خواب کرزی را بايد تفسير کرد

(مروری تند و کوتاه بر حاکميت هفت ساله کرزی)

(زيميروال – اسکاری)

 

آقاي کرزي! قبل از کانديد شدن درانتخابات آينده با وجدانت لحظه يي خلوت نموده وبه اين بي انديشيد وازخود بپرسيد که طي اين هفت سال چه خدمات ارزشمند را به ملت و ميهن انجام داده ايد؟؟؟ .

قير چند کيلو متر سرک وسيله کمک مستقيم خارجي صورت گرفت، نشر و پخش اخبار، راديو و تلويزيون کار شما نيست و چند سرمايدار با کمک پيدا و پنهان کشورهاي غربي بخاطر نمايش دموکراسي که غربيها از آن بحيث وسيله يي استفاده مي نمايند، دست به چنين اقدامي زده اند. اگر منظور شما از مکاتيب است با اندوه و درد که با موجوديت نظاميان سي وهفت کشور در افغانستان هنوز نيز مکتب و مدرسه به آتش کشيده شده و اطفال وطن از رفتن به مکاتب منع ميشوند.

لطفآ اگر براي يکبار هم ميشود با وجدان وطني و افغاني صاف و ساده بفرمايید که طي اين مدت چقدر از کمکهاي خارجي و از دارايي ملي به باد فنا رفته و ازينطريق اطرافيان، همرزمان و دوستانت صاحب ثروت و دارايي شده اند؟؟؟ چرا از حساب و محاسبه ميترسيد؟؟؟ لطفآ بفرمایيد طي اين سالها کدام يکي از حاکمان کشور مانند شما در امور سياسي، اقتصادي و حيف و ميل داراييِ ملي از برادرانش کمک خواسته است که عجله نمايد تا از چورعقب نمانيد؟؟؟ چرا يکروز نشد که صادقانه و شريفانه قاتلين داکترعبدالرحمان، حاجي قدير، محصلين پوهنتون کابل ... فهرست قاچاقچيان مواد مخدر، سران فاشيزم قومي (از هر قوم و ملت که باشند)، عاملين بمباردمان و کشتار بيگناهان، قاچاقبران معادن و آثار تاريخي ... را به ملت معرفي نمي نمایيد؟ تا خير و سعادت دو جهان را نصيب گرديد .

يقينآ که جرئت و غيرت چنين کاري را نداريد . پس خوب گفته اند : (که آزموده را آزمودن خطاست) . گمان نميکنم که ملت ديگر فريب رنگ و نيرنگهاي رنگارنگ را بخورد و پنج شش سال ديگر بر گرده ملت سوار شده تحت عنوان اينکه کارهاي باقي مانده را انجام ميدهيد . کدام کار؟؟؟ کدام انديشه و هدف خدمتگزاري به ملت و مردم؟؟؟ اگر منظور تان اينست که هنوز اطرافيانت از چور و چپاول دارايي عامه سير نشده اند اين موضوع جداگانه يي است. نشنيده ايد که ميگويند (چشم گرسنه را خدا سيرکند)

پس ناگذيريم مرور خيلي کوتاه داشته باشيم بر حاکميت هفت سال اخير.

افغانستان رسته از سه دهه بحران و ويراني هنوز به آ تش زير خاكستر مي ماند كه هر آن امكان دارد با كوچكترين بي احتياطي اين آتش زير خاكستر شعله ور گردد و حضور نيروهاي جنگ سالار به اين وضعيت بيشتر دامن زده است، اما آيا با مسامحه كاري و ميدان دادن به نيروهاي جنگ سالار تحت عنوان مجاهد و مبارز مي توان از اين واقعه جلوگيري كرد يا نه؟ بلكه مي توان بر دامنه اين تهديد نيز افزود. وضعيت افغانستان طي کمتر ازهفت سال اخير بعد از تحولات ۱۱ سپتامبر تغييرات زيادي نموده است و همگان چه دوست و چه دشمن، چه غربي و چه شرقي به اين باورند كه افغانستان بايد از اين برهه از زمان كوره راهي براي رسيدن به ثبات پيدا كند وگرنه براي هميشه فنا خواهد شد.

