ارسالی رفیق نورالدین نظامی

  

 

 

 

 

 

پیام رفیق گنجعلی عبدالله از سویدن

سکوت،

همنوايی با رهروانِ شيوه های مبتذلِ سياسيست!

 

رفقای عزیز!

 یازده سال قبل از امروز (به تاریخ اول دسامبر سال ۱۹۹۶ م.)، رهبرِ ارجمندِ نیروهای چپ در افغانستان- شخصیتِ ملی، فرزند واقعی مردم، که مشکلها، رنجها، گرسنه گی و بیچاره گيهای مردمش را با گوشت، پوست و استخوانش حس کرده بود- در یکی از بیمارستانهای شهر ماسکو چشم از جهان بست.

 رفیق ببرک کارمل، بيهراس از استبدادِ حاکم بر سرنوشت جامعه و توده های مليونی زحمتکشانِ کشورِما، در پرتوِ جهانبينی رهاييبخشِ زحمتکشان جهان، اساسِ تشکُلِ آگاهانهء چپ را در همراهیِ سايرِ بزرگمردانِ اين راهِ پُرخطر، نهاد و در برآورده ساختن شريفترين آرمانهای انسانی (رهايی انسان از ستم و استثمار) بيشتر از نیم قرن زنده گی و عُمرِ خود را با متانتِ انقلابی وقف نمود.

 صفای انسانی و تکاپوی صادقانهء زنده ياد رفيق کارمل، در راه آرمانهای والايش بر همه گان مبرهن بوده، آنانی که همچو سبکبارانِ ساحلها بر آن برچسپهای ناشايست ميزنند، تيره دلانی اند که به هيچ رو آفتابِ درخشانِ سيمای انقلابی کارمل را نخواهند توانست پوشانيدن.

 هدفم را در اين يادداشت نی تعارف و ثناخوانی، بل اظهارِ برداشتهایِ عينی و مملو از درکِ واقعبينانه ام از سيمای اين بزرگمردِ انقلابی سدهء بيستم و مبارز دادخواه تاريخ معاصر افغانستان تشکيل ميدهد؛ انسانی که تا آخرين لحظه های حياتش با معامله گريها و معامله گران سياسی در تضاد آشتی ناپذير بود و هرگونه مصالحه و مسامحه با دشمنان طبقاتی و در مبارزهء طبقاتی را جفا به تعهدِ سياسی و دوری از اهدافِ مرامی رهايی فرودستانِ جهان و سرزمين دربند و در جهل نگهداشته شدهء ما می انگاشت و به رفقايش امر اجتناب پذيری از اين شيوه ها و رهکارهای نامطلوبِ سياسی را توصيه ميکرد.

 او، وحدت و يک پارچه گی مبارزان و اعضای حزب را خواهان بود و به آن چون مردمک چشم ارزش قايل بود. او نی تنها وفادار به وحدت و همبسته گی حزبی و سیاسی بود، بل که صادقانه در امر استحکامِ وحدت ملی و تساوی حقوق مليتهای برادر و ساکن در افغانستان تلاش ميورزيد و با هرگونه برتری جويی و بلندپروازی قومی- قبيله يی سازگاری نداشت.

