چهارشنبه، ۲ جنوری  ۲۰۰۸

سرنوشت روزنامه و روزنامه نگاری
در قرن بيست و يک

)دوشی چی)

قسمت دوم و پایانی

رسانه هاو ديپلماسی

 

موازنه جديد، محصول فضايي مملو از پيشامدها و موقعيتهاي نوين حاصل از گسترش روزافزون رسانه ها در عرصه سياست خارجي و روابط بين الملل است . در فضاي نوين رسانه اي، شايد بيشترين تعامل ديپلماتيک را ديپلماتهاي مجهز به تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهاني داشته باشند. چرا که در غير اين صورت رسانه ها پيش از آنها گستره ديپلماسي و سياست خارجي را به تحريريه کانالهاي راديويي – تلويزيوني، روزنامه ها، سايتها و ساير رسانه ها مي کشانند .

کمتر دولتي را مي توان يافت که بتواند با سرعت شگفت انگيز رسانه هاي جهاني، به ويژه رسانه هاي تصويري در سياست خارجي، حرکت کند. رسانه ها بازيگران غيردولتي سياستگذاري خارجي امروز کشورها هستند که فعاليت آنها را نه مي توان کنترول نمود و نه مي توان ناديده گرفت. آنها در گفتمان سنتي سياست خارجي، تغيير و تحولات بيشماري ايجاد نموده اند و دولتها را به تحول در تصميم گيري و اجرا سياست خارجي وادار کرده اند .درست به اين دليل که گفتمان سازي، تصويرسازي و اقناع ديگران، در تعاملات ديپلماتيک و سياست خارجي جايگاهي نوين يافته اند، نقش رسانه ها در پردازش و اقناع ديگران بسيار کليدي تر از گذشته شده است .گستره نفوذ و تاثيرگذاري رسانه ها به عنوان بازيگران قدرتمند غيردولتي در عرصه ديپلماسي و سياست خارجي، بر دولتهاي ملي فشار وارد مي آورد و آنها را وادار مي‌سازد تا با شتاب و خيلي فوري، به تجديد نظر و ايجاد تحول در ساختارهاي مدل ديپلماسي و سياست خارجي خود بپردازند و ديپلماسي نويني را به عنوان كانون مركزي تلاشهاي ديپلماتيك خود؛ ايجاد، رشد و توسعه دهند:

ديپلماسي افکار عمومي
ديپلماسي واژه اي بحث بر انگيز است و افزوده شدن کارکردها و کاربردهاي رسانه ها در سياست خارجي و روابط بين المللي، بر دشواريهاي درک  اين واژه مي افزايد تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و رشد سريع و کاربردي آنها، به پديد آمدن مفهومي نوين به نام ) ديپلماسي رسانه اي( انجاميده است. در ديپلماسي نوين «  افکار عمومي » جايگاهي مهم دارد، کشمکش ها از طريق جريان ديجيتالي اطلاعات دنبال مي شود و در اين جريان، رويارويي اصلي ميان ملتهاي کوچک و ساختارهاي جهاني است.

به بيان عمومي، امروز ديپلماسي هنر و مهارت پيشبرد و ارتقاي منافع ملي از طريق مبادلات پايدار اطلاعات و ايجاد ارتباطات پايدار بين ملتها و افراد است. در اين فضا، تعامل و اطلاعات به عنوان دو عامل اصلي ديپلماسي، با بهره گيري از رسانه ها مي توانند ارتقاي جدي پيدا کنند .از سوي ديگر، برخلاف گذشته كه شبكه رسمي ارتباطات بين‌المللي هر دولت را شمار سفارت‌خانه‌ها و ديپلماتهاي آن دولت تشكيل مي‌داد ، امروز هر پيام كه از مرزهاي ملي به سطوح بين‌المللي ارسال مي‌شود، حكم يك سفير پرقدرت نامرئي را دارد .

اين سفير كه همه راههاي صعب‌العبور را در ثانيه ها مي‌پيمايد، موريانه‌وار علائق و منافع رقيب را تخريب مي كند و اين امر به معناي افزايش قدرت دولت فرستنده پيام است . امروز اين سفير كوچك آمده است تا مفاهيم بزرگ و در عين حال گنگ روابط بين‌الملل را روشن سازد.