اما چگونگي گريز از شرايط فعلي ، سئوالي است كه اذهان همگان را به خود مشغول داشته و براي يافتن به دنبال پاسخي براي آن هستند. اما آيا اين گزينه كه بايد به نيروهاي که وطن راويران وکابل رابخاک يکسان نمودند  ، ميدان داده شود تا تجربيات اشتباه گذ شته خود را تكرار نمايند گزينه درستي است؟ آيا بايد انحصار قدرت همواره در دست قدرت مداران باشد ؟ و آيا اين ها قبلاً يك فرصت را براي ساختن افغانستان با خودخواهي هاي خود از دست نداده اند؟ .

همه اين ها سئوالاتي هستند كه بايد به دنبال پاسخي براي آن بود. جامعه افغانستان به دليل دوري از قانون و قانونمداري به يك جنگل تبديل شده است كه هركس زور بيشتر داشت همان قدرت حاكم به شمار مي رود . تفنگداران با تكيه به نيروي نظامي خويش خواستار هرج ومرج ، چورو چپا ول ، زورگوي وبي قانوني اند . آيا اين به صلاح مردم است؟ . پروژه خلع سلاح و تضعيف جنگ سالارا ن را دولت نه ، بلكه مردم به شدت خواستاراند . چون سه دهه جنگ و ويران گري همه داشته ها و نداشته هاي ما را نابود ساخته است و وضعيتي را به وجود آورد كه مردم براي رهايي از چنگ جنگ سالاران خواستار مداخله نيروهاي خارجي در قضيه اند.

مردم نه تنها خواستار خلع سلاح و حذف نيروهاي جنگ سالار هستند، بلكه اين راه را تنها راه اعاده امنيت در افغانستان مي دانند. حوادثهاي متعددي مانند حوادث هرات بين اسماعيل ورقيبان ، حوادث هشت جوزاي شهرکابل ، شاخ جنگي هاي عطادرمزارشريف ، خونريزي هاي دوامداردرجنوب وجنوب غرب و... به خوبي خطر اين جنگ سالاران را براي مردم افغانستان خاطرنشان ساخت كه يك سوء تفاهم مي تواند منجر به كشته شدن بيش از صد نفر شود و عده زيادي از مردم را در هول و ترس فروبرد و اين يعني اينكه ديگرزندگي زير سايه يك جنگ سالار هيچ گاه امنيت را براي افغانستان تامين نخواهد كرد.

اگر قدرت جنگ سالاران و باندهاي مافيايي مواد مخدر تحت حمايت آنها در افغانستان مهار نشود، شرايط فعلي نه تنها امنيت کشوررا به مخاطره خواهد افكند كه مشكلات بسياري را براي مردم پيش خواهد آورد و يك بار ديگر افغانستان را به معضل منطقه و فرامنطقه اي قبل از تحولات يازده سپتامبر تبديل خواهد كرد. معضلي كه هيچ كس نمي خواهد دوباره به وجود بيايد.

خيانت وخودخواهي اين جنگ سالا را ن که زاييده تحريکات پشت پرده قد رت هاي خارجي بود مملکت را بصورت سرزمين ملک الطوايفي درآورده و د رهرگوشه فرماندهي ؛ گروهي ؛ سردسته وگرد نکشي براي خو يش پوسته وپا تک وزندان وکشتا رگاه سا خته ازاين طريق قدرت وحاکميت خودرا به نمايش مي گذاشت . چورو چپاول دارائي هاي عامه، آغاز يافت. هر يک از گروه هاي مقاومت هر کدام باالنوبه هرآنچه در دست شان آمد به يغما بردند وآنرا دربازارهاي پاکستان به قيمت ناچيزبفروش رسانيدند. در اداره دولت كسانی هستند كه مانع آزادی ، دموكراسی ، حقوق زنان و بالاخره ترقی كشور بحساب ميروند .

