دوشنبه، ۲۴ دسمبر ۲۰۰۷

سرنوشت روزنامه و روزنامه نگاری
در قرن بيست و يک

)دوشي چی) قسمت اول

سرگذشت روزنامه‌‌ و روزنامه نگاری

 

در دورترين نقاط جهان، در جاده ها وخيابانهاي شهرهاي بزرگ، ‌در كوچه‌هاي باريك، در رستورانت‌ها، در قايق‌ها و كشتي‌ها،دربسهاومتروها، درمنزلها وپياده گرديها درخوشي ها وغصه ها درايستگاه هاي شهري وانتظارگاه ها. آن‌ها لوله‌شده دست به دست مي‌شوند و گاه حكم پوشش را دارند كه به كار شب‌هاي سرد در پارك‌ها مي‌خورند .رسانه‌اي كه قرار بود دنيا را تغيير دهد، نخستين پرتو خود را در يكي از روزهاي سال  1605 در استراسبورگ آشكار ساخت (يك جمهوري آزاد در قرن شانزدهم ( .البته يوهان كارولس‌ (Johann carolus) چاپكار نمي‌دانست روزنامه چنين كاركردي خواهد يافت. او  روزنامه رليشن (Relation)  را به چاپ رساند. رليشن يك واژه لاتين است كه از relatio به معني گزارش دادن مشتق مي‌شود و او به همين دليل اين نام را براي روزنامه‌اش برگزيده بود. او چهار فرمان رسانه‌هاي مدرن را جاري ساخت. نخست آن‌كه رليشن نخستين روزنامه موضوعي بود و طيفي از موضوعات را پوشش مي‌داد و بنابراين جهاني بود، دوم آن‌كه متمركز بر عامه مردم بود و بنابراين آگهي داشت و بالاخره تعيين‌كننده‌ترين فاكتوري كه رليشن را به اولين روزنامه مدرن تبديل ساخت، تداوم آن در انتشار بود.

رليشن، نخستين روزنامه هفتگي

رليشن نخستين روزنامه‌اي بود كه به صورت هفتگي و به مدت هفتاد سال به زندگي خود  ادامه داد. اما به هر حال، رليشن از بسياري جهات شبيه روزنامه‌هاي امروزي نبود. در آن دوران پستچي‌ها نقش تعيين‌كننده‌اي در گردآوري اخبار داشتند، چرا كه آن‌ها بودند كه خبرها را از دليجان‌ها يا پيك‌هاي سواره مي‌گرفتند و از آن‌جايي كه در آن دوران خبرها به مفهوم اخص كلمه چندان زياد نبودند، هر چيزي كه مي‌رسيد به دست چاپ سپرده مي‌شد، بي‌آن‌كه حتي ويرايش شود. مقالات به‌طور عمده با حروف سربي چيده مي‌شدند و با ماشين‌هايي كه از چوب ساخته شده بودند، به چاپ مي‌رسيدند. چند سال طول كشيد تا روزنامه‌ها در ساير كشورها هم پديدار شوند.

نخستين روزنامه فرانسه

نخستين روزنامه فرانسه تحت عنوان گزت (Gazette) در سال 1631 منتشر شد.

نخستين روزنامه انگليس

روزنامه‌ ديگري با همين نام در سال 1665 در انگليس منتشر شد كه در آغاز آكسفورد گزت Oxford Gazette خوانده مي‌شد.  آكسفورد گزت در آكسفورد يعني در جايي كه دربار انگليس از ترس طاعون در آنجا مستقر شده بود، منتشر مي‌شد. اما وقتي دربار پس از يك سال به پايتخت بازگشت، اين روزنامه نيز نام خود را به لندن گزت تغيير داد.

نخستين روزنامه سوئدن
در سوئد ن نخستين روزنامه با نام‌  Post-och inrikes Tidningar در سال 1645 انتشار يافت. اين روزنامه سوئدني قديمي‌ترين روزنامه‌اي است كه هنوز تا امروز و ظاهراً بدون وقفه به انتشار خود ادامه داده است.

نخستين روزنامه آمريكا

پنجاه سال بعد پاي روزنامه‌ به آمريكا باز شد. روزنامه پابليك اكرنسز  (Public Occurrences)  در سال 1690 در بوستون انتشار يافت. بدبختانه اين روزنامه‌ تنها يك شماره انتشار يافت و به سرعت توقيف شد و به همين دليل است كه تاريخ آ‌غاز انتشار روزنامه‌هاي مدرن آمريكا را سال 1734 مي‌دانند، يعني زماني كه ژورنال هفتگي نيويارك (New York Weekly Journal)  منتشر شد.

نخستين روزنامه كانادا

هجده سال ديگر هم گذ شت تا اين‌كه كانادايي‌ها در سال 1752 به نخستين روزنامه خود يعني هاليفكس گزت    (Halifax Gazette) رسيدند.

نخستين روزنامه استراليا

اما نخستين روزنامه‌ها در بخش شرقي جهان در قرن نوزدهم با عنوان سيدني گزت و نيوساوت ادورتايزر در سال 1803 در استراليا منتشر شدند، يعني درست پانزده سال پس از تشكيل تبعيدگاه‌هاي جزايي در اين سرزمين.

نخستين روزنامه هند

اما روزنامه بمبئي ساماچار (Bombay samachar) از سال 1822 در هند منتشر شد. اين روزنامه به دو زبان انگليسي و گجراتي كه زبان شمال غربي هند است،‌ منتشر مي‌شود.

نخستين روزنامه جاپان

جاپاني‌ها هم نخستين روزنامه خود را با نام نيچي- نيچي Nichi-Nichi  در سال 1872 منتشر ساختند.

تولد روزنامه به مفهوم امروزين آن

اما انتشار روزنامه و به عبارت بهتر تولد روزنامه به مفهوم امروزين آن در سال 1650 در لايپزيگ آلمان و با انتشار اينكومند زايتونگن (Einkommende Zeitungen)  صورت گرفت. اينكومند زايتونگن 6 روز در هفته منتشر مي‌شد، چهار صفحه داشت و ابعاد آن حدود 5/31 در 17سانتي‌متر بود. اگرچه انتشار روزنامه‌‌ها در آغاز از نظر تعداد چشم‌گير نبود، اما آلماني‌‌زبان‌ها به حدي كه بخواهند بخوانند، روزنامه در اختيار داشتند. در پايان قرن هفدهم حدود هفتاد روزنامه آلماني زبان در آلمان منتشر مي‌شد كه كمي بيشتر از تمام روزنامه‌هاي منتشره در بقيه اروپا در آن دوران بود. اين روزنامه‌ها كه تيراژهايي در حدود 300 تا 400 نسخته داشتند، توسط 200هزار تا 250 هزار نفر خوانده مي‌شدند. از آن‌جا كه همه مردم قدرت خريد روزنامه نداشتند، روزنامه‌خواني در آن دوره يك تجربه مشترك بود و علاوه بر اين، يك سوم جمعيت قادر به خواندن و نوشتن بودند. آنان‌كه روزنامه مي‌خريدند در كافه‌ها، خانه‌ها و قرائت‌خانه‌ها (reading rooms) براي ديگران روزنامه مي‌خواندند و درباره آخرين خبرها و تحولات با هم بحث مي‌كردند. پروفسورها و معلم‌ها هم از گزارش‌هاي روزنامه‌ها براي دروس و سخنراني‌هاي خود استفاده مي‌كردند.

