جمعه، ۲۶ اگست ۲۰۱۱

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 
انجنير ظهورالدين انديش

 

راجع به نشر مضمون مورخ ۷ نوامبر سال ۲۰۱۰ حزب کار ايران - توفان

در مورد نود و سومين سالگرد انقلاب کبير سوسياليستی اکتبر

 

رفقای نهايت محترم حزب کار ايران - توفان!

 مضمون شما را که به تاريخ ۷ نوامبر سال ۲۰۱۰ تحت عنوان فرخنده باد نود و سومين سالگرد انقلاب کبير سوسياليستی اکتبر در سايت اصالت انتشار يافته بود مطالعه نمودم، با تأسف بايد گفت ارزيابی شما دوستان در برخی از موارد انقلاب اکتبر و شخص ستالين بطور کامل دور از حقيقت و يا ناشی از عدم معلومات دقيق شما درمورد ميباشد، در مضمون شما تذکار يافته است: "پس از مرگ ستالين و کودتای ريوزيونيستی خروشچفی، اينان کمونيستهای بلشويک را در سراسر حزب منفرد و نابود گردانيدند، بر ديکتاتوری پروليتاريا اموزش حياتی مارکسيزم- ليننيزم با بيشرمی و وقاحت خط بطلان کشيدند انرا با حزب و دولت همه خلق متحد ساختند، تجديد نظر در اصول مارکسيزم - ليننيزم و يا بدست گرفتن قدرت سياسی توسط ريوزنيستها نشان داد که مبارزه طبقاتی بورژوازی منکوب شده عليه سوسياليزم نه تنها پايان نيافته بلکه در اشکال نوين خود شديدتر، ظريفتر، محيلانه تر نيز ميگردد، نشانداد که پروليتاريا هنوز در دوران انقلاب پروليتری سوسياليستی گام بر ميدارد و امکان برگشت به عقب و احيای سرمايه داری وجود دارد."

رفقای محترم، لينين قبل از وفات نصايح خويش را به حزب ارايه نموده بود که در آن راجع به ستالين چنين اظهار نظر کرده است:

۱.     ستالين انسان خودخواه، نظاميگر، و ظالم است

۲.     بی ادب، بیحرمت، و بی دسپلين است

۳.     حسود و انتقام جو است

۴.     به نظريات حزب کمتر توجه ميکند و غيره

بايد از مسووليتهای حزبی و دولتی سبکدوش گردد٠

 وصايای لينن در تاريخ حزب کمونيست اتحاد شوری، ترجمه و چاپ حزب تودۀ ايران و در مجموعه کليات لينن موجود است٠

حزب با در نظرداشت اينکه عناصر تروتسکيزم، منشويکها، ايسرها و غيره گروپهای ضد مارکسيستی در حزب موجود بود به وقت ضرورت داشت تا به ستالين تصفيه حساب نمايد.

موضوع دوم شما در مورد انحلال ديکتاتوری پروليتاريا است، طراح تيوری ساختمان سوسياليزم در اتحاد جماهير شوروی لينن است، که طی سه مرحله مورد اجرا قرار گرفت:

۱.     بنياد گذاری سوسياليزم

۲.     رشد و انکشاف استقامتهای اساسی سوسياليزم

۳.     تشکيل دولت عموم خلق

به منظور تحقق اين مراحل بايد ديکتاتوری پرولتاريا مستقر شود، که وظايف اساسی آن به سر رساندن مرحله اول و دوم سوسياليزم بود که به موافقيت به اتمام رسيد بعد از اتمام اين مراحل ديگر ضرورت به ديکتاتوری پرولتاريا نه بود، زيرا طبقات حاکم منحل و سوسياليزم وارد مرحله پيشرفته خويش گرديده بود که به نام تشکيل دولت عموم خلق نام گذاری شد، بنا بر اين ديکتاتوری پرولتاريا به موفقيت هر چه بيشتر جای خويش را به دولت عموم خلق سپرد٠