ازجانب ديگربيداد فساد مالي‌، رشوت‌ ستاني‌ و بيكاري. خورد و برد قسمت‌ اعظم‌ كمك‌هاي‌ خارجي‌ به‌ وسيله‌ وزارتخانه‌ها و د يگر ارگان‌هاي‌ دولتي‌ و كند بودن‌ شرم‌ آور اعمار مجدد. سران‌ وفرماندهان ديروزي  در زير چشم‌ هزاران‌ عسكر امريكايي‌ و ناتو به‌ توليد و تجارت‌ بيسابقه‌ي‌ هيروئين‌ مشغول‌ بوده‌ كه‌ افغانستان‌ را مجدداً در صدر ليست‌ كشورهاي‌ توليد كننده‌ هيروئين‌ قرار داده‌اند. باوجود ادعاهاي‌ مبني‌ بر آزادي‌ بيان‌، فريادها در گلو خفه‌ مي‌گردند و آناني‌ كه‌ جرئت‌ ابراز نظرات‌ غير سازشكارانه‌ شان‌ را دارند با ضرب‌ و شتم‌ و تفنگ‌ و تهديد روبرو مي‌شوند. باوجود اين‌ كه‌ گاهگاهي‌ بوي‌ جنايات‌ سران‌ قدرت‌ و اقارب‌ و همد ستان‌ شان‌ در مطبوعات‌ جهاني‌ نيز بالا مي‌گيرد اما اين‌ ها بدون‌ كوچكترين‌ توجهي‌ به‌ اين‌ رسوايي‌ و با آرامش‌ خاطر به‌ اعمار قصرهاي‌ خود بالای سينه های مردم ادامه‌ مي‌دهند.

اكثريت‌ مهاجرين‌ مقيم‌ ايرا ن‌ و پاكستان‌ به‌ علت‌ استيلاي‌ بيكاري‌، عدم‌ امنيت‌ و ادامه‌ جنگ‌ و جنايت‌ توسط‌ تفنگداران  زندگي‌ پر توهين‌ و عذاب‌ در پاكستان‌ و ايران‌ را بر زند گي‌ زير سايه‌ تروريستان‌ ترجيح‌ مي‌دهند و آناني‌ نيز كه‌ برگشته‌ اند دربدر و پشيمان‌ اند. تحت‌ شرايط‌ فعلي‌ و با درنظرداشت ماهيت‌ خاينانه‌ و ميهن فروشانه‌ بنيادگرايان‌ هيچ‌ خوشبيني‌ و اميدي‌ نمي‌توان‌ به‌ آينده داشت ، تا زماني‌ كه‌ طاعون‌ بنياد گرايي‌ از كشور ما نابود نشده‌، هيچ‌ قانون‌ و عدالت اجتماعي ، دموکراسي ومردم سالاري نمي‌ تواند اثر مثبت‌ در بهبود اوضاع‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ داشته‌ باشد.

افغانستان زماني مالک دموکراسي ، قانون‌ ،  حکومت مردمي وانتخابات د موكراتيك‌ خواهد بود كه‌ بر ركن‌ اساسي‌ آن‌ ـ سكيولاريزم ـ استوار باشد. چون‌ سران‌ بنيادگرايي ‌ جدايي‌ د ين‌ از دولت‌ را مانعي‌ بر سر راه‌ خود مي‌يابند، آن‌ را ضد اسلامي‌ مي‌نامند تا حاكميت‌ خويش‌ را تداوم‌ بخشند. رهبران‌ و قوماندانان‌ ‌ كه‌ به‌ قانون‌اساسي‌ بعنوان‌ سندي‌ بي‌ارزش‌ مي‌نگرند، با تكيه‌ بر تفنگ‌ خود انتخابات‌ آينده را نيز هرگز اجازه‌ نخواهد داد آزاد و شفاف‌ باشد.

