پنجشنبه، ۲۰ نوامبر ۲۰۱۴

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عبـــدالــوکـیـل کـــوچـــــی

 

تاریخ ارسال به اصالت:

Sun, 16 Nov 2014 21:28:01

 

مردم افغانستان، تیم انتخاباتی، کشورهای همسایه و جامعه جهانی به رهبری امریکا، هرکدام ازین طرف ها خواستار اجرای تعهدات قبلی.

و اما محور اولی و اصلی مردم است که در جوامع مترقی و دموکراتیک قدرت اساسی بدست آنها شکل می گیرد. هر چند در حال حاضر موقعیت و موقف مردم در کشور ما با شرایط دموکراتیک فاصله زیادی دارد روی همرفته مردم افغانستان انتخابات گوناگونی را تجربه کرده اند، از جمعامد های بزرگ جرگه یی گرفته تا شورا ها که دوره هفتم آن در صدر رویداد های سیاسی و انتخاباتی کشور ما ثبت گردیده است. ولی به هرحال انتخابات برای هر مقام و موقفی که باشد مستلزم اوضاع و شرایطی است که بر مبنای آن مبارزات انتخاباتی راه اندازی میشود. تحلیل شرایط داخلی در کلیه عرصه ها از امور سیاسی گرفته تا اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با در نظر داشت موقف حقوقی و میزان صلاحیت های مردم، ظرفیت ها و آگاهی عمومی جامعه، رشد بیداری سیاسی مردم، درجه شناخت و اعتماد به کاندیدان، همچنان مشارکت وسیع مردم، قانونی بودن انتخابات، رعایت اصول و قوانین، عدالت و نظارت بر روند انتخاباتی، دسترسی مردم به امور رای دهی، سری و مستقیم، فعالیت های تبلیغاتی و سایر ارزش های قبول شده و قانونی اساسات جنبش انتخاباتی را تشکیل می دهد که اجرا و رعایت آن به انتخابات مشروعیت و رسمیت بخشیده و همچنان به نتایج آن صحه میگذارد. بالنتیجه معلوم میگردد که شخص برنده به خواستهای خود رسیده است و اکنون نوبت پاسخ های عملی به خواستهای مردم میرسد که بیصبرانه در انتظارش لحظه شماری میکنند. خواستهای که رئیس جمهور جدید در جریان مبارزه انتخاباتی برای مردم وعده داده بود و اکنون اجراات معجزه آسایی در کار است تا مردم در زندگی روز مره خویش با گوشت و پوست و استخوان خود آن را درک و احساس کنند و این از مکلفیت های آغازین کار رئیس جمهور جدید میباشد. یکی از تعهدات دولت جدید را مشارکت دادن مردم در امور اجرایی چون دولتی با پایه های وسیع تشکیل می دهد که برمبنای شایسته سالاری و عاری از هر نوع تعصبات قومی، سمتی، لسانی و جنسیتی باشد که این امر در تحکیم وحدت ملی نقش اساسی داشته و آن را استحکام می بخشد زیرا سرزمین انسان و انسانیت بی نهایت پهنا ور است. بگذار بگویم زنده باد عشق به انسان و احترام به مقام انسانی. در مسیر اهداف والای انسانی است که دولت میتواند برنامه های علما تنظیم شده و پروگرام های کاری خود را با توجه به خرد جمعی و مسئولانه در جهت رشد افکار عمومی، بلند بردن سطح دانش سواد و سواد سیاسی، رشد زمینه های متوازن اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تنظیم شایسته و معقول روابط بین المللی در پیش گرفته و بر مبنای آن میتواند گام های بزرگی را بسوی اهداف بزرگ و استراتیژی های کلان بمنظور تامین رفاه همگانی بردارد. در حال حاضر مردم بلاکشیده و خسته از جنگ افغانستان نخست از همه به صلح و امنیت پایدار نیاز دارند. مردم مستضعف و رنجدیده کشور عجالتا خواهان نان، لباس، خانه، خدمات صحی، تعلیم و تحصیل میباشند که این خواسته صرفا یک شعار نبوده بلکه مبرمترین خواست برحق مردم است. مزید بر آن گزینه های معقول شایسته سالاری و نظام عادلانه مردم سالاری میتواند بر خلا ها و کاستی های زمان گذ شته و فرصت های طلایی از دست رفته را جبران نموده و در راه نوسازی و آبادی کشور و تامین رفاه عمومی گام های موثری بردارد. این در صورتی امکان پذیر است که دولت در مبارزه با فساد اداری و پاک سازی دوایر از وجود اشخاص سود جو، مبارزه با پدیده ننگین رشوت و قاچاق، مبارزه با عناصر خود خواه و غیر مسئول و زور گوی، نظارت جدی بر اجراات و عملکرد قدمه های دولتی در رده های بالا تا پایین در شهرها تا دور ترین قرا و قصبات کشور و مبارزه با قانون شکنیها، وارسی به امورات عدلی و قضایی و قوای مقننه، اتکا به خرد جمعی و تعمیم شیوه های بهتر مدیریت از مکلفیت هاییست که در صورت اجرای موفقانه آن دولت را در اجرای تعهدات قبلی موفق و ادعای کارایی بودن آن را محقق میسازد و به این ترتیب وحدت ملی استحکام می یابد. البته واضح است که مردم شریف افغانستان تجارب زیادی را از روزگارهای آمده بر سر شان اندوخته و از روند پیچیده سیاسی آموخته اند و همه چیز را درک و احساس می کنند. دیگر نمیشود مردم را با حرف های میانتهی و زور گویی ها قانع ساخت. اکنون وقت آن رسیده است که مدعوین خدمت به مردم عملا در خدمت مردم قرار بگیرند و این در صورتی ممکن شده میتواند که دولت با تطبیق قوانین، مفید و در مطابقت با منافع علیای مردم با تحرک و کار دانی، لیاقت و کار آیی، مجهز با شیوه های معقول پیشامد با مردم، گسترش اصول، اخلاق و فرهنگ مترقی کار، صرفه جویی و پاک نفسی و بلند بردن سطح رفاه همگانی و جنبش سرتاسری خدماتی، گزینش معیار های خوب دولت داری و شیوه های خوب مدیریت که از مکلفیت های عاجل دولت است رویدست گرفته شود. تا مردم از مشکلات بیکاری و از چنگال فقر مرض جهل و عقب مانی قرون رهایی یافته مجبور نشوند تا بجای خدمت در وطن آبایی شان راهی کشور های خارجی شده جانهای شیرین خود را از دست دهند. البته انجام عملکرد ها ی هر دولتی معرف چهره اصلی آن دولت ها بوده که خصلت واقعی آنها را در پروسه زمان آشکارا میسازد. زندگی نشان می دهد که دولت ها می آیند و می روند ولی مردم همیشه وجود دارند و موجودیت مردم جاودانیست. میگویند زور مردم زور خداست. پس زنده باد مردم.

