جمعه، ۲ مارچ  ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


  
جلیل احمد پرشور

 

 

نوشته ی جلیل پرشور

 

تاریخ ارسال به اصالت:

Mon, February 27, 2012 10:09

۲

سوریه: روزنۀ نجات از نابودی!

تمام تلاشها، دسایس و تدابیر فعال نظامی- سیاسی- استخباراتی استکبار جهانی و عمال عربی ومنطقوی آن، باضافه ی صدور فتوا ها و فیصله های مراجع ارتجاع عرب و مانورها و نعره های احزاب بنیادگرای عربی، در حال ناکام شدن اند، و جمهوری عربی سوریه با اخذ موقف سالم، آوردن تغییرات لازم دموکراتیک، دادن مجال به مخالفین تحول طلب خواهان آزادی و مشارکت در قدرت، برای ابراز نظر و انتقاد، کسب حمایت قوتمند روسیه ی دیر از خواب بیدار شده، چین نیرومند، همراهی لبنان، الجزایر، اردن، عراق و دهها حزب ضد بنیادگرای عرب، کشورهای عدم وابسته در جال شیطانی سرمایه داری معاصرِ خواهان تجدید تقسیم کرۀ خاکی در بین دیناسورهای صنعتی- بانکی و مهمتر از همه بسیج همه توانها و ریزرفهای انسانی داخل سوریه (خاصتاً حزب بعث و شاملان جبهه)، کارایی خودرا از دست میدهند، و بر امیدواری های مجموع طرفداران سوریه و مخالف با تجاوزات و یکه تازیهای تیم (سرکوزی- سعودی امریکا) و سایر اعضای شبکه، در مورد بقای دولت فعلی سوریه قوت و اطمینان بیشتر پیدا شده است.

دولتهای سابق ترکیه که بابت نسل کشی (ارمنیها) زیر فشار قرار دارد، و از دولت فعلی آن کشور غرض معذرت خواهی از ارمنیها مطالباتی وجود دارد، این فشار از سوی (علوی)های ترکیه که تعداد شان را بیشتر از ۲۴ ملیون نفر در ترکیه تخمین میزنند، و در دههء ۳۰ قرن گذشته بمانند ارمنیها با کشتار وسیع قومی مواجه شده بودند، موجود است. این فشار علویها نمیتواند، شامل تغییر موقف ترکیه پیرامون مسایل سوریه که بیشتر از ۱۴% مردم آن علوی بوده و شخصیتهای کلیدی علوی در وجود حزب بعث پستهای کلیدی دولتی سوریه را در دست دارند، نگردد.

اتحاد موجود عربستان با امریکا و ناتو، مارا به یاد موقف مشترک هارون رشید پادشاه مقتدر، عیاش و سفاک عباسی و امپراتور روم میاندازد، که یکی (خلیفه ی بغداد) بخاطر نفوذ رو به تزاید امرای جنگی عرب حامل پیام اسلامی ولی سرکش در برابر تاج و تخت بغداد، در هسپانیه تشویش داشت و آن دومی (امپراتور روم) نسبت بقدرتمند شدن پادشاه مقتدر قستنطنیه که او نیز مسیحی بود و در پی گسترش عیسویت تلاش میکرد، اما، با مدعیان قدرت خداوندی(!) در روم مخالف بود و اطاعت روم را نمیکرد، می اندازد. در آنروزگار خیلی قدیمی، چطور دو پادشاه خود کامه و جاه طلب، یکی مسلمان و دیگری نصارا، اختلافات آشتی ناپذیر دینی شان را ترک گفته، بخاطر وسعت قلمرو تحت فرمان شان، با استفادهء ابزاری از دین خدا، بخاطر یکه تازی و در اسارت درآوردن گروه های وسیعتر مردم و بسط سرزمینهای تحت فرمان شان، اقدام به خیانت علیه هم کیشان، همزبانان و هم عقیده های خودشان نمودند، و در حمایت پادشاهی دشمن و دین مخالف، برای برآورده شدن خواسته های شیطانی و تحقق اهداف پلید جاه طلبانهء شان تا آنجا پیش رفتند، که برعلاوۀ ریختانده شدن خون های بی حساب و خرابی های بیشمار، به گسترش اسلام فرهنگ مدار در (اندلس) و مسیحیت آزاد منش تر در (قستنطنیه)، افتضاح بزرگی را خلق کرده و تا امروز مایۀ شرمساری آنها میباشد.