متاسفانه درجمع معاونين ، ياران وکابينه کرزي نه تنها نماينده واقعي ملت وروشنفکران حضورندارد بلکه دريک نمايش پنهاني پست هاي معاونيت هاي رياست جمهوري ادارات استخباراتي وچوکي هاي کليدي را دروزارت دفاع بين ياران تنظيمي ديروزش تقسيم نمود . ماديديم که كرزى در كابينه هاي پيشين توجه زيادى به جنگ سالاران كرد وگفته مي شد که با اعلام کابينه بعدازانتخابات اين مشکل را رفع مي نمايد اما بااندوه فراوان نه تنها کاري صورت نگرفت بلکه صرف با برکناري فهيم (اعطاي القاب وامتيازهاي متعدد) همان نمايشنامه کهنه با همه دلزده گي ويک نواختي اش ادامه دارد. برخى مى گويند كه كرزى در مد ت شش سال حكومت بر افغانستان اكنون ديگر فرصت چندانى براى جلب اعتماد عمومى ندارد. به همين دليل اكنون مردم منتظرند كه ببينند عاقبت دولت با اينهمه تفنگ داران که دروزارتخانه هاي دفاع ، داخله ورياست عمومي امنيت ملي لميده اند ، به کجا کشانده خواهد شد .

کرزي به اين ممکن دل بسته باشد که باموجود يت نيروهاي بين المللي اينهمه تفنگداران که درادارات فوق الذکرسنگرگرفته اند نميتوانند عملي را انجام بدهند ، ولي دلسردي مردم ازدولت ، ازارواذيت دوامدار، بگيربزن وببرمردم بي دفاع ومعرفي افراد بي گناه بنام طالب والقاعده به نيروهاي بيگانه ، دزدي ، چپاول ورشوت ستاني درادارات دولتي ، حاکميت هاي متعدد شهري ومحلي ، تبليغات دوامداربرضد حاکميت ملي ، و... تاچه مدتي دوام ميابد . افزون بر اين كرزى مى بايد كم كم مقدمات خروج نيروهاى خارجى از افغانستان و جايگزينى اردوي ملى به جاى اين نيروها را فراهم آورد و در همان حال از مخدوش شدن امنيت و ثبات در اين كشور جلوگيرى كند.

آيا ا و خواهد توانست كشور بحران زده را در جاده ثبات و بازسازى قرار دهد؟ . دريک اقدامي نمايشي ديگر کرزی به تغيير و تبديل والی ها و قوماندانان امنيه ولايات اقدام مينمايد ، هدف ازين تغييرات تا مين بهتر امنيت و حاکميت بيشتر دولت در ولايات کشور اعلان شد. امابااين کارباگذشت هرروزوباسياستهاي تفرقه اندازي اش اوضاع رابدترازگذشته نموده است . درتمام حوادث هاي ناگواروخشن شخص وي مقصراصلي پنداشته ميشود .

در شرايط فعلي براي همگان آشکار است که مرکز گريزي و قانون شکني چه در ولايات و چه در مرکزبه اندازه ايست که هيچ مرجع قانوني نمي تواند در برابر آن ايستادگي کند . امروز بوروکراتيزم ريشه دار در کشور مانع هرگونه پيشرفت است، لذا برنامه هايي چون خلع سلاح ، مبارزه با مواد مخدر، تشکيل کميسيون هاي متعدد و غيره نتوانسته اند به موفقيت برسند.

