یکشنبه، ۱۵ فبروری ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

جمال عبدالناصر نورزاد

 

پوتین برندۀ بحران اوکراین!

 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل:

بحران اوکراین در سال ۲۰۱۳ بدنبال آن آغاز شد که ویکتور یانوکوویچ رییس جمهوری وقت این کشور درصدد آن شد تا سیاست نزدیکی با اتحادیه اروپا را کنار گذاشته در عوض مناسبات نزدیک سیاسی و تجاری با روسیه را پیش گرفت. اعتراضات در اوکراین درابتدا شکل مسالمت آمیز داشت ولی با گذشت زمان معترضان، راه خشونت را در پیش گرفتند. این بحران زمانی مشکل سازشد که رییس جمهور یانوکویچ با فرار از قصر ریاست جمهوری به روسیه پناه برد و معترضان قادر شدندتا دولت وی را سقوط دهند. با سقوط دولت وی، حکومت تازۀ طرفدار غرب و معترض بر سیاست های جاری روسیه در قبال اوکراین، برهبری پترو پرو شینکو روی کار آمد. جنگ تقریبا دوساله میان جدایی طلبان متمایل به روسیه و حکومت تازه رویکار آمدۀ طرفدار غرب شدت بیشتر گرفت و منجربه کشته شدن بیش از ۵۰۰۰ تن گردید. بحران اوکراین در قرن بیست و یکم، یکی از داغ ترین بحران های خشونت بار در اروپا شرقی بوده که واکنش جهانی را در پی داشته است. رهبران کشور های متعدد از جمله ایالات متحده امریکا و کشور های حوزه یورو با اعمال تحریم تازۀ اقتصادی علیه روسیه، با شدت گرفتن نبرد ها میان جدایی طلبان و دولت اوکراین فشار ها را افزایش دادند. پوتین در طی تمام این مدت با زرنگی خاص خواستار الحاق مناطق روس نشین (قسمت های شرقی اوکراین) و دادن آزادی های مدنی برای باشنده گان روس نشین این مناطق بوده است. در ضمن دولت روسیه برهبری پوتین، با ارسال کمک های تسلیحاتی و نظامی به جدایی طلبان شرق اوکراین، میدان نبرد میان طرف های درگیر را گرم نگهداشته است. از واکنش های رهبران جهان تا اعمال تحریم های اقتصادی علیه روس نتیجه ای را در بر نداشته است. تا آنکه رهبران کشورهای فرانسه فرانسوا اولاند و صدراعظم آلمان انگلا مارکل برای دستیبابی به یک توافق صلح در اوکراین، به منسک پایتخت بلاروس رفتند. جوانب درگیری با خواست های مشخص حاضر به رسیدن به توافق صلح هستند. حال این خواست ها طرف های درگیر چیست؟ و چه زمانی صلح واقعی در اوکراین تامین خواهد شد، ربط میگرد به توافقات رهبران گرد آمده در منسک. قبلا پترو پروشینکو این نشست را از آخرین گزینه ها برای رسیدن به یک توافق جامع میان طرف های درگیر دانسته است. اما سوال اینجاست که طرف های درگیر چه خواست های را مطرح کرده اند و دنبال چه هدفی هستند؟

اوکراین خواهان تسلط بر مناطق جدا شده از این کشور، خلع سلاح شورشیان و خروج نیروهای روسی از شرق اوکراین است. البته حاکمیت دولت مرکزی برای کنترول تمام کشور و تبادل زندانیان میان طرفین از خواست های دیگر اوکراین است. شورشیان تحت حمایت روسیه با پافشاری مبنی بر به رسمیت شناختن جمهوری های خلق "لو هانسک و دونتسک"، عدم خلع سلاح نیروهای جدایی طلب، عفو برای رهبران جدایی‌طلب در صدد آن هستند تا امتیازات بیشتری بدست بیاورند. از طرف دیگر روسیه، خود مختاری مناطق دونتسک و لوهانسک در چوکات یک سیستم فدرال با ضمانت های حقوقی و بین المللی، و هم حفظ منطقه جدا شده کریمه از اوکراین و ملحق شده به روسیه را می خواهد. در آخر اتحادیه اروپا و آمریکا که ضلع چهارمی قضیه را می سازد خواستار تحقق یافتن اهدافی چون احیای تمامیت ارضی اوکراین، پایان دادن به دخالت‌های روسیه در شرق اوکراین، خروج نیروهای روسی و سلاح‌های سنگین آنها، نظارت موثر بر مرز اوکراین و روسیه و منطقه غیرنظامی حائل، دموکراسی کامل در دونتسک و لوهانسک میباشد.