چنین معاملات ابلیسی در آن وقت، امروز و فردا از طرف هر دولت، حلقه و شخصی که صورت بگیرد، طوریکه هیچ دستآورد قابل افتخار نصیب هردو امپراتوری نگردید، برای سایرین از جمله دشمنان مردم سوریه ارزانی نخواهد شد. احزاب و گروه های افغانی نیز باید از این تجارب استفاده کنند، و علیه آرمانها و عقاید سالم سیاسی- مذهبی و ملی شان از طریق بدست آوردن مال و متاع دنیوی و یا مطرح شدنهای موقتی، قرار نگیرند و وسیله ی دشمن برای زدن دوستان و همقطاران خود نگردند.

جادارد که از یک حقیقت دیگر تاریخی در مورد دشمنی سلاطین عربستان و سمارقهای کنار خلیج فارس با امپراتوریهای دمشق (شام) و بغداد یاد گردد. این دو امپراتوری اسلامی بعد ختم خلافت چهار یار حضرت پیغمبر اسلام، از طرف امویها و عباسیها در قلمروهای دورتر از عربستان امروز و دیروز بنا یافت و سالها حکومت کردند. بعد آن دو امپراتوری که هرکدام محاسن و معایب فراوان داشتند، سربازان و غلامان ترکی در اردوی عباسیها، صدها سال امپراتوری دیگری را بنام ترکهای عباسی اساس گذاشتند، که حکومتیهای فعلی ترکیه در صدد احیای شکل جدیدی از آن امپراتوری سنی مذهبان منطقه در برابر ایرانیهای شیعه مذهب اند، و در این زمینه خودرا با وهابیهای سعودی نزدیک کرده اند.

این حقیقت را باید همه درک کنند که دولتهای جاگزین و یا فعال در قلمروهای آن سه امپراتوری (دمشق، بغداد و ترکیۀ عثمانی)، که ترکیۀ عثمانی بعد جنگ اول جهانی و در نتیجۀ تبانی سعودیها با استعمار انگلیس، با آغاز جنگهای گویا آزادی بخش در یمن، از طریق امضای قراردادها و توافقات چندگانه در بین طرفین، بشمول متحد ساختن امیرنشینهای چند گانه ِ آن وقت در سرزمین حجاز و تسلیم کلید قدرت بدست ملک عبدالعزیز، سقوط داده شد، و دولت عراق که خود این نام (عراق) دارای سابقۀ حداقل صدساله نیست، بحیث میراث خوار امپراتوری بغداد، در زمان قدرت صدام حسین رئیس جمهور عراق که در پهلوی خشنونت و مرکزی ساختن نامحدود قدرت و قلع و قمع مخالفین سیاسی (مذهبی و سیاسی) خدمات ارزنده و فراموش ناشدنی ی نیز در کلیه عرصه های زندگی بمردم عراق انجام داده بود، با آغاز جنگها و مشتعل ساختن آتش فتنه در منطقه، از طرف امریکا، انگلیس و پول و حمایت بیدریغ سعودیها و خلیج سقوط داده شد، و خود صدام حسین بسان معمرالقذافی با بیرحمانه ترین شیوه شکنجه و به قتل رسید.