داشتن اطلاعات و شبكه ارتباطي ، مقولات آگاهي و اراده سياسي را روشن‌تر مي‌سازد . ارزيابي توان ، وزن و اراده نظام‌ها همواره مقولات پيچيده براي ديپلماتها به شمار مي‌رفته است ، اما حالا ارتباطات دارد اين توان و اراده را بسيار آسان اندازه مي‌گيرد . به‌نظر مي‌رسد ما وارد مرحله‌اي شده‌ايم كه دوره انطباق وضعيت فراملي ارتباطات بر روابط بين‌المللي است . مرحله ظهور ديپلماسي نوين.
هارولد نيکلسون ، ديپلمات وزارت خارجه بريتانيا، با مهارت، مقايسه اي تطبيقي از ديپلماسي قديم و نوين ارائه مي‌كند که مي تواند بيانگر تغييرات امروزي ديپلماسي باشد. طبق نظرات نيکلسون، مشخصات ديپلماسي قديم عبارت بود از پنهانکاري، غيردموکراتيک، روابط دوجانبه، عمل گرا و وضعيتي که توسط عده کمي از دولتهاي بزرگ اجرا و هدايت مي شد. اما ديپلماسي نوين درست عکس آن با مشخصاتي چون: آشکار بودن؛ دموکراتيک، چندجانبه، اصول گرا و با مشارکت دولتهاي بسياري ( اعم از دول کوچک ) انجام مي گيرد. ديپلماسي نوين اشاره به مردم دارد نه دولتها؛ تاکتيکهاي ديپلماسي نوين احترام بيشتر به مردم است تا دولتها.

رسانه هاي نوين؛ نهادهاي خصوصي ديپلماتيک بپذيريم که رسانه ها، نحوه هدايت سياست خارجي را تغيير داده اند و اکنون قدرت جهاني يک کشور در توان و استعداد ديپلماسي رسانه اي آن در ايجاد هويت ملي و ارائه تصوير مکمل بين المللي آن نهفته است. ديپلماسي ديگر، پديده اتاق هاي دربسته نيست، پديده اي آشکار است پديده اي رسانه اي که هر چه پوياتر باشد، سياست خارجي را پوياتر خواهد ساخت و اين که در جهان امروز، بدون درک عميق از نقش مهم وسايل مدرن ارتباطي ناممکن خواهد بود.
رسانه ها در همكاريهاي فراملي و غير حكومتي، نقش هاي مهمي را عهده دار و به اجرا مي گذارند. بسياري از رسانه هاي جهاني قدرت نرم خود را دارا خواهند بود تا از طريق آن شهروندان را براي ايجاد ائتلافهايي كه محدوديت هاي ملي را شامل نمي شود، جذب كنند  . هم اكنون با توجه به رشد ابزارهاي مدرن ارتباطي , مأموريت وزارت خارجه و وزارت‏ دفاع عمدتا بر دوش لشكر رسانه‏ها قرار داده شده است. راس پرو، كانديداي رياست جمهوري آمريكا در سال 1992 مي‌گويد: سفارتخانه ها يادگار ايام كشتي هاي بادباني هستند. در آن زمان كه از ارتباطات جهاني خبري نبود، سفير هر کشور به نمايندگي از كشور خود سخن مي‌گفت. ولي اكنون، با ارتباطات آني در تمام نقاط جهان، سفير نقشي عمدتا اجتماعي بر عهده دارد.

در واقع سران و وزيران كشورها به طور علني يا محرمانه، به طور مستقيم با همتاي خويش مذاكره مي‌كنند. مذاكرات آنان عمدتا از طريق ديدارها و ملاقات‌هاي رسمي و غير رسمي و نيز از طريق ارتباطات گروهي و بين فردي انجام مي گيرد. به اين ترتيب نقش سياست‏هاى آشكار مهم‏تر از سياست‏هاى پنهان شده است. به‏ديگر سخن، ديپلماسى امروز صرفاً در اتاق‏هاى دربسته شكل نمى‏گيرد، بخش بزرگ‏ترى از آن هم پشت پنجره و در سطح آشكار عمومي نقش مى‏بندد، در برابر چشم ديگران و به‏ كمك تكنولوژى‏هاى نوين ارتباطي و رسانه ها.
در واقع اين موضوع خود مهمترين چالش دستگاههاي ديپلماسي و سياست خارجي کشورها در جامعه شبکه اي امروز اين است که گسترش اطلاعات از طريق نوآوريهاي نوين ارتباطات و رسانه هاي نوين، روابط بين دولتها در عرصه منطقه اي، بين المللي و جهاني را که پيشتر توسط ديپلماتها انجام مي گرفت را به روابطي چند جانبه تبديل کرده است که در آن بيشترين تلاش دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي برقراري روابط با ملتها آن هم از طريق رسانه ها و در فضاي مجازي حاصل از به کارگيري آنها است.