در برابر اين نا بساماني بنيادي، سياست هايي چون تغيير مسئوولين در ولايات، سطحي به نظر می رسد، اين سياست ها نه تنها باعث بهبود اوضاع نمي شود بلکه به آشفتگي آن مي افزايد. از سوي ديگر در هم ريختگي صلاحيت هاو مسئوليت هاي دست اندر کاران امور و بخش هاي مختلف اداري سبب ناکامي اجرات مثبت و موثر ميگردد. اصلاحات اداري نيز در صورتي موثر است که هيچ کس نتواند به ناحق خواسته خود را به کرسي بنشاند. در هر حال ايجاد يک دولت مقتدر مرکزي با اتکا به اصل شايسته سالاری و مديريت علمي که بتواند به خواسته هاي مردم پاسخ مثبت بدهد، تنها راه سياسي بهبود اوضاع اجتماعي و اقتصادي به شمار مي رود. در غير آن هر شخصی با تجربه ای هم اگر دراين حلقه بسته ودر سيستم بهم آميخته قرار گيرد موفقيت چندانی نخواهد داشت. در کشوربسيارى از فرمانداران محلى و ولايتى هم ازاردو، پوليس و افسران امنيتي قبلاً فرماندهان جناح هاى مختلفى بوده اند كه براى سرنگونى طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ درتصرف قدرت پيشد ستي وخلاف توافق قبلي کابل را اشغال نمودند .

از آن زمان تاكنون سياستى كه مورد حمايت کرزي ، آمريكا، بريتانيا و سازمان ملل متحد قرار دارد، همواره بر اين اصل استوار بوده است كه اعمال غيرقانونى اين جناح ها در گذشته ناديده گرفته شود و به جاى آن با شركت دادن رهبران اين جناح ها در روند سياسى و خلع سلاح افراد تحت كنترول آنها از بروز برخوردهاى خشونت آميز در آينده جلوگيرى به عمل آيد.

آن چه كه اين فرماندهان مى توانند انجام بدهند، استفاده از سمت دولتى خود براى كشت خشخاش و قاچاق مواد مخدر است. آنها هنوز اسلحه در اختيار دارند و نفوذ گذشته خود را بر مردم حفظ كرده اند و اين موضوع، مشكلاتى را بويژه به وسيله ضبط غيرقانونى اموال ،دارايي وزمين مردم به وجود آورده است . تامين امنيت و جمع آوري سلا ح امنیت یکی از همان اصطلاحات واسمای بی مسمایی است که از زبان مسوولین دولتی وتریبیونها وبلند گوها دردا خل وخارج کشور به مود روز ومود سال بدل گردیده ، اما واقعیت خلاف آن است که می بینیم، میشنویم واحساس میکنیم .

 مردم این پرسش را مطرح میسازند که دولت ومسوولین امنیتی آن با اینهمه تشکیلات وسیع وهزینه های گزاف دربرابر اینهمه بی امنی وجنایت که طی سال هاي گذشته درتاریخ کشور ریکارد قایم کرده است، چه استدلالی دارد، مسوولین دولت با ادعا های بلند بالا و بهانه های ناهمگون دربرابر افکار پرسشگر مردم وجهانیان چه پاسخی دارند؟ آیا همین کفایت میکند که میگویند: بیست و پنج سال جنگ درین کشور جریان داشته ودرهفت سال برطرف نمیشود؟! وبرای آن بیست و پنجسال وقت لازمست؟ یا همینکه میگویند ما هنوز وسایل وامکانات لازم را نداریم...؟

قابل گفتن است که درکشور های دیگر وقتی دریک ادارهء ویا ادارات دولت بی کفایتی رونما میگردد ومسوولین آن از عهدهء انجام وظایف برنمیایند ، بدون تأخیر مسوولین یا استعفاء میدهند ویا ازسوی مقامات بالایی از کار سبکدوش میشوند. اما سیستم اداری اجاره داری دولتی درکشور ما مانند سایر موارد ازین امر مستثنی است ومقامات ومسوولین با وجود انواع غفلت وبی کفایتی هنوز هم خود را ذیحق دا نسته با افتخار به کار شان ادامه میدهند.