اکنون نوبت میراثخوار (باقیماندۀ) امپراتوری شام (دمشق) است، که باید سوریه به خاکستر تبدیل گردد، و بشار اسد راه قذافی و صدام را طی کند. اما، روزنۀ امید برای نجات سوریه از نابودی در حال وسیع تر شدن است، و مشت های بسته، نیروهای مصمم برای دفاع، وسعت پیدا کردن حرکتهای جهانی در حمایت از غیر نظامی ساختن حل مشکلات سوریه، مردود دانستن مسلح سازی مخالفین حکومت سوریه، حتی مخالفت مرزوقی رئیس جمهور تونس از این فکر، استوار شدن بیشتر روسیه و چین در حمایت از سوریه، دستگیری تعدادی از افراد مسلح و خبیر عسکری و فنی کشورهای مخالف سوریه در دمشق و سایر مناطق آن کشور، محدود شدن ساحات جنگ به چند منطقه، و از همه مهمتر براه انداختن همه پرسی در مورد قانون اساسی جدید و مشارکت وسیع مردم در این پروسۀ ملی، و سایر اقدامات موثر و انکشافات جدید و نوید دهنده ی بهتر شدن وضع، این امیدواری را بقول وزیر خارجه ی لبنان، قوت می بخشد که مردمان سوریه، منطقه و جهان در چند روز آینده، خبرهای مهم و بس ارزنده و امیدوار کننده ی را در مورد سوریه و نجات آن کشور از سقوط حتمی ی تواءم با وحشت و کشتاری که قبلاً در (لیبیا و عراق) رخ داد و عملی گردید، خواهند شنید.

آیا، تعجب آور نیست در حالیکه اکثریت قریب به اتفاق دُرزیها در جولان اشغالی و ملیونها انسان سوری، شامل (سُنی ها، علویها، کُردها، عیسویها، یزیدیها، سریانیها و یهودها)، زنان، مردان و اطفال در هر گوشه ی آن کشور، فریاد (با روح و با خون) از تو یا بشار حمایت میکنیم، را سر میدهند و مشارکت ملیونی مردم در جریان همه پرسی اخیر قانون اساسی جدید، تازه ترین نمونۀ آنست، یک عده از غاصبان و حکام جهان، بجای مردمان سوریه و سایر کشورها، روءسای جمهور را تعیین و یا سبکدوش میسازند. این افتضاح و مداخله نیست، چیست؟ آیا، کسی حق این سوال را ندارد، تا بپرسد که امرا و سلاطین خلیج را چه کسانی گماشته و یا انتخاب کرده اند؟ آیا، نحوۀ بقدرت رسیدن خود و اسلاف شان را اگر خود فراموش کرده اند، آیا، دیگران نیز نمیدانند و از حافظه های شان خارج ساخته اند؟ نی چنین، نیست. مردم و اوراق تاریخ، همه حقایق را نزد خود حفظ کرده اند، بدون شک دیر یا زود همه حقایق، بشمول رسوایی های فحشا، قمار و خیانت های ملی بسیار کسان برملا خواهد شد.

مردم ما که خرابیهای جنگ و لذت تلخ، کشنده و خفقان آور ریختن خون هموطنان شان بدست هموطنان را دیده و چشیده اند، و قربانی این بازیهای شیطانی گردیده اند که کفار بنام دفاع از دین اسلام، مسلمانان را تبشیر نموده و به سنگرهای جنگ میفرستادند و هنوز این تنور را داغ نگهداشته اند، نجات سوریه و هر کشور و مردم دیگر را از نابودی و بربادی استقبال کرده و تمام اطراف منازعه را به گفتگوهای مستقیم در بین خودشان، یقیناً دعوت میکند. زیرا، آنها درک میکنند که آتش زننده گان به کتب مقدس اسلامی و اهانت کننده ها به مقدسات ملی ملتها، هرگز نباید طرف استقبال مخالفین مذهب گرای سوریه، آنانیکه روزانه هزاران بار نعرۀ تکبیر بلند میکنند و در راه سربلندی اسلام و حمایت از دین الهی شعار میدهند، قرار گیرند. ما حق داریم از مدعیان حمایت از اسلام در سوریه بپرسیم که با کدام آرامش وجدانی، فرمان و هدایت و یا مصوبات آنانی را در وطن شان عملی میکنند، که به خاطر اقدامات اسلام ستیزانه ی آنها، روزانه دهها نفر در افغانستان و جهان قربانی میگردند.

 

جلیل پرشور

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)