ارتقاي سطح سواد و آموزش منجر به استقبال بيشتر از روزنامه‌ها شد و مردم براي هزينه كردن در مورد رسانه‌اي كه عطش آن‌ها را نسبت به اطلاعات فرو مي‌نشاند، رغبت و تمايل بيشتري از خود نشان دادند. حدود سال 1800 بود كه‌  Hamburger Unpartheyische Correspondent براي خود 51 هزار مشتري دست و پا كرد. چهارهزار نسخه از اين روزنامه هامبورگي كه براي اروپايي‌ها به يك منبع معتبر خبري تبديل شده بود، به كشورهاي ماوراي بحار ارسال مي‌شد و اين روزنامه توانست نخستين روزنامه‌نگاراني را كه فقط از طريق روزنامه‌نويسي امرار معاش مي‌كردند، گرد خود جمع كند.

چاپ به مثابه بال‌هاي روزنامه

فرا رسيدن قرن نوزدهم نشان داد هيچ چيز ياراي ممانعت از غلبه و پيشروي روزنامه‌ها را ندارد. بروز  روش‌هاي صنعتي كاغذسازي در ميانه قرن نوزدهم و تركيب مطالب محتوايي با آگهي‌ها باعث شد تا در عرصه روزنامه‌ها سنگ‌پايه تازه‌اي از جنبه هزينه‌ها بنيان نهاده شود. قيمت روزنامه‌ها به شدت پايين آمد و به اين ترتيب هر كسي قادر به خريد روزنامه شد. پيشرفت در عرصه تكنولوژي‌هاي چاپي هم به روزنامه‌ها بال و پر داد تا به رسانه‌اي جمعي تبديل شوند.

تايمز لندن و نخستين ماشين با دو سيلندر

فردريك كونيگ (Friedrich Koenig)  مخترع در سال 1814 نخستين ماشين با دو سيلندر چاپ را كه با نيروي بخار كار مي‌كرد، اختراع كرد و آن را در اختيار تايمز لندن قرار داد. اين ماشين مي‌توانست 1100 ورق در ساعت چاپ كند و به اين ترتيب بود كه در بحث 28 نوامبر 1814 چهارهزار نسخه از تايمز لندن را در چند ساعت چاپ كرد و به اين صورت بود كه عبارت ماشين‌هاي چاپ اتوماتيك سيلندري متولد شد. خبرهاي شكست و نابودي ارتش ناپلئون در ژوئن 1815 در واترلو توسط همين ماشين‌هاي چاپ سيلندري چاپ شد و در سال 1845 بود كه شركت ماشينن فابريك اگسبرگ (Maschinenfabric Augsburg) تأسيس شد و تا سال 1872 توانست 750 ماشين چاپ اتوماتيك سيلندري را در آلمان و خارج از آلمان به فروش برساند.

نخستين ماشين چاپ سيلندري براي روزنامه

اما در همين قرن نوزدهم شاهد يك نوآوري ديگر  علاوه بر ماشين‌ چاپ‌هاي اتوماتيك‌ سيلندري  هم هستيم و اين بار هم اين تايمز لندن بود كه در استفاده از آن پيشتاز بود .جان والتر سوم‌  (John walter III) نخستين ماشين چاپ سيلندري را براي روزنامه ساخت و اين اختراع به نام ماشين چاپ والتر معروف شد.
مدتي بعد در نمايشگاه جهاني وين در سال 1873 شركت ماشينن فابريك اگسبرگ، ماشين كوچك‌تري را عرضه كرد كه بر اساس اصول ماشين والتر كار مي‌كرد، اما كار با آن راحت‌تر بود و مي‌توانست 12 هزار ورق در ساعت پشت و رو چاپ كند .رشد سريع در عرصه چاپ روزنامه باعث شد تا ماشينن فابريك اگسبرگ- كه امروز كارخانه پلائن مان رولند است- به فكر ساخت ماشين چاپ بيفتد و به اين ترتيب بود كه روتاپلانا در سال 1897 به عنوان يك ماشين رول مطرح شد. اما نخستين ماشين سيلندري براي روزنامه در سال 1899 موجوديت يافت و درسال 1912 بود كه اين شركت نخستين ماشين رول افست را بر اساس پتنت پيشتاز افست يعني كاسپار هرمن (Caspar Hermann) ساخت. او بعدها هم در ساخت نخستين افست رول كه توسط مان رولند توليد شد، نقش عمده‌اي ايفا كرد. در حال حاضر بيش از يك سوم روزنامه‌هاي جهان با ماشين‌هاي افست مان رولند چاپ مي‌شوند.

18000 روزنامه در جهان

در پيشروي پيروزمندانه روزنامه‌ها كه چهار قرن است ادامه دارد، نه تنها روش‌ها و فرايندهاي توليد دستخوش تغيير شده، بلكه خود روزنامه‌ها نيز دچار دگرگوني‌هاي اساسي شده‌اند .روزنامه‌ها از همان روزهاي اوليه كه خبرهايشان را پستچي‌ها مي‌آوردند و بدون ويرايش و كنترل و افزودن تحليل و تفسير در استراسبورگ به چاپ مي‌رساندند، به تدريج به سوي تبديل شدن به رسانه‌هاي جمعي حركت كردند تا رسانه‌هايي باشند كه از آزادي مطبوعات در سراسر جهان دفاع مي‌كنند، با تحولات عظيم اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در طول قرن‌ها همگام بوده و گاه به اين تحولات شكل هم داده‌اند.

روزنامه در چهارصدمين سال تولد خود به رسانه‌اي تبديل شده است كه از جنبه شيوه‌هاي عرضه روزنامه‌نگارانه مطالب بسيار ثروتمند است، بسيار آسان خوانده مي‌شود، از تصاوير و صفحه‌آرايي مطلوب برخوردار شده و بيش از يك ميليارد نسخه از آن در 200 كشور حضور دارد و در زماني كه اين مقاله نوشته مي‌شود، انجمن جهاني روزنامه‌ها 18  (WAN)   هزار روزنامه از سراسر جهان را نمايندگي مي‌كند و اين در حالي است كه 6500 مورد از آن‌ها هم جزو روزنامه‌هاي يوميه هستند.

روزنامه در عصر اطلاعات

روزنامه‌ها اكنون مدتي است كه از سوي راديو، تلويزيون و اينترنت به چالش كشيده شده‌اند. اما با اين همه هنوز فرجام تيره و تاري كه براي روزنامه‌ها پيش‌بيني مي‌شد،‌ رقم نخورده است.
روزنامه‌هاي الكترونيك و چاپي اكنون به طرز مسالمت‌آميزي با يكديگر زندگي مي‌كنند و هيچگاه كميت چاپ به اندازه امروز نبوده است. اما با اين همه، بسياري از روزنامه‌ها و به ويژه در سال‌هاي اخير در كشورهاي صنعتي غرب دچار افت درآمد و از دست دادن خوانندگان خود شده‌اند. آگهي‌ها به سوي اينترنت سرازير شده و نسل شيفته اينترنت هم رو به گسترش است. آيا روزهاي پرشكوه روزنامه‌ها رو به پايان است؟

