مسوولیت مطالب نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 

 

مطالب نشر شده در دیدگاه ها بیانگر دیدگاه اصالت نمیباشد.

 

پنجشنبه، ۵ نوامبر ۲۰۰۹

*   *   *

تاریخ ارسال به اصالت:

Thu, November 5, 2009 09:00

وکلای عزیز امیدوارم حرکت سب میشن جان سینا را در داخل خانه مردم کاپی نکنید!

دیشب وقتی در تلویزیون خبرهای ساعت شش را تعقیب میکردم دیدم یکی از وکیل صاحبان منتخب نزدیک بود از آخرین تکنیک های کشتی گیر آمریکایی آقای جان سینا بر علیه آقای بهزاد وکیل دیگر، که نشه پلوچرب داکتر عبدالله بود، استفاده کند، ولی کاپی نمودن این گونه حرکت ها در بیرون خانه و یا کدام جای دیگر قبلا حتی برای اطفال زیر سن از طرف تلویزیون که این برنامه را نشر میکند ممنوع قرار داده شده چی رسد به وکلای پارلمان کشور!

ما نمیدانیم آقایانی که خود قانون گذاران اند چرا به آگهی های که ممنوع قرار داده میشوند توجه ندارند. مگر میشود معضله کشور را با زور مشت و لگد حل ساخت؟

اگر جواب مثبت است آقایان پیشتر ازین هم بودند که حتی توپ و تانک های مختلف النوع هم داشتند ولی سرانجام عاجز شدند و اعتراف کردند که معضله این کشور فقط از طریق تفاهم امکان پذیر بوده نه با نوک تفنگ و پهلوانی، میدان بزکشی و . . .!

مردم افغانستان فکر میکنند آخرین مرجع قانونی که غرض حل مطالب شان به آن رجوع بکنند پارلمان کشور است، ولی غافل ازینکه وکلا دیگر فروخته شده اند و خویشتن را فروخته اند آنهم به یک شکم نان میروند برای کاندیدان ریاست جمهوری کمپاین میکنند.

فردا اگر آقای رییس جمهور به کدام فیصله وکلای محترم اهمیت نداد هیچ کاری هم از دست آنها ساخته نخواهد بود، موضوع استحضار وزیر خارجه و ادامه فعالیت موصوف در حالیکه پارلمان آنرا به رسمیت نمیشناسد فراموش اذهان مردم نشده است.

وقتی فیصله پارلمان کشور در قبال عملکرد های حکومت اندک تاثیر نداشته باشد پس معنی پارلمان به صفت یک جامعه ناظر اعمال حکومت چه خواهد بود؟ جز ازبیت المال سوء استفاده کردن دیگر چیزی نیست.

وکلای محترم اگر یک دفعه خاطرات روزهای کمپاین شان را از نظر بگذرانند و شعارهای که در پوستر های کمپاین انتخاباتی شان نوشته بودند به یاد بیاورند شاید برای یک ساعت هم اگرشده باشد به یاد موکلین خود خواهند افتاد.

من بیاد دارم جاده های پُرازدحام شهر کابل در دوران انتخابات شورای پارلمانی چنان هیاهوی بود که هیچ نمی فهمیدی که کمپاین انتخابات شورای پارلمان است یا سخن از لیلام شدن مرچ و کچالو و بادنجان و یا هم اطلاعیه نرخ نازلتر تلیفون های بین المللی به کشورهای جهان از جمله ایران و پاکستان!

اکنون دیگر از دوران اعتماد مردم افغانستان فقط سال بیش نمانده و همه فهمیدند که انتخاب وکیل جز در صف طولانی روز رای دهی ایستاد شدن دیگر درد را دوا نمیکند حیف همانروز که فرزندان شان به یک کیلو کچالوی که والدین شان شام غرض اعاشه آنها باخود میآورد انتظار میکشند.

کدام وکیل محترم وقتی صبحگاهان با موتر های شیشه سیاه شان بطرف شوری میروند یکی از هزاران نفری که کرایه موتر ندارند را تا یک قسمت راه با خود برده است در حالیکه دیروز وقتی به رای تک تک آنها نیاز داشت (میگفت حتی یک رای سرنوشت ساز است) و همان یک رای بود که یکی را تاج بر سر نهاد و صاحب کروزین، خانه و بادیگارد کرد و رای دهنده را برخاک سیاه افگند زیرا آنروز لااقل راه بندان وجود نداشت و میتوانست به وقت موعود سرکار خویش حاضرشود. اما امروز از برکت موترها وکلای محترم تا سر کار میرسند درست ساعت وقت نان چاشت را نشان میدهد در حالیکه به اصطلاح دوکانداری وقتی دستلاف نکرده باشی از کجا میتوان نان تهیه کرد مگر میشود . . .؟

به جای آنکه موقف خویش را حفظ میکردند حمایت وسیع مردمی را از کاندیداتوری ریاست آینده دولت اعلام کردند زیرا میدانند که دیگر در پارلمان آینده راه نخواهند یافت مجبور هستند با فریب دادن حمایت موکلین خویش از نامزدی کاندیدان ریاست جمهوری یکی از کرسی های حکومت را اشغال نمایند بی خبر ازینکه مردم ثابت ساختند که دیگر فروخته شدنشان را قبول ندارند.

خوب شد که با ابتکار کمیسیون مستقل انتخابات با شمارش آرا در محل حوزه رای دهی معلوم شد که آقایانی که سنگ حمایت وسیع مردمی آن مناطق را به نفع کاندید مورد حمایتش برسینه خویش کوبیده بود و رییس جمهور هم به خیال کسب صد درصد آرا آن مناطق یک دفعه با متوجه شدن نتیجه برعکس اعتمادش نه تنها از وکیل محترم سلب شده بلکه دیگر از رای خریدن هم برای همیش توبه خواهد کرد و حتی پخته را در گوش کرده پلان های منظم روی کاغذ را که برای بیش از بیست سال طرح کرده بودند در بخاری خانه های شان خواهد سوختاند.

مردم عزیز افغانستان این دموکراسی نیست بلکه شبه دموکراسی است زیرا در نظام دموکراسی معامله وجود ندارد چنانچه وقتی در تاریخ آمریکا میخوانیم زمانی سیاه پوستان در موجودیت سفید پوستان که هردو مخلوق یک خدا بودند اجازه نشستن حتی در چوکی موتر را نداشتند ولی امروز از برکت سعی و تلاش خود مردم و فرق بین خادم و خاین ببینید بدون کدام تعصب نژادی و منطقه ای سیاه پوست آنها امپراطور دنیا شده آه شان بلی بوده ونی شان نی.

من به این باورم که بزرگان ما اگر هنوز هم بر حق فرزندان این مرز و بوم توجه ندارند به گفته خودشان ما که نسل فرداییم چه توقع خواهد رفت زیرا فرزند خلف آنست که راه پدر را تعقیب کند به قول شاعر:

"پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت      ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم"

و یا اینکه:

به نیم بیضه که سلطان ستم رود دارند      زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

زیرا تاریخ افغانستان همیشه مشابه تکرار شده ما که هنوز کدام نوآوری در هیچ عرصهء زنده گی نمی بینیم گذشته ما بهتر ازین را حکایت گر است زیرا آن وقت ها هرصبح قبل از نماز کشتار مردم بیگناه را در خیابان ها نمیدیدیم. فقط از تار عنکبوت برای مردم خانه ساختن است و بس.

 

انجنیر فتح الدین فایق

 

 

کابل - افغانستان

 

شمارۀ تماس ۰۷۹۹۱۷۸۴۷۳