پنجشنبه، ۱۲ جنوری ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 


جمال عبدالناصر نورزاد

 

تغییر در سیاست جدید امریکا در قبال افغانستان

عبدالناصر نورزاد

تاریخ: ۱۳۹۰/۱۰/۱۰

 

بحران افغاستان دارد آهسته آهسته وارد مرحله ای جدیدی میشود. به نظر میرسد اینبار بازی امریکا و غرب در تبانی با کشور های ذیدخل در قضیه افغانستان طوری دیگری پیش برده میشود. زیرا امکان هرگونه تغییر سیاست (بازی) در افغانستان در زمان کنونی بدون مشوره و مصلحت گرایی شرکای منطقوی (چین، روسیه، هند و پاکستان و تا حدودی ایران به علت منزوی و محکوم بودنش از طرف غرب و امریکا) و کشور های عربی ناممکن بنظر میرسد.

اتفاقات تازه مانند رهایی سران "طالبان" از زندان گوانتامو همزمان با حذف نام ملا عمر رهبر گروه "طالبان" و پرداخت فوری صد میلیون دالر برای دفتر تازه ایجاد شده ای "طالبان" در قطر میتواند مبین تغییر شیوده بازی خطر ناک غرب بخصوص امریکا در قبال افغانستان باشد. امریکا به دلیل مصروفیت های کم و بیش اش در جنگ عراق و معضله اتومی ایران و هم به دلیل رقابت های نا متوازن با جبهه آسیایی اش (چین، روسیه، هند و پاکستان) با وجود حضور درازمدت در افغانستان نتوانسته مانند اضلاع یاد شده در افغانستان از منظر استخباراتی و اطلاعاتی نقش بازی کند که تا حدودی حساسیت های اخیر این کشور در قبال قضایای افغانستان ناشی از این مسئله است. در ضمن، نقش پاکستان به عنوان یک بازیگر مخرب و استفاده جو میتواند تا حدود زیادی در قضایای افغانستان مؤثر باشد. تا جاییکه لوی درستیز پاکستان، جنرال اشفاق کیانی، به دنبال اعلان گشایش دفتر "طالبان" در قطر، سفر خود به لندن را نا تمام گذاشته و بصورت عاجل وارد قطر میشود، این موضوع یک اندازه بحث بر انگیز است.

آنچه در قضیه افغانستان میتواند قابل توجه باشد نقش کشور های منطقه است که بیشتر از امریکا و متحدان غربی اش مصروف نبرد در افغانستان هستند. زیرا امریکا در ابتدای ورود به افغانستان از عینک پاکستان و انگلیس نسبت به معضلۀ افغانستان نگاه میکرد، ولی به تازه گی متوجه شده است که بحران افغانستان قبل از آنکه به نفع امریکا پیش برود بیشتر به مقصد نزدیک شدن به عمق استراتیژیک پاکستان، انگلیس و کشور های منطقه در حرکت است. و هر کدام از کشور های ذیدخل در قضیه افغانستان به دنبال اهداف خود هستند. و اگر کدام عقبگرد و انعطاف پذیری از سوی امریکا در مورد قضیه افغانستان صورت بگیرد زمینه ی تسلط یابی پاکستان و کشور های منطقه به عنوان فاتحان نبرد گرم افغانستان، که امریکا آغاز گر آن بود، مساعد خواهند شد و فُرصت هرچه بیشتر برای ترسیم نقشه های سیاسی پاکستان در تبانی با انگلیس و از طرف دیگر اتحاد مرموز و بنا یافته به اساس مصلحت های مقطعی در مقابل امریکا مهیا میگردد. که میتواند بعنوان زنگ هشدار برای امریکا و متحدان غربی آن بصدا درآید. به همین علت تلاش های اخیر امریکا در افغانستان صرف در جهت منزوی ساختن پاکستان که بیشتر از یک متحد استراتیژیک در افغانستان نقش بازی میکند بوده است. زیرا امریکا به فکر این شده است تا با قطع کردن دست پاکستان از افغانستان پیامی را به شرکای مخفی پاکستان (چین، ایران و روسیه) بفرستد.

با توجه به گفته های بالا، نقش "سیاسیون" و "دولتمردان" افغانستان هم قابل بحث است. زیرا آنچه برای افغانستان بیشتر از همه اهمیت دارد میزان آسیب پذیری اینکشور است که همواره در چنین تغییر بازی ها شکست را متحمل شده و بازی را باخته است. و آیا اینکه "سیاسیون" و "دولتمردان" افغانستان در فکر استفاده از فُرصت بدست آمده به نفع افغانستان هستند یا خیر؟ سوال دیگری است که در ذهن هر افغان خطور می کند.