شكوفايي روزنامه در چين و هند

در اين نكته ترديدي نيست كه صحنه‌ رسانه‌اي دستخوش تغيير شده است و اين تغييرات باز هم ادامه خواهد يافت. در حالي كه مصرف رسانه‌اي از آغاز قرن بيستم از حدود 10 ساعت به 60 ساعت در هفته در سراسر جهان رسيده، دست روزنامه‌ها خالي مانده است. اما هنوز نمي‌توان گفت كه چشم‌انداز فراروي روزنامه‌ها كاملاً تيره است. طبق گزارشي كه انجمن جهاني روزنامه‌ها منتشر ساخته است، درآمد آگهي‌هاي روزنامه‌ها در سال 2003 دو درصد نسبت به سال 2002 افزايش يافته و پيش‌بيني مي‌شود كه اين روند صعودي تا سال 2006 ادامه يابد. انجمن جهاني روزنامه‌ها همچنين گزارش داده كه تيراژ روزنامه‌ها هم در سطح جهاني در همين سال 2003 در مقايسه با سال 2002 حدود 12/0 درصد افت داشته است. اما اين افت تيراژ در برخي از كشورهاي صنعتي از طريق توسعه بازار جبران شده است . چين با فروش روزانه 85 ميليون نسخه روزنامه صاحب عنوان پرتيراژترين كشور از نظر مصرف روزانه روزنامه است و اين در حالي است كه اين رقم براي هند- كه در مكان دوم جهاني قرار دارد- 72 ميليون نسخه در روز است.

نگاهي به كشورهاي ديگر مي‌تواند پتانسيل روزنامه‌ها را به تصوير بكشد: در سيرالئون فقيرترين كشور جهان كه سطح بي‌سوادي در آن 85 درصد است، روزنامه‌ها از سال 1997 به بعد مثل سمارق در حال روييدن هستند. اين كشور در سال 1997 داراي 12 روزنامه بود و اين در حالي است كه اكنون در سال 2005 داراي 50 نشريه است .در افغانستان سطح سواد 30 درصد است، اما در سال 2002 در اين كشور حدود 265 نشريه منتشر مي‌شد كه 150 مورد آن در كابل پايتخت آن توزيع مي‌شد.
در سنگال با كمبود خريدار براي روزنامه‌ها مواجه هستيم و اين بسيار طبيعي است،‌ چون قيمت يك روزنامه معادل قيمت يك كيلو برنج است، اما با اين همه روزنامه‌ها كماكان در سنگال خوانده مي‌شوند: 60 درصد مردم، روزنامه‌ها را قرض مي‌گيرند.

توليدكنندگان روزنامه‌ها و مفاهيم تازه  روزنامه‌ها در عصر اطلاعات به كدام سو خواهند رفت؟

روزنامه‌ها چهارصد سال است كه در سراسر جهان در حال شكل دادن به افكار عمومي هستند و هنوز جزو شكل‌هاي محبوب‌ و معتبر رسانه‌اي در عرصه اطلاع‌رساني به حساب مي‌آيند. حفظ اين موقعيت، اصلي‌ترين چالش توليد كنند گان روزنامه‌ها است .بر اساس يافته‌هاي تازه ‌ترين پژوهش انجمن جهاني روزنامه‌ها كه در زمينه فرايندهاي روزنامه‌اي صورت گرفته است، تيموتي بالدوين (Timothy Baldwin) مدير اين انجمن مي‌گويد: امروزه مديران روزنامه‌ها بيش از هميشه اين تمايل را از خود نشان مي‌دهند تا با اتكا به نوآوري‌ها و استراتژي‌هاي متفاوت به جذب خوانندگان بيشتري بپردازند .

بسياري از روزنامه‌ها در جهت پاسخ دادن به نيازهاي مخاطبان خود به تغيير قطع رو آورده‌ و چاپ تمام رنگي را در د ستوركار خود قرار داده‌اند. آن‌ها با نوآوري‌هاي گوناگون درصدد جذب نسل جوان نيز هستند و يكي از اين روش‌ها چاپ نسخه‌هاي رايگان براي متروها و قطارها است .درآمد تبليغات در روزنامه‌هاي رايگان ظرف يك سال 5/‌1 درصد افزايش داشته است و ظرف‌ 5 سال به 6‌/‌22 درصد خواهد رسيد .مترو اينترنشنل ناشر سوئدني نشريه رايگان مترو روزانه 5/‌5 ميليون نسخه از نشريه خود رادر 16 كشور توزيع مي‌كند و به همين خاطر است كه مي‌توان گفت هنوز روزنامه‌ها در آينده موفق خواهند ماند.

روزنامه بر اساس تقاضا

وقتي انسان در سرزمين مادري خودش نيست، داشتن يك روزنامه آشنا، آرامش‌بخش است . و شايد به همين دليل باشد كه مسافران هوتل‌هاي مختلف دنيا از  Newspaper Direct اين‌چنين استقبال مي‌كنند.
اين سرويس 200 روزنامه از 35 كشور جهان با 30 زبان را در اختيار علاقه‌مندان به روزنامه‌ها قرار مي‌دهد. ريشه اين ايده به كانادا بازمي‌گردد و توسط يك شركت مستقر در ونكوور از سال 1999 عملياتي شده است. اين شركت كه يك دفتر هم در نيويارك دارد، روزنامه‌ها را از سراسر دنيا به صورت ديجيتالي در اختيار روزنامه‌خوانان قرار مي‌دهد .هر كه با اين شركت قرارداد منعقد كند، امكانات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري بهره‌برداري از چنين سرويسي را دريافت مي‌كند و به اين ترتيب به مخاطبان اين فرصت را مي‌دهد تا روزنامه‌هاي دلخواه خود را از اينترنت دانلود كرده و از آنها پرينت بگيرند. روزنامه‌هايي كه به اين ترتيب ظرف چند دقيقه دانلود مي‌شوند، در قطع  3 A هستند، دورو پرينت گرفته مي‌شوند و از نظر شكل صفحات عين روزنامه اصلي (چاپي) هستند .استفاده از اين سرويس علاوه بر هوتل‌ها، اكنون در كتابخانه‌ها، مؤسسات پژوهشي، خطوط هوايي و دريايي نيز عموميت يافته است.

قديمي‌ترين روزنامه جهان پس از سال‌ها انتشار به صورت چاپي، سرانجام ديجيتالي شد .به گزارش آسوشيتدپرس روزنامه Post-och Inrikes Tidningar از روز اول ژانويه امسال نسخه كاغذي خود را حذف كرد و تنها به نشر نسخه ديجيتال خود ادامه مي‌دهد .اين روزنامه كه از سال 1645 شروع به كار كرده است توسط كريستينا، ملكه سوئدن راه‌اندازي شده بود و به عنوان قديمي‌ترين روزنامه جهان محسوب مي‌شود. در واقع قديمي‌ترين تاريخچه روزنامه و خبرنگاري را مي‌توان در اين روزنامه جستجو كرد .

هانس هلم كه در بيست سال اخير مسوول اين روزنامه بوده است مي‌گويد: هرچند اينكار براي من بسيار سخت است و به اين مي‌ماند كه فرزندم را از دست بدهم، ولي بايد با تكنولوژي پيش رفت و چاره‌اي نيست. هرچند بايد بگويم دلم براي صفحات روزنامه بسيار تنگ مي‌شود.