 از خواست طرفین دخیل در بحران اوکراین معلوم می شود که هر طرف قضیه خواست های مشخص را برای دستیابی به اهداف و منافع خود مطرح می سازند. که شکست دیپلماسی در این بحران میتواند به معنی رودررویی روسیه و غرب باشد. چنانچه روز قبل بارک اوباما رییس جمهوری ایالات متحده امریکا در تماس تیلفونی با پوتین هشدار داده بود که در صورت شکست دیپلماسی در بحران اوکراین روسیه بهای سنگینی را خواهد پرداخت. ولی ظاهرا قضیه عمیقتر از آن است که دیپلماسی بتواند راه حلی را برای آن جستجو کند. غرب با آنکه در ظاهر بر حل و فصل مسالمت آمیز بحران در این کشور تاکید دارد در پشت قضیه اقدام بر ارسال محموله های کمکی نظامی از قبیل سلاح وتجهیزات نظامی می نماید. این راهکرد های غرب بخصوص امریکا در حقیقت صفحه ای از رویارویی های تازه جان گرفته دروان جنگ سرد را بر ملا میسازد. جنگی که نه تنها تاکید بر ارسال تسلیحات نظامی بر طرف های منازعه آن دوران می شد، بل رخ دیگر از رقابت های نظامی و استخباراتی میان دو قدرت دنیا را به نمایش میگذاشت. در اینجا هم، در طی تمام این مدت جدایی طلبان طرفدار روسیه با قاطعیت تمام، خواستار جدایی مناطق لوهانسک، کریمه، دنتسک و دیگر مناطق تحت منازعه بوده و همواره حمایت روسیه را با خود داشته اند. هر چند تا حال روسیه ارسال هر نوع کمک تسلیحاتی به جدایی طلبان را رد کرده و حضور سربازان روس در خط مقدم جبهه بر ضد دولت اوکراین را یک شایعه میداند.

 این درحالیست که در دور قبلی مذاکرات برای رسیدن به یک توافق صلح، جدایی طلبان نماینده ای در این مذاکرات نداشته اند و همواره دولت روسیه به نماینده گی آنها طرف مذاکره بوده است. ماجرا درهمیجا ختم نمی شود. مذاکرات تازه آغاز شده میان رهبران کشور های فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین در منسک منجر به آتش بس در درگیری ها شد. و رهبران این کشور ها بخصوص ولادیمیر پوتین اعلام کرد که بر یک توافق صلح در بحران اوکراین به نتیجه رسیدیم. اظهارات رهبران روسیه و فرانسه صبح پنجشنبه، ۲۳ بهمن (۱۲ فوریه) و در حالی گزارش شد که نشست رهبران آلمان، اوکراین، روسیه و فرانسه برای حل و فصل بحران اوکراین در طول ساعات شب ادامه داشت و گزارش‌های ضد و نقیضی از روند مذاکرات منتشر شده بود. در حالیکه در ساعات اولیه صبح پنجشنبه، از احتمال توافق بر سر بیانیه مشترکی حاوی برقراری آتش بس خبر رسیده بود، ساعاتی بعد پترو پوروشنکو، رئیس جمهوری اوکراین گفت که برخی شرایطی که روسیه برای توقف عملیات نظامی توسط جدایی‌طلبان را قابل قبول نمی‌داند.

