یکشنبه، ۱ جولای ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 

راه واقعبینانۀ: تفاهم و همآهنگی . .؟

 

 از گوشه و کنار برخی نشست ها، مجالس و تماسها، آوازه ها و سر و صداهای پیشنهادی، انتقادی و حتی به شیوه اعتراضی شنیده میشود، که چرا فرزندان ح.د.خ.ا. همسنگر، همآهنگ و متحد نمیشوند؟ و در فعالیت های سیاسی، همنوا نمیباشند؟ و حزب واحدی را ایجاد نمیکنند؟!

بعضاً دلسوزانه، اما بر اساس تصور و برداشت ساده در ابراز نظر، اتکا دارند! و دیگران بر بنیاد نفاق سیاسی، و بمنظور درز اندازی بیشتر، و ایجاد زمینۀ گسترده تر برخوردهای ناگوار و فضای آلودگی، داد و فریاد را به راه انداخته اند!

و عده ای در یک موضعگیری دیماگوگی، مذبوحانه تلاش میورزند، خط اصول و حقانیت مبارزه سیاسی رهائی بخش ملی و دموکراتیک را، لکه دار سازند!

وحدت نظر و عمل در فعالیت های سیاسی، ایجاد فضای تفاهم مشترک و تلاحم و در نهایت امر ایجاد یک بنیاد پایدار و عمده مبارزه، مسئله شخصی نبوده، و مطابق با ذوق و میل، مزاج و تصمیم خواهشات اشخاص نمیتواند صورت گیرد.

و یک مسئله مجرد انتزاعی نبوده، بلکه رابطه دیالکتیکی به ماهیت و ضرورتمندی شرایط و طبقه بندی جامعه داشته و دارد.

لذا کلیه جریانات، تغییرات و تحولات در جامعۀ طبقاتی مطابق با خواهشات مجرد شخصی، این و یا آن فرد و یا گروه، و امیدواریهای ساده لوحانه و "اشک" ریزی، نمیتواند صورت گیرد، زیرا مبارزه طبقاتی زائیده چنین تصورات ساده نبوده و نخواهد بود!

در جامعۀ طبقاتی، هر مجموعه ای از افراد جامعه، به اساس وابسته گی طبقاتی دارای نیازمندیهای اقتصادی و اجتماعی خویش بوده، و بمنظور تحقق آن و دستیابی به مقاصد خود، فعالیت سیاسی را به شیوه که مناسب می بینند به راه می اندازند، که با ماهیت منافع شان همنوا باشد.

طبقه و اقشار زحمتکش افغانستان که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، نیز نیازمندیها و اهداف عمده اقتصادی و اجتماعی خودرا در آزادی، دموکراسی، پیشرفت، عدالت و رهائی از قیود عقبمانی های قرون وسطائی، قبیله سالاری، میراث پوسیده بقایای دورۀ برده گی، ظلم و ستم، و اجرای تحولات بنیادی به سوی ایجاد یک زنده گی عادلانه فارغ از قهر، اسارت، بهره کشی- استثمار- جستجو مینمایند.

آنانیکه از لحاظ فورمولبندی طبقاتی تحقق منافع و نیازمندیهای خودرا در چارچوب لیبرالیزم سیاسی جستجو کرده اند، و در خدمت لیبرال بورژوازی جامعه قرار گرفته اند، با طرحهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مبتذل لیبرالیستی و در وجه "احسن" ریفورمیستی، نمیتوانند جوابگوی نیازمندیهای زحمتکشان باشند!

اکثریت سازمانها و گروههای سیاسی نو تشکیل موجوده، با طرحهای گویا مرامی خود درین سمت روان هستند، و مطابق با مشوره "انجوها"، ایدیولوگ سازان "گلوبالیزیشن" و "نیولیبرالیزم" گام بر میدارند، و تعدادی از "فرزندان" سابق ح.د.خ.ا. به شیوه دیماگوگی در تشکیلات خود تنظیم کرده اند، و اکثریت آنان وابسته گی های قبلی خودرا از ماهیت و اندیشه های بنیادی و مترقی ح.د.خ.ا. قطع کرده اند، و در دامن لیبرال بورژوازی خودرا انداخته اند و در خدمت آن فعالیت مینمایند. و عده ای قبلاً با بهانه های مختلفی و ذرائع گوناگون، ماهیت و آرمانهای  اصیل و راستین ح.د.خ.ا. را پشت سر گذاشتند، و حلقۀ تخطی، گمراهی، و خیانت را به گردن خود انداختند، و از آغاز "پلینوم" منحوس هجده هم خودرا به دشمنان وطن فروختند، و از خلقهای زحمتکش افغانستان رو گشتاندند!

امروز رسوائی به جائی رسیده است که این سازمانها، با آدم کشان حرفوی، تنظیم های "جهادی" تبهکار، و اجیران معلوم الحال امپریالیستی متحد شده اند!

با چنین ارگانها، نیروها و عناصر پُسکه زده و نفرین شده تاریخ چگونه میتوان توافق و تفاهمی را ایجاد کرد؟!

راه مبارزه امروزی در افغانستان، راه رهائی بخش ملی، برای آزادی، استقلال، تمامیت ارضی، حاکمیت و وحدت ملی، دموکراسی، عدالت، ترقی اجتماعی صلح و ثبات و تحولات بنیادی بوده، که از طرف این سازمانها و عناصر خط بطلان به روی آن کشیده شده است! و راه سازش، معامله گری و نفاق سیاسی و اتحاد با سیاه ترین نیروهای ارتجاعی و تبهکاران وطن را انتخاب کرده، و در خدمت لیبرال بورژوازی و وابسته گان اشغالگران نظامی امپریالیستی و حاکمیت اجیر دست نشانده، قرار گرفته اند! و هیچ دروازه ای و یا دریچه ای جهت تفاهم باز نمانده است!

اعضای وفادار به آرمانهای راستین و ماهیت دورانساز ح.د.خ.ا. که اکنون مستقلانه، در یک همنوائی و همآهنگی سالم فعالیت- با همدیگر- قرار دارند، با آنعده عناصریکه در گذشته کدام سهمی در خیانت کاری و موضعگیری ضدملی نداشته اند و با سازمانهای سازشکار، معامله گر و وابسته به ارگانهای اشغالگر و حاکمیت کنونی اجیر، پیوندهای بویژه سیاسی، ایجاد نکرده باشند و یا به شکل کلی، قطع رابطه کرده باشند، میتوان بر پایه اصول و حقانیت و درستی راه مبارزه ملی و دموکراتیک، بمنظور ایجاد یک جنبش همگانی دموکراتیک و ترقیخواه در تبادل نظر و تفاهم و ایجاد پیوندهای سالم، گام برداشت.

این است راه واقعبینانه، راه اصولی، راه تفاهم و توافق . . . راه همآهنگی در روند مبارزه راستین و همگانی ملی و دموکراتیک . . . راه نجات افغانستان از زنجیر اسارت، راه پیوند انترناسیونالیستی با مبارزۀ زحمتکشان جهان، علیه تهاجم، تسلط و غارتگری امپریالیستی و بمنظور صلح، ثبات و ترقی اجتماعی و آینده درخشان دور از هرگونه اختناق، ستم و بهره کشی . . .!

 

فرانکفورت، ۱۸ جون ۲۰۱۲

 محمدطاهر نسیم

 

تایپ کامپیوتری از اصالت

 

 (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)