 ملكه كريستيانا از اين روزنامه در آن زمان براي ارسال دستورات خود به فرماندهان و حكمرانان قسمت‌هاي مختلف استفاده مي‌كرد، بنابراين اين روزنامه در سال‌هاي ابتدايي بيشتر حالت نوعي جزوه را داشت .اين روزنامه توسط پيك و با اسب براي شهرهاي مختلف ارسال مي‌شد. در سال‌هاي اخير اين روزنامه فقط به دليل قدامت آن با كمك مالي دولت در 1500 نسخه چاپ مي‌شد ولي انتظار مي‌رود نسخه ديجيتال آن، مشتريان بيشتري داشته باشد .تبديل روزنامه‌هاي چاپي به ديجيتال روندي است كه به نظر مي‌رسد در چندسال آينده گريبان بسياري از روزنامه‌هاي جهان را بگيرد .

اين روند كه باعث كاهش مصرف كاغذ و هزينه‌هاي چاپ مي‌شود از طرف ديگر باعث كاهش درآمد ناشي از فروش و تبليغات مي‌گردد كه روزنامه‌ها مي‌بايست از طريق جذب آگهي آن‌لاين و يا روش‌هاي ديگر اين كاهش درآمد را جبران كنند .در حال حاضر نيز بسياري از روزنامه‌هاي جهان در اين برزخ هستند و بايد بين روزنامه چاپي و نشر ديجيتالي يكي را انتخاب كنند.

ارزشمندی يک روزنامه

 

بزرگترين غول رسانه‌اي جهان كه از مرز هفتادوشش سالگي مي‌گذرد بار ديگر با يك پيشنهاد جديد همه را شگفت‌زده كرد . مالك و بنيانگذار فاكس نيوز پنج ميليارد دالر براي خريد داو جونز ناشر روزنامه وال استريت ژورنال يكي از شيك‌ترن و تأثيرگذارترين روزنامه‌هاي آمريكا پيشنهاد كرده است.

با انتشار اين خبر در رسانه‌هاي آمريكا بار ديگر اين شايعه كه پيرمرد استراليايي عاشق روزنامه است ورد زبان‌ها شده است.  پس حالا تعجبي ندارد كه اين رسانه‌دار بزرگ بخواهد يكي ديگر از بهترين‌ها را براي خود بردارد. مهم پول است كه او دارد؛ حتي اگر چند تن از سهامداران نيوز كورپ شركتي كه او بر آن رياست مي‌كند با اين پيشنهاد رئيس مخالف باشند .رويتردر گزارشي نوشته است كه سهامداران اصلي داوجونز از اين اقدام مرداك نه‌تنها خوشحال نشده‌اند بلكه تهديد كرده‌اند اين تصميم را وتو مي‌كنند. برخي از سهامداران نيوز كورپ شركتي كه از طريق آن ‌مرداك بر يك‌چهارم از رسانه‌هاي تصويري و چاپي جهان تسلط پيدا كرده است نيز معتقدند اين خريد به نفع آنها نيست و تنها به نفع داوجونز و بهتر شدن وضعيت روزنامه وال استريت ژورنال است .سهامداران وال استريت از اين تصميم مرداك به سختي برآشفته‌اند و فروش داوجونز به نيوز كورپ را پايان استقلال خبري و سبك روزنامه‌نگاري منحصر به فرد وال استريت مي‌دانند.

آسوشيتدپرس در گزارش ويژه‌اي چشم‌انداز اين خريد را براي مرداك اين‌گونه تصوير كرده است: به‌دست آوردن مالكيت وال استريت ژورنال براي مرداك هفتادوشش  ساله به مثابه يك كودتاي بزرگ است چه اين‌كه او با اين اقدام به برترين قدرت در زمينه روزنامه‌نگاري اقتصادي و مالي جهان بدل خواهد شد؛ خصوصاً اين‌كه نيوز كورپ به سرعت در حال تبديل كردن گيرسرعت ‌ به سمت رسيدن به يك شبكه تلويزيون كيبلي جديد تجارتي است تا با CNBC به رقابت بپردازد .نگاه تيزبين مرداك به همراه ورودهاي غيرمنتظره و غيرقابل پيش‌بيني‌اش به عرصه‌هاي مختلف سبب شده است تا او علاوه بر موفقيت‌هاي مالي بسيار زيادي كه براي شركتش فراهم كرده به يكي از كلكسيونرهاي برتر در زمينه رسانه تبديل شود.

پيتر كريسكي كارشناس سهام با اين عقيده موافق است و معتقد است از آنجايي كه داوجونز و وال‌استريت در چند سال گذشته مرتباً در حال افت بوده‌اند و چيز چشمگيري از خود نشان نداده‌اند به فردي مثل مرداك نياز دارند تا بتواند آنها را از اين وضعيت نجات دهد .پيشنهاد وسوسه‌انگيز مرداك زماني به وال استريت ارايه شده كه همه روزنامه‌ها اين روزها ضرر مي‌دهند و دائماً در حال بررسي‌ راه‌هايي براي زنده ماندن در شرايطي هستند كه آگهي‌ها هر روز به سمت اينترنت كوچ مي‌كنند . در چنين شرايطي مرداك پير با تكيه بر قدرت مالي افزونش و اختيارات بي‌حدش در نيوز كورپ مصاحبه مي‌كند و با افتخار مي‌گويد روزنامه وال استريت مي‌تواند از قبل اين معامله منتفع شود. داوجونز در يك شركت قدرتمند جذب مي‌شود و امكانات و توانايي‌هاي نيوز كورپ به مدد وال استريت مي‌آيد تا روزنامه‌اي بهتر از پيش شود.

برندگان جوایز پولیتزر2007

 

برندگان جوایز پولیتزر 2007 اعلام شدند و تحریریه وال استریت جورنال در دو رشته خدمات عمومی و گزارشگری بین ‌المللی برنده جایزه شد .وال استریت ژورنال یکی چندین برنده در نود و یکمین جوایز سالانه پولیتزر در روزنامه‌نگاری، ادبیات، نمایش و موسیقی در آمریکا بودند .این جوایز که برندگان آن در دانشگاه کلمبیا اعلام شدند، به جز بخش خدمات عمومی شامل 10000 دالر و یک مدال طلا می‌شود.

لاس‌آنجلس تایمز و نیویارک تایمز هر کدام یک جایزه را به ترتیب در رشته‌های گزارش توضیحی و مقله‌نویسی به خود اختصاص دادند،  اما پس از چند سال شکایت از اختصاص بیشتر جوایز به روزنامه‌های بزرگ آمریکا، امسال روزنامه‌های متوسط در بوستون،‌ آتلانتا، میامی، بیرمنگام آلاباما و پرتلند اورگون و یک هفته‌نامه دیگر در لاس‌آنجلس برنده جایزه در رشته‌های دیگر شدند .

جایزه بهترین اثر داستانی به کورمک مک‌کارتی برای  کتاب جاده، جایزه بهترین نمایشنامه به دیوید لیندسی- آبایر برای کتاب لانه خرگوش و جایزه بهترین اثر تاریخی به جین رابرتز و هنک کلیباتوف برای کتاب "پیکار حقوق مدنی، و بیداری یک ملت" داده شد.

همچنین امسال رد برادبری نویسنده داستان‌های علمی - تخیلی تقدیر ویژه به عمل آمد.

همچنان سرمنشي سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات پيام داد.