محور دوم اعضای تیم انتخاباتی است. افراد هوا خواه، شخصیت های مستقل و همسو و گروههای همکار و با امکانات که در زمان مبارزه انتخاباتی با کمک های مادی و معنوی و همکاری گسترده و پشتیبانی همه جانبه و مستقیم آنها کاندیدای مورد نظر شان پیروزی را از آن خود میسازد. معلوم شود که رئیس جمهور در ازاء این کمکها بر انجام تعهدات قبلی اش متبنی بر همکاری های متقابله و اعطای امتیازات، واگذاری موقف ها ی بلند، مقرری ها و جابجایی در مقامات تصمیم گیری های کلان چقدر میتواند پاسخگو باشد و مهم آنست که تقاضا های تیم همکار با پروگرام عمومی دولت در صورت تشکیل با قاعده های وسیع و مشارکت لایه های مختلف مردم و آنچه را که شایسته سالاری و مردم سالاری میگویند تا کدام اندازه مطابقت دارد. بنظر میرسد اجرای مکمل این امر، رئیس جمهور را در تنگنا قرار خواهد داد. جابجایی تیم همکار و یا دولت با قاعده های وسیع با مشارکت وسیع مردم. یا بعباره دیگر تحکیم وحدت ملی یا تامین خواستهای گروهی؟ طوریکه گفته آمدیم علاوه برتیم انتخاباتی سه محور مهم دیگر نیز از رئیس جمهور انتظاراتی دارند که اجرای آن زمانگیر است. با توجه به انتظارات عمومی اوضاع و شرایط موجود این تصور را در اذهان بوجود می آورد که عدم معرفی اعضای کابینه جدید تا اکنون نیز مشکلاتی ازین دست باشد.

محور سومی همسایگان است. کشور های همسایه در اوضاع امنیتی افغانستان نقش اساسی دارند البته نقش مهم که هم میتواند مثبت باشد و هم منفی. به این ترتیب کشور های همسایه و ذیدخل در قضایای افغانستان با توجه به منافع خود شان در انتخاب رئیس جمهور تاثیر گذار بوده و آنها در همسایگی خود رئیسی میخواهند که در مناسبات و معاملات خوش برخورد باشد. دیده شود که نخستین سفر "رئیس جمهور" محمد اشرف غنی به پاکستان، از روی مناسبات سرد و گرم طرفین پرده خواهد برداشت. جنگهای اعلام ناشده رژیم پاکستان با افغانستان و موضعگیری مداخله گرانه آن در قبال افغانستان که حاصل آن آتش و خون، نا امنی و به تعویق افتادن باز سازی زیرساختار های اقتصادی و فابریکات در کشور ما بوده است. هکذا موضعگیری دولت ایران در رابطه به اوضاع جاری در کشورما به باز سازی و نو سازی تاسیسات عام المنفعه اثر گذار بوده بگونه مثال، به تعویق افتادن بند برق سلما و نفوذ روز افزون فرهنگ بیگانه در کشور ما نیات همسایگان را برملا میسازد. اگر اینطور نباشد کدام آقای مسئول و ندانم کار داخلی جوابگوی آنست که فابریکات و موسسات صنعتی و دستگاههای تولیدی کشور و تاسیسات انرژی، علی الرغم کمک های سیل آسای جامعه جهانی، امریکا، روسیه، چین و کشور هند، تا چه وقت به نفع کشور های همسایه غیر فعال نهگداشته میشود و جوانان کشور شیران و قهرمانان برای مزدوری به کشور بیگانه مراجعه کنند. آیا جای تاسف نیست که بیش ازین ادامه پیدا کند.