 به طوري که کارکنان رسانه ها و بازيگران غيردولتي بانفوذ به افشاگري مي پردازند و با انگيزه جلب افکار عمومي به دخالت در مسايل مي پردازند. اين روندها موجب شده است که گفتگو و مذاکره با مقامات براي سفيران بسيار دشوار شود. زيرا آنان بايد با بازيگران زياد و در عين حال گوناگوني درگير شوند و اطلاعات گوناگوني کسب نمايند، آن هم در شرايطي که شاهد تبديل بازيگران فراوان به بازيگراني محدودتر اما هشيارتر، مانند سازمانهاي غيردولتي از جمله خود رسانه ها هستيم که با برخورداري از توانايي اتخاذ روشهاي سازمان يافته و جمعي، نظم ديپلماتها را در تمام جهان دستخوش تحول کرده اند .

اينست که با زاويه ديد گذشته نمي توان به دنياي ديپلماتيک امروز نگريست. به دنيايي که ديپلماسي آن با يک کليک، ظرف چندثانيه با سرعت وارد اتاق ما مي شود. شايد فردا همه به تصويرهاي ديپلماتيک رسانه هاي جهان بسنده کنند. مگر در حال حاضر ديپلماتها جهان را از ويترين رسانه هاي جهاني تماشا نمي کنند؟

وضعيت کنونی مجلات

 

مركز پژوهشي PEJ از وضعيت رسانه‌هاي خبري به‌ويژه مجلات در آمريكا، گزارش سالانه‌اي ارائه كرد گزارش سالانه مركز پژوهشي PEJ از وضعيت رسانه‌هاي خبري نشان مي‌دهد در آغاز سال 2006  اين مسئله به روشني قابل بررسي بود كه آمريكايي‌ها خيلي به اخبار مجلاتي كه محتواي آنها اعم از اخبار ملي و بين‌المللي به طور سنتي فراهم مي‌شود، وابسته نيستند .

در حال حاضر، دسترسي به خبرهايي كه قبلا در برخي از مناطق كشور مشكل بود، به صورت آنلاين و از طريق سازمان‌هاي رسانه‌اي ملي امكان‌پذير است. بنابراين، تنها هفته‌نامه‌هاي خبري بزرگ منبع مهمي براي دسترسي به اخبار محسوب نمي‌شوند .برخي خوانندگان كه يك بار براي دسترسي به خبرها، هفته‌نامه‌ها را انتخاب كردند، با تغيير گرايش‌هاي آنها در مجلات شان روبرو شدند.

در ضمن، اين بررسي‌ها مانند بررسي مركز تحقيقاتي Pew گرچه در آن به طور مشخص در مورد مجلاتي مانند اكونوميست وبيزينس ويك پرسشي نشده است؛ نشان داد در بخش مخاطبان، خوانندگان اين نشريات به موازات تايم و نيوزويك كاهش نيافته‌اند.

زيرا اين تغييرات، يعني تنوع در انتخاب خبرها، به همان دلايل كه در ساير رسانه ها بوجود آمده بود، در آن هفته‌نامه‌ها نيز مورد توجه قرار گرفته بود . افراد ممكن است هرگز دوباره براي دسترسي به اخبار، به مجلات تايم و نيوزويك روي‌نياورند. اما آنها در عوض به مجلات قابل توجهي كه دلايل بيشتري براي جذب مخاطب دارند اقبال نشان مي‌دهند. مجلاتي كه صرفا به نيازهاي عمومي خوانندگان همچون تايم و نيوزويك نمي‌پردازند بلكه بناي انتشار خود را بر ارائه نشريات تخصصي قرار مي‌دهند.

به همين دلايل، هفته‌نامه‌هايي كه بدون توجه به خواست مخاطبان، هرچه بيشتر عمومي شده‌اند، در پروسه اين تغييرات، بخشي از هويت خود را از دست داده‌اند . اين مشكلات به همين وسعت، شبكه‌هاي خبري را عاجز كرده‌است: به اين ترتيب آنها امتياز انحصاري خود را در ارائه اخبار ملي و بين المللي ازدست داده‌اند.

عمده هفته‌نامه‌ها ممكن است در نهايت تصميم بگيرند كه آيا بايد به سمت پوشش خبرهاي خشك و جدي بيشتري بروند يا اينكه با توجه به درج آخرين عناوين خبري و محتوايي با توجه به گرايشات مخاطبان خاص، خوانندگان بيشتري را جذب كنند و به اين گونه،تيراژ خود را گسترش دهند . مديرمسوولين اين نشريات ممكن است نزديك‌ شدن به اخبار خشك و جدي را يك تهديد بينند چرا كه امكان دارد استفاده از اين نوع خبرها باعث شود، خوانندگان را از اين نشريات گريزان شوند .انتخاب تخصص و ويژگي خاصي براي يك نشريه، ممكن است به نظر برسد كه باعث توجه به مخاطبان محدودي مي‌شود.