متن كامل پيام بان كي مون به شرح زير است:
هر ساله در روز جهاني آزادي مطبوعات ما تعهد خود را به حق ‌آزادي عقيده و بيان كه در ماده‌ي 19 اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر لحاظ شده، تجديد مي‌نماييم . در زمان ما، مردم بيشتري به ابزار رسيدن به مخاطبان زيادتر دست مي‌يابند، اما غالبا آنان با تلاش‌هاي بازدارنده،‌ محدود و يا مسدود كننده جريان آزاد اطلاعات و عقيده‌ها رو به رو مي‌شوند،‌ در صورت رو به رو شدن با چنين تهديدهايي، اين وظيفه سازمان ملل متحد است كه مدافع راسخ آزادي مطبوعات، همچنين زنان و مرداني باشد كه استعداد و ايثارشان به آزادي مطبوعات حيات مي‌بخشد . به گونه‌اي هشدار دهنده، در راه رفع گرفتاري ديگران، روزنامه‌نگاران خود مورد هدف قرار مي‌گيرند، طي سال گذشته، بيش از 150 دست‌اندركار حرفه‌ي رسانه‌ها جان خود راه در راه انجام وظيفه از دست دادند . ساير اعضاي مطبوعات نيز مصدوم يا دستگير شده، مورد آزار واقع يا گروگان گرفته شده‌اند، اين موارد فقط در حين درگيري اتفاق نمي‌افتد بلكه در هنگام پيگيري اخبار مربوط به فساد، فقر و سوء استفاده از قدرت رخ مي‌دهند .

اخيرا، من با نگراني پيگير ربودن الن جانستون - خبرنگار بي بي سي - هستم. پوشش خبري وي از مسائل مربوط به خاورميانه و درگيري اسراييل و فلسطين براي ايشان احترام جهاني كسب كرده است؛ ادامه اسارت ايشان به هيچ هدفي كمك و هيچ آرماني را تضعيف نمي‌كند. من بار ديگر خواستار آزادي ايمن و فوري آلن جانستون هستم . سركوب آزادي مطبوعات،‌ سركوب حقوق بين الملل، بشريت، آزادي فردي است يعني هر آن چه كه سازمان ملل مدافع آن است، مطبوعات آزاد، ايمن و مستقل از بنيادهاي اصلي مردم سالاري و صلح است؛ در اين روز جهاني آزادي مطبوعات اجازه دهيد تا تعهد خود را براي اين هدف تجديد نماييم.

آشنایی با يک نشريه

 

روزنامه گاردين چاپ لندن، با چاپ ۳۶۹ هزار و ۴۸۲ نسخه در روز تيراژ زيادي ندارد. قطع اين روزنامه بين روزنامه هاي سراسري انگليس دومين قطع كوچك است. اما نسخه اينترنتي همين روزنامه نسبتاً كوچك كه گاردين نامحدود  نام دارد موفقترين سايت روزنامه در اين كشور است كه هر ماه بيش از ۵/۷ ميليون نفر از آن بازديد مي كنند. بيش از دو ميليون نفر از اين افراد از آمريكا و بسياري ديگر از سراسر جهان هستند.فقط بخش خبري بي بي سي در اينترنت از نظر ارائه اخبار و جذب مخاطب در اين كشور از گاردين پيشتر است.

گاردين در سال ۱۸۲۱ با نام منچستر گاردين منتشر شد.

چارلز پرست ويچ اسكات معتقد بود استقلال رمز رسالت روزنامه است. وي گفت: صرفنظر از موضع يا شخصيت، روزنامه بايد دست كم روح خاص خود را داشته باشد . انتقال مالكيت روزنامه در سال ۱۹۳۶ به بنياد اسكات باعث تقويت بيشتر استقلال آن شد. اين بنياد خيريه تمام سود را سرمايه گذاري مي كند و مسئوليت اداره روزنامه را به مدير آن تفويض مي كند. مدير روزنامه آلن راس بريجر است كه از سال ۱۹۹۵ اين سمت را عهده دار بوده است.

در سال ۱۹۹۸ راس بريجر تصميم گرفت سايتي را در اينترنت براي گاردين و مجله خواهر آن آبزرور كه روزهاي يكشنبه چاپ مي شود، راه اندازي كند. اين سايت در سال بعد با محور قرار دادن فوتبال آغاز به كار كرد. از آن زمان سرمايه گذاري در فعاليت اينترنتي اندك اما يكنواخت بوده است .براساس برخي برآوردها تا به حال بين ۲۴ تا ۳۲ ميليون دالر صرف اين سايت  و زير ساخت هايش شده است.

سايت گاردين۷۰ روزنامه نگار شامل، گزارشگر، مدير، تصيح ، طراح و پرسونل توليد دارد.

هر روز بين ۷۰ تا۱۰۰ مطلب اختصاصي اينترنت تهيه مي كند كه بين خانواده اي متشكل از ۱۴ سايت توزيع مي شود .خانم اميلي بل از سال ۲۰۰۱ مدير گاردين نامحدود بوده است. اين سايت با هدايت وي به يك طرح موفق ملي و بين المللي بدل شده است. بل در اين مصاحبه از همه چيز از امور عملي روزنامه نگاري اينترنت تا آينده روزنامه ها صحبت مي كند.

 مسوول موفق ترين سايت روزنامه در انگليس بودن چه حسي دارد؟

 -بسيار هيجان انگيز است. وقتي سه سال پيش به اين گروه پيوستم تا سايت Media guardian. Co. uk را راه اندازي كنم، مدير اقتصادي آبزرور بودم و همه واقعاً فكر مي كردند از كار بركنار شده ام .كار من گزارشگري بوده است، گزارشگر اقتصاد رسانه ها كه از جنبه اقتصادي به نوآوري مي پردازد. در مقطعي خوب است آدم به دنبال كار متفاوتي برود . فرصت كار در صنعت نشر كه شتاب رخدادها در آن خلال۴۰ سال گذشته از هميشه سريعتر بوده است، هميشه نصيب آدم نمي شود .دفتر كار من پر از افراد بسيار مشتاق، باهوش و باانگيزه است. اما به طور كلي كار روزانه اي كه در آن نمي دانيد مسئله رقابت برانگيز بعدي يا نوآوري بعدي از كجا مي آيد، واقعاً طاقت فرساست. با اين حال اين امر از يك نظر بسيار غريب و قدري بيم انگيز و نيروبخش است.

پس در كار موفق بوده ايد؟

 -تا به حال كه اين گونه بوده است، اما بايد در نظر داشت كه اين امر در اينترنت محقق شده است كه همه چيز در آن به سرعت در حال تغيير است. هميشه كارهاي زيادي وجود دارد كه بايد انجام داد. اين يكي از مشكلات اينترنت است. دست كم در روزنامه اندازه كاغذ روزنامه، دست و پاي روزنامه نگار را مي بندد، در حالي كه وقتي موضوعي مانند هاتن پيش مي آيد، آدم متوجه مي شود كه چه ابعاد متنوعي مي تواند به مطلب بدهد كه در واقع بي پايان است) .توضيح: لرد جيمز هاتن- معادل قاضي ديوان عالي در انگليس- است كه از سوي دولت براي تحقيق در مورد مرگ دكتر ديويد كلي منصوب شد. كلي در كانون اين اتهامات عليه دولت انگليس بود كه در مورد ادعاهاي توليد سلاحهاي كشتار جمعي شيميايي و هسته اي توسط عراق اغراق كرده است(.

به نظر شما علت جذب اين همه مخاطب چيست؟ نسخه اينترنتي گاردين بسيار بيش از نسخه چاپي مخاطب دارد.

 -فكر مي كنم به اين خاطر است كه مراجعان را به ثبت نام ملزم نكرده ايم. فكر مي كنم به اين دليل است كه با جامعه بلاگ نويسان و با گوگل ارتباط داريم . وقتي اينها به ما اتصال مي دهند، كمك بسيار بزرگي است.

