشور های حضور یافته در خانۀ مشترک ما معین و مشخص نیست. یکروز شعار جنگ و مقاومت را میدهند، فردا سخنگویان شان از بیرون کشیدن قوت ها و آغاز دیالوگ و استراتیژی جدید حرف میزنند. یکروز حاکمیت دولتی را با مسافرت های غیر مترقبه شان پشتیبانی و همرائی مینمایند، بعداً از طریق مطبوعات شان هزاران عیب و علت را به ادرس رهبری دولتی موجوده ارسال و پخش مینمایند. به همین ترتیب راه از پیش شان گم است. به اصطلاح وطنی ما دزد هم میگوید خدا و کاروان هم. نه دزد معلوم است و نه کاروان. در فرجام این مردم بیچاره، و این مادر افغان است که یکی فرزندش را بنام دولتی به خاطر حفظ و بقای منافع بیگانه، و دیگری بنام "طالب" و غیره همانند دیروز که بنام "کفر" و "مجاهد" قربانی دادیم و از کشته ها پشته ها بوجود آمد، یک نسل را فدای خواست ها و اهداف بیگانه ها نمودیم امروز هم کشتی شکسته دلان و داغ دیده گان افغان، مادران و پدران در دریای خون فرزندان شان نگهداشته میشوند. یقین کامل بر آن است تا در خاتمه بخشیدن چنین جرگه ها راه سعادت ملی را دریابیم و به سوی یک قیام بدون خشونت سراسری با سرعت و قوت انسانی و محبت به راه آرامش همگانی، که خیر و مصلحت ملی را همراه داشته باشد، منجر به ایجاد فضای اعتماد ملی و سالم اندیشی برای تک تک افغانها در این کرۀ خاکی گردد، به پا خیزیم. تا با احساس مسؤولیت و معقولیت از عذاب کنونی ایمانی، انسانی و اسلامی رهائی یابیم. اینست راه کوتاه و خیلی ها با عزت برای ما و نسل های بعدی ما. گرامی داشتن یکدیگر، دور اندیشی، دوری از کینه و انتقام جوئی، اجتناب از تخریب و استعمال کلمات و جملات زشت به ادرس همدیگر خویش، گذشت و عفو، بالاخره باز نمودن آغوش پاک و حُسن نیت در برابر همدیگر میتواند ما ملت را از این آفت سر فراز و کامیاب بسازد. در انتظار این نباشیم که کی ها کدام وقت برای ما چه خواهند داد.

با احترام، سنجر غفاری