اما اين كار بخوبي تهديد و مقابله‌اي براي نزديكي به محتواي عامه‌پسند به شمار مي‌رود .اگر اين نشريات به خوانندگان مطالب مهم و قابل توجهي ارائه‌ندهند، مطالبي كه قابل دسترسي در ساير نشريات نيست؛ قطعا دليلي وجود ندارد كه آنها بتوانند مخاطبان را مثل گذشته، جذب كنند.

نظاميگيری و آزادی مطبوعات

 

مديران دو روزنامه بزرگ آمريكايي در مقاله‌اي مشترك به اين پرسش اساسي پرداخته‌اند كه آيا آزادي بيان در زمان جنگ با امنيت ملي مغايرت دارد؟ «دين باکي» مديرروزنامه «لاس‌آنجلس‌تايمز» و «بيل‌کلر «مدير  روزنامه «نيويارک ‌تايمز» در مقاله‌اي که همزمان در هر دو روزنامه چاپ شد، به تشريح رابطه بين امنيت ملي و آزادي مطبوعات پرداختند . همين اکنون بيش از 140 هزار سرباز آمريکايي در عراق در حال نبرد هستند و کاخ سفيد براي جلوگيري از تکرار حملات تروريستي يازده سپتامبر تدابير شديد امنيتي به مورد اجرا گذارده است .رسانه‌هاي آمريکايي در اين شرايط با اين دشواري روبرو شده‌اند که در بين گزارش‌هاي محرمانه‌اي توسط منابع خود در در درون حکومت دريافت مي‌کنند چه اخباري را منتشر کنند که ضمن آگاهي‌رساني در زمينه نحوه اداره کشور، امنيت ملي را به خطر نياندازند.

به نوشته اين دومدير ، سياستمداران آمريکا از يک‌سو خواستار استفاده از قدرت رسانه‌ها در انتشار اخبار موفقيت‌هاي خود هستند و از سوي ديگر تلاش مي‌کنند مانع از افشاي اسناد محرمانه شوند . اين دو روزنامه نگار تأکيد كرده‌اند که خبرنگاران هرگز گزارش‌هاي محرمانه‌اي که جان افراد را به خطر مي‌اندازد منتشر نمي‌کنند . براي نمونه خبرنگاران مستقر در عراق و افغانستان از گزارش عمليات و يا اطلاعاتي که ممکن است مورد استفاده شورشيان قرار گيرد خودداري مي‌کنند . کشمکش بين رسانه‌ها و حکومت آمريکا از حملات يازده سپتامبر سال 2001 تاکنون افزايش قابل توجهي يافته است.

به گفته جيم اوگردي استاد دانشکده خبرنگاري دانشگاه نيويارک اين تنش‌ها امر جديدي نبوده بلکه مقتضاي دوران جنگ هستند: اگر شما تاريخ مطبوعات در جنگ ويتنام را مطالعه کنيد مي‌بينيد که اين وضعيت جديدي نيست. در دوران جنگ هرگاه روزنامه نگاران از اشتباهات و شکست‌هايي که در جنگ رخ داده مطلع مي‌شوند، حکومت که خواهان محرمانه نگهداشتن اين موضوعات است ترجيح مي‌دهد به جاي آنکه از خود دفاع کند و يا به اشتباهات خود اعتراف کند مطبوعات را مورد هدف قرار دهد.

من فکر نمي‌کنم که اوضاع کنوني تهديدي جديد عليه مطبوعات باشد بلکه هرگاه کشور در جنگ قرار دارد اين نوع کشمکش‌ها نيز بوجود مي‌آيند .اما به نوشته دين باکي و بيل کلر مسئله امنيت ملي يک کشور آنقدر مهم است که تصميم‌گيري بر سر آن را نبايد تنها به حکومت سپرد بلکه بايد به کمک رسانه‌ها مردم را نيز در آن سهيم نمود . آنها مي‌افزايند سرنخ يک گزارش محرمانه معمولاً توسط يک مسئول با وجدان به خبرنگار يک رسانه داده مي‌شود. اين رسانه نيز پس از بررسي‌هاي کامل و اطمينان از درستي خبر به حکومت فرصتي محدود مي‌دهد که درباره صحت و سقم آن و نيز تأثير انتشار آن بر امنيت ملي اظهار نظر کند.

اگر استدلال مقام‌هاي حکومت مورد پذيرش قرار گيرد از انتشار آن خودداري مي‌شود . درغيراين‌صورت مطلب مورد نظر براي اطلاع عموم منتشر خواهد شد .سال گذشته روزنامه نيويارک‌تايمز از برنامه استراق سمع شهروندان آمريکايي توسط حکومت اين کشور مطلع شد اما به دلايل امنيتي از انتشار آن به مدت يک ‌سال خودداري کرد. ماه گذشته پس از آنکه مدير انروزنامه به اين نتيجه رسيدند که استدلال حکومت براي عدم ان