اما کشتن، بستن، بردن، اختطاف، زورگويي، قاچاق وحشت، بربريت، جنگ هاي ذات البيني و مردم آزاري با گذشت هر روز وسعت بي سا بقه پيدا مي نما يد . گزارش هايي در دست است که افراد ملبس به يونيفورم پوليس، در اخلال امنيت شهر نقش داشته اند، با اينکه از سوي مقامات دولتي اعلام شده که اين افراد از چوکات اداره پوليس خارج بوده اند و تنها از يونيفورم استفاده کرده اند، اما اين موضوع به قوت خود باقيست که با نبود زير ساخت اقتصادي افزايش بيکاري سبب اخلال در امنيت اجتماعي مي شود.

اين موضوع سبب پديد آمدن نوعي کانگستريزم شهري گرديده است . هم اكنون دهها هزار ميل سلاح نزد گروپ هاي مسلح وجود دارد كه عامل نا امني در كشور هستند. اگر سلاح جمع اوري شده باشد، پس اينهمه زورگويي، درگيري، قتل و جنايت چگونه اتفاق مي‌افتند.

همين حالا تنظيم هاي حزب گلبدين، جمعيت رباني، شوراي نظار، اتحاد سياف ، وحدت اكبري، حركت هاي اسلامي و ... كاملاً مسلح بوده، واليان و قوماندانان امنيه تنظيمي هر يك دهها ميل سلاح در اختيار دارند. سرگروپ ها و بعضي از فرماندهان و مسوولان اين تنظيم ها در دولت نيز شركت داشته ولي سلاحكوت هاي خود را حفظ كرده اند. کرزی و حواریونش، با پیش گرفتن سازشگری های نا سنجیده و مضر به حال مردم مظلوم ، با دادن امتیازات بیشتر به اقناع این دشمنان قسم خورده مردم ما پرداخته اند.

بدین ترتیب، به ملاحظه میرسد که سیاست سازشکارانه  ومصلحت گرایی کرزی در تمام عرصه ها با خالی کردن میدان به سرا ن جنگ وتفنگ برزخمهای ملت داغدارما نمک بی التفاتی پاشیده است. مردم به روشنی درک می کنند که درتعیینات دولتی، بیش ازنودوپنج درصد آن، افراد متعلق به احزاب وتنظیم های عامل خرابی افغانستان می باشند. ازهمین جاست که حاکمیت کرزی روزبه روز در انظارمردم رنگ می بازد ووی به تجرید کشانیده میشود. تفنگداران جنگ سالار بقا و نفع خویش را در ایجاد انارشيزم و برهم خوردگی وضع اجتماعی دیده، از همین جهت پیوسته در صدد  بی ثبات نگهداشتن اوضاع تلاش هاي مذبوهانه مينمايد و سود خویش را فقط و فقط در حنگ و تفنگ مي بينند آ نها به منظوراغوا و سرکوب مردم، در تمام عرصه ها دست به اقدامات خائنانه و ماجراجويانه میزنند.

دردولت کرزي روز بروز بر تعداد جرم و جنايت افزود ميگردد. چرا جرم و جنايت صد برابرشد ؟ در روز روشن غارت مسلحانه , قاچاق احجار قيمتي , كودك ربايي , اختطاف كارمندان بين المللي , ترورهاي سياسي , غارت كمك هاي بازسازي , رشد عقايد منفور بنيادگرايي, زنداني ساختن زنان و رشد فعاليتهاي روز افزون مامورين مخفي همسايگان , رشد توليد و قاچاق مواد مخدر همه وهمه قصه ي است ا زفشارروزافزون تفنگ وتفنگداران غيرمسوول درکشور. تعرض خشونت آمیز جنایی ـ دزدی مسلحانه، اخاذی و آدم ربایی توسط نیروهای نظامی، پولیس و شعیات استخبارات ـ تعرض بر مطبوعات و فعالان سیاسی، و نقض جدی حقوق انسانی زنان و دخترا ن ،تخلفات علیه اهالی فضای رعب و ترس در اکثر مناطق افغانستان حکمرواست.

