دوشنبه، ۳۰ جون ۲۰۰۹

کشفِ نوین و "علمی!!" آقای روشن از تاریخ،
 عامیانه سازی روند تاریخ و تأثیر متقابل عامل بر معلول، بر مصداق گفتۀ
 "تخم مرغ اول آمد پدید یا مرغ؟"، است.
(با اظهار سپاس و عرض پوزش از ساربان گرامی،  اینک نوشتۀ شان بعد از ویراستاری و اصلاح کاری جزئی در متن، به نشر رسید)

(
اصالت)

هرگاه اقای روشن همتی می کردند و تاًثیر حملات احمد شاه درانی بر هند را از نگاه شکل گیری روانشناسی جمعی و اجتماعی مردم هند امروز مورد بررسی قرار میدادند شاید جایی برای ورود به یک تکلمۀ علمی باز می شد. اما افسوس که ایشان به چنان ساده گرایی عامیانه از برداشت تاریخی و عامل تاریخی آلوده هستند که حکم بی سواد تاریخ یا شارلتان در شرح تاریخ خدای ناکرده- به آسانی بر ایشان مصداق پیدا می کند.

 نمی دانم چرا بعضی از نویسنده گان تا اندازۀ شناخته شده از مقولۀ روشنفکر می گذرند- بدون خریطه فیر کردن را عادت خود ساخته اند؟ یا بسیار خود بزرگ بین هستند و فکر می کنند که تراوش ذهن و نقش قلم شان خود بخود، چیزی است برای خوانده شدن، با وجودی شکسته نفسی های حیله گرانه، چیزی است برای پذیرفته شدن!؟.

اقای روشن از حدِ یک مبتدی تاریخ شناس و تاریخ دوست هم زیر تر، اندیشۀ "تاریخی" می ورزند و بدون اندک تفکری آن برداشت های کذایی "علمی" خود را به خورد مردم میدهد. چی چیز در عقب این حرکت پنهان است؟ نمیدانم، ولی قلم ایشان بر علاوۀ گواهی بر خودبزرگ بینی منحط ایشان، از بی سوادی تاریخ شناسی شان هم گواهی میدهد.

 امروز پاکستان در یک جنگِ تمام عیار اعلام ناشده با افغانستان به خاطر به دست داشتن و یا بی غم بودن از داشتن عمق استراتیژیک درگیر است. عوامل ملموس آن بر محور علت وجودی پاکستان، جنگ سرد، تنش با هندوستان، اعتبار اسلامی و روابط با جهان اسلام، امپریالیزم، کشمکش امریکا با رژیم ایران، ذخایر دست نخورده انرژی آسیای میانه و تغییرات آیندۀ طرح ریزی شده در جیو- پولیتیک منطقه است. نه اینکه احمد شاه درانی چند صد سال پیش بر هند حمله کرد و امروز ما مردم بیچاره در غم آن حمله نشسته ایم و مرغ هم از قفس پرید و رفت و هیچ چارۀ وجود ندارد و پس "هرچی است از ماست که بر ماست".

 پاکستان بیچاره چی گناه دارد؟ روس ها، بیچاره ها، چی گناه دارند؟، سگ جنگی های جهادی ها و دربدری مردم، قتل و کشتار و بی ناموسی و وطن فروشی و مزدوری شان، یک ملیون بار بیچاره و بیچاره ترین، چی گناه دارند؟ طالب های کرام خو بیخی بیچاره هستند و بودند که انسان افغانستان را از صف انسانیت خارج و در جملۀ حیوان هم حساب نکردند و کشتند و میکشند و خواهند کشت، صرف به خاطرِ حملات احمد شاه درانی در چند سال پیش به دستور مستقیم پاکستان بیچاره که متضرر ترین انسان ها از حملات احمد شاه درانی در آن زمان ها بودند. امریکا خو بیخی علاوه از این که در تجاوز به کشور ما و کشتار مردم ما بی گناه است، مسکین بی خبر هم است و نمی داند که روشن صاحب کلید شناختِ علت اصلی ایجاد و پرورش تروریزم را دریافته است. یا شاید همو یکی خبر داشته باشد و ما بی خبر بودم. روشن صاحب وقت خو برایشان از کشف نازنینت چیزی نگفته بودی؟ اگر مادرم زنده می بود، همین لحظه برایت می گفت: "ای بلا گک، کارکته کردی. خوده خپ میزنی"، ببینید روشن صاحب چقدر عالی و "روشن" عامل اصلی بدبختی ها و کشتار های که در افغانستان شده و می شود را به ما مردم  نشان میدهد و تلویحاً حکم می کند که برویم خواب آرام آن جهان گشای فاتح هند را اشفته ساخته از گورش بیرون کشیده و کشان، کشان به محکمه لاهه و غیره و غیره برده و به دار زده و پیش در قبرش درون کرده و بخیر همه چیز خیر و خیرت شده و افغانستان و پاکستان چی که انشا الله تمام گیتی بخیر آرام می شود.