 رفقای عزیز،

 مطالعه، تجسس و طی مراحل آشنايی تا شناخت، درک و تحليلِ مسایل فلسفی به ما روشن ميسازد، که ضرورت تغيیرات بنيادی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ جوامع طبقاتی زمانی به وجود می آیند و قدرت سیاسی زمانی از دست یک طبقه به اختيارِ طبقهء دیگر اجتماعی انتقال میيابد (دگرگونيهای بنيادی سياسی- اجتماعی) که مناسبات فرسودهء تولیدی نظامها و قوانین مسلط جامعه مانع تکامل و تحرک مادی و معنوی جامعه گردند؛ اما، برای اجرای هر تحول بنیادی علاوه از عوامل عینی شرایط ذهنی مساعد، حضور یک سازمان انقلابی متشکل و آگاه نیز میتواند و باید نقش فعال را ایفاء کند. يعنی، تحولات انقلابی زمانی آغاز و پیروزمندانه انجام میشود که طبقات و اقشار تحولطلب جامعه قادر به شناخت اهداف و خواسته های سیاسی و اجتماعی خود شوند و آماده برای انجام عمل انقلابی باشند. بناً، دگرگونيهای سیاسی در کشورما- آن هم به نفع زحمتکشان- نیز بر اساس قانونمندیهای عام تکامل اجتماعی آغاز و تاکنون در شرایط بسیار پیچیده و دشوار و حتی شرایط ترور و اختناق کنونی به پیش میرود. حزب دموکراتیک خلق افغانستان و اعضای پُرافتخار و صدیق آن، ادامه دهنده گان راه جنبشهای ترقيخواه و پيشرو در افغانستان بوده و خواهند بود و در طول مبارزات سیاسی خویش چه در شرایط فیودالی و ماقبل آن، چه قبل از حاکمیت سیاسی حزب و بعد از آن در راه فراهم آوری زمينه های تحولات بنیادی به نفع جامعه و مردم آن پيکار و تلاش نموده اند و جاننثاری کرده اند.

 اما، این ارتجاع سیاه و حلقات وابسته به آن بودند که در تبانی با عده يی از سيه رويانِ به ظاهر انقلابی، که در حلقهء رهبری حزب دموکراتيک خلق افغانستان جاگرفته بودند و امتيازهای مافوق قانون را به خود اختصاص داده بودند، در فروپاشی، ايجادِ تفرقه، تجزيه و بالاخر معامله با سرنوشتِ هزاران يتيم، بيوه و پاگذاشتن روی خونهای پاکِ جانباخته گانِ گلگون کفنِ راهِ آرمانهای بزرگ و انسانی قهرمانانِ حزبِ ما، خاينانه سرهای بيشورِ شان را به رسمِ تسليم به جانيان معلوم الحالِ تاريخ خم کرده، يکی در جبلسراج و ديگری در چهارآسياب و سومی در گوشهء ديگر با گرفتن مشتی دالر (حق الزحمه) ننگين ترين عمل تاريخی را انجام دادند و کشور و انسانِ مظلوم آن را به دشمنان طبقاتی شان (نيروهای ارتجاع مذهبی- قومی و نوکرانِ سرمايه داری جهانی) واگذار کردند.

 رهبر زحمتکشان افغانستان، زنده یاد رفیق ببرک کارمل بزرگ، در زمانِ وکالتِ شان در پارلمانِ افغانستان، از تریبون پارلمان سلطنتی، انقلابی ترین و مبرم ترین خواستهای مردم را اعلام و عُمال ارتجاع و امپریالیزم را که علیه مردم، کشور و نهضتهای انقلابی دسیسه کاری میکردند افشاء نموده بودند و مردم و روشنفکران کشور را به وحدت و یکپارچه گی دعوت کرده بودند.

 رفیق ببرک کارمل در یکی از سخنرانیهای خود از تریبون پارلمان سلطنتی چنین فرمودند: «خلق ستمدیدۀ وطن! طبقات حاکم داوطلبانه از قدرت خود صرفنظر نمیکنند؛ باید به خاطر نجات تان بیدار شوید، باهم متحد و متشکل شوید. دشمنان آشتی ناپذیر و خدمتگزاران صدیق تان را بشناسید، بی ترس مبارزه کنید. پرچمداران پیکارجوی دموکراتیک خلق افغانستان! به شما هوشدار میدهم که دشمنان داخلی و خارجی ما فوق العاده فتنه انگیز، حیله گر و بیرحم اند و شما را به حیث وطنپرست ترین و آشتی ناپذیر ترین، انقلابی ترین و قوی ترین نیروی سیاسی کشور تشخیص داده و در لیست سیاه گرفته اند و خاینانه تلاش دارند که در مرحلۀ اول در صفوف شما تفرقه و بی اعتمادی ایجاد کنند، نیروهای شما را از درون منفجر سازند و ارادهء مبارزهء شما را تحت رهبری پرچمداران خلق افغانستان فلج سازند. در این جاست که باید با هوشیاری، شجاعت و اصولیت در صفوف تان برخورد کنید و علیه هرگونه انحرافات چپ و راست برزمید و عُمال دشمن را در میان خود راه ندهید، وحدت و همبسته گی تان را چون مردمک چشم خود حفظ کنید، ایدیالوژی علمی و ساختار تان را پاک و منزه نگهدارید».