 محور چهارمی خارجییان، بدولت های مربوط به کشور های ذینفع در افغانستان تلقی میشود که در سرنوشت ملت افغانستان اثر گذار هستند. طبعیست آنها فردی را می خواهند که با موجودیتش در قدرت سیاسی افغانستان این گونه منافع تضمین گردد. میزان برخورد کشور های ذیدخل در امور افغانستان متناسب است به درجه برداشت منافع آنان درین کشور. معلوم است که در کشور فقیر و عقب نگهداشته شده افغانستان آنهم دارای اقتصاد وابسته به خارج، میزان اثر گذاری خارجیان را در امور سیاسی، اقتصادی، و کلیه عرصه ها و در صدر آن مسایل امنیتی مشخص و معین می سازد. البته منافع کشور های غربی در منطقه و کشور ما بحث بزرگی می طلبد که بالا تر از گنجایش این بحث است. در حالی دوستی با تمام خلقها و ملل جهان و جانب داری از صلح جهانی، ایجاد و تحکیم روابط دوستانه با سایر ملل جهان از سنن دیرینه مردم افغانستان بوده است ولی از آنجایی که بحث مورد نظرما کشور های ذیدخل در قضایای فعلی افغانستان است کمک های نظامی و اقتصادی آنها به افغانستان وقتی مثمر ثمر شده میتواند که نتایج آن برای هردو طرف مطلوب و با منافع علیای مردم افغانستان مطابقت داشته باشد. در حال حاضر مسایل امنیتی و جنگ علیه دهشت افگنی و مقابله با تروریزم جبهه مشترک ما و "جامعه جهانی" را تشکیل میدهد. البته درین راستا تلاش برای موفقیت مشترک نیاز مند رهکار های اصولی و موثری است که "رئیس جمهور" کشور آنرا در پیش گرفته و هر گونه تسهیلاتی را در امر برآوردن خواسته های فوق الذکر فراهم کرده بتواند. در اخیر گفته میتوان که در شکل گیری "انتخابات" افغانستان هم خارجیان، هم مردم افغانستان و ایتلاف ها و جریانات سیاسی نقش شان مهم و تعیین کننده بوده و بر اکثریت جریانات سیاسی و ایتلاف های سیاسی، خارجیان رول اساسی داشته و بازی گران داخلی در تبانی با بازی گران خارجی سرنوشت ملت را رقم می زنند. بنا بر آن آنها زمامداری میخواهند که به مقتضیات خارجیان نیز پاسخگو باشد.

ای وطن خاک رهت تاج سرم

بال پروازم ولی کو شهپرم

ملت ما نان می خواهد زمن

تیم من فرمان می خواهد زمن

خارجی پیمان می خواهد زمن

ای خدا یا بر کدامش بنگرم

 تحلیل میزان منافع چهار جانبه و چندین جوانب در مطابقت به منافع علیای مردم افانستان مواضع و بر خورد محور های داخلی و خارجی را مشخص می سازد.

در حال حاضر مردم افغانستان خوشبختانه میتوانند در رابطه به منافع علیای کشور بهتر فکر کنند و این خود دلیل رشد سیاسی و انکشاف روز افزون سطح فکری و بیان نو اندیشی نسل جوان کشور ما میباشد که نوید غلبه بر پسمانی ها و حصول موفقیت های بعدی کشور را مژده می دهد. این چشم انداز امید بخش بستگی به بیداری و هوشیاری مردم دارد که به جنبش مردمی خویش متشکل گردند. بر مردم آگاه و بخصوص نسل جوان کشورماست که در یک صف واحد بدور آرمانهای وطنپرستانه و دادخواهانه بسیج گردیده با تصامیم جمعی و حرکت هدفمندانه با تلاش های مشترک و مردمی وطن را از حالت کنونی نجات داده صلح و ترقی و پیروزی را نصیب مردم افغانستان سازند.

عبدالوکیل کوچی

 

  مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها بوده

و الزاماً بیانگر نظرات و دیدگاه ادارۀ سایت اصالت نمیباشد.