به نظر میرسد که برنده این دور مذاکرات، ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه بوده است. زیرا وی قبلا رسیدن به هرنوع توافق میان طرف های درگیر در اوکراین را مشروط بر اجرایی ساختن پیش شرط های جدایی طلبان طرفدار روسیه که در حقیقت مرجع اعمال دستورات روسیه در این بحران هستند، دانسته بود. حال که توافق روی آتش بس و تامین صلح در اوکراین مطرح می شود، حتما پوتین منافع روسیه را در این قضیه گرانتی نموده و به این توافق رسیده است و احتمالا یکی از شرط های مطرح شده در این توافقات، خط جدا سازی میان دولت اوکراین و جدایی طلبان است که رییس جمهور اوکراین، نگرانی خود را از بابت همچنین پیش شرط ها ابراز نموده و آن را زمینه ساز اقدامات بعدی جدایی طلبان برای تجزبه خاک اوکراین دانسته است.

این اولین بار رویارویی غرب با روسیه بر مناطق تحت نفوذ روسیه نیست. بل در گذشته هم، در مسئله گرجستان و مناطق اوستیا و آبخازیا نبرد شدید میان روسیه و دولت گرجستان در گرفت که در آخر امر منجر به موفقیت روسیه برای تحت کنترول داشتن مناطق مذکور گردید. روسیه فعلی برهبری پوتین، در صدد آن است تا با رویارویی و واکنش های نظامی- سیاسی، اقدامات پیشگیرانه ای را برای مهار تحرکات ناتو و غرب برای دستیابی در مناطق تحت نفوذ سنتی روسیه و شرق اروپا رویدست گیرد. پوتین قبلا با اذعان این مسئله که غرب و ناتو مسئول بحران اوکراین هستند خاطر نشان ساخته بود که تعهد ناتو بعد از ختم جنگ سرد، عدم مداخله در حوزه نفوذی روسیه بوده و بر اساس این توافق، ناتو و غرب هرنوع تحرک سیاسی-نظامی را در اروپای شرقی مردود می شمارند. درحالیکه تحولات اخیر در اوکراین نشان داد که غرب برای گسترش ساحه نفوذش، از هرفرصتی استفاده می کند. این امر باعث آن شد تا روسیه برای حفظ منافع خود، دکترین تازه ای ترتیب دهد، که بر اساس آن، رویارویی روسیه با غرب و امریکا در صدر آن قرار می گرفت.

اگر توافقات صلح پذیرفته شده میان رهبران روسیه، آلمان، فرانسه و رییس جمهور اوکراین منجربه تامین آتش و صلح نشود، رخ دیگر مسئله حکایه از تقابل شدید میان روسیه و غرب خواهد داشت. زیرا مسایل جاری در این حوزه به حدی جدی است که روسیه فعلی برهبری پوتین را مجبور ساخته است تا به هرقیمتی از منافع کشورش دفاع کند و هردم در تقابل با غرب و متحدانش قرار گیرد. از طرف دیگر، کمک های ارسالی نظامی بر طرفین درگیر، نشان از اوج گیری تنش ها میان دوقدرت جهانی است که ممکن در درازمدت امنیت جهانی را مختل ساخته و بر بروز بحران های بزرگ جهانی منجر شود. زیرا پوتین به درستی درک میکند که تعلل در حفظ منافع روسیه در اروپای شرقی، منجربه پیشروی های بیشتر غرب و ناتو خواهد شد. این امر در مرحله بعدی، منافع ملی و امنیت داخلی روسیه را با خطر مواجه می سازد. شرائط حاکم بر این حوزه، نشان از تصمیمات قوی طرفین دارد که هر طرف قصد دارد تا حتی با توسل به جنگ و نزاع های جنگی از منافع خود سر سختانه دفاع کند و طرف دیگر را به چالش بکشد. دیده شود که این توافقات تا چه اندازه بر شرائط موجود در منطقه بحران تاثیر گذار است؟

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)