زیرا در گذشته گرداننده گان ماشین دیپلماسی افغانستان بیشتر به مواد دیکته شده و تهیه شده از جانب امریکا و همپیمانان غربی آن بوده اند تا جاییکه بسیاری از فُرصت ها که امکان تغییر موقعیت افغانستان را از لحاظ پرستیژ میداد از دست رفته است و با وجود کسب تجارب تلخ شکست در میدان دیپلماسی و سیاست بازی های تمام جوانب ذیدخل در قضیه بغرنج افغانستان تا اکنون بفکر تجدید نظر در مورد سیاست خارجی افغانستان نشده اند.

از سوی دیگر بازی خطر ناک غرب در افغانستان جهت بدنام ساختن "دولت افغانستان" در سطح ملی و بین المللی میتواند تا حدود زیادی به این فُرصت های بدست آمده خط بطلان بکشد و امید اینکه "دولتمردان" و "سیاسیون" افغانستان، بدون داشتن کدام تجربه و بدون همآهنگی بتوانند از موقعیت های بدست آمده استفاده اعظمی نمایند بعید بنظر میرسد.

در عوض کشور های منطقه بخصوص همسایه ها مانند ایران و پاکستان از این فُرصت ها سود بیشتر خواهند برد. و بیشتر بفکر غلتاندن پای امریکا در منجلاب افغانستان خواهند شد. که در نتیجه منجر به عمیق تر شدن بحران افغانستان خواهد شد. از طرف دیگر، پاکستان دیگر پاکستانِ دیروز نیست که با دادن هدیه و کمک قانع گردد کار تا جایی کشیده است که پاکستان بمثابه جیره خوار دیروز غرب و امریکا، امروز به امریکا چلنج میدهد که به پاکستان بحیث یک متحد استراتیژیکی منطقه در قضیه افغانستان نگریسته شود که مسلماً این خود نتیجه سیاست های اشتباه آمیز و یا عمدی امریکا در قبال پاکستان میباشد که هر روز به پاکستان منحیث جانب تأثیر گذار در قضیه افغانستان موقعیت تازه ای می بخشد.

جنگ فرسایشی افغانستان تنها سوژه حضور امریکا در اینکشور نیست، بلکه افغانستان در درازمدت بعنوان گذرگاه جهت نیل به اهداف استراتیژیک در منطقه پیش بینی شده است، که در نتیجه امریکا میخواهد با تداوم این جنگ، دو هدف را دنبال کند:

1.    عبور استراتیژیک غرب و امریکا بسوی افغانستان و در قدم بعدی برون از افغانستان برای شکستن خط تازه ایجاد شده ای مقاومت

(ایران، پاکستان، روسیه، چین و هند)در مقابل برنامه های طرح شده از سوی امریکا.

2.    مسئله تقسیم بندی منابع و منفعت ها در افغانستان که قبلا روی آن میان امریکا و متحدان غربی آن توافق صورت گرفته است.

در نتیجه اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند غرب دیر یا زود طعم تلخ شکست و انهدام ماشین استراتیژیک را در تقابل غیر واقعیبینانه و غیر متوازن خواهد چشید. بنااً برای امریکا لازم است تا بیشتر از این از نقش پاکستان بعنوان یک متحد نزدیک در افغانستان که همواره در صدد بازی کردن نقش غیر صادقانه بوده بکاهد و بیشتر روی واقعیت ها عمل نماید.

"دولتمردان" افغانستان باید برای اقناع هرچه بیشتر امریکا بعنوان کشوریکه بیشتر کمک ها را برای افغانستان نموده است بکوشد تا در قدم اول به افغانستان و واقعیت های که در این کشور وجود دارد نگاه شود تا پاکستان. که اینکار بیشتر به منزوی ساختن پاکستان کمک خواهد کرد. در ضمن آنچه میتواند بیشتر قابل توجه باشد عقب مانده گی دستگاه دیپلماسی افغانستان است که در همچو موارد بیشتر از سکوت، کاری دیگری از دست شان ساخته نیست. که در عوض برای موقعیت یابی بیشتر افغانستان بعنوان جانب قضیه از جانب امریکا و کشور های غربی باید نگاه شود. که متأسفانه در اکثر معاملات مانند گشایش دفتر برای "طالبان"، "دولت افغانستان" بیشتر نقش یک نظاره گر را بازی کرده است تا طرف تصمیم گیرنده در معامله.

بنااً برای رویکار آمدن یک دیپلماسی فعال، "دولتمردان" افغانستان نیاز به تجدید نظر در سیاست های قبلی خود دارند تا موقعیت جدید افغانستان رابه اثبات برساند.

#   #   #

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)