سپس افراد به  طور گذرا از سايت ما عبور مي كنند و پس از مدتي تدريجاً آن را به عنوان يك نام خاص مي شناسند .به هر حال جالب است. در خارج از كشور مدتي طول مي كشد تا عده اي پي ببرند كه ما روزنامه همه هستيم. به علاوه، فرهنگ روزنامه مبتني بر داشتن شبكه اي از خبرنگاران خارج از كشور با پشتيباني مناسب و سطح نسبتاً بالايي از مباحث سياسي در صفحات مطالب وارده بوده است كه همان طور كه مي دانيد رنگ بين الملل گرايي دارند و پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نوعي روزنامه نگاري توليد مي كنيم- از ديدگاهي اندكي ليبرال تر- كه يافتن آن ساده نيست و خوانندگان را تشويق مي كنيم كه در صفحات سخن درباره آن اظهار نظر كنند. اين كاري است كه برخي ديگر از ناشران اينترنتي مانند بي بي سي انجام مي دهند، اما نه با اندازه آزادي كه ما داريم.

شما هر ماه ۵/۷ ميليون بازديد كننده منحصر به فرد داريد. چرا آنان روزنامه را نمي خرند؟

 -خوب، خوانندگان خارج از كشور احتمالاً به اين دليل نمي خرند كه گيرشان نمي آيد (باخنده). در انگليس، شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد كه برخي مي خرند، اما باز هم به اينترنت مي روند. فكر مي كنم اين استدلال كه اگر سايت خوبي درست كنيم و تمام مطالب را به رايگان روي آن قرار دهيم، خوانندگان را خواهيم خورد، نادرست است . اگر به فروش روزنامه ها در انگليس دقت كنيد، متوجه خواهيد شد كه گاردين به مانند سايرين سهم خود را به صورت يكنواخت از بازار حفظ كرده است كه بيش از روزنامه تايمز است. در سايت روزنامه تايمز ثبت نام اجباري است و اين امر مراجعه به آن را دشوار كرده است.

تيراژ آنها رو به كاهش گذاشته است، در حالي كه تيراژ ما ثابت مانده است و مراجعه به سايت ما با سرعت بيشتري از سايت تايمز يا تلگراف رشد كرده است. مي توان استدلال كرد نوعي تقويت نام خاص تجاري وجود دارد به اين شكل كه حضور قوي در اينترنت باعث ايجاد علاقه نسبت به محصول غيراينترنتي مي شود .به نظر من روزهاي دوشنبه تا جمعه از نظر چاپ روزنامه به طور فزاينده اي دشوار خواهد شد.

مردم كار مي كنند، درگير هستند و ايستادن براي خريد روزنامه اولويت كمتري دارد. واداشتن آنان براي عادت به خريد بسيار، بسيار دشوار است. در اين حال، اين قدر رسانه هاي ديگر وجود دارد كه اگر سايت نداشته باشيد، خوانندگان از دست مي روند. تدريجاً فراموش مي كنند كه وجود داشته ايد، چرا كه از فضاي غيراينترنتي به فضاي اينترنتي رفته اند و وقتي افراد به دنياي اينترنتي وارد مي شوند، عادت را كنار مي گذارند .مردم به محيط خبر فوري عادت كرده اند. در طول روز انتظار خاصي براي وقوع خبر وجود دارد. چيزي مي خواهند كه به حركت درآورد، نفس بكشد و زندگي كند. در روزهاي تعطيل آخر هفته، به مطالب بزرگتر و تأمل برانگيز تر نياز است. به نظر من اين امر در ميزان فروش بالاي شنبه و افت نسبي در روزهاي دوشنبه تا جمعه بازتاب دارد.

چه مطالبي را در سايت توليد مي كنيد؟ آيا آن ۷۰ تا ۱۰۰ مطلب عمدتاً اخبار داغ هستند؟

 -بيشتر آن اخبار داغ است. از جمله ، ازمطالب تفسيري و تحليل قطعاً تعجب زده خواهيد شد. مثلاً از بسياري از خبرنگاران خود در خارج از كشور استفاده مي كنيم. با خود گفتيم ما خبرنگاران زيادي در خارج داريم كه واقعاً هميشه از آنان استفاده نمي شود .از آنجايي كه فضاي صفحه خارجي در روزنامه چاپي محدود است، گاه مطالب آنان چاپ نمي شود و اين در حالي است كه مطلب شان ممكن است خبر جالبي درباره حادثه اي در كانادا، پاريس يا هر جاي ديگر باشد. اما چون اين هفته مثلاً اخبار بيشتر راجع به افغانستان است، فضايي در روي كاغذ به آنان اختصاص داده نمي شود .از اين رو بخشي داريم به نام گزارش جهاني كه در آن گزارشهاي اختصاصي خبرنگاران از سراسر جهان درج مي شود. قبلاً اين گونه بود كه بايد خبرنگاران را مجبور مي كرديم هرازچندي مطلبي برايمان تهيه كنند.اما حالا آنان فهميده اند وقتي مطلبي در سايت اينترنتي درج مي كنند، پاسخ گسترده اي دريافت مي كنند، بخصوص از نقاطي در جهان كه درباره آن نوشته اند.

به نظر من تعداد زيادي از خبرنگاران نظري شبيه خوانندگان در مورد گاردين دارند. تا آنجايي كه به آنان مربوط مي شود، گاردين نامحدود گاردين است . تمايز قايل شدن بين آن دو بي معني است.

اين امر به معناي ارج گذاشتن به افراد اينجا و كاري است كه انجام مي دهند. اما اين مسئله دردسر بزرگي هم هست . در مورد چيزهايي كه مي توان روي سايت گذاشت، بايد اول صبر كنيم ببينيم رويه برخورد ما با آن چيست. كسي نمي خواهد در روزنامه نگاري اينترنتي مسائل حياتي و خوب آن را از بين ببرد، اما قرار نيست بي هدف و كاملاً مغاير با فلسفه گاردين كار شود. چرا كه اين امر باعث سرافكندگي ما مي شود و شايد مجبور شويم دنبال کار ديگري بگرديم.

چگونه اين سايت فلسفه گاردين را منعكس مي كند كه از نظر من چپ گرا، مستقل و بي اعتناست؟

 - به گمان من، ما بخشي از همه اينها هستيم. مانند روزنامه كاغذي، ما بسيار مراقب هستيم كه خبرمان خبر باشد و تفسيرمان تفسير. مسئله داشتن رابطه اعتماد آميز با خوانندگان در اينترنت و غيراينترنت وجود دارد. مي كوشيم در گزارشها تا حد امكان بي نظر باشيم و مي كوشيم تا حد امكان در تفسيري كه كنار آن مي گذاريم، زاويه  داري نيرومندي بگنجانيم .به نظر من، فرهنگ اينجا تفاوت اندكي با روزنامه كاغذي دارد.

كاركنان اينجا جوانتر هستند و علاقه بيشري به نتايج نو آوري دارند.