 نیروهای نظامی و پولیس در اکثر مناطق بالای خانه های مردم از طرف شب یورش برده و اهالی ملکی را تاراج مینمایند. آنها به وسایل گوناگون وارد خانه های مردم میشوند، اعضای فامیل را برای ساعتها گروگان میگیرند، با اسلحه تهدید میکنند، اشیای گرانبهای شان را دزدی مینمایند و گاهی به زنان، دختران و پسران فامیل نیز تجاوز میکنند. افغانهای که توسط سازمان مورد مصاحبه قرار گرفته اند، در مورد تعداد زیادی ا ز قضایایی سخن گفته اند که در آن از گرفتاری، لت و کوب، نگهداری مردم برای اخاذی توسط نیروهای نظامی و پولیس و موجودیت زندانهای شخصی، مطالب فراوانی ثبت گردیده است.

همچنان در گزارش ديده بان حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام شده است که مردم افغانستان در اکثر مواقع اظهارداشته اند که آنان بيش از طالبان از رهبران فرقه‌اى محلى و فرماندهان نظامى بيم دارند.

مگر کرزي اين را نميدانست که تفنگداران بيش از دو دهه بالای خون ملت به تجارت مشغول بودند ؟ مگر داد و معامله های پيدا و پنهان اين تشنگا ن قدرت؛ مردم رنج کشيده ما را به خاک و خون نکشاند؟ مگر همين ها نبودند که در بدل ويرانه ساختن کشور؛ قصر های مجلل در داخل و خارج برای خود و اقارب خود اعمار نمودند؟  مگر همين بنياد گرايا ن نبودند که ميليون ها دالر کمک سعودی، آمريکا، فرانسه، جرمني، پاکستان، کشورهاي شيخ نشين ... را به حساب های شخصی خويش چه در زمان به اصطلاح جهاد و چه در زمان قدرت خويش در خارج واريز نمودند ؟ .

مگراينها نبودند که چوکی رياست جمهوری را چهار د ست وپا محکم چسپيده بودند ؛ به هر کنج وکناری که فرار کردند با خود بردند؟ . دار و ندار مردم کابل به تاراج رفت و از کشته ها پشته ها ساخته شد . مردم کابل حتی فرصت دفن شهدای خويش را نداشته و عزيزان خود را در خانه های خويش به خاک سپردند ولی اينها خمی بر ابرو نياورد . اکنون اين تاجرا ن خون و دلالا ن سيه د ل با ديده درا ئی خا صی خود را نمايندگان مردم ميدانند. غم انگيز تر اينکه کرزی بالای آرزوهای مردم پا گذاشته و جنگسالارانی را که هرگز شانس ورود به دولت و پارلمان را نداشتند؛ به قدرت و حاکميت شريک ساخته در زد و بند پنهاني و آشکاراز همديگر حمايت نموده و بر گرده مردم سوار شد ند .

 اما با انفاذ قانون ، تشکيل لويه جرگه وانتخاب کرزي به صفت ريس جمهوريک بار دگر  پستهاي بزرگ دولتي ، رتبه هاي بزرگ نظامي ، پارلمان ونمايندگي هاي سياسي کشوردرخارج بد ست آنان قرارگرفت.

سازمان آمریکایی نظارت بر حقوق بشر از حامد کرزی، خواست از هیچکدام از جنگسالاران و فرماندهان گروه های نظامی در کابینه جد ید ش استفاده نکند. اين سازمان می گوید کرزی باید با اتکا به حمایت مردمی موجود، افرادی را که جنایات گذشته به آنها منتسب دانسته می شود را کنار بگذارد. 