 اما، با تأسف و درد که منحرفان و فروخته شده گانِ و جواسيس ارتجاع در داخل حزبِ ما، از اصولِ مبارزهء سياسی و همان فراخوانی که رهبرِ حزب ما پيشکشِ نيروهای مترقی نموده بودند، صريحاً عدول ورزيدند و امروز نيز ما شاهدِ همدستی و همياری آن ها و تحميق اعضای صادق حزب ما در داخل و خارج کشور توسط اين گروهِ معلوم الحال ميباشيم.

 رفقا،

 ارزشمندی توصیه های رهبر بزرگ مان، رفیق ببرک کارمل، با گذشت هر روز، به خصوص در وضعیت و حالت متشنج، پراکنده و نابه سامان کنونی کشور و جنبش چپ افغانی، بیشتراز پيش احساس میگردد، که باید از آن درس گرفت و آموخت! افتخار به چنین رهبر و آموزگار بزرگ ما!

 زنده یاد رفیق ببرک کارمل، وطنپرست واقعی و مردم دوست بود. این خصلت انساندوستی و وطنپرستی او را یکی از همرزمانش در مراسم تشيیع جنازه اش چنین بیان داشت : «. . . در نتیجۀ خصوصیات عالی انسانی و افغانی اش، از جملۀ گرویده ها، من را هم گرویدهء خود ساخت، تا سرحدی که از فامیل و خانوادۀ خود به دور ماندم، به امرِ اخلاق و وجدانِ انقلابی نمیتوانستم از این شخصیت ملی و میهن خود فاصله داشته باشم». وی ادامه داد: «من شاهد حال صحنه يی هستم که هموطن ما از کابل در لباس تابستانی به شکل فرار برآمده بود، در سرمای زمستان آمد، وحشت جنگ را، بدبختیهای همشهریهای کابل را و زنده گی خود را به رفیق کارمل قصه میکرد. با حفظ پاکی و تقوا و ناداری و مشکلِ مادی، رفیق کارمل برای من هدایت داد تا جاکت رفیق کارمل را که شسته شده در طناب است، او را گرفته به تن هموطنش که لباس پوشیدنی زمستانی با خود ندارد بکنم.» «رفیق کارمل برآمدن از وطن و فرار را برای خود ننگ میدانست.»

 بلی، خوانندۀ گرامی! رفیق کارمل شخصیت ملی و رفیق زحمتکشان بود. او، ساده زیست و چون دژ استوار در برابر تمام توطئه ها، دسایس، انحرافها و لغزشهای چپ و راست، رزمید و درفش مبارزه را علیهِ ارتجاع و امپریالیزم، زورگوییها و نابرابریهای طبقاتی بلند و در اهتزاز نگهداشت و لشکر بزرگ سیاسی و نیروی پیکارجو و وفادار به آرمانهای انسانی اش را به جا گذاشت و حزب ما چنان درختی پُر از ریشه به جا مانده که هیچ نوع توفان ارتجاعی و سیاه نتوانسته، نمیتواند و نخواهد توانست که آن را از جایش تکان دهد؛ با آنکه معامله گران، خاینان وحدت و فرکسیونبازان داخل حزبی مذبوحانه تلاش ورزيده و بيشرمانه موانع ايجاد مينمايند! اگر در خانه کس است، همین یک نکته بس است!