يكي از چيزهايي كه كمك زيادي به من كرده است، اين است كه آلن راس بريجر مدير علاقه شديدي به اينترنت دارد و هر روز سايت را مي خواند. برخي از همتايان من از مدير روزنامه شان صحبت نمي كنند كه علاقه اي به اينترنت ندارد و كار در اين وضعيت دلسردكننده است .آنچه اينجا اتفاق افتاده است اين است كه بين كاركنان اينجا و كاركنان روزنامه تماس بسيار زيادي وجود دارد. به طور فزاينده اي روزنامه نگاران روزنامه حالت پذيرند ه اي نسبت به اينترنت پيدا مي كنند و مي خواهند درباره آن و كاري كه ما انجام مي دهيم، بدانند. ما هم از برخي جهات بخشي ديگر از روزنامه هستيم.

برخي از كارهايي كه مي توان در اينترنت انجام داد و در نسخه چاپي نمي توان، چيست؟

 -گزارشهاي دقيقه به دقيقه ما از فوتبال و كريكت به طور منحصر به فردي با مقتضيات اينترنت سازگار است. امكان استفاده از كلمه نوشته شده به صورت فوري وجود دارد. ما خدمات دقيقه به دقيقه را به خوانندگان منتقل كرده ايم .در جامعه جهاني از مراجعه كنندگان خواستيم تا اي ميل بفرستند.

حجم زيادي از اي ميل از كساني به دستمان رسيد كه وقت نداشتند به ديدن بازي مثلاً كوريا و ايتاليا بنشينند، اما شيفه تحولات دقيقه به دقيقه آن بودند. برخي ديگر ضمن تماشاي بازي از تلويزيون تحولات دقيقه به دقيقه آن را نيز دنبال مي كردند .اين كار ابعادي دارد كه سه يا چهار سال پيش فكرشان را هم نمي كرديم، مثلاً نقش اينترنت در چگونگي تكوين روزنامه نگاري و چگونگي ايجاد گفتگو بين روزنامه نگاران و مخاطبان گسترش بلاگ ها و استفاده افراد از صفحات ... نشان مي دهد اين رابطه اكنون حالتي دوسويه دارد كه در آينده به جاي كم شدن، بيشتر خواهد شد.

چگونه گاردين با اين همه مطالب روي اينترنت مي رود؟ چقدر سرمايه گذاري كرده ايد؟ 
  -
پول زيادي سرمايه گذاري نكرده ايم. زيان هاي ما- هنوز قدري زيان مي دهيم- اندك است. وقتي به سايت نگاه كنيد و متوجه تعهد ما نسبت به آن شويد،  حتماً تعجب مي كنيد كه چطور ساليانه ۳۰،  ۴۰ ميليون پوند زيان نداده ايم.بسياري از ناشران با گوني پول وارد اين عرصه شده اند و با جيب خالي از آن خارج شده اند. در اين حال، سطح سرمايه گذاري ما اندك اما يكنواخت بوده است .دليل اين امر آن است كه افرادي هستند- از جمله آلن راس بريجر مديرمسوول- كه عميقاً معتقدند روزنامه نگاري مكتوب به طور فزاينده اي به اينترنت متكي خواهد بود. اگر روزنامه اي در اينترنت حضور نداشته باشد، از مرحله مهمي در تكوين روزنامه نگاري جا خواهد ماند . فكر مي كنم اين عقيده در مديريت گاردين وجود داشت كه ما بخش هاي خاصي از بازار را در اختيار داريم كه بايد از آن محافظت كنيم و حركت ما براي حضور در اينترنت تا حدي حركتي تدافعي براي حفظ آن بود. اما به نظر من اگر اين كار فقط جنبه تدافعي داشت،  اگر ما بينش تحريري روشني و اعتقادي به روزنامه نگاري اينترنتي نداشتيم، سطح سايت ما بسيار بسيار كمتر از آني بود كه امروز است.

 ما در اين كار سرمايه گذاري كرده ايم،  چرا كه جاي درستي است و حالا مي بينيم كه مخاطباني بين المللي داريم كه برايشان بازاريابي نكرده ايم. ما سعي نكرديم دو يا سه يا چهار ميليون خواننده از كشورهاي ديگر پيدا كنيم. اين امر خود به خود اتفاق افتاد. بهتر است در اين ابتدا درباره اين رابطه بيانديشيم و نتيجه آن را بر علامت تجاري خودمان بسنجيم .به علاوه بايد ديد اين پديده روند روزنامه نگاري ما را به كجا خواهد برد؟ آيا مي تواند يا بايد سبك ما را عوض كند؟عوامل نشر به سرعت در حال تغيير است و اگر در اين عرصه نباشيم، ممكن است تا پنج سال آينده بيم ما بيشتر از جانب نيويارك تايمز باشد تا اينديپندنت.

بسيار بهتر است وارد اين رقابت شويم تا اينكه از آن دور بمانيم . آدمي مي تواند در قلمرويي كه در آن قرار دارد،  بنشيند،  همه چيز را در آن سرمايه گذاري كند،  اميدوار باشد وضع بازار به شكل موجود باقي بماند و اين حقيقت را ناديده بينگارد كه بازار در حال تغيير است و خوانندگان در حال تغييرند.

يا آدم مي تواند بگويد آينده اين است و اين فرصت در اختيار اوست .گاردين يك فرصت براي هجوم به بازار آمريكا دارد كه همين است. اگر اين كار را حالا نكنيم،  تا ۱۰ سال ديگر احتمالاً اصلاً نمي توانيم چنين كاري را به انجام برسانيم يا اين فرصت ديگر وجود نخواهد داشت.

نظر شما درباره بررسي فعاليت سايت بي بي سي در اينترنت توسط دولت چيست و آيا آنها بودجه زيادي را هزينه مي كنند يا پا را از حيطه اهداف خود فراتر گذاشته اند؟

 -بي بي سي ساليانه ۲/۳ ميليارد پوند بودجه از دولت مي گيرد كه از محل دريافت هزينه ماهانه تلويزيون از كليه خانواده ها تأمين مي شود. برخي روزنامه ها استدلال مي كنند اين امر رقابت نابرابري را ايجاد مي كند. پاسخ بي بي سي آن است كه اين منبع خدمات رساني عمومي است .

سايت خبري بي بي سي در اينترنت پر مراجعه ترين سايت خبري در انگليس است كه هرماه ۱۰ ميليون نفر بازديد كننده اختصاصي دارد. اخيراً دولت انگليس بررسي فعاليت سايت بخش اينترنتي بي بي سي را با هدف ارزيابي تأثير آن بر بازار اينترنت و احتمال كاهش بودجه يا حيطه فعاليت آن آغاز كرده است. هنوز بر اين اعتقادم برخي از قطعات روزنامه نگاري مكتوب آنها چيز خاصي نيست،  اما برخي نوآوري ها و چگونگي ارائه مطالب در اينترنت واقعاً عالي است. در نتيجه مجبور هستند سالانه ۱۱۰ ميليون پوند صرف آن كنند . هيچكس در بي بي سي به محدوديت كار تشويق نمي شود،  بلكه به هزينه كردن اين پول تشويق مي شود. بالاخره هنگامي فرا مي رسد كه يا خودشان بايد اين كار را كنند و يا كسي ديگر اين محدوديت را آغاز خواهد كرد و بررسي بي بي سي اينترنتي بخشي از اين شق دوم است.

از سوي ديگر، بي بي سي لطف بسيار بسيار زيادي را در حق ساير عرضه كنندگان مطلب در اينترنت از نظر توسعه بازار و نيز از نظر امكانات انجام كار كرده است . به نظر من بايد سايت داشته باشند. فكر مي كنم بقيه ما بايد از استانداردي كه تعيين كرده اند، پيروي كنيم. خيلي خوب است كه كسي اين كار را از منظر انگليسي ها انجام داده است. مي دانم ناشران ديگر و احتمالاً حتي برخي افراد در بخش هاي تجاري در داخل گاردين قوياً معتقدند بايد اين سايت را محدود كرد، اما بايد بگويم روي هم رفته از سايت بي بي سي استقبال و آن را تشويق مي كنم.