در پهلوی این دست آورد کبیر و انسانی، این محکمه، دو حسن دیگر هم دارد: اول تمامی شهیدان به خون نشسته و کشته شده دوران جنگ های آزادی بخش مردم افغانستان بر ضد انگلیس، تمامی از کشته و پشته شده های دوران استبداد عبدالرحمانی، تمام شهیدان جنبش مشروطیت به توپ بسته شده و پوسیده شده شان در زندان های سراج الملت و دین، تمام کشته شده ها، به زندان افتیده ها و تبعید شده های دوران نادر شاه و برادرانش، شهیدان خرد و بزرگ خانواده داوود خان، شهیدان در بند زندان های حفیظ الله امین جلاد، شهیدان جهاد آزادی بخش مردم افغانسان، شهیدان سگ جنگی های جهادی و ناموس برباد شده های آن دوران خون و رذالت، کشته شده های نسل کشی های مزار، بامیان، یک اولنگ، دند شمالی و دشت لیلی توسط طالبان به همت و آدم کش و جانی و بلاخره شهیدان بی گناه حملات انتحاری و جنگ جاری و بمباردمان و زندانی امروز و حی و حاضر به خوبی شناختند که کی مسؤول تمامی این کشتار ها و در بند کشیدن ها و آواره گی ها بوده و آنکس هم صرف و صرف جناب احمد شاه درانی می باشد که توسط "روشن" صاحب به همه نشان داده شده است و چون مرده و مرده ها از ما زنده ها کرده بهتر می دانند که کسی که مرد و رفت دیگر برگشت ناپذیر اند. پس سر خود را آرام در جای گذاشته و می گذارند. باز مانده ها؟؟، ما که اولاده های آن شهیدان و این شهیدان و در یک کلام شاید شهیدان امروزی بخیر باشیم سر خود را در یخن افسوس فروبرده که جنایت کار اصلی از دست ما رفت و پرید و عدالتی نمی تواند صورت گیرد، مگر در آن دنیا.

دوم: کسانی را که سنگ و خشت مردم امروز این دیار به خون کشیده شده، با گوشت و پوست خود می شناسند که جنایات کاران و خائینان وطن هستند، برداشت شان فقط با یک پاراگراف اقای روشن غلط از آب درآمد و برائت گرفتند و تکیه بر بالش عافیت زدند. هنوز که هنوز است این افراد جانی در سر زبان مردم به صفت خائن و جانی و وطن فروش و ظالم و غیره هستند و خودشان هم به درد بی درمان فراموش شدند و عفو شدند، برای تازه نفس شدن احتیاج هستند. از هر کدام اینها هر زمانی که از جنایات شان سوال می شود به تته پته افتند و نمی دانند که چگونه خود را از شر این سوال های مغز و استخوان سوز نجات بدهند و اینک شکر به همت یک "روشنفکر" "چپی"، جنایت کاران زنده را بمان به جایش، حتی جنایت کاران مرده که به صفت های چون "بابه" و "قهرمان" و " شهید" و غیره مسما شده اند هم بی خیال شدند. جای دارد که محترم اقای نجیب روشن جایزه بزرگ "پشت نخود سیاه" روان کردن درد کشیده های این مرز وبوم را از دست مبارک جنایات کاران زنده و مرده گرفته و با تشویقی که لازم شان است در "تحلیل" تاریخی(!) و "علمی"(!) خویش بهتر و خوبتر و عمیقتر بپردازد.

 

ساربان 

 

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

 

www.esalat.org