 رفقای گرامی!

 یازده سالِ نبودِ رهبر بزرگ ما، صدمۀ بزرگ بر پیکر نیروهای ملی، دموکرات و مترقی کشور و منطقه وارد گردیده است. در طی این یازده سال از وفات رفیق کارمل رهبران و افراد با صلاحیت فرکسیونهای جداشده از پیکر ح. د. خ. ا. ۲۹ بار چراغهای سبز وحدت و یک جاشدن را از طریق سایتهای انترنیتی و ارگانهای نشراتی شان برای صفوف پراکنده نشان داده اند، که گویا همه چیز درست میشود. این نوع فریب دادنها به آن میماند که کسی در آب غرق شده باشد و به محض این که انگشتانش به خس و خاشاک روی آب تماس کند، اُمید زنده گی دوباره را در خود احساس میکند ولی لحظۀ بعد در کام مرگ فرو میرود.

 این ها، صفوف را در چنین یک حالت سردرگمی قرار داده اند، یعنی هرکدام شان ۲۹ بار مرتکب قتل صفوف شده اند.

 به نظر من، این دیگر فریب صفوف رزمندۀ ح. د. خ. ا. و فریب پرچمداران پیکارجو است که با چنین شیوه و حیله گری آن ها را در انتظار یک جاشدن قرار داده اند، در حالی که خودشان صاحب حزب سیاسی با برنامۀ عمل و اساسنامۀ مشخص حزبی هستند و اصلاً در فکر منسجم ساختن صفوف پراکندۀ معتقد و وفادار به مبارزهء دادجویانۀ حزب ما نیستند. به عقیدۀ من، ما نباید فریب تبلیغات دروغین آن ها را بخوریم و بیشتر از این در حالت انتظار، سکوت و تماشابین به سر بریم و یا هم غیرآگاهانه به آن ها بپیوندیم. در حالی که رفقای شجاع، قهرمان و بیباک مبارزه و زنده گی- گرداننده گان و دست اندرکاران سایت وزین «اصالت»، رفیق گرامی انجنیر فضل الرحیم «همت»، رفیق پُرتلاش فضلی عزیز و تمام همکاران قلمی این صفحۀ زرین تاریخ سیاسی حزب ما، این سکوت شرمسار و مرگبار سیاسی را یک سال قبل شکستانده بودند.

 رفقای عزیز، پرچمداران صدیق وطن! در هر کجایی که هستید، در داخل و یا در خارج از کشور، متحد شوید دست به دست هم دهید، از صفوف فرکسیونهای مختلف روی هر ملحوظی که با آن ها پیوند دارید، بیرون شوید و به مبارزۀ خویش در خانهء ویرانۀ مشترک مان ح. د. خ. ا. که گذشتۀ پُرافتخار سیاسی دارد و از اساسگذاران بزرگ آن رفیق شهید نورمحمد تره کی و زنده نام رفیق ببرک کارمل به ما میراث مانده است، ادامه داده و خود را منسجم نمایید. افتخارها و قهرمانیهای شهیدان گلگونکفن حزب مان را گرامی داشته و حفظ نمایید. فامیلهای شهیدان حزب تان را به یاد بیاورید و احترام گذارید. نگذارید بیشتر از این معامله گران و تاجران سیاسی ما را غافل ساخته و بیشرمانه تجارت سیاسی نمایند.

 رفقا! دشمنان ما ارتجاعی ترین حلقات و سیاه ترین محافل سیاسی علیه ما در توطئه اند تا افتخارهای سیاسی ما را لکه دار سازند و اما مردم قدرشناس و حقشناس افغانستان و زحمتکشان کشور ما در دفاع از شما و از حقایق تاریخی قرار دارند، پس برماست تا از این حالت کنونی خود را بیرون سازیم.