 نظر شما درباره سخنان اخير اشلي هايفيلد (مدير توليد و رسانه هاي جديد بي بي سي) در روزنامه اينديپندنت چيست كه اخيراً گفته بود، روزنامه هايي مانند گاردين يعني روزنامه هاي سراسري نبايد غصه اشتراك را بخورند و اينكه اين روزنامه ها در رقابتي هستند كه سرانجامشان شكست است؟

 - خوب به نظر من اين تأثيري است كه بي بي سي گذاشته است و فكر مي كنم تا وقتي بي بي سي در اينترنت حاضر است،  براي ما بسيار دشوار است كه سامانه اشتراك برقرار كنيم. به تازگي آزمايش سامانه اشتراك را آغاز كرده ايم،  ما اشتراك را براي خدماتي در نظر گرفته ايم كه كوشيده ايم ارزش افزوده داشته باشد،  اما در عين حال توليد چنين مطالبي بسيار پرهزينه است .من روزنامه نگار هستم. اگر روزنامه نگاران مي توانستند حرف خود را به كرسي بنشانند،  ديگر هيچ جا در هيچ سايتي اشتراك و ثبت نام وجود نداشت.

هميشه ترجيح مي دهيم كه مخاطب داشته باشيم تا مجراي درآمد. حالا كه اين را گفتم،  اين وظيفه را دارم كه مراقب باشم افرادي كه در اينجا كار مي كنند حقوق خود را دريافت كنند. اين وظيفه را در برابر هيأت مديره نيز داريم كه مراقب اين امور باشيم و ببينيم آيا كارآمد است يا نيست .

يكي از مشكلات دريافت هزينه اين است كه نوآوري و شبكه دريافت اندك پول هنوز به مانند شبكه عرضه مطالب تكميل نشده است. آنچه واقعاً جالب است اين است كه بخشي از اين پيشرفت خارج از محتواي مكتوب رخ مي دهد. به نظر من كار سايت imusic  )فروشگاه موسيقي اينترنتي وابسته به اپل)  واقعاً عالي است .بالاخره در نقطه اي اگر اين كار امكان پذير شود كه با آمدن نو آوري بدون سيم افراد بتوانند در قبال پرداخت پول اندكي ۲۴ ساعته به مطالب گاردين دسترسي داشته باشند و ثبت نام احتياج به زمان زيادي نداشته باشد،  اگر اين شبكه مبتني بر شماره تلفن يا چيزي از اين دست باشد،  همه اينكار را خواهند كرد.

همه هزينه هاي خود را مطالبه خواهند كرد، اما فعلاً تا آن زمان راه طولاني باقي است و من ترجيح مي دهم سايتي داشته باشم كه تا حد امكان رايگان باشد. از نظر چگونگي مراجعه بازديد كنندگان به سايتها و چگونگي استفاده از آن،  هنوز زمان مناسب فرا نرسيده است. شايد تا ۵ سال ديگر اوضاع كاملاً متفاوت باشد .فكر مي كنم راه پيش رو برقراري اشتراك براي دريافت محصولات جديد است.

اگر كسي بتواند دست به كارهاي ابتكاري تر بزند كه كسي تا به حال نكرده است بازار اينترنت آماده تر از بقيه حاضر به پرداخت هزينه است. اگر مردم ۲۵ پنس براي خريد هر نسخه روزنامه بدهند،  دليلي ندارد براي خواندن مطالب در اينترنت پول ندهند . موضوع اين است كه اين كار در حال حاضر و با توجه به اكثريت نوع فعاليتي كه داريم،  نامناسب است.

شما قبلاً گفتيد كه چند چيز است كه دوست داريد تغيير دهيد، آنها چيستند؟

 -به اعتقاد من هنوز نوآوري زيادي مي توان صورت داد. رخدادهاي جالب زيادي خارج از نشر اينترنتي روزنامه رخ داده است، از قبيل بلاگها، فكر مي كنم زمان آن است كه بپذيريم اگر در رقابت نشر اينترنتي هستيم،  بايد فكر بسيار بازتري داشته باشيم. مثلاً شخصي اظهار عقيده كرده است كه چه مي شد اگر روزنامه ها تمام مطالب خود را به صورت بلاگ عرضه مي كردند يا تأثير جذب اظهار نظر خوانندگان در مورد هر مطلب چيست؟ يا آيا نويسندگان برجسته مي توانند به جاي ستون روزنامه، بلاگ داشته باشند؟

در جهان اينترنت هنوز چيزهاي زيادي وجود دارد كه بسياري از خوانندگان و روزنامه نگاران ما با آن ناآشنا هستند. در داخل خود شروع به بررسي اينها كرده ايم. اين بدان معنا نيست كه همه سايت را دگرگون كنيم. پنج سال پيش زماني بود كه هر كس مي توانست آزمايش كند، همه چيز را به هم بريزد و از نو بسازد. وقتي حجم بازديد كننده بالا مي رود و مخاطبان به پختگي مي رسند، بايد دست به نوآوري زد، اما بايد در نظر داشت اگر همه چيز به شدت تغيير كند، آنگاه ۵/۷ ميليون نفر دلزده خواهند شد.

عرضه محتوا از طريق سامانه بدون سيم يا كامپيوترهاي دستي در چه مرحله اي است؟ اخيراً خدمات پيام رساني  كوتاه (SMS) را آغاز كرده ايد .بي شك سامانه بدون سيم ويژگي اصلي در آينده است. اما نكته اصلي در ارتباط بانو آوري ديداري- شنيداري آن است كه قابليت آنها براي برخي چيزها به خوبي متن نيست. هميشه موج تغييراتي وجود دارد كه آدم را وادار مي كند، فكر كند، ديگر كارش قديمي است.

اما نسبتاً آسوده خاطرم كه هر چه در قلمرو ديجيتال رخ دهد،  متن منسوخ نخواهد شد .كاوش پذيري مسئله مهمي است. عرصه روزنامه مناسبت بسيار مطلوبي با اين خاصيت دارد چرا كه روزنامه ها بايگاني متن خوبي دارند. از نظر ماهيت روزنامه نگاري، بلاگ نويسي احتمالاً جالبترين چالشي است كه فراراه ما قرار دارد. تأثير آن بر روزنامه نگاري شناخته شده جالب است. هنوز نمي دانيم در دراز مدت اين تأثيرها چگونه خواهد بود.

آيا به نظر شما روزي خواهد آمد كه كاغذ مغلوب قلمرو اينترنت شود؟

چه وقتي نشريه اينترنتي به نشريه عادي بدل خواهد شد؟

 -بله چنين تصوري دارم. به نظر من اكنون نمي توان درباره ۵، ۱۰، ۱۵ يا ۲۰ سال ديگر فكر نكرد. نحوه استفاده مردم از روزنامه نگاري مكتوب دچار تغيير اساسي خواهد شد. و اين تغيير به سمت اينترنت خواهد بود. محصول روزنامه همچنان ربط ماهيت خود را حفظ خواهد كرد، اما شيوه استفاده از آن توسط بيشتر مردم از طريق اينترنت خواهد بود.

.

 

   www.esalat.org