سازمان نظارت بر حقوق بشر نامه اش را با تبریک به کرزی آغاز می کند که اولین رئیس جمهور منتخب است. اما این سازمان در نامه یاد آوری می کند که او مسئول اداره کشوری است که جنگسالاران و فرماندهان محلی هنوز از خشونت و زور و وحشت آفرینی برای مرعوب کردن بخش عظیمی از مردم این کشور استفاده می کنند. در این نامه از کرزی خواسته شده که نه تنها از انتساب چنین افرادی در کابینه خود داری کند بلکه برای کاستن از میزان قدرت آنها اقداماتی انجام دهد.

بسیاری از مردم از این خواسته سازمان نظارت بر حقوق بشر حمایت می کنند. توجه ویژه این سازمان به به تاراجگران که کابل را به ويرانه ومردم را به ديارنابودي فرستاد، معطوف شده بود . این سازمان همچنین می گوید کرزی باید در مورد حقوق زنان کارهای بسیار بیشتری انجام دهد و بر ارتش امریکا بخاطر بدرفتاری نیروهایش در طی عملیات و رفتار بد با زندانیان فشار بیشتری وارد کند. اما کرزي به ريش همه خنديد.

سند تحقیقاتی کمیسیون مستقل حقوق بشر گرچند حاوی نقایص زیادی بود، با آنهم نشان داد که بیش ازنود درصد مردم خواهان محکمه جنایتکاران تفنگداراند  . ازجانب ديگر سند صد وشصت صفحه ای دیگری ازطرف نهاد بین المللی دیدبان حقوق بشرتهیه وبرای حکومت کرزی ارائه شد.  دراین سند ازجنایات تفنگدارا ن قاتل ووحشي  یاد آوری گردیده، درآن آمده که کیها جنایات کردند وچه جنایاتی را مرتکب شده اند. سند به گفته تهیه کنند گانش ازطریق مصاحبه های زنده تدوین گردیده وحقایق ا ست که جنایات صورت گرفته درهرات، کابل، مزار، وده ها ولایت دیگرگوا آن اند.

درسند ازحامد کرزی خواسته شده تا امتیازدهی را کنارگذاشته؛ بار دیگر سرنوشت ملت را بدست جنایات سالاران آزموده شده قربانی نکند، مردم خواهان رسیدگی به جنایات گذشته ای، درند گان خویش اند.

 اما برخورد دولت در قبال این سند هم منفي و جانبدارانه بود. در اداره که کرزي آنرا مديريت مينمايد با گذشت سالها هنوز کلمات کفر، الحاد، مرتد، بي د ين، بي خدا ... در رسانه ها و در بگو مگو ها طنين دارد. وهم صدها پرابلم وجنايت د رزيرريش کرزي ودرساحه حاکميت قواي بين المللي وجود دا رد، چرا ا زبازپرس وقانون خبري نيست ؟

هنوز قاچاق مواد مخدر، معادن، انبارهاي اسلحه، چور و چپاول سرما يه ها ي دولتي و شخصي، زمامداري تفنگ و تفنگ دار، افراد حزبي و تنظيمي در هيت رهبري دولت، رشوت و رشوت ستاني، قتل و جنايت هاي تکا ن دهنده، دزدي و اختلا س، خويش خوري و قوم پرستي ... به پيما نه زيادي به چشم مي خورد ولي با اندوه فراوان با گذشت هر روز وسعت بي سابقه پيدا نموده و قانون و دولت را زير سوال برده اند.

از يکطرف نگرانيهاى بين المللي از تشديد بحران در افغانستان و افزايش خطر طالبان، تا جايي پيش رفت که برخي از مقامهاى سازمان ملل حتي از احتمال بازگشت افغانستان به دوران سياه گذشته در نتيجه افزايش خشونت طالبان و کم توجهي بين المللي به اين کشور تحت تاثير بحران عراق سخن گفتند.فيليپو گراندى  کميسر عالي امور پناهندگان سازمان ملل در افغانستان با بيان اينکه ، علايم نگران کننده اى در اين کشور مشاهده مي شود، اعلام کرد : در جنوب افغانستان خطر و تهديد طالبان و القاعده همچنان باقي ا ست.

 آنتونيو