 اهداف استراتیژیکی و دورنمای مبارزۀ ما از قبل تعیين شده است و فقط به تجدید پیمان و استواری و وفاداری  به اصول و از خودگذری سیاسی ضرورت است.

 رفقا! رزمنده گان ح. د. خ. ا. در این روزهایی که یازده سال قبل از امروز با چشمان اشکبار در ماتم رهبر برحق زحمتکشان کشور رفیق ببرک کارمل نشسته بودند و اکنون در این روزهای دشوار در حالت سپری کردن چنین روزهايی هستند، ولی با تأسف یک تعداد افراد و عناصر معلوم الحال مرتجع و وابسته به ارتجاع و معامله گر با نیروهای راست افراطی جهادی- طالبی در داخل و خارج با استفاده از سایتهای انترنیتی دست به توطئه زده و تلاش دارند تا شخصیت ملی، انقلابی و انترناسیونالیستی رهبر گرانقدر ما را با سیاه مشقها و استناد بر خاطرات، حکایتها و نقل قولهای نظامیان بلندرتبۀ شوروی وقت، تخریب کنند و تصویر نادرستی را از رهبر مان به خورد نسل جوان کشور ارائه کنند. اما باز هم باکی نیست، چون آفتاب را نمیتوان به دو انگشت پنهان نمود. کاروان در حرکت است و به پیش میرود و شخصیت عالی انقلابی رفیق کارمل و کارنامه های وی ثبت تاریخ زرین کشور ما میباشد.

 رفقای عزیز! هوشیار و بیدار باشید، چون دشمنان ملی و بین المللی کشور و حزب ما از هیچ نوع توطئه و دسیسه دریغ نمیکنند. از رفقایی که یک عمر در کنار رهبر بزرگ ما مصروف مبارزه بودند و رنجها و مشکلهای مبارزه را چشیده اند، آرزو میبرم تا در مورد ابعادِ ملی و بين المللی شخصیت سیاسی رفیق کارمل بزرگ دست به قلم ببرند و واقعیتهای عینی و تاریخی آن را برای جهانيان روشنتر ساخته و از جانبی برای غلامانِ حلقه به گوش و توطئه گران سيه دل و تاريک انديش درس تاريخی و پاسخِ دندان شکن دهند.

در خاتمه می گویم، رفیق کارمل، روانت شاد باد! ما، راهت را بی هراس تعقیب می نمائیم!

درود به همه شهیدان گلگون کفن ح.د.خ.ا.، این پرچمداران دموکراتیک خلق افغانستان!

 

 سکوت و بيتفاوتی در اين عرصه جفاييست نابخشودنی و
 خاموشی و رضایت هم به مفهوم
همنوا بودن با رهروانِ شيوه های مبتذلِ سياسيست.

 

 

پیام رفیق امین الله مفکر امینی
از ایالت منی سوتای امریکا

گرامی باد یازدهمین سالروز وداع با زنده یاد رهبر گرامی رفیق ببرک کارمل عزیز!

 امروز مصادف است با یازدهمین سالروز وداع با زنده یاد رفیق گرامی ببرک کارمل عزیز، بانی شناخته شدۀ ح د خ ا و رهبر مبارز و سر سخت تحقق آرمانهای کارگران، دهقانان، زحمتکشان و خلق رنجدیدۀ وطن محبوب ما افغانستان سربلند.

این امر طبیعی است که هر ذیروحی ذایقۀ مرگ را چشیدنیست . زندگی برای هر موجود زنده یک ودیعۀ الهی است .