بر ميگريم به ستالين، زمانيکه وی عهده دار مسووليتهای حزبی و دولتی بود به شکنجه و اعدام عده ای از اعضای حزب کمونيست پرداخت، آنانيکه قبلاً در جناح مخالف قرار داشتند و بعد حقيقت بلشويکی را درک نموده و بطرف بلشويکها رو آوردند، بطور بيرحمانه سرکوب نمود، به سنتراليزم دموکراتيک کم ارزش داده، به اصول حزبی معامله مانند رفتار مينمود، مدتها بعد جلسات حزبی را داير ميکرد، قبل از حمله فاشيزم، کميته مرکزی به ستالين ميگفت که غرض دفع حمله هيتلر آمادگی داشته باشد، قبل از آنکه به خاک اتحاد شوروی تعرض نمايد در سرحدات دفع گردد، اما ستالين به نظريات رفقایش در کمیته مرکزی حزب کمونیست ارزش قايل نبود، و ميگفت که با آلمان قرارداد صلح برست را به امضاء رسانيده، و اين نمايانگر دوستی بين اتحاد شوروی و آلمان ميباشد، آلمان هيچگاه به شوروی تعرض نه مي نمايد، مگر تاکيدات مکرر رفقای بلشويک مبنی بر اينکه نميتوان به امپرياليزم اعتماد کرد بايد آمادگی کامل جنگی غرض دفع دشمن داشته باشيم مگر ستالين نمی پذيرفت، اگر ستالين قبل از جنگ سرحدات مشترک شوروی با آلمان را می پوشاند و آنرا نيرومندتر و قويتر ميساخت در صورت حمله اول بطور کامل دفع و خنثی ميگرديد که اين عمل فاشيزم را به عقب ميراند و بيدون تلفات به پايان می رسيد، مگر زمانيکه هيتلر نصف خاک اتحاد شوری را تسخير نمود و به سرعت به پيشروی ادامه داد، بعد از آن آمادگی جنگ گرفته و به حمله متقابل پرداخت که در نتيجه به قيمت خون ميلونها بلشويک و مردم اتحادشوروی تمام گرديد، جنگی که به مرگ ۳۰ ميليون اتباع اتحادشوروی، حدود ۲۵ ميليون از اتباع کشورهای متخاصم که در مجموع ۵۵ ميليون انسان ميشد خاتمه پذيرفت٠

مسؤوليت اين همه تلفات سنگين انسانی و مالی که باعث به عقب افتيدن ۲۰ سال اتحادشوروی گرديد به ستالين تعلق ميگيرد٠

که بالاخره کميته مرکزی با در نظرداشت وصايای لينن و جنايات پی در پی ستالين که معادل به خيانت بزرگ ملی و بين لمللی بود موصوف را به محاکمه کشانيده و محکوم تاريخ نمود، که در اين زمره نقش رفقای متعهد بلشويک خروشچف و ليونيد ايليچ بريژنيف در قطار نخست قرار دارد، در اين اواخر اسناد ديگری در مورد فجايع ستالين که در زمان جنگ جهانی دوم عدۀ بيشماری از اسيران پوليندی را بطور دستجمعی به قتل رسانيده بود نيز توسط ولاديمير پوتين و دولت روسيه مورد محاکمه دومی قرار گرفت٠

رفقای محترم و انقلابی :

بلشويکها با شکست سازگار نمی باشند، از يک پيروزی به پيروزی ديگری نايل آمده و متواتر به مراحل پيشرفته تکامل بشری رسيده است، هر کاری در هر محل جهان بدون سازماندهی بلشويکها قابل اجرا نمی باشد، به اطمينان کامل گفته ميتوانم که آينده بشريت به شکل مطلق به بلشويکها تعلق ميگيرد، بر اساس سازماندهی و ضربات پيگير بلشويزم، امپرياليزم به مراحل آخری زنده گی شکست خورده وارد گرديده است، هيچ وسيله و امکان باعث بقا و نجات آن نخواهد شد٠

شيره هستوی امپرياليزم رو به اتمام است، مرحله رکود آن به طرف نقطه اعظمی به سرعت صعود نموده، دوباره به سرعت به نقطه اصغری تقرب مينمايد، و داخل بحران گرديده، به واسطه هيچ نوع تزريق واکسينها برای هميش قابل علاج نبوده، و بالاخره در انتروال بحران و رکود به شکل دورانی قرار ميگيرد، و هيچ امکان وجود ندارد که آنرا وارد فاز احيا و رونق سازد، خواسته نا خواسته گنديده گرديده، انفجار می نمايد٠

سقوط آنی آن نيز هر لحظه بعيد از امکان انتزاعی نميباشد٠

بنا بر اين از عموم رفقا و تمام احزاب مارکسيست- لينينيست و انترناسيوناليست در رأس خانوادۀ بزرگ احزاب برادر، منحيث بلشويک متعهد به شکل جدی، و صميمانه تقاضا بعمل می آورم، ادای رسالت تاريخی نموده، آمادگی همه جانبه به الترناتيف آن داشته باشد٠

 

انجنير ظهورالدين انديش

ويانا

27.8.2011

 

  

  (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)