مسوولیت مطالب نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 

 

مطالب نشر شده در دیدگاه ها بیانگر دیدگاه اصالت نمیباشد.

 

محترم یعقوب هادی

یکشنبه، ۲  نومبر  ۲۰۰۸

وضعیت پیچیدهء کشور

 و ضرورت تشکُل واحد نیرو های مترقی که مردم افغانستان به آن امیدوارند

اوضاع کشور روز تا روز پیچیده تر میشود، اینک بازی های جدیدی سیاسی، از قبل تدوین یافته، در ابعاد دیگر ولی در امتدادِ بازی های گذشته، بدست بازیگران روی صحنه بار دیگر شکل خواهد گرفت و به خواست اراده مردم پاسخ داوطلبانه داده نخواهد شد .

این پیچیده گی اوضاع در افغانستان در حالی است که جهان سرمایه داری نیز از حیث مشکلات مالی روز تا روز در بحران فرو میرود. پلان گذاران سیاست های جهانی با دست و پا زدن ها در هر گوشه و بیشهء جهان هنوز تسلط شان را بر جهان حفظ کرده اند، و هنوز به سرنوشت و تقدیر مردم جهان حکم میرانند .

و اما آنچه در خور تعمق است این که، اکنون کدام اولویت ها در جهان در وضعیت بحرانی سیستم سرمایه (از لحاظ مسایل مالی) که سر آغاز و یا علایم رفتن بسوی تعویض یک مرحله تاریخی آنرا میتوان شمرد، برای سیستم سرمایه داری، که ناگذیر خواهد بود در مسیر تاریخ در حرکت بیاید مطرح میگردد.

بخاطر اینکه نیرو های مترقی نمیتوانند دنباله رو حوادث باشند، این نا ملایمات سیاسی را در بحبوحه اوضاع سیاسی افغانستان به حیث یک کشور وابسته به جامعهء جهانی به عنوان یکی از مراکز نمادین سیاست گذاری ها در دست جهان یک دست امروز، باید مورد مطالعه قرار داد.

بیانات رسمی و غیر رسمی دست اندر کاران امور در مورد افغانستان، سر زمینی که آزمایشات فروان سیاسی را پشت سر گذاشته و هنوز به چالشهای از این قبیل مواجه است، باید به دقت مورد تحلیل قرار گیرد و موقعیت نیرو های سیاسی در آن تشخیص گردد.

آنچه در چنین یک محتوا مورد بحث این نوشته قرار میگیرد، این است که: متاسفانه مشکل افغانستان همیشه در ابعاد جنگ مورد بررسی قرار گرفته است. جنگ برای صلحی که با جنگ از بین برده شده است، جنگ برای شرط گذاری ها، جنگ برای قبولاندن حضور اشخاص و گروه ها، همیشه مورد استفاده بوده است. با انکه جنگ روی دیگر سکه سیاست است، اما در افغانستان هر دو روی این سکه جنگ است، که هیچگاه منبع و ماخذ این جنگ مورد بحث قرار نگرفته است. امروز نیز تمام نیرو و تفکر برای خواسته های جنگی توجیه میگردد. خواسته های اساسی و بنیادی تحت شعاع جنگ قرار داده شده است. و اما اینکه چرا جنگ وجود دارد، و خواست بعد از جنگ چیست؟ این مجهول به ایام مجهول دیگر محول میگردد.

از همینجاست که باید دقت شود نیرو های سیاسی استقلال طلب، آزادی خواه، عدالتخواه و مترقی در این وضعیت در کدام موقعیت قرار میگیرند. امروز در نتیجهء هفده سال پراگندگی موقف این نیرو ها در حالی مشخص میشود که هنوز شانس بدست آوردن موقعیت شایسته و در خور خدمتگذاری برای مردم زجر دیدهء ما و سرزمین ویرانهء ما بکلی نابود نشده است .

از طرح های رسمی، و هم در پلان های گروه های ذیدخل و اشخاص انفرادی ذیغرض خوانده میشود، که این نیرو ها (نیرو های مترقی) در محاسابات شان نفی گردیده اند. و یگانه دلیل آن این است که، این نیرو ها پراگنده اند، و به ایجاد یک تشکل واحد، که مردم افغانستان به آن امیدوار هستند، تا هنوز موفق نشده اند .

لذا مسایل و معضلات در کشور در میان دو طرف و یا دو جنگنده مورد بررسی قرار میگیرد. البته گفته میشود که جنگ مانعی تمام پلانها و تدابیری است، که مردم و کشور به آن نیازمند اند. لیکن نا گفته پیداست که پایان جنگ قهرمانانی را بوجود میاورد، که سرنوشت آینده مردم بدست آنان رقم میخورد. ختم جنگ یک آرزوی بسیار شریفانه و یک خواست بسیار شرافتمندانه است . اما باید چنان صلحی تامین شود که تمام دلهره ها را ازبین ببرد . ختم جنگ باید به معنی تجمع جنگنده ها نباشد که این قهرمانان قراردادی ساکت ساختن جنگ مارهای بدون اُده شوند و به همه نیش بزنند .

نیرو های سیاسی استقلال طلب، آزادی خواه، عدالتخواه و مترقی، که عمدتأ احزاب و سازمانهای بوجود آمده از یک حزب بزرگ و سراسری اند، به دلیل نداشتن باند گروپ ها حضور شان کم رنگ جلوه میکند. چرا که این نیرو ها قوت های جنگی ندارند و در قاموس مبارزهء شان جنگ، ترور و باندتیزم مردود است .

برای اینکه به تمسک های نا موجه قبلأ پاسخ داده باشیم، باید با اشاره به یک مرحله تاریخی، که نیرو های سیاسی استقلال طلب، آزادی خواه، عدالتخواه و مترقی در حاکمیت دولتی قرار داشتند، گفت که: مشغول شدن به جنگ تحمیلی در حاکمیت آنوقت به منظور دفاع از استقلال، آزادی، تمامیت ارضی عدالت اجتماعی، شرف، عزت حیثیت و نوامیس مردم، دفاع از دست آورد های حاکمیت، دفاع از تمام ارزش های انسانی، که در قوانین نافذه کشور مطرح بود، در چوکات ارگانهای رسمی دولت دفاع قانونمند بود، که از تهداب با جنگ جاری فرق دارد.

از جانب دیگر نیرو های سیاسی استقلال طلب، آزادی خواه، عدالتخواه و مترقی هر روز از وضعیت جاری و مسلط، به همدیگر هوشیار باش میدهند. در محدودهء نظریات، طرح ها و اقداماتی که پیرامون وضعیت جاری از مجاری مختلف ابراز میگردد، و تدوین میشود، نقش این نیرو ها محسوس نیست. شاید دلیل عمده آن، کم بها دادن به اشخاص محوری این پرورگرام ها باشد، که در میان مردم جایگاه و پایگاه ندارند. اما این نیرو های مترقی باید از جهت دیگر هم به این مساله نظر داشته باشند. و آن اینکه: به نسبت عقب نگهداشته گی مردم، برای تعیین سرنوشت خود مردم، سیاست و جنگ صادر شده از خارج امتعهء با ارزش و با اعتبار شده است. لذا همانطوریکه یک شخص با یک کلاه، یک چپن و پیراهن تنبان بالای مردم تحمیل شده توانست البته که هیچ معجزه ای در کار نخواهد بود که چنین اشخاص میان هم در لباس دیگرنیز تعویض گردند .

امروزه دزدان، قاچاقچیان، جنایتکاران، خیانتکاران، جواسیس معلوم کشور های غارتگر که خود هم به شکل گروهی و هم بشکل انفرادی در لست های سیاه به جنایت قلمداد میباشند و حتی خود به همدیگر شهادت میدهند و دهها تن شان بعد از خیانتکاری ها در حکومت خودشان با مصلحت مقامداران موجود از محاکم که دوسیه های شان در دوران است فرار نموده اند و به کشور های دوم و دایم شان پناه جسته اند .

اکنون اینان اند که از پراگنده گی نیرو های مترقی خوب استفاده برده اند و میبرند.

گروهی سر و صدا های گویا "کنفرانس بین الافغانی" را براه انداخته اند. این پروگرام طوریست که همه جوانبِ شامل قضایای افغانستان در پروگرام اینها محکمه میگردند. و بعداً مشمولین کنفرانس، که معلوم نشد چه کسی باقی میماند، اونه دیگه به سرنوشت مردم حاکم میشوند و خیر و خلاص .

نام این گرد همائی "کنفرانس بین الافغانی" است که همه از طرف چند نفر غندی نشین جعلکار و تفرقه انداز نفی میگردند. اینها عیناً در جائی پای باداران شان قدم میگذارند .جنگ می اندازند، و خاموش میسازند. ارادهء شان این است که افغانان را جمع میکنند و دست و پای بسته به درگاه قدرت های سرمایه میبرند تا پلانهای مشترک شان یاری و کمک گردد.

طرح دیگر که گویا از مجاری سازمان ملل باز خواهد شد، نو ساختن لحاف کنفرانس بن است. بیان این مساله از جانب شخصی بنام وحیدالله وحید یکتن از کارمندان دفتر سازمان ملل متحد؟ در آستانهء انتخابات افغانستان با این ساده گی و از موضع صلاحیت قابل مکث است. هرچند اشخاص متعدد زمانیکه کاندیدی خودرا به ریاست جمهوری مطرح کرده اند خود را معتمد سیاست سازان خارجی برای افغانستان معرفی نموده اند. اما آقای وحیداله وحید در حالیکه چنین خواستی را مطرح نکرده است بگفته او، خود پلان ساز برای حل معضله افغانستان است، که پیشنهادات سه فقره ای محمد ظاهر، شاه سابق را تدوین نموده و کنفرانس بن را از دست آورد های خویشتن حساب میکند. چهره ایکه برای بسیاری ها نا آشنا است .

به قرار گفتهء آقای وحیدالله وحید، کنفرانس بن سه مرحله داشت، با وجود آنکه تصامیم مرحله اول (لویه جرگه اضطراری) مطابق به فیصله نامه بن تطبیق نشده است، زمان به اجرا گذاشتن مرحله دوم (لویه جرگه انتقالی) فرا رسیده است. (لویه جرگه انتقالی) جایگزین انتخابات در پیشرو است، و با انتخابات (که احتمالاً مدت چهار سال بعد است) مرحله سوم این پروسه تکمیل میگردد .

همچنان آقای وحیدالله وحید در مورد مداخله پاکستان در امور افغانستان میگوید، این پاکستان است که نیرو های جنگی را در طول دوران معضلهء افغانستان تسلیح تجویز و تمویل نموده و مینماید. لذا طی پلان مطرح خود، این نیرو های جنگی را از طریق سازش بالای مردم افغانستان تحمیل مینماید، و آنانرا در قدرت سهیم میسازد، تا به این طریق دست پاکستان از افغانستان کوتاه گردد.

هرگاه گفته های وحیدالله وحید از زبان یک کارمند رسمی دفتر سازمان ملل متحد؟ که میتواند به این ساده گی سرنوشت یک کشور را رقم بزند، پس در این صورت همه تصورات باید پاسخ یافته باشد، زیرا در حقیقت انتخاباتی وجود نخواهد داشت. .

آقای وحیدالله وحید با خود داری، به این نکته اشاره داشت که، کنفرانس بن همه شمول نبود. البته حقیقتاً چنین بود. اما در عین حال از تخریب مزارع کوکنار و عدم ارایه بدیل کشت کوکنار (منبع تمویل نیرو های جنگی) نیز شاکی بود، که این روحیه تلویحاً جواب همه شمول نبودن کنفرانس بن از دیدگاه او را ارایه میدهد. اما در جریان هفته اخیر ماه اکتوبر ۲۰۰۸ آقای جلالی وزیر داخله سابق با صراحت کمبود کنفرانس را عدم شرکت ندادن نمایندگان طالبان به عنوان نیروی بزرگ اعلان کرد. با این حال اضلاع مثلث که سرنوشت آینده کشور را رقم بزند از قبل خط کشی شده است .(ضلع دولت --- ضلع طالبان --- ضلع جامعه جهانی)

با نظر داشت پلانها و تدابیر دست اندر کاران عرصه سیاست افغانستان، نیرو های مترقی باید موقعیت و موقف شانرا دریابند. ما (سازمانهای بوجود آمده از ح.د.خ.ا. یا حزب وطن) باید از هر روز درس های خوبی را فرا بگیریم. وضعیت موجود برای نیروهایکه بخاطر منافع علیای کشور مبارزه میکنند، که تا کنون ناخواسته و یا نتوانسته اند گام های استوار تری را در وحدت این نیرو ها بگذارند درس خوبی باید باشد. ما باید با آینده نگری عملکرد های سیاسی مانرا تنظیم نمائیم. باید بیاد داشته باشیم هر روزیکه به عمر این فاصله ها افزوده میشود، ما همانقدر از هم دور میشویم.

بدون شک همه رفقا و عزیزان ما طرفدار وحدت و یک حزب واحد نیرومند، در حقیقت انسجام خانواده بزرگ دیروز ما اند. و اینرا همه میدانیم که مشکل ما نام گذاری حزب نیست .انسجام دوبارۀ حزب بزرگ است .لذا هنوز که نبض خواست و ارادهء وحدت خواهی میطپد، بیائید بار دیگر این پروسه را به شدت تمام از سر بگیریم. من با این نوشته از حضور تمام رفقا، از جمله رفقای که با قلم و قدم نظریات مجموع رفقا را انعکاس داده اند، تقاضا میکنم که پروسه وحدت را با جدیت عام و تام به پیش بگیرند. لذا برای تبارز حسن نیات پیشنهاد میکنم که:

اعلامیه های مربوط به گرد همائی ها، نشست ها، جلسات، مارشها، از جانب سازمانهای رفیق و هم اندیش، سایتهای رفیق و هم چنان پیام های سازمانها، سایتها و شخصیت های رفیق در تمام سایت ها به نشر برسد. خواهشمندم مسوولین و رفقا این اعلامیه ها و پیام ها را غرض نشر به سایر سایت های رفیق ارسال نمایند.

اخیراً سایت اصالت پیام کمیسیون برگذاری بزرگداشت هشتادمین سالروز تولد رفیق ببرک کارمل فرزند صدیق مردم افغانستان، رهبر زحمتکشان و قاطبهء مردم افغانستان را به نشر سپرد که به سایر سایتهای رفیق نیز ارسال گردیده است که با استثنائی تارنمای پندار و سایت آزادی هیچ سایت رفیق آنرا به نشر نرسانیده است. تقاضا مینمایم رفقا این اعلامیه را در سایت های ارسال شده به نشر برسانند.

و همانند آن سایت مشعل اعلامیه های متواتر را غرض تعیین سرنوشت کتلهء عظیم از افغانان بی سرنوشت که طرف توطئه دشمنان آزادی قرار گرفته اند طی یکماه به نشر رسانید که توقوع میرفت سایتهای رفیق با آن همنوائی میکردند، مگر به استثنائی سایت اصالت در انعکاس جریانات آن بطور متواتر و سایت پیام وطن با ابراز همبستگی شان، سایر سایت های رفیق از جانب خودشان به این موضوع آنطوریکه شاید و باید است نپرداختند. لذا از تمام سایتهای رفیق احترامانه و رفیقانه تقاضا مینمایم در این پروسه که هنوز نتائیج مطلوب نداده است با تمام احساس و عواطف شان شریک شوند.

از رفقای که مقالات شان در بارهء وحدت سازمانها، تنها در روی صفحات مشخص انترنتی بنا به تمایلات شخصی و یا هر ملاحظهء دیگر خوانده شده است خواهشمندم که منبعد آنرا با تکثر به سایر سایت های رفقا نیز ارسال بدارند، از رفقای سایتها خواهشمندم در این باره از نشر این مقالات بازگیری نکنند .

از مسوولین کمیسیون هماهنگی نیروهای مترقی در اروپا خواهشمندم گزارشات کار و فعالیت این کمیسیون را غرض اگاهی، امید بخشی تدوام کار در این پروسه، ارزیابی و نظر دهی هر هفته در سایتهای رفقا به نشر برسانند .

قبلأ پیشنهاد یک اتاق مباحثه پالتاکی و یک فاروم مباحثه را بطور دایم فعال در یکی از مقالات خود مطرح نمودم که در روی همان صفحه یادگار ماند در حالیکه اگر پیرامون آن نظر پردازی میشد و یا شود بسیار حرف های ناگفته گفته میشد و یا گفته خواهد شد و احتمالاً اشکالاتی هم میداشت و دارد ولی از آنجا که هر کار را باید اول انسان از خود شروع کند ایجاب گذشت های رفیقانه را باید در سر لوحه کار خود قرار داد. از اینرو قابل ذکر میدانم با رفقایی که در اینباره در صفحات انترنت قلم زده اند گاهی برخورد سلیقوی صورت گرفته است که در مواردی هم تند بوده است که در مواضع اهداف عمومی و منافع همگانی این شکر رنجی ها جا ندارد .لذا در این یادداشت از رفقای مقاله نویس در صفحات انترنت تقاضا دارم در این پروسهء واحد پیگیری شانرا ادامه دهند .

زنده باد مردم، پیروز باد وحدت خدمتگذاران مردم .

 م ی هادی