هر که مِی آید و بعد از سپری کردن میعادی از این ویران سرا جامه بدل میکند. آمدن و رفتن امری غیری قابل باور نیست ولی یک چیزی این آمد و رفت را در طول حیات هر موجودی زندۀ خاصتاً انسان، متبارز میدارد و آن اینکه این آمد و رفت وی با چه صفات و شاخص های انسانی متجلی میگردد. بلی انسانی سزاوار شایستگیست که عمر شریفش را بمعنای واقعی انسان و انسانیت در راه خدمت به همنوعش صرف و قربان میدارد. رفیق ببرک کارمل عزیز نیز از جمله آن شخصیت هایی بود که همۀ عمر شریفش را درراه خدمت بوطن با سایر رفقای همرزمش بخاطر اعمار یک جامعهء شگوفان و عاری از هر نوع ظلم و ستم صرف نمود.

رفیق ببرک کارمل عزیز حدود هفتاد و هشت سال قبل در قریه کمری کابل دیده بجهان کشودند و در سوم دسامبر ۱۹۹۶ در اثر بیماری ناشی از تکلیف جگر در عالم غربت (هجرت) در یکی از بیمارستانهای شهر مسکو دیده از جهان بستند و در اثر وصیت شان جنازۀ اش بوطن محبوب ما افغانستان منتقل و در مزارشریف با اشتراک هزاران هزار از هموطنان صدیق و همرزمان راه و رسم انقلابی شان به بسیار احترام بخاک سپرده شدند . روح شان شاد و بهشت برین جای شان !

من امروز بعد از عفو تقصیر در کوتاهی قلم، میخواهم مختصراً، از پس منظری مبارزات آن شخصیت تاریخی یی صحبت نمایم که همه سالهای عمر پربار شانرا وقف خدمتگذاری میهن و مردم شریفش نمودند. او رادمردی بزرگ تاریخ بود که در این راه تا آخرین دقایق زندگی اش از شرایط اختناق و ترور تا سپری نمودن در پشت میله های زندان دوره آل نادری و اوضاع وخیم صحی اش و حتی در عالم هجرت از این امر سترگ ملی و مردمی غفلت نورزیدند . شناخت شخصیت گرامی رفیق ببرک کارمل عزیز، تنها با انقلاب ثور ۱۳۵۷ و مرحلهء تکاملی آن یعنی ۶ جدی ۱۳۵۸ و سالهای بعد گره نخورده بلکه نام او پیوندی طولانی است از مبارزات خستگی ناپذیرش در رهبری صف ویش زلمیان و بعداً در رهبری و ایجاد حزب قهرمان ما یعنی ح د خ ا .

رفیق ببرک کارمل، چون صدها وطنپرست و حامیان صلح و ثبات دیگر در افغانستان، جوانِ با درک و با عزم متین و مملو از احساسات نیک وطنپرستانه بودند که بهیچ وجه تحت تاثیر افکار ارتجاعی و غیرانسانی قرار نگرفته و بطور پیگیر همیشه صدای رسای شانرا علیه استبداد و مظالم اجتماعی در اختناقترین شرایط دورۀ آل نادری چه در مارشها و چه در نشست های انفرادی و جمعی بلند داشته اند. فساد اداری، عدم رشد فرهنگ مترقی، مناسبات اقتصادی فرتوت فیودالی و وضع ناهنجار سیاسی در مقیاس ملی و بین المللی ایجاب مینمود تا این شیوه های مبارزات از یک حلقۀ محدود رهبری به سازمان وسیع سیاسی ضد استبداد و ارتجاع ملی و بین المللی مبدل شود. همان بود که با ایجاد اولین کنگره موسس ح.د.خ.ا در ۱۱ جدی ۱۳۴۳ موجودیت ح.د.خ.ا که متشکل از (۹) عضو بود اعلام شد. از آن تاریخ به بعد فرزندان صدیق و راستین وطن به مبارزات شان در راه سمتدهی کشور آبایی ما افغانستان عزیز بیک کشور آزاد و مستقل و سربلند و بخاطر خط بطلان بمناسبات کهنه فیودالی دست بکار زدند . بعد از ایجاد ح.د.خ.ا، بنابر مشی و اهداف مترقی چپ گرایی اش که در برنامه عمل انقلابی آن منعکس بود، جوانان آگاه و بیدار وطن ما اعم از روشنفکران و کارگران، دهقانان و سایر زحمتکشان داوطلبانه به صفوفش پیوستند و هر روز از لحاظ کمی و کیفی دامنۀ این حزب قوی و قویتر شده و از حمایۀ کامل مردم برخوردار گردید.  تا اینکه در نتیجه انقلاب ثور ۱۳۵۷ به پشتیبانی مردم شرافتمند و راستین وطن ما به پیروزی رسید.

انقلاب ثور ۱۳۵۷ یک امر تصادفی نبود. این انقلاب نتیجۀ پروسۀ مبارات طولانی و خستگی ناپذیر جوانان رزمندۀ این مرز و بوم بود که برهبری ح دخ ا و رهنمایی های خردمندانه و انقلابی اعضای با شهامت آن در رأس رفیق ببرک کارمل گرامی به پیروزی رسید. با پیروزی انقلاب دشمنان داخلی و خارجی که بطور همیشه مانع جنبش های رستاخیر ملی و بین المللی بوده دست بکار شدند. همانطوریکه این شیادان و دشمنان فرهنگ نوین و جنبش مترقی مانع بزرگی در راه جنبش دوره های اول و دوم مشروطه خواهی و جنبش دوره امانیه گردیدند با همان تاکتیک کهنه و فرتوت به سردمداری ارتجاع ملی و بین المللی بخاطر جلوگیری از اعتلای کشور بسوی علم و تعالی قرار گرفتند. این دست به کار شده گان نامنهاد مجاهد، دین را به حیث سپری برای تحقق خواستهای شیطانی شان که منافع شان با پیروزی انقلاب ثور ۱۳۵۷ به مخاطره بود به بهانه کفر و الحاد بکار بردند. نیات نیک و صادقانه مردم شریف ما دستخوش دسایس دشمنان میهن ما گردید بیایید همه از دریچه یک وجدان سالم و بدون هیچ نوعی تعلق سیاسی، قومی، مذهبی، منطقوی، لسانی به دستاورد های انقلاب ثور ۱۳۵۷ و مراحل تکاملی بعدی آن صادقانه نظر افگنیم که کدام از اینها ضد دین و مذهب و اسلام و یا سجایای انسانی منافات دارد :

-- فرامین رهایی هزاران هزار از زندانیان از محبس پلچرخی و محابس کابل و کنج و کنار کشور که با اولین روزهای انقلاب ثور مورد عفو قرار گرفتند.

-- فرامین توزیع زمین به دهاقین بی زمین و کم زمین.

-- فرمان منع دختر فروشی و متابعت از متون قرآن .(تسوید و تصویب قانون جدید ازدواج)

-- صدور فرامین توزیع کوپون مواد ارتزاقی به مأموران، اجیران، و کارگران طور رایگان .

-- مساعد ساختن زمینه های تحصیل تخصصی و فنی برای کارگران در داخل و خارج از کشور.

-- اعمار خانه های رهایشی برای مستحقین فامیلهای شهدا (پنجصد فامیلی های خیرخانه) و دیگر جاه ها .

-- تعمیم کورسهای سواد آموزی برای مردان و زنان و برای همۀ آنهاییکه از نعمت سواد بی بهره بودند بحیث یک جنبش ملی در سراسر وطن که قرآن کریم فراگیری علم و دانش را برای زن و مرد جایز دانسته است .

-- ایجاد کوپراتیفهای زراعتی بخاطر کمک و معاونت به زارعان بخاطر رشد و بهره گیری کامل از زمین.

-- مساعد ساختن زمینه های کار و تحصیل در موسسات تحصیلی ملکی و نظامی کشور برای هم میهنان .

-- اعمار هزاران مسجد چه در کابل و چه سایر ولایات کشور از سطح مرکز گرفته تا سطح ولسوالیها و علاقداریها.

-- اعمار مکاتب، لیسه ها و پوهنتون ها در مرکز و ولایات کشور.

-- مساعد ساختن زمینه های فعالیت های سیاسی و فرهنگی برای زنان .

 بلی ! ما اگر دین و آیین اسلام و تقوای خود ها را بنام این و آن قربان نکنیم می بینیم که دستاورد های انقلاب نه تنها منافات با سجایای انسانی و اسلامی و مذهب راستین ما ندارد بلکه سازگاری کامل با قرآن پاک وسنن محمدی ما نیز دارد.

 حالا بیایید بازهم به ترازوی وجدان سالم و بحیث یک فرد مسلمان تول و ترازو نماییم که آیا اعمال خرابکارانه برادران نامنهاد مجاهد که تحت پوشش اسلام و آیین انسان و انسانیت وطن ما را بخاک و خون کشیدند و به ملت مظلوم ما از هیچ نوع ظلم و ستم دریغ نه نمودند هم آهنگی بدین مقدس اسلام مِا دارد.:

 -- چور و چپاول آثار عتیقه و باستانی کشور و فروش آن بکشور های خارجی، منجمله پاکستان .

-- آتش سوزی آثار باستانی و تخریب سراسری وطن محبوب ما افغانستان .

-- قتل و قتال اهالی شرافتمند افشار و بخاک و خون کشیدن اهالی کابل و منجمله اهالی سه دوکان چنداول کابل.

-- انفجار ماینها و پرتاب راکت های بلیو پایت و استنگر و میلیونها حلقه ماین ضد پرسونل و ضد تانک بخاطر شهادت و قتل برادران مسلمان و با تقوای ما.

-- اختطاف زنان و دختران پاکدامن ما و فروش شان بسرزمین های اجنبی بخصوص پاکستان و کشورهای عربی.

-- بزور بقید نکاح آوردن دختران و بیوه زنان مجبور و بی پناه وطن.

-- محروم ساختن دختران،این مادران فردای وطن از درس و تحصیل و باز نگهداشتن شان از وظایف دولتی بزور و جبر و اکراه و مقید ساختن شان بمنازل.

-- حرام قرار دادن شنیدن موسیقی و کستهای ساز و آواز.

-- بسته نمودن باب دانشگاه ها بروی دختران و زنان غیور وطن ما.

 بلی ! ما بصراحت می بینیم که مثالهای فوق نه تنها منافات با دساتیر اسلامی و قرآنی ما دارد بلکه ضد آیین انسانیت و بشردوستی و نوع پروری نیز میباشد.

 بلی! این واقعیت دارد که در پروسه مبارزات خستگی ناپذیر اعضای رزمنده ای ح.د.خ.ا از سطح رهبری تا صفوف چه در محدوده تشکیلات حزب و چه اُرگانهای ملکی و نظامی، دارای اشتباهاتی نیز بوده اند ولی هیچگاه و به هیچ نوعی زیر چتر مبارزه انقلابی و حمایت از موقف حزب و دولت در هیچ سطوحی آنرا پنهان نکرده اند و مرتکبین با خصلت عالی سنترالیزم دموکراتیک حزب مترقی ما همیشه مورد انتقاد و بازپرس قرار گرفته و با آنها برخورد حزبی و دولتی در چوکات قوانین و پرنسیپهای قبول شدۀ حزبی و دولتی در روشنایی قانون اساسی و نظرداشت قوانین مدنی، جزایی و شرعی بعمل آمده است .

 برعکس این برادران و مدعیان حمایت از اسلام و مذهب راستین ما، همه وطن را بخاک و خون کشیدند از هیچنوع جنایت خلاف شرع و قوانین نافذه کشور و قوانین و اصول &#