چهارشنبه، ۲۳ جنوری ۲۰۱۳

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

چند سخنی پیرامون سخنرانی های استاد شفق

 در سیدنی آسترالیا


 یزدان ظفری

  نوشتۀ: یزدان ظفری، ادیلاید

 

من سخنان و مقالات ملال آور اکثریت آخوند ها را نه می شنوم و نه می خوانم. اما سخنان استاد شفق را از زمانیکه در کابل بود می شنیدم و تفاوت های زیادی بین حرفهای او با دیگر آخوند ها را متوجه می شدم. وی صحبت هایش را با استدلال و منطق بیان میکرد.

سخنان آخر استاد شفق در سیدنی آسترالیا در حقیقت یک تابو شکنی در جهت رهایی جهالت های مذهبی است که دین و مذهب را که ۱۳۰۰ سال قبل تا اکنون در یک وضع رقتبار قرون وسطایی بسر میبرند به باز نگری دعوت می نماید و می خواهد که دین- مذهب و پیروان آن خود را ازین منجلاب ننگین رها نموده و با عصر متمدن زندگی نمایند.

برای اولین بار است که از زبان یکی از علمای تشییع (استاد شفق) می شنوم که می گوید ابوبکر، عمر و عثمان از جمله یاران پیغمبر بوده که قبلاً آن را هرگز نشنیده بودم. بارها از زبان سایر ملا ها شنیده و اکنون هم می شنوم که به ابوبکر، عمر و عثمان که حق علی را غصب نموده اند لعنت می فرستند. و احساسات مردم را به روحیه نفرت علیه پیروان مذهب تسنن تحریک می سازند و ملا های تسنن نیز پیروان شان را علیه شییعیان تحریک می نمایند که نتیجه آن را ما امروز در افغانستان و پاکستان می بینیم که چه تعداد انسانهای نا آگاه و فریب خورده شییعه قربانی تبلیغات آخوند های جاهل نمی گردند و متاسفانه که در این مورد ملیت هزاره ما از لحاظ هویت مذهبی به عنوان شییعه ها اضافه تر آسیب پذیر هستند.

قابل یاد آوری هست که پیروان مذهب تسنن و پیروان سایر مذاهب مانند بهایی ها و عیسوی ها در جمهوری ولایت فقیه اسلامی ایران نیز وضع بهتری از شییعیان افغانستان ندارند. آنچه که در سخنان استاد شفق قابل تمجید است می فرماید که چه وقت ملاهای ما انسان و متمدن می شوند. و چه وقت خود ها را ازین جهالت قرون وسطایی در این عصر متمدن نجات میدهند.

استاد شفق بی پرده می فرماید که مسلمانان در یک وضعیت بد تر از قرون وسطایی قرار دارند و این وضعیت پیش آمده در جوامع اسلامی حاصل نیرنگ، فریب و تفرقه اندازی های مبلغان و روحانیون جاهل دینی و مذهبی شییعیه و سنی می باشد. و همچنان در مورد رهبرانی که به چوکی های دولت لمیده اند و به جز از ثروت اندوزی و شهرت هیچ کاری را بخاطر بهتر شدن زندگی مردم نکرده اند آنها را بی کفایتی یاد نموده است. (قابل یاد آوری است که آنعده رهبرانی که چوکی های دولتی را غصب نموده اند در جهت ثروت اندوزی های شخصی و اقارب شان چنان افراد با کفایتی هستند که ابلیس نمی تواند با آنها رقابت نماید. آنان که هیچ چیزی نداشتند امروز صاحبان بانکها و کمپنی های بزرگ شده اند و کلیکسیون های موتر های شان را از طریق نشرات تلویزونها بطور بیشرمانه به نمایش میگذارند و می گویند که: "قبل از جهاد چیزی نداشتم اسپ دوانی وخر دوانی می کردم." باید گفت که آنان ماهیتاً و خصلتآ خدمت گذار مردم نیستند و همیشه از "جهاد" شان برای مردم فخر می فروشند و از پیامد ننگین و نا گوار آن که خود آنان مسببین آن هستند هیچ حرفی بمیان نمی آورند).

استاد شفق، آنچه انتقاداتی که در مورد روشنفکران نموده است، برای من که زمانی بطور فعال در ردیف جنبش چپ دموکراتیک قرار داشتم و فعلآ نیز معتقد به آن هستم، به تأسی از فرهنگ اعتراف از خود، آن را تایید مینمایم که واقعاً روشنفکران ما  مبتلا به تشتت افکار و اختلافات و کم کاری هستند. تنها به حزبِ که من به آن پیوند داشتم بعد از فروپاشی به اضافه تر از ده حزب تقسیم شده اند که یک تعداد آن تا سرحد ناسیونالیست های تنگ نظر قومی- مذهبی- زبانی و سمتی سقوط نموده اند و تعداد انگشت شماری دیگری نیز هستند که در ایام پیری شمولیت شان در آن حزب را غیر عقلانی و تاثیر پذیری بزرگان خوانواده های شان وانمود می سازند. ولی در زمانیکه به عنوان افراد بلند پایه آن حزب و دولت کار میکردند هیچ حرفی از ندامت و پیشیمانی از آنها نمی شنیدم پیوسته بطور چاپلوسانه به پا بوسی رهبران آن حاکمیت می شتافتند و در مورد آنها اشعار می سرودند.

 

یزدان ظفری، ادیلاید

 

 

 

